تبليغاتX
گذری بر پرورش ا سب
پیشانی اسبها تا روز رستاخیز جایگاه خیر و برکت است. رسول اکرم ص

مشخصات رنگ‌ها در اسب در زبان های عامی :

1ـ رنگ‌هاي ساده: شامل سفيد و سياه و كرنگ، سمند و كهر

2ـ رنگ‌هاي مخلوط: شامل نيله، نيله ابرش، قره‌نيله، نيله گلگون، نيله روشن، ابرش، شرابي، گلرنگ ابرش.

3ـ رنگ‌هاي مركب: شامل كهر ابلق، سياه ابلق (دو رنگ اصلي در كناره‌، ديگر مثل سياه و سفيد)

ـ رنگ سياه: رنگ ساده‌اي است كه تمام سطح بدن حيوان از موهاي سياه پوشيده شده است به اين رنگ قره محكر هم گفته مي‌شود. رنگ سياه به صورت سياه خالص، مات، سياه براق، سياه كثيف (بعضي از نقاط بدن تبديل به سرخي شده است) ديده مي‌شود. رنگ سياه باعث مي‌شود كه اسب در ظاهر قوي‌تر و ضمخت از آنچه كه هست به نظر بيايد معمولاً كره‌هاي سياه بعداً به

ـ رنگ سفيد: به اين رنگ قزل هم گفته مي‌شود از سفيد صدفي تا كثيف متمايل به زرد يا سرخابي كمرنگ متغير است. سفيد مات به شكل گچ و بدون تلألو است. سفيد كثيف كه تقريباً زرد رنگ است. سفيد چيني داراي انعكاس آبي رنگ مي‌باشد (دُرنايي) و علت آن رنگ پوست بدن است كه از ماوراء موها ديده مي‌شود. وقتي رنگ سياه طبيعي پوست ظاهر مي‌گردد و در ماوراء موها منعكس مي‌گردد اسب به رنگ خاكستري روشن نيز ديده مي‌شود. اصولاً رنگ سفيد در اول تولد نادر است زيرا هر اسب داراي چند موي سياه حداقل مي‌باشد لذا آن را خاكستري روشن نيز مي‌نامند.

ـ رنگ سمند: رنگ طلايي روشني است كه اگر يال و دم روشن‌تر از رنگ بدن باشد سمند يال و دم شسته گويند. اگر يال و دم تيره‌تر از رنگ بدن باشد سمند يزيدي مي‌گويند.

ـ كورنگ: رنگي كه از زرد طلايي تا قهوه‌اي سوخته، جگري يا ترياكي تغيير مي‌كند. در اين رنگ، رنگ يال و دم و دست و پا همرنگ يكديگر است. رنگ كرنگ در واقع يك نوع قرمزي هست كه از يك طرف شباهت سرخي و از طرف ديگر شباهت به قرمزي دارد. اسب‌هاي كرنگ معمولاً لك‌هاي سفيد در سر و اعضا و بيني و لب دارند و به ندرت ممكن است كرنگ يك دست ديده شود. رنگ كرنگ به انواع كرنگ آلويي، روشن طلايي، زرد براق، كرنگ تيره، كرنگ آلبالويي، كرنگ بلوطي، كرنگ سوخته يا خيلي تيره ديده شود.

ـ رنگ كهر: عبارت است از رنگ قرمزي كه سير‌تر از رنگ كرنگ است. تفاوت و وجه تمايز آن با كرنگ سياه بودن يال و دم و انتهاي اعضا است (دست و پا) رنگ كهر به انواع آهويي (انعكاس زرد) كهر روشن (قرمز خيلي روشن) كهر معمولي، كهر آلبالويي، كهر تيره متمايل به قهوه‌اي، كهر بلوطي و قرمز و قهوه‌اي كهر خرمايي ديده مي‌شود.

