|
|
|
|
|
نظافت ونگهداري وسايل(روش نظافت زين وبرگ ) در اين مقاله مصور روش پاك كردن زين و برگ را با روش آقاي ” برت كرافتس ” نشان ميدهيم . با وجود اينكه اصول اوليه اين كار ثابت است , روش استفاده ا ز قواعد متفاوت ميباشد، بطوريكه حتي تصور ميرود دو نفر متخصص هم براي پاك كردن زين ا ز يك روش و حركات بدني يكسان استفاده نكنند . در مورد مواد پاكننده , سليقه ها حتي در انتخاب نوع كله گير و روغن و صابون متفاوت است . در تصاوير متن اين مقاله روش منتخب آقاي كرافتس را كه يكي ا ز سراجهاي برجسته است و راهنمايي هاي او نمايانگر اعتبار و چيرگي اوست شرح ميدهيم معدودي ازمردم با شناخت هدف اصلي و صحيح،مبادرت به تميز كردن زين وبرگ مي كنند . اكثر افراد ا ز قبيل صاحبان اسب , كارگران اصطبل , شاگردان سواري و ا فراد كمكي , عمل پا ك كردن زين را سرسري و توام با عجله انجام ميدهند . در صورتيكه اگر به اهميت و علت تميز كردن زين و برگ توجه داشتند علاقه و پشتكار بيشتري نشان ميدهند، زيرا تميز كردن زين وبرگ بعلت رابطه مستقيم با امنيت و آسايش جسمي و رواني سوار واسب و همچنين جنبه اقتصادي آن حائز اهميت فراوان است . دوخت هاي خشك و شكننده و پوسيده ناگهان پاره شده و ميتوانند باعث حوداث ناگواري شوند . پس ضمن نظافت زين , زدون عرق , و نرم نگاهداشتن قسمتهاي چرمي آن، متوجه نقائص موجود در دوختها , چرمها ي پوسيده و مستعمل و عيوب قسمتهاي فلزي هم ميشويم , بدين ترتيب ميتوانيم ا ز بروز حوادث هم جلوگيري كنيم . از نظر اقتصاديقيمت زين و برگ گرا ن است و چنانچه مورد توجه و مراقبت قرا ر نگيرد . از قيمت آن بشدت كاسته ميشود و بر عكس ا گر د رشرايط خوبي نگاهداري شود زين وبرگ عمر طولاني خواهد كرد. چون اصولاً با دوام است . زين وبرگي كه ا ز آن خوب نگهداري كنند سرمايه مالي مفيد و با ارزشي هم خواهد بود . از نظر راحتي اسب و سوارحتي زين وبرگي كه درست اندازه و متناسب با اسب باشد , قسمتهاي زير و كثيف آن ميتواند باعث بروز زخم ( زين زدگي ) شود و سواري كه از وسائل كثيف و ناامن استفاده ميكند هرگز احساس ايمني و راحتي نخواهد كرد . ازنظر روانياگر معتقد باشيم كه لباس و كفش كثيف تأثير نا مطلوبي در روحيه انسان دارد , بايد اعتراف كنيم كه زين و برگ كثيف هم تأثير خوبي در روحيه سوار ندارد بلكه اين بي توجهي به شخصيت سوار لطمه زده و به اسب نيز در حقيقت توهين شده است . بكار بردن زين وبرگ مرتب و تميز هم راحت تر است و هم لذت سواري را بيشتر ميكند . چنانچه وضعيت مالي اجازه دهد توصيه ميكنيم پس از هر بار سواري وسائل را تميز كنيد واگر يك زين زياد مورد استفاده قرا ر ميگيرد و نظافت پس ا ز هر با ر سواري امكان ندا رد، در اينصورت بايد پس ا ز هر با ر استفاده قسمتهاي چرمي را خشك کرده, دهنه را هم شسته و خشك کرده و هر روز پس از پايان كا ردقيقاً آنرا تميز كرد . زين و برگ تميز , نرم راحت داراي برق و جلائي است كه نشان ميدهد بآن خوب رسيدگي شده است . اگر وسائل د رموقع ورود به زين خانه مرطوب باشد , بايد آنرا خشك كرد و قسمتهاي گلي را شست . تنگ , قسمتهاي چرمي و ركاب ها را از زين جدا كرده و در جاي خشك و گرمي ( نه داغ ) آويزان كرد . وسايل هرگز نبايد درنزدیکی منبع حرارت قرار گيرد و گرنه خشك و شكننده خواهند شد . اگر سينه بندها پلاستيكي باشند قابل شستشو است ولي اگر از جنس نوار بوده و كثيف شوند بايد تعويض شوند . سينه بند پوست آهوي سفيد با ” بلانكو ” پاك ميشود . قسمتهاي سه گانه ” مارتنگال ” هم بايستي شسته و خشك شوند .اگر مدت زيادي زين د رجاي خشك ومرطوب بدون استفاده بماند ممكنست كپك بزند , د راينصورت شستشو جايز نيست چون كپك بدرستي زايل نميشود كپكها بايد با پارچه ای خشك زدوده شوند و اگر لكه آنها روي چرم ميماند بايد سفيده تخم مرغ روي آن ماليد تاخشك شود . اين عمل اكثراً كپك ها را ريشه كن ميكند . زين وبرگي كه مدت زيادي د رانبار مانده وخشك شده است بايد ابتدا با آب گرم آنرا شست و به روغن پاچه گاو آغشته كرد .غير از اين مورد روغن پاچه گاو موارد استفاده ديگري هم دارد كه بموقع خواهيم گفت . قبل از اينكه زين را براي مدت زيادي كنار بگذاريم بايد آنرا تميز و روغن مالي كنيم و قسمتهاي آستري ( سرژ ) را با پودر ضد بيد آغشته كنيم . كار عاقلا نه ديگر اينست كه زين را درون يك كيسه از جنس پوليتن قراردهيم و قسمت انتهاي كيسه رامحكم ببنديم و هرچند وقت يكبار آنرا وارسي كنم . در مورد اينكه يك زين نو قبل از شستشو با صابون چند با ر ميبايست روغن مالي شود ” برت كرفتس ” معتقد است كه زين نو قبل از روغن مالي بايد نرم باشد بين نرمي و صافي تفاوت است . وقتي چرم صاف است ميتركد و دو ام آن كم ميشود نكته ديگر اينكه روغن جسم سنگيني است براي آزمايش يك حلب آنرا بدست بگيريد تا سنگيني آن را احساس كنيد . اگر بيش از حد احتياج، به زين روغن بماليد وزن آن افزايش مي يابد. هرگاه احساس كرديد زين شما زيادتر از حد معمول بروغن آغشته شده است مقداري بلانكو را با آب مخلوط كرده بصورت خمير در آورده و روي سطح زين بماليد و در آفتاب قراردهيد . گرماي خورشيد روغن را بيرون كشيده و جذب بلانكو مي كند . معمولاً كلگير و ساير وسائل چرمي فراموش ميشوند , بهمين جهت قبل ا ز رسيدگي بكار زين، يكبار آنها را روغن ميماليم و سپس به صابون زدن زين ميپردازيم . دو بار روغن مالي براي نظافت معمولي يعني غير از مواقع انبار كردن يا چرمهاي سفت شده و تركيده كافي است . زيني كه مورد استفاده قرارميگيرد و صابون مالي ميشود احتياج به روغن ندارد . تنگ هاي چرمي كه آستر فلانل دارند بايد مرتباً روغن مالي شوند . اين عمل باعث ميشود نرمي تنگ هميشه حفظ شود . بايد اشاره كنم زيني كه بعنوان مدل در تصاوير از آن استفاده شده يك تكه اضافي در زير برگه ها دارد .دليل انتخاب اين است كه طرز پاك كردن تكه اضافي راهم نشان دهيم و گرنه روش پاك كردن يك زين تمام چرم احتياج به تصوير ندارد . پاك كردن ا ثر باقيماندگي ها ئي كه ا ز سايش چكمه به برگه ها ميماند و معمولاً سياه و ثابت و عميق ميشوند موجب دشواري كار است . طريقه پاك كردن اين چرم ها د رتصوير شماره پنج نشان داده است . براي تعداد كمي اززين ها ( زينهاي رسمي يا زينهاي قواي پليس ) ا ز همان موا د جلا دهنده چكمه بكار ميبرند . البته اين دستور براي زينهاي معمولي توصيه نميشود . اگر چه اين ماده براي زين ضروري ندا رد و آنرا براق ميكند , باعث ليزي و لغزندگي آن مي شود . زين هائي كه بايك صابون مناسب پاك شده و چرمي كه پس ا ز خشك شدن با پارچه تميزي برق افتاده است چسبندگي كافي و مختصري به سورا ميدهد . مكانهاي مختلفي براي پاك كردن زين توصيه شده است ولي در اين مقاله به دو دليل ميزي مورد استفاده قرارگرفته است . يكي بدليل مسطح بودن آن و ديگر اينكه نشان دهد وجود جا زيني ان چنان واجب نيست . در نظر داشته باشيد كه از چنگك هم براي ركاب هاي چرمي تنگ چرمي و دسته جلوها استفاده نشده است . كرافتس ميگويد : در مناسب بودن قلاب و چنگك براي آويختن وسائل چرمي شک نیستولی امکان دارد که وسائل ازروی ان با شدت به پایین کشیده شوند واین عمل باعث فشار سخت وزائد به چرم ها وسگکها شود .قلاب وچنگک برای اویختن وسائل چرمی پس ا ز پا ك شدن مناسب است . تنگ هاي نايلوني را بايد با آب گرم و صابون مايع تميز كرد . در تصوير شماره یک ( قسمت دوم مقاله ) بهترين نوع آويختن تنگ برا ي خشك شدن نشان دا ده است . بمجرد اينكه لوازم پاك شد بايد آنها را آ ويخت , قسمت بالاي آنها را بصورت قوسي و زين را تميز در جاي خود قرارداد . هرگز نبايد دسته جلوها را روي چنگال با يك ميله فلزي قراردا د , چون چرمها در محل خميدگي ( نقطه اتكا ء ) ميتركند . پاك كردن زين و برگ بخش مهمي از زندگي يك سوار است . شديداً بايد روي مفهوم واقعي مؤثر پاكيزگي تكيه كرد . اميدواريم توضيحات آقاي سرت كرافتس اطلاعات مفيد ي د راين باره بشما داده باشد . يك ـ وسائل تميز كردن زين و برگ آنطور كه آقاي كرافتس مورد استفاده قرار ميدهد روي يك ميز ( كه با روميزي نايلن پوشيده شده ) چيده شده است . رديف جلوي سطل , از چپ به راست ظرف روغن رقيق ( روغن چرخ ) اسفنج برا ي شستشوي اوليه , ( فشردن اسفنج از پا رچه آسانتر است ) قوطي صابون زين، ظرف روغن پاچه گاو قالب صابون گليسيرين ( اين صابون از صابون قوطي سخت تر ميباشد و براي ماليدن آن به چرم احتياج به زحمت بيشتري است ولي خيلي بهتر جلا ميدهد ) . رديف جلو , پارچه شستشو براي ماليدن صابون زين منافذ اين پارچه صابون را بهتر جذب ميكند و باعث ميشود چيز ي ا ز آن هدر نرود . فرچه نرم براي واكس زدن , يك پارچه پشمي براي ماليدن روغن پاچه گاو، يك تكه جیر براي خشك كردن زين پس از شستشو و پيش ا ز استفاده از صابون برس سيمي ( برنجي ) براي پاك كردن قسمتهاي پوستي یا جیر،برگه ها و تكه هاي اضافي زير آنها . دو ـ مقدار كمي مايع پاك كنند ه ( ضد عفوني كننده نباشد ) را در سطلي كه تا نيمه محتوي آب گرم است بريزيد , تنگ ها , ركابها همچنين حفاظ تنگ ها راا ززين جدا كرده و ارونه روي ميز قرا ردهيد و يك پارچه روي همه آنها بياندازيد انداختن يك پوشش نايلوني اين حسن را دارد كه پاك كردن آب وصابون از روي آن و همچنين خشك كردنش آسانتر است . اگر چندين زين را يكجا تميز ميكنيد و احتمال دارد كه تنگها با هم جابجا ( عوض ) شوند ميتوانيم حفاظ آنها را از زين جدا نكنيم . پس از فشار دادن اسفنج در آب و صابون تمام برگه هاي چرمي را بشوئيد و براي زين هائي كه لبه هاي پشمي , پارچه اي يا كتاني دارند برس كشيدن كافي است تا آنجا كه ممكنست كمتر آب بكار ببريد چون درزها ميپوسند و آب وارد لايه برگه ها ميشود و اگر چوب بكار رفته باشد پوسيده ميشود و قسمتهاي فلزي زنگ ميزند .