ـ رنگ‌هاي مركب: عبارت از رنگ‌هايي هستند كه از تركيب موهاي غيرهمرنگ به وجود مي‌آيند و مي‌تواند 2 تايي و يا 3 تايي باشد. مثل رنگ خاكستري يا نيله، نيله ابرش، ابرش شرابي. كرنگ ابرش. اگر رنگ‌هاي سياه و سفيد با نسبت‌هاي مختلف پهلوي هم قرار بگيرند، رنگ نيله با خاكستري ايجاد مي‌شود. در خاكستري معمولي تعداد موهاي سياه و سفيد برابر است. در خاكستري موهاي سياه بيشتر از سفيد هست در نيله يا خاكستري خيلي روشن موهاي سفيد بيشتر از سياه است.

تنوع رنگ نيلي: شامل خاكستري سربي تالومي و خاكستري تيره با انعكاس آبي، خاكستر آهني.

تقسيم‌بندي رنگ نيله: اختلاط موهاي سياه و سفيد اگر تعداد موهاي سياه بسيار زياد باشد قره نيله و اگر سياه و سفيد به صورت منظم باشد نيله گلگون و اگر سفيد از سياه بيشتر باشد نيله روشن گويند. رنگ خاكستري نيله رنگي است كه انواع آن از تمام رنگ‌ها زيادتر است.

زيرا موهاي سفيد و سياه كه باعث تشكيل نيله مي‌شوند به نسبت‌هاي مختلف مخلوط گشته‌اند از طرفي موهاي قرمز نيز در آنها ديده مي‌شود البته گذشت سن نيز باعث اين تغيير مي‌شود مثلاً كره‌هاي خاكستري تيره با گذشت زمان به خاكستري روشن تبديل مي‌شوند.

رنگ سمند گرگي: در رنگ سمند گرگي قسمت‌هاي انتهايي زرد و نوك آنها سياه يا تيره است. ابرش مخلوطي از موهاي سفيد، قرمز مي‌باشد و برعكس نسبت مخلوط آنها با يكديگر رنگ ابرش روشن، ابرش معمولي يا ابرش تيره ديده مي‌شود. ابرش خال‌دار موقتي ديده مي‌شود كه موهاي قرمز تعداد زيادي از لكه‌هاي كوچك را توليد كند.

مخلوطي از رنگ‌هاي زرد و سياه مي‌باشد و به نظر مي‌رسد به رنگ سمند دود زده و يا سمند زغالي درمي‌آيند و سمند گرگي.

نيله ابرش: تنها رنگي است كه از اختلاط 3 رنگ سفيد و سياه و قرمز ايجاد مي‌شود. اسب‌هاي با رنگ نيله ابرش معمولاً يال و دم آنها سياه و يا تيره‌تر از بقيه بدن است. نيله ابرش گاهي كهر خيلي روشن است. برحسب نسبت‌هاي مختلف 3 رنگ نيله ابرش را وقتي نيله ابرش سفيد گويند كه رنگ سفيد آن زيادتر باشد و اگر 3 رنگ به طور مساوي تقسيم شده باشند نيله ابرش معمولي و اگر رنگ قرمز زيادتر باشد روي هم رفته رنگ داراي انعكاس تيره باشد.

رنگ‌هاي مخلوط:

عبارت از رنگ‌هايي هستند كه از اختلاط لك‌هاي مختلف در روي زمينه سفيد تشكيل شده باشد و اصولاً آنها را ابلق مي‌نامند و برحسب رنگ آنها، آنها را ابلق سياه، ابلق موشي، ابلق سمند، ابلق گرنگ، ابلق كهر، ابلق خاكستري، ابلق ابرش، ابلق گرگي و ابلق نيمه ابرش مي‌نامند. چنانچه وسعت لك‌هاي سفيد كوچكتر از ساير لكه‌ها باشد تركيبات ياد شده را مقدم يا موخّر مي‌كند. يعني به جاي آنكه بگويند ابلق سياه، سياه ابلق مي‌گويند. و در ورقه هويت بهتر است وسعت و محل آنها را معين كنند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 9:51  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

صفات مطلوب در ارزيابي اسب: conformation

3 سري ديدگاه درخصوص ارزيابي تيپ در اسب وجود دارد. 1) كانفرميشن يا تناسب اندام از نقطه نظر اين ديدگاه مهم تركيب مناسب اندام‌ها و اعضاي بدن است در كنار همديگر و بدست دادن وضعيت قابل قبولي از عملكرد حيوان مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

2) ديدگاه فانكشنال functional: صفاتي را در اين گروه مورد بررسي قرار مي‌دهند كه به دوام عمر اسب مربوط مي‌شود. (مثلاً اسب لنگش نداشته باشد، كور نباشد، مشكلات تنفسي نداشته باشد و...)