سوم ـ تنگه جير را كمي مرطوب كنيد و تا ميتوانيد رطوبت را از سطح چرم جذب كنيد . تمام قسمتهاي زين را فوراً پس از شستشو خشك كنيد و مواظب باشيد كه قسمت داخلي قاچ خوب خشك شود تا از نفوذ آب به لايه ها جلوگيري شود . چهار ـ زين را ا ز پهلو روي ميز بگذاريد ( مطمئن باشيدكه برگه قسمت زيرين صاف است ) برگه بيروني را با اسفنج آغشته بصابون بشويئد , برگه ديگر را هم بهمين نحو پاك كنيد . اگر زين داراي يك عرق گير متصل بخود است آنرا مرطوب نكنيد طرز نظافت آنرا توضيح خواهم داد . پنج ـ از لبه گرد صابون زين ،ميتوان براي زدودن سياهيهائي كه بر ا ثر سائيدن چكمه به برگه ها بوجود آمده استفاده كرد . اگر از چكمه هاي پلاستيكي استفاده ميكنيد . بآن قسمت از چكمه كه با برگه ها تماس دارد، وازلين بماليد , بدين ترتيب محل ا صطكاك نرم تر ميشود و مانع نفوذ سياهي مي شود . سياهي كه از سايش چكمه هاي چرمي بجا ميماند سخت تراست . چنانچه مرتباً ا ز آنها استفاده ميكنيد يك بار در ماه فرچه واكس را به متيل آغشته كرده و سپس واكس بزنيد . باين ترتيب سياهي كه روي برگه ها بجا ميماند كاذب بوده و با ناخن يا، د رقوطي ( كه بي خطر است و چرم را پاره نمي كند ) زدوده ميشود . از در قوطي ميتوان براي پاك كردن چربي اضافه سطح داخل بندهاي چرمي استفاده كرد و بعد آنها را شست . تصوير شماره شش ـ با استفاده از تكه جير , قسمت خارجي برگه را خشك كنيد و دقت كنيد درست تا قسمت اتصال ركاب خشك شود .
هفت ـ قسمت زير برگه ها را با اسفنج آغشته به صابون بشوئيد , تسمه هاي تنگ و تمام لبه ها را نيز پاك كنيد . هشت ـ تمام قسمتهاي مرطوب شده را با جير خشك كنيد تنگ و ركابها را ،ميان جير بگيريد و از بالا به پائين بكشيد نه ـ در تمام زمان شستشو مراقب علائم كهنگي باشيد , در اين تصوير سوراخي كه شروع به گشاد شدن كرده در تسمه تنگ نمايان است , همچنين نقطه اتصال ( دوخت ) تنگ به زين شروع به شكافتن كرده . دهم ـ وقتيكه تمام زين را شستيد به خوبي خشك كرديد بايد خوب صابون مالي كنيد , دستمالي را كمي مرطوب كنيد و آ ن را چند با ر تا كرده و با قشر نازكي ا ز صابون قوطي يا قالبي آغشته كنيد . عمل تف كردن به صابون زين،دوستان را از استفاده ا زآن منصرف ميكند و اصولاً زين سازان معتقدند صابون همان مقدار رطوبت كه براي نم كردن سطح صابون لازم است د ربر دارد . يازدهم ـ پارچه آغشته به صابون زين را محكم به درزها فشاردهيد وتمام جاهاي چرمي كه دردسترس است را، تا داخل قاچ آغشته كنيد . دوازدهم ـ زين را وارونه كنيد و پارچه صابوني را به قسمتهاي زيرين برگه تا منتهي اليه آن بماليد . سيزدهم ـ يكي ا ز برگه ها را روي ميز قرار دهيد و صابون را محكم به قسمتهاي خارجي آ ن بماليد . فشار لازم را در اين حالت ميتوان وارد آورد , در حالكيه اگر زين روي جازيني يا اسب باشد باين خوبي مسلط نيستيم . چهارده ـ زين را طوري روي ميز بگذاريد كه بتوانيد محل نشستن ( خانه زين ) قاچ جلو و عقب و رويه محل اتصال ركاب را براحتي صابون بماليد ( بخصوص قسمت لبه ها را همانطو ر كه د رعكس مشاهده ميكنيد صابون بماليد . پانزده ـ اگر دقت نكنيد , چرك وباقيمانده صابون در شكافها و خطوط دوخت ( محل اتصال ) جمع ميشود و ميتوانيد مطابق عكس با ناخن شست اين درزها را پا ك كنيد و صابون زين را با دقت بيشتري در اين محلها بكار ببريد . شانزدهم ـ با استفاده از يك برس فلزي يا ا گر در دسترس نداريد يك تكه سنباده مستعمل به آرامي سطح جير ( پوستي ) را پاك كنيد, هرگز براي اين قسمتها چه زير و چه روي آن را روغن پاچه گاو استفاده نكنيد چون روغن باعث ميشود مواد اسفنجي داخل لايه نرم شده و در نتيجه تاب بردارد . تكه هاي جير در زين باعث چسبندگي بيشتر سواركاران ميشود و براي راه پيمائي هائي كه اسب زياد عرق كرده ويا اجباراً از آب عبور ميكند مناسب است , ولي چون در شكار زين هاي جير دار آلوده به گل ميشوند و نظافت آنهامشكل مي شود زين ساده مناسب تر است . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:38 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
||||
|
|||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:20 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:13 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:0 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||
|
|
|
|
جشنواره اسب استهبان که تا چند روز دیگر در کشور برگزار می شود به امید خداوند باعث می شود که توجه به پرورش اسب و علاقه مندی به یادگیری آموزش سوارکاری در ایران بیشتر وبهتر شود |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 14:13 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
چگونه اسب انتخاب كنيم ؟ اسبهايي كه اشكال اندام و يا اخلاقي دارند: درچندين سال گذشته توليد اسب پيشرفت شاياني كرده است. اسبهاي ورزشي امروزه از كميت قابل توجهي برخوردارند. عليرغم اين نكات بايد بدانيم كه هيچ اسبي كامل نيست. همه آرزوي داشتن اسبي كامل داريم، ولي پيدا كردن آن چندان هم ساده نيست. هنر تربيت اسب پي بردن به تواناييهاي بالقوه اسب و پرورش آن تا حد ممكن است .بايد بدانيم كه چگونه و تا چه اندازهاي ميتوانيم به نقائص اخلاقي و اندامي اسب پي ببريم. اين آگاهي نياز به تجربهاي گران و كار كردن سالهاي متمادي با اسبهاي مختلف دارد. بايد بدانيم كه تربيت هر اسب با اسب ديگر متفاوت و داراي راز و رمز خاصي است. ولي چهارچوب كلي آن همين اصول اوليه تربيت اسب است كه دربارهاش بحث كرديم. به هرحال روشهايي وجود دارند كه درباره نحوه كار با اسبهايي كه خوش اخلاِق نيستند و نقصي در اندامشان وجود دارد، بحث ميكنند. معني اين بحث اين نيست كه مباني اصول اوليه ناديده گرفته ميشوند بلكه عليرغم مشكلات، فقط ممكن است اين اصول جابهجا شوند. بداخلاقي: اسب با خصوصيات اخلاقي و اندام خاصي خود به دنيا ميآيد. با استفاده از اصول صحيح آموزش و محيط سالم ميتواند اسب را براي سواري دادن به كار كشيد. از طرف ديگر چنانچه روش آموزش و نگهداري غلط در پيش گرفته شود، نتيجه عكس آنچه گفته شد خواهد بود. اصلاح مشكلات طبيعي اسب مشكل است. تجربه ثابت كرده است كه عليرغم صرف وقت و تلاش مضاعف چنانچه موفقيتي مناسب بهوجود آيد مشكل نهفته خودنمايي خواهد كرد. اسب عصبي: اين گونه اسبها در روبرو شدن با موقعيتهاي غيرمعمول از قبيل صداي غريب، و حركتهاي سريع و يا پرچم رم ميكنند: اين گونه اسبها در اثر كار دقيق و نگهداري صحيح و حوصله آرام ميشوند. اگر اسب در حركت عصبي است و يا از اشياء روي زمين رم ميكند، كار بسيار مشكل خواهد شد. تجربه من نشان داده كه اين گونه اسبها هرگز كاملاً آرامش پيدا نميكنند. مربي فقط بايد محدوديتها را در نظر بگيرد و برعكس حساسيتهاي زيادي و يا عصبيتهاي خاصي ميتواند مورد استفاده قرار بگيرد. خود من ترجيح ميدهم با اسبي سرحال، اگر چه كمي عصبي و نگران كار كنم تا اسبي تنبل. اسب عصبي براي سواركاري با حوصله بدون حركت اضافه و آرام روي اسب، هديهاي آسماني است. چنين اسبي كمترين اثرها را نياز دارد و سوار هم كه آرامش خود را روز او حفظ ميكند و زماني ميرسد كه اسب اثر ساِق را پذيرفته و به جلو رانده ميشود. در اين بازي برنده سواركار با حوصله است ولي سوار كار بيحوصله هيچگاه نبايد اسب عصبي سوار شود. اسب تنبل: اسب تنبل سوار را به جنون ميكشد. در ابتدا ميبايست پيبرد كه اسب ذاتاً تنبل است يا اين كه دلائلي باعث اين تنبلي است. به عنوان مثال، ممكن است اسب به آمادگي مطلوب نرسيده باشد. مثلاً چاقِ يا لاغر باشد، بيمار بوده و يا اثرهاي سوار را نميفهمد. بهتر است اسب تنبل را همراه با اسبي چالاك به صحرا ببريم. اگر او همچنان ميل به حركت نداشت، سوار اثرها را قويتر كند. و در موقع مناسب او ضربات مقطع و شديد شلاِق را به كار خواهد گرفت و اگر اسب به جلو پريد بايد او را نوازش كرد. اين تمرين بايد تا آن جا كه تكرار شود تا اسب منظور سوار را دريافته به سادگي به اثرها جواب دهد. مهم اين است كه سوار اسب را به حركت به جلو وادار كند. او ميبايست اين فشارها را به مرور كاهش دهد تا اسب را نسبت به آنها بيتفاوت نشود. اسب كله شق: اين گونه اسبي قادر به تحرك و اعمال قدرت است و مايل نيست آنها را در خدمت سوار كار بيتفاوت بگذارد. و نكته اين جاست كه اسب پي ببرد سوار آنقدرها خبره و مصمم نيست. اسب به سرعت به اين موضوع پي برده و سردست ميزند و مشكل بتوان اين حركت را از سرش انداخت. براي حل اين مشكل سواري مورد نياز است كه به زين چسبيده و بدون اين كه اسب اجازه نافرماني بدهد او را به جلو هدايت كند. به محض اطاعت اسب سوار بايد او را نوازش كرده و اطمينان اسب را جلب كند. به محض اين كه سوار احساس كند اسب ميخواهد رم كند و يا سردست بزند، بايد يكي از دستجلوها را كشيده و مانع حركت او شود و دقت كند كه حركت طولاني نباشد، چه ممكن است اسب روي سواركار به غلطد. نامتناسب بودن اندام: امروزه اسبهايي كه داراي مشكلاتي در اندام هستند به ندرت براي فروش به عنوان اسب ورزشي ارائه ميشوند. اگر اين عدم تناسب فقط مربوط به ضعف دست و پاها و مفاصل باشد، با مراقبت و پيگيري و حفاظت ميتوان اين نقاط ضعيف آنها را همراه با پرورش ساير اندامها پروراند. البته گفتن اين مطلب بسيار ساده و عمل آن بسيار مشكل است. نامتناسب بودن گردن: امروزه اين اسبها كمتر براي فروش ارائه ميشوند. اگر علاوه برنامتناسب بودن گردن فك پايين هم سنگين و بزرگ باشد، احتمال درست كردن چنين اسبي خيلي ضعيف است. بزرگي و سنگيني فك پايين به اسب اجازه نميدهد به آبخوري شود. چرا كه استخوان بزرگ فك پايين روي گردن فشار آورده و اجازه فعاليت را از آن ميگيرد. من پيشنهاد ميكنم با چنين اسبي كار نشود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 14:47 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
چگونه اسب انتخاب كنيم ؟ اسبهايي كه اشكال اندام و يا اخلاقي دارند: درچندين سال گذشته توليد اسب پيشرفت شاياني كرده است. اسبهاي ورزشي امروزه از كميت قابل توجهي برخوردارند. عليرغم اين نكات بايد بدانيم كه هيچ اسبي كامل نيست. همه آرزوي داشتن اسبي كامل داريم، ولي پيدا كردن آن چندان هم ساده نيست. هنر تربيت اسب پي بردن به تواناييهاي بالقوه اسب و پرورش آن تا حد ممكن است .بايد بدانيم كه چگونه و تا چه اندازهاي ميتوانيم به نقائص اخلاقي و اندامي اسب پي ببريم. اين آگاهي نياز به تجربهاي گران و كار كردن سالهاي متمادي با اسبهاي مختلف دارد. بايد بدانيم كه تربيت هر اسب با اسب ديگر متفاوت و داراي راز و رمز خاصي است. ولي چهارچوب كلي آن همين اصول اوليه تربيت اسب است كه دربارهاش بحث كرديم. به هرحال روشهايي وجود دارند كه درباره نحوه كار با اسبهايي كه خوش اخلاِق نيستند و نقصي در اندامشان وجود دارد، بحث ميكنند. معني اين بحث اين نيست كه مباني اصول اوليه ناديده گرفته ميشوند بلكه عليرغم مشكلات، فقط ممكن است اين اصول جابهجا شوند. بداخلاقي: اسب با خصوصيات اخلاقي و اندام خاصي خود به دنيا ميآيد. با استفاده از اصول صحيح آموزش و محيط سالم ميتواند اسب را براي سواري دادن به كار كشيد. از طرف ديگر چنانچه روش آموزش و نگهداري غلط در پيش گرفته شود، نتيجه عكس آنچه گفته شد خواهد بود. اصلاح مشكلات طبيعي اسب مشكل است. تجربه ثابت كرده است كه عليرغم صرف وقت و تلاش مضاعف چنانچه موفقيتي مناسب بهوجود آيد مشكل نهفته خودنمايي خواهد كرد. اسب عصبي: اين گونه اسبها در روبرو شدن با موقعيتهاي غيرمعمول از قبيل صداي غريب، و حركتهاي سريع