3) ديدگاه شورينگ Show Ring

صفات مربوط در اسب‌هاي خونگرم: پيشاني بايد عريض وسيع و مسطح و صاف باشد از ديدگاه زيبايي شناسي اگر پيشاني اسب بالاتر از روبيني آن باشد.

روبيني اگر پهن باشد (Dish face) زيباتر نشان مي‌دهد اگر روبيني خيلي برآمده باشد حالت گوسفندي مي‌گيرد. اگر پيشاني خيلي برجسته باشد حالت خرگوش مي‌گيرد. ناحيه مغزين بايد خيلي وسيع و بزرگ باشد اين ناحيه به جهت اعمال تنفس خيلي مهم مي‌باشد. مغزين نبايد در حالت استراحت تكان زيادي بخورد و بعد از كار بايد سريعاً متوقف شود در غير اينصورت مشكل تنفسي دارد. لب بايد باريك و محكم باشد اين ناحيه بايد كلين clean باشد. طوري باشد كه رباط‌ها و اتصالات قابل ديد باشند و پوست كاملاً چسبيده باشد.

چشم بايد شفاف و برجسته و پلك‌ها با شيب منظم روي چشم قرار بگيرد مهم‌ترين اختلال چشم كوري است كه علارغم زيبايي اسب غيرقابل چشم‌پوشي نيست.

1ـ اسب‌هاي چشم شيشه‌اي: در اين اسب‌ها عنبيه رنگدانه ندارد.

2ـ اسب‌هاي چشم خمار

3ـ چشم قوشي: در اسب‌هاي سمندي كه چشمشان قهوه‌اي رنگ است)

4ـ اينراپيون: حالتي است در چشم كه مژه‌هاي پلك پايين به داخل چشم منحرف مي‌شود.

5ـ اكستراپيون: حالتي است كه پلك به بيرون برمي‌گردد و بيرون مي‌زند.

گودي بالاي چشم هرچه بيشتر باشد حيوان پيرتر است. بعضي اسبداران با تزريق آب سعي در پر كردن اين گودي دارند تا اسبشان پير نشان ندهد. اما اگر با انگشت به آن ناحيه فشار دهيم و صداي جِزجِز شنيده شد اين تقلب برملا مي‌شود.

گوش كوچك يا متوسط زيباست اما گوش بزرگ نازيبا به نظر مي‌رسد. زنده بودن يا آلِرت بودن گوش يا تيز بودن گوش امتياز زيادي دارد. اگر اسب گوش‌ها را به طور متناوب و در جهت مخالف دو گوش تكان دهد نشانه اضطرابش است.

زير گلوي اسب هرچه پهن‌تر باشد بهتر است اگر زير گلو تنگ باشد نامطلوب مي‌باشد چون دستگاه تنفس تحت فشار قرار مي‌گيرد. نژاد عرب زير گلويش پهن و وسيع است و خيلي منا مي‌باشد. صفت زيرگلو روي اتصال سر به گردن تاثير مي‌گذارد. اتصال سر به گردن بايد عمود به سر باشد و سر با خط عمود زاويه 45 درجه داشته باشد. اتصال زير گلو هرچه بيشتر باشد بهتر است. اگر گردن قوي باشد اتصال سر به گردن خيلي كم وسعت است و تعادل حيوان زياد پايدار نيست در اين حالت به سر حالت دزيده گفته مي‌شود انگار اسب مي‌خواهد سرش را بدزدد. اگر مفصل آرنج به بدن خيلي بچسبد toe out حاصل مي‌شود اگر مفصل آرنج از بدن جدا باشد toe in حاصل مي‌شود. ساعد بايد طويل و عضله‌اي باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 11:46  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