و يا پرچم رم ميكنند: اين گونه اسبها در اثر كار دقيق و نگهداري صحيح و حوصله آرام ميشوند. اگر اسب در حركت عصبي است و يا از اشياء روي زمين رم ميكند، كار بسيار مشكل خواهد شد. تجربه من نشان داده كه اين گونه اسبها هرگز كاملاً آرامش پيدا نميكنند. مربي فقط بايد محدوديتها را در نظر بگيرد و برعكس حساسيتهاي زيادي و يا عصبيتهاي خاصي ميتواند مورد استفاده قرار بگيرد. خود من ترجيح ميدهم با اسبي سرحال، اگر چه كمي عصبي و نگران كار كنم تا اسبي تنبل. اسب عصبي براي سواركاري با حوصله بدون حركت اضافه و آرام روي اسب، هديهاي آسماني است. چنين اسبي كمترين اثرها را نياز دارد و سوار هم كه آرامش خود را روز او حفظ ميكند و زماني ميرسد كه اسب اثر ساِق را پذيرفته و به جلو رانده ميشود. در اين بازي برنده سواركار با حوصله است ولي سوار كار بيحوصله هيچگاه نبايد اسب عصبي سوار شود. اسب تنبل: اسب تنبل سوار را به جنون ميكشد. در ابتدا ميبايست پيبرد كه اسب ذاتاً تنبل است يا اين كه دلائلي باعث اين تنبلي است. به عنوان مثال، ممكن است اسب به آمادگي مطلوب نرسيده باشد. مثلاً چاقِ يا لاغر باشد، بيمار بوده و يا اثرهاي سوار را نميفهمد. بهتر است اسب تنبل را همراه با اسبي چالاك به صحرا ببريم. اگر او همچنان ميل به حركت نداشت، سوار اثرها را قويتر كند. و در موقع مناسب او ضربات مقطع و شديد شلاِق را به كار خواهد گرفت و اگر اسب به جلو پريد بايد او را نوازش كرد. اين تمرين بايد تا آن جا كه تكرار شود تا اسب منظور سوار را دريافته به سادگي به اثرها جواب دهد. مهم اين است كه سوار اسب را به حركت به جلو وادار كند. او ميبايست اين فشارها را به مرور كاهش دهد تا اسب را نسبت به آنها بيتفاوت نشود. اسب كله شق: اين گونه اسبي قادر به تحرك و اعمال قدرت است و مايل نيست آنها را در خدمت سوار كار بيتفاوت بگذارد. و نكته اين جاست كه اسب پي ببرد سوار آنقدرها خبره و مصمم نيست. اسب به سرعت به اين موضوع پي برده و سردست ميزند و مشكل بتوان اين حركت را از سرش انداخت. براي حل اين مشكل سواري مورد نياز است كه به زين چسبيده و بدون اين كه اسب اجازه نافرماني بدهد او را به جلو هدايت كند. به محض اطاعت اسب سوار بايد او را نوازش كرده و اطمينان اسب را جلب كند. به محض اين كه سوار احساس كند اسب ميخواهد رم كند و يا سردست بزند، بايد يكي از دستجلوها را كشيده و مانع حركت او شود و دقت كند كه حركت طولاني نباشد، چه ممكن است اسب روي سواركار به غلطد. نامتناسب بودن اندام: امروزه اسبهايي كه داراي مشكلاتي در اندام هستند به ندرت براي فروش به عنوان اسب ورزشي ارائه ميشوند. اگر اين عدم تناسب فقط مربوط به ضعف دست و پاها و مفاصل باشد، با مراقبت و پيگيري و حفاظت ميتوان اين نقاط ضعيف آنها را همراه با پرورش ساير اندامها پروراند. البته گفتن اين مطلب بسيار ساده و عمل آن بسيار مشكل است. نامتناسب بودن گردن: امروزه اين اسبها كمتر براي فروش ارائه ميشوند. اگر علاوه برنامتناسب بودن گردن فك پايين هم سنگين و بزرگ باشد، احتمال درست كردن چنين اسبي خيلي ضعيف است. بزرگي و سنگيني فك پايين به اسب اجازه نميدهد به آبخوري شود. چرا كه استخوان بزرگ فك پايين روي گردن فشار آورده و اجازه فعاليت را از آن ميگيرد. من پيشنهاد ميكنم با چنين اسبي كار نشود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 14:43 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
خاستگاه و تكامل اسب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 14:18 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 9:18 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||||
|
|
|
|||||
|
||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 16:26 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||||||
|
|
|
|
|
سوگند به اسبهایی که در تاختن، نفسشان به شماره می افتد و سوگند به اسبهایی که به هنگام شتاب، از برخورد سمهایشان با سنگها، آتش برمی افروزند. صبحگاهان (دشمنان حق) را به غارت می گیرند و گرد و غبار برانگیخته، گرداگرد سپاه دشمن حلقه می زنند و آنان را محاصره می کنند.(قرآن سوره والعادیات)
آیا تو را یارای آن هست که به اسب نیرو بخشی یا گردنش را به یال بیارایی و او را مانند ملخ به جست و خیز در آوری؟ چه سهمگین است شیهه با شکوهش، به زمین سم کوبد و از نیروی خود شادمان است. به جنگجو پذیره شود، به ترس بخندد، از شمشیر رو نگرداند، هر چند که ترکش و ناوک و نیزه درخشان بر او گذرد، خشمگین و خروشان زمین در نوردد و از آوای کرنا از تکاپو باز نماند. با خروش کرنا، های های برآورد و از دور پهنه کارزار را دریابد. (تورات-کتاب ایوب پیامبر باب 29 - فقرات19 - 25 )
تلفیق اسب و دریا شیرین ترین آرزوی زندگی من است. تجسم کن تو آزاد و رها در ساحل ایستاده ای. بعد اریب در هوا، بر اسبی در حال تاخت می پری و ساحل را با تمام وسعتش در زیر نعلهای اسبت می لرزانی. ذرات ماسه که بر هوا بر می خیزند و به تنت می نشینند، تو را لبریز از لذت
می کنند. سر اسب را عمود بر دریا می چرخانی و می رانی به سمت دریا. درست در آن جایی که موجهای غلطان خود را بی محابا بر ساحل می کوبند، بر روی هم می لغزند و به عقب سُر می خورند. در آنجا که شکاف بین ماسه ها حریصانه و شهوتناک حبابهای باقی مانده را می بلعند، لگام می کشی. می ایستی و چشم می دوزی به موجهای خروشان، به عظمت دریا، به افق رنگین با طیف طولانی رنگهای زرد تشکیل دهنده غروب. به آنجا که دریا وآسمان دو آبی بی انتها به وصال هم می رسند و پر می شوی از انرژی سرشار اسب سرکشی که متواضعانه و مطیعانه به تو رکاب داده است. می توانی تا ابد بایستی و نظاره کنی و از لذت محاط بودن بر محیط سیراب گردی...
به یاد ندارم در طول مدت عمرم در خواب حرف زده باشم؛ جز چند موردی که به گزارش اطرافیان زمزمه هایی در مورد دریا یا اسب داشته ام. اما زمانی رسید که روزمرگی زندگی آن چنان مرا اسیر خود کرد که حتی رویاها و آرزوهایم را به دست فراموشی سپردم. تا آن روز که کارپرداز مرکز از راه رسید با کتابی در دست. روی جلد کتاب عنوان درشت "اسب" درج شده بود با تصویر اسبی در تلالو رنگهای الوان غروب خورشید. تورق بر آن کتاب، عشق اسب را باز در من زنده کرد. احتمالأ همکارم به مدد تجربه و سابقه سوارکاری اش متوجه این علاقه دیرین من گردید که بی مقدمه پرسید "چرا یکبار سری به باشگاههای سوارکاری نمی زنی؟" پیشنهاد وسوسه برانگیزی بود. همان روز غروب به مجموعه تفریحی و سوارکاری بهشت رفتم.
تا روی تخت های مشرف به مانژ، در انتظار دم کشیدن چایی نشسته بودم و به اسبهای در حال یورتمه و سوارکاران قبراقشان نگاه می کردم، یاد آرزوی دیرینم افتادم. همیشه وقتی هنگام غروب، کنار دریا بودم، پیش خود مجسم می کردم که بر اسبی هورخش سوارم و از لذت تاختن و رهاشدن، مسرور. حال، اما تکه دوم رویایم را در دست داشتم و در حسرت تکه اول مانده بودم. به روش همیشگی متوسل شدم. به قدرت تخیل دیوار بلند بتونی ته مانژ را برداشتم و به جایش امواج خروشان دریا را متصور گشتم. هنوز شیرینی این تصویر به تمامی توسط مخاط چشایی وجودم ادراک نشده بود که حرفها و توضیحات سرپرست باشگاه به جایش مزه ای مابین تلخی و شوری نشاند. او از خطر منقرض شدن نژادهای اصیل ایرانی گفت تا مشکلات پرورش اسب. از کم لطفی مسئولین نسبت به این موجود یگانه گفت تا بی توجهی فدارسیون سوارکاری. می گفت:" اینکه در مسابقات بین المللی، ایرانیان حق بردن اسب خود را ندارند و مجبورند با اسب های عاریه ای مسابقه دهند، باعث می شود که سوارکاران ما نتوانند، آنطور که باید و شاید قابلیت های خود را به عرصه نمایش بگذارند. دلم گرفت، مگر نه اینکه مهمترین قسمت هنر سوارکار ایجاد نزدیکی احساس، عاطفه، دوستی و فرمانبرداری در اسبش است، آن چنان که گویی جزئی از پیکر اوست؟ و همه اینها با یک اسب عاریه ای چطور ممکن است؟!
یادم افتاد که خیلی وقت پیش در جایی خوانده بودم که پروفسور هرتسفلد و سرآرتور کیث، ایران را مرکز تمدن و فرهنگ پیش از تاریخ می دانند. آنها در این باره چنین می گویند:" از این که فلات ایران در واپسین مرحله عصر حجر( هزاره پنجم پیش از میلاد) تمدنی بسیار پیشرفته بوده، هیچ تردیدی نیست" همچنین پرفسور چایلو گفته است:" اسب برای نخستین بار در فلات ایران اهلی شده است. آریایی ها مردمی دامپرور، سوارکار و جنگجو بودند. آنها از نخستین مرمانی بودند که اسب وحشی را رام کردند. هم آنان بودند که استفاده از اسب را برای کشیدن ارابه های جنگی به مردم بابل، مصر و یونان آموختند. "
همزمان با این یادآوری در قفسه سینه ام مشابه همان دردی پیچید که سالها پیش، وقتی معلم تاریخ مفاد عهدنامه ترکمن چای را توضیح می داد، تجربه اش کرده بودم. چطور کشوری می تواند داعیه پایه گذاری تمدن و فرهنگی را داشته باشد که خود از استفاده از آن محروم است؟!
قلبم گرفته، سرم سنگین و بدنم سست و خرد شده بود. می گویند خداوند هیچ کدام از مخلوقاتش را مثل هم نیافریده و طبیعت هرکس با دیگری متفاوت است. اگر چنین باشد با هیچ توصیف دقیقی حالم را نخواهید فهمید. به خانه که رسیدم عزمم را جزم کردم که تمام هوش و حواسم را از اسب، اسب سواری و... برگیرم و به جای دیگری معطوف کنم. قرار بود در چند روز آینده، جلسه سیاووش خوانی داشته باشیم. تمام نتهایی که در مورد این شخصیت اسطوره ای برداشته بودم، دورم چیدم. حتما برای شما هم پیش آمده که وقتی چیزی در ذهنتان لانه کرده در زمین و آسمان و هر آنچه پیش روی دارید، نقشش را می بینید! اولین چیزی که در مورد سیاووش خواندم این چند خط بود:
سیاووش در زمره پهلوانان پاک سرشت و مظلوم ایران به شمار می رود. نام او در زبان پهلوی "سیاووخش" به معنی "دارنده اسب سیاه" است. کلمه اسب در نام بسیاری از پهلوانان و شاهان ایرانی دیده می شود.سلسله کیانی از زمان لهراسب به بعد را خاندان "اسپه" می نامند زیرا کلمه اسب، یا اسپ در نامهای گشتاسپ( دارنده اسب از کار افتاده)، لهراسب( دارنده اسب تیزرو)، زراسب(دارنده اسب طلایی)، و... دیده می شود که نشانگر اهمیت اسب در میان حیوانات و نقش کلیدی آن در زندگی آریاییهاست!