ثبت علائم ظاهري اسب يا signalment:

منظور از اين روش ثبت كليه علائم و رنگ‌هاي طبيعي اسب است. اين علائم شامل رنگ صورت و پا، خطوط پشت، رنگ بدن اسب و پيچش موها مي‌باشد. اين مشخصات در دفتر ثبت نژاد ثبت مي‌شوند. استفاده از اين سيستم احتياج به مشاهده كنندگان ماهر، هنرمندان خوب، تغيير مناسب رنگ و صداقت دارد.

 

خالكوبي Lip tattoo:

اين روش عبارت است از به جا گذاشتن يك رنگ ثابت و پاك نشدني روي بافت‌هاي زيرپوست در سطح داخلي لب‌هاي اسب كه سال‌هاي زيادي مورد استفاده اسبداران و بخصوص مداحبان اسب‌هاي مسابقه بوده است. اين روش داراي نواقصي از جمله محدود بودن اطلاعات قابل ثبت روي لب‌ها مي‌باشد.

خالكوبي لب‌هاي كره اسب‌ها به دليل كوچك بودن سطح لب به مراتب محدودتر است علاوه بر خالكوبي اسب‌هاي جوان به مرور محو مي‌شود و نيز به دليل استفاده از شماره‌هاي ميخي شكل يا ميخ‌دار احتمال انتقال بيماري و بخصوص كم‌خوني عفوني افزايش مي‌يابد. از سوي ديگر پرتو اشعه ليزر مي‌تواند خالكوبي لب را به طور كلي محو كند.

داغ گرم يا Hot Branding

جنس آهن هست يا روي آتش يا با استفاده از انرژي برق كاملاً داغ مي‌شود و با استفاده از آن براي شماره‌زني و ايجاد علامت خاصي روي بدن اسب استفاده مي‌شود.

معايب داغ گرم: 1ـ داغ گرم براي اسب دردناك است 2ـ با شماره‌ها يا حروف بزرگ كه بتوان آنها را از فاصله دور خواند اطلاعات محدودي را مي‌توان روي بدن اسب ثبت كرد. 3ـ داغ گرم براي مزارع يا فارم‌هاي پرورش اسب استفاده مي‌شود ولي در سيستم كلاسيك از داغ گرم استفاده نمي‌كنند

.

 

 

روش دوم براي ثبت علائم ظاهري

داغ زني سم Hoof Branding:

عبارت است از ثبت داغ روي ديواره سم از شماره‌هايي از جنس آهن استفاده مي‌شود كه كوچك هستند. مشخصات شماره موردنظر را روي ديواره سم ايجاد مي‌كنند اين روش همان عيب داغ گرم را دارد. در عوض هيچگونه درد و بي‌قراري در اسب ايجاد نمي‌كند.

عيب ديگر هر 6 ماه، 7 ماه يكبار بايد عوض شود يا تجديد شود چون سم رشد مي‌كند و يا در معرض اجسام خارجي (سنگ و...) بيشتر قرار مي‌گيرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 17:49  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

سلام دوستان عزیز از امروز مطالبی تحت عنوان ارزیابی تیپ را روی وبلاگم مذارم تا کسانی که می خواهند بیشتر در مورد اسب اطلاعات داشته باشند بتوانند استفاده کنند. 

بخش اول

ارزيابي تيپ

اهميت و اهداف ثبت مشخصات و ركورد:

 

اهميت استفاده از يك سيستم جامع براي تعيين هويت وشناسايي يك اسب از بين هزاران اسب زماني مشخص مي‌گردد كه بخواهيم اسبي را انتخاب كنيم شناسايي

كنيم بخريم يا بفروشيم. در سيستم‌هاي جديد شماره رمز يا كد شناسايي است پس از تعيين هويت به كامپيوتر داده مي‌شود. با استفاده از اين اطلاعات كارت تعيين هويت اسب نيز صادر مي‌گردد.