فرهنگ نامهای ایرانی را برداشتم. حتی با نگاهی سرسری هم می توان شمار زیادی از نامهایی را یافت که از کلمه اسب مشتق گشته اند.
هیتاسب: دارنده اسب بسته شده
مهراسب: دارنده اسب خورشید
گرشاسب: دارنده اسب لاغر
طهماسب: دارنده اسب نیرومند
اراسب: دارنده اسب نیرومند
ارجاسب: دارنده اسب گرانبها
ارشاسب: دارنده اسب های نر
گشتاسب و ویشتاسب: دارنده اسب از کار افتاده
ایزدگشسب: دارنده اسب نر ایزدی
از آن روز به بعد در باب هر چه می خواندم چشمانم ناخوداگاه کلمه اسب، تاریخ و ایران را جستجو می کرد.
مثلا داشتم گزارشات میراث فرهنگی را می خواندم که این مطلب را دیدم: "غارشناسان در بررسی و مطالعات نقش برجسته های تخت جمشید توانستند بیش از 13 حیوان را که در دوره هخامنشی در منطقه مرودشت زندگی می کردند را شناسایی کنند. لازم به ذکر است که تخت جمشید مجموعه کامل از سازه ها و بقایای مربوط به دوره هخامنشی، مقارن با حکومت داریوش اول است."
فردای آن روز هنگام جستجو درگوگل خیلی اتفاقی به این مقاله از دکتر تورج دریایی برخوردم: "... در دی ماه 1381 سفری به فرانسه کردم و دیدم نمایشگاه بزرگی در مورد سوار و سوارکاری در دنیای عرب ترتیب داده اند. هرجا می رفتم پوسترهای این نمایشگاه به چشم می خورد. اما متأسفانه این نمایشگاه فقط نام عرب را یدک می کشید هفتاد درصد در مورد فرهنگ وتاریخ اسب سواری در ایران بود، البته بدون ذکر نامی از ایران! شما در آنجا از بشقاب های ساسانی می دیدی با شکلهایی از اسب سواری و چوگان بازی تا نسخه های نفیس شاهنامه های مختلف با عکسهایی از سوارکاران اسطوره ای...!"
و بعد به این مطلب: " پروفسور گیرشمن، باستان شناس معروف می گوید: قدیمی ترین محل سکونت بشری در جهان، در دشت سیلک کاشان است و "اسب" در حدود 25000 سال پیش در آسیای مرکزی در ایران، مورد استفاده قرار می گرفته است. آریایی ها مردمی دامپرور، سوارکار و جنگجو بودند. آنها از نخستین مللی بودند که اسب وحشی را رام کردند. آنان بودند که استفاده از اسب را برای کشیدن ارابه های جنگی به مردم بابل، مصر و یونان آموختند."
جالب است که حتی در مورد وجوه نامگذاری اصفهان هم که مطالعه می کردم به مواردی مرتبط با اسب بر خوردم. توجه بفرمایید"...آنچه منطقی تر از همه به نظر می رسد وجه تسمیه ای است که حمزه اصفهانی اختیار کرده مبنی بر اینکه لفظ اصفهان از اسفاهان، و اسفاهان از اسپاهان به معنای سپاهها ولشکرها گرفته شده است. از این رو اصفهان را اسپاهان به معنای مرکز سپاه می خواندند که از دیر باز، از زمان کاوه آهنگر مردم اصفهان به سپاهی گری شهرت داشتند و در دوره ساسانیان، سپاهیان اصفهانی با درفش کاویانی در مقابل شاهان مانور می داده اند. همچنین منظور از کلمه "اساوره ای" که در بین تازیان شهرت دارد، همان سوران برجسته اصفهانی هستند. از آنجا که اصفهان مرکز سپاه بوده، عجیب نیست وقتی می بینیم که بیشتر از بیست محل از دیه و دهکده بزرگ و کوچک با کلمه اسب و ریشه کهن "اسپه" در دور و بر اصفهان وجود دارد.
بر حسب دلایل و مدارک مستدل اثبات شده است که نام اصفهان یا اسپاهان از ریشه کلمه "اصب" (فرم تازی واژه) معادل "اسپ" یا "اسپه" (فرم اوستایی و فارسی باستان) گرفته شده است.
لازم به ذکر است نه تنها اصفهان که شهر ها و دیه های مختلفی از واژه "اسپ" مشتق شده اند که اگر بخواهم نام همه را بیاورم لیست بلند بالایی خواهد شد لیکن به همین چند اسم بسنده می کنم: اسفرنجان(گرگان-گلپایگان)، اسفدران(مرودشت)، اسفاد(بیرجند)، اسبستان(قزوین)، اسفاران(کرج)، اسفدان(نطنز) و..."
در همین بین سعادتی پیش آمد و دو سه جلسه ای با جناب آقای دکتر یحیی رضایی نژاد استاد دانشگاه صنعتی اصفهان در گروه علوم دامی، متخصص "پرورش اسب" و نویسنده" کتابی که مرا به این سمت سوق داد"، به گفتگو بنشینم. خاطرات زیبا و شنیدنی در مورد اسب و سوارکاری داشتند. خاطراتی که در آنها نه فقط تجربیاتی مرتبط با اسب، بلکه علومی از قبیل فرهنگ، جامعه شناسی، مردم شناسی، قومیت شناسی، روانشناسی و... در آنها مستور بود. وقتی عشق دکتر را نسبت به اسب که گویی تمام وجودش را تحت الشعاع قرار داده بود دیدم، حقیقتا به احساس خودم شک کردم، نکند علاقه من به اسب و سوارکاری ناشی از یک بوالهوسی زودگذر باشد؟!
طی این جلسات هوم بر آن شد از شماره آینده با استفاده از علم و تجربه جناب دکتر رضایی نژاد (بعنوان متخصص پرورش اسب و ورزشکار)، پزشکان، روانپزشکان و متخصصین مختلف به یکی دیگر از مباحث تلفیقی و نو تحت عنوان "اسب و درمان" بپردازیم.
در خاتمه بعنوان حسن ختام تکه هایی از کتاب دکتر که به تاریخچه اسب در ایران باستان بر می گردد و مرتبط با بحث این شماره ما است می آورم:
"تنها حیوانی که در سفر تکاملی و تاریخی با انسان همراه بوده و همگامی کرده و می کند اسب است. چه آنگاه که انسان را خورشی بیش نبود و چه زمانی که عامل شکار و موفقیت های او در درازنای تکامل و تاریخ قرار گرفت. آریائیان با نیروی اسب، پادشاهی پانصد ساله خود را برپا کردند. خشایارشاه با یک و نیم میلیون راس اسب به غرب یورش برد."(پیش گفتار- صفحه یک)
"مروج الذهب مسعودی نام چهارده تن از نیاکان زرتشت را برشمرده که چهار تن از آنان با واژه اسپ دیده می شوند، این چنین: وروشسب، اورودسپ، اویکدسپ، هیچت اسپ (یعنی دارنده هجده اسب)" (صفحه 8- بند1-3)
"زمان شروع اسب در عربستان نباید قدیمی تر از پایان سده چهارم پیش از میلاد باشد."