يك كارت هويت اسب شامل شماره تعيين هويت است يا كد شناسايي به نام، نشاني،

صاحب اسب، نژاد، جنس، رنگ، علائم سفيد يا لك‌هاي سفيد white marking شماره

دفتر ثبت نژاد يا Breed Registry، داغ، نشان خالكوبي، وضعيت دنداني، نوع پيچش مو (

خوشه) Hair whorl pathern و ساير مشخصات هستند.

لازم به ذكر است كه براي تعيين هويت از روش‌هاي مختلفي استفاده مي‌شود و نمي‌توان صرفاً به يك روشاتكا كرد.

 

سوابق اسب (Records)

 

در بسياري از كشورهاي جهان من جمله ايالات متحده آمريكا جوامع اصلاح نژاد و توليد مثل دام يا مراكز داراي فرم‌هايي مستعد كه سوابق اسب‌ها را مي‌توان در آن نگهداري كرد و از اين طريق اسب‌هاي اصيل و رجيستر را معرفي كرد.

 

سوابق توليدمثل و توليد هم براي نريان و هم براي ماديان حفظ مي‌شود لازم به ذكر است كه اين فرم‌ها در هر منطقه با منطقه ديگر در جامعه‌اي نسبت به جامعه ديگر فرق مي‌كند.

 

اطلاعات تيپي كه حفظ شده براي نريان شامل نام نريان يا سيلمي، شماره ثبت علامت‌هاي مشخصه است. همچنين در اين فرم‌ها نام صاحب ماديان، نرمان توليدمثل ماديان به تاريخ سرومس (جفتگيري) نام ماديان، نژاد، شماره ثبت، همچنين سوابق تيپي كه حفظ شده در مورد ماديان‌ها شامل تاريخ تولد، پدر يا Sire مادر يا Dam، تعداد دفعات آبستني، تعداد كره‌هاي متولد شده زنده از اين ماديان و سوابق ظاهري كره‌هاي آن.سوابق بهداشتي نيز غالباً در مورد سوابق ماديان‌ها حفظ مي‌شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 9:47  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 

رنگها و علايم در اسب

رنگ مو به وجود و يا عدم وجود مواد رنگي قرمز، زرد و سياه در سلولهاي مو بستگي دارد. وجود اين رنگها به صورت تنها و يا به صورت جمع و در نسبتهاي گوناگون و يا فراواني يکي از رنگها، رنگهاي مختلف مو را به وجود مي آورند. عواملي از قبيل پيري و يا جراحت و در نتيجه ايجاد نا منظمي و خرابي در سلولهاي پوست و مو، باعث تبديل شدن موهاي بدن به رنگ سفيد مي شوند.

بعضي از رنگها دايمي بوده و بدون هيچ تغييري از بدو تولد تا مرگ وجود دارند و در بعضي نيز همزمان با بالا رفتن سن اسب، رنگها دچار تغيير ميگردند. به آندسته از رنگها که تغيير نمي کنند "رنگ اصلي" يا "رنگ ساده" و به رنگهاي قابل تغيير "رنگ مرکب" يا "رنگ جانبي" اطلاق مي گردد.

رنگهاي کرنگ، طلايي، سياه، کهر و سمند جزو رنگهاي اصلي و تمامي رنگهاي نيله، موشي، خاکستري و ابرش از رنگهاي مرکبند که به شرح آنها مي پردازيم:

 

کرنگ

در اين رنگ بدن با موهايي به رنگ قرمز دارچيني يا شبيه رنگ چايي تا زرد پر رنگ پوشيده شده است. رنگ دم، يال و قسمتهاي پاييني دست و پا نيز به همان رنگ بدن است و انواع آن بر اساس رنگهاي تيره و يا روشن موهاي قرمز عبارتند از، کرنگ روشن، کرنگ معمولي، کرنگ طلايي، کرنگ گيلاسي، کرنگ مسي، کرنگ شيرقهوه اي، کرنگ تيره (سير) که تمامي بدن قهوه اي سير است، کرنگ سوخته.

در نوع اين موهاي يال، دم و قسمتهاي بالايي سم به مراتب روشن تر بوده و اگر برنگ زرد کاهي باشند به آنها کرنگ يال سفيد يا کرنگ مو گاوي گفته مي شود.

 

طلايي (سفيد)

رنگ بدن زرد مايل به قرمز بوده و موهاي دم، يال و قستهاي بالايي سم نيز به همان رنگ . يا اندکي روشن تر مي باشند. انواع اين رنگ عبارتند از، طلايي روشن (سفيد مات، سفيد بدون درخشش)، طلايي مايل به قرمز (سفيد پشت گلي)، طلايي تيره (سفيد کثيف، تقريبا" زرد رنگ)

 

سياه

تمامي بدن، يال، دم و دست و پاها نيز با موهاي سياه پوشيده شده است و انواع آن عبارتند از، سياه تيره، سياه يکدست (قره کهر).

 

کهر

موهاي پوششي بدن همانند رنگ کرنگ مي باشد، فقط يال، دم، دست و پا سياه است. بعضا" در پشت و شانه خطوط قاطري يا گورخري ديده مي شود. انواع آن بر اساس واريته هاي رنگي موهاي قرمز پششي عبارتند از، کهر روشن، کهر تيره، کهر گيلاسي، کهر شاه بلوطي و کهر سوخته.

 

سمند

رنگ موهاي پوششي بدن همانند رنگ طلايي است، فقط موهاي يال، دم و قسمتهاي پاييني دست و پا سياه است. بعضا" در پشت خط قاطري قابل رويت است. انواع آن عبارتند از، سمند روشن، سمند يزيدي (يال و دم روشن تر از رنگ بدن) و سمند تيره.

 

نيله

در ميان موهاي تيره رنگ اسب به مرور زمان موهاي سفيد ظاهر مي شود که به آن نيله مي گويند. انواع آن عبارتند از:

- نيله روشن: موهاي سياه کم و موهاي سفيد زياد هستند.

- نيله سرخون: بيش از آنکه رنگ خاکستري نشان بدهد رنگ اسب سرخي مي زند.

- نيله گلگون (لکه دار): رنگ نيله به صورت لکه هاي منظمي در پوست موجود است.

- نيله خالدار

- نيله مگسي: در اوايل تولد بدن سياه بوده و به تدريج به سفيدي مي رود. اينگونه اسبان در سنين پيري داراي لکه هايي به شکل مگس روي بدن مي شوند.

- نيله مرجاني

- قره نيله: تعداد موهاي سياه خيلي زياد است و رنگ اسب به سياهي مي زند.

- سنجابي (موشي): پوشش بدن به رنگ سنجاب و يا موش مي باشد.

نيله خاکستري: در اين نوع پوشش و بدن با رنگ مخلوطي از قرمز و سفيد است.

 

ابرش

بدن با موهاي قرمز، سياه و سفيد پوشيده شده است و رنگ يال و دم و قسمتهايي پاييني دست و پاها در همان رنگ بدن و يا به رنگ سياه است. انواع آن عبارتند از، ابرش روشن، ابرش معمولي، ابرش تيره (موهاي سياه بيش از سرخ و سفيد روي پوست است)، ابرش خالدار.

 

سمند گرگي (رنگ گرگي)

قسمتهاي انتهايي موهاي تشکيل دهنده اسب زرد و نوک آنها سياه و يا داراي رنگ تيره است. موهاي يال، دم و قسمتهاي نزديک سم سياه مي باشد. از نظر شکل عمومي شبيه گرگ و يا سگ گرگي است. انواع آن عبارتند از، معمولي، سير، روشن.

واريته انواع رنگهاي مورد ذکر اکثرا: با هم مخلوط مي شوند. بنابراين از اينکه بتوان رنگهاي مرکب را جزو کدام دسته از رنگها به حساب آورد خيلي مشکل مي شود، لذا با توجه به رنگ اصلي، مقدار و يا نسبت آن با ديگر رنگها مي توانيم در رابطه با رنگ اسب حکم صادر نماييم.

در بعضي از کشورها و در برخي از نژادها، اسبان ابلق نيز ديده مي شوند. در بدن اسبان ابلق، پوست و موي به رنگ سفيد به صورت جزاير بسيار بزرگ مشاهده مي گردد. موهاي تيره به رنگ سياه، قرمز، زرد و يا مخلوطي از اين رنگها هستند. به اين نوع رنگها بر اساس رنگ موهاي تيره رنگ، ابلق سياه، ابلق سمند، ابلق نيله، ابلق کرنگ، ابلق کهر و ابلق گرگي گفته مي شود.

ابلق گاوي: اگر رنگ سفيد غالب باشد به آن ابلق کهر و اگر رنگ کهر غالب باشد به آن کهر ابلق گفته مي شود.

 

نشانه هاي اسب، خصوصيات و انواع آنها

به لکه هاي سفيد رنگ موجود در سر و قسمتهاي پايين دست و پا، "نشانه" گفته مي شود. خط قاطري اسبان کهر و سمند نيز جزو نشانه هاي اسب به شمار مي رود. به آندسته از بخشهاي تيره رنگ موجود در هر قسمت از بدن حيوان که به رنگ خيلي روشن باشند نيز نشانه گفته مي شود.

سم اسبان رنگ مخصوصي دارند، رنگهاي سفيد، سياه و ابلق سم از نشانه هاي سم هستند.

در بعضي مواقع به خال هاي قرمز، خاکستري و سياه موجود در ميان موهاي سفيد بدن لکه گفته مي شود. لکه ها جزو نشانه ها نبوده و به عنوان انواع رنگها قابل قبولند. به اين رنگها "نيله لکه اي" گفته مي شود.

نشانه هاي سفيد رنگ موجود در سر اسب، روي بيني، اطراف دهان و دور لبها نيز ديده مي شوند. نشانه هاي موجود در پيشاني اسب بر اساس بزرگي و شکل بدينگونه نامگذاري مي شوند:

چندين موي سفيد در پيشاني، ستاره در پيشاني، گلوله برفي، هلال (رو به سمت راست، رو به سمت چپ)، حلقه، ستاره، گلوله برفي شطرنجي، خنجر، سفيد خالدار، سفيد لکه اي.

به نشانه هاي روي منخرين "لک سفيد" گفته مي شود و انواع آن عبارتند از:

لکه سفيد کامل، نيم لکه سفيد، لکه سفيد قطع شده، لکه سفيد نازک، لکه سفيد پهن، لکه سفيد خالدار، لکه سفيد لکدار. اگر لکه سفيد به سمت پهلوها گسترش يافته باشد و صورت را کاملا پوشانده باشد به اين اسب "خوش روي" گفته مي شود.

به نشانه هاي سفيد رنگي که در دهان و گرداگرد آن باشند "خالدار" مي گويند.

به لکه هاي روي پاي اسب که گاهي تا زانو يا شانه مي رسد "لکه سفيد" گفته مي شود. لکه هاي سفيد بر اساس محلش، وسعت و شکل بدينگونه نامگذاري مي شوند: نشانه لکه سفيد، اثر لکه سفيد، نيم لکه سفيد، تمام لکه سفيد، لکه سفيد بلند، لکه سفيد چکمه اي.

لکه هاي سفيد بر اساس شکل لبه هايشان، به دندانه دار، نامنظم و درهم و بر اساس وجود يا عدم وجود به موهاي رنگي، خالدار و کک مکي تقسيم مي شوند. قسمتهاي متشکل از موهاي سفيد و يا سياه و يا ديگر رنگهاي تيره که در هر جاي بدن مشاهده مي شوند بر اساس محل و وسعت مشخص مي گردند و حتي با اسامي مشابه نامگذاري مي شوند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:40  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  |