به گواهی کارنامه ایران باستان، ایرانیان دوست داران اسب، این حیوان دلیر بوده و از دیر باز ایران زمین، پرورشگاه اسب ها بوده است، آن چنان که در سراسر گیتی اسب های این مرز و بوم به خوبی شناخته شده بودند.
هرودوت در 500 سال قبل از میلاد نوشته است: ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی سه چیز می آموزند: اسب سواری، تیراندازی و راستگویی.
استرابون جغرافیایی نویس یونانی در پایان سده اول قبل از میلاد درباره عادات و رسوم ایرانی ها می نویسد: ایرانیان جوان از پنج تا بیست و پنج سالگی کمان کشیدن، زوبین انداختن، بر اسب نشستن و راست گفتن را می آموزند.
هرودوت می نویسد: کشور ایران دارای اسب های زیبا و مرغوبی است و بزرگ ترین آموزشگاه سوارکاری دنیا محسوب می گردد. اغلب بزرگان، از اطراف و اکناف برای یادگیری این فن به طور صحیح به این کشور روی می آورند.
هرودیاس درباره پارت ها می نویسد: پارت ها کمان و اسبشان را مانند رومی ها فقط در هنگام جنگ لازم ندارند بلکه از کودکی با آن بزرگ می شوند.
گزنفون می نویسد: در میان سرزمین ها، ایران بزرگ و کشورهای همسایه، سرزمین ماد یا ایران غربی از حیث اسب های خود نام بردار بود. به ویژه نسا که در همین بخش از ایران دارای چراگاههای پهناور بوده و اسب هایی دیگری که در زیبایی و بزرگی و پایداری و چالاکی بی مانند بودند |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 10:42 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|||||
|
روند تکاملي اسب در مشرق زمين: ايران يا همان پارس يکي از شاخص ترين اقوام مشرق زمين بود که در روند تکاملي اسب شرقي نقش داشت .
در سال 1965 مجددا اين گونه از اسبها در گله هاي نيمه وحشي سواحل درياي خزر ديده شدند که مي توان اين امر را يک بازگشت ژنتيکي تلقي کرد.
زمان دقيق اهلي شدن اين گونه از اسب کاملا مشخص نيست . اما از نمونه هاي استخواني کشف شده قدمتي معادل 1600 سال قبل از ميلاد مسيح را در مصر و 1000 سال قبل از ميلاد را در يونان نشان مي دهد.
در نمودار بالا اسب ترکمن و اسب استپ هاي روسيه داراي يک رتبه هستند . خط ارتباطي که از ترازهاي اسب بومي پارسي – ترکمن و اسبهاي استپهاي روسيه رسم شده است مستقيما به ترازهاي اسبهاي امروزي يعني يابو – ترکمن و اسبچه خزر متصل مي شوند .
در نمودار شماره 1 (بالا) 6 شاخه اصلي وجود دارد .در داخل اين چارت اسب عرب يک گروه فشرده را به خود اختصاص داده است . اسبها کرد و آخال تکه مستقلا داراي يک شاخه هشتند . اسبچه خزر مبناي زير گروهي است که يابو و ترکمن را شامل مي شود . اين گروه در حقيقت اجداد اسبهاي مشرق زمين هستند و اسبچه خزر داراي قدمت بيشتري نسبت به سايرين است . |
||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 10:34 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||||||
|
|
|
|||||
|
فلسفه طراحان مسير: اولين سوالي كه به ذهن هر طراح مسيري مي رسد اين است كه ، هدف من از طرح اين مسير چيست هدف اول : تدارك رويدادي مهيج براي تماشاگران ، با برگزاري مسابقه پرش با كيفيت قابل قبول و خاتمه اي تكان دهنده.
مسير مناسب مسيري است كه اسب و سوار به راحتي از آن عبور كنند. اگر مسير طراحي شده شما را به خوبي طي نكردند ، نه اسب و نه سوار بلكه خود را سرزنش كنيد . مسيري كه براي يكي از شركت كنندگان زنگ تفريح است ، ممكن است براي ديگر شركت كنندگان با توانائي متفاوت زجرآور باشد. اين تنها شامل ابعاد موانع نمي باشد و مسيري كه توسط اسب طي مي شود را نيز در برمي گيرد موانع پي در پي هم مي توانند به هيجان انگيز كردن مسابقه كمك كنند . مشكل ترين قسمت اين نوع موانع بخش سوم آن مي باشد . بذيهي است كه در يك مسابقه بزرگ ، هر سه قسمت مشكل مي باشند ولي در مسابقه هاي ساده مي توان مسير را به نحوي طراحي كرد كه اولين مانع اسب را مشتاقانه دعوت به پريدن كند ، دومين مانع آزمايشي خواهد بود براي تحت كنترل بودن اسب و شجاعت او در حركت به طرف مانع و عبور از روي آن و سومين مانع بيانگر ميزان ميدان داري او . از طرفي هم موانع پي در پي بايد هيجان آور بوده و عبور صحيح از روي آنها ( قسمت سوم ) فرياد خوشحالي و عدم موفقيت در پريدن از روي آنها ، حسرت تماشاگران را به دنبال داشته باشد. بنابراين ،براي رساندن مسابقه به اوج هيجان طراح مسير مي تواند از سه عامل استفاده كند :
هدف دوم : احساس رضايت حاصل از اتمام مسير ، حتي اگر اسب و سوار نتوانسته باشند آن را بدون خطا طي كنند. هدف سوم : كم كردن اخراجي ها تا حد ممكن در حاليكه تعداد بي خطا ها را نوع رويداد تعيين مي كند . هدف چهارم : رعايت زمانبندي براي كمك به برگزار كنندگان. هدف پنجم : پس از پايان مسابقه مسير هاي طراحي شده ، مديريت و زمانبندي خود را به نقد بكشيد ، تا متوجه شويد كه چه اندازه به اهداف از پيش تعيين شده دست پيدا كرده ايد . سوال هاي زير را براي خود طرح كنيد : |
||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 13:6 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||||||
|
|
|
|
برداشته شده ا ز مجله اسب شماره 8هر اسبداری علاقه مند است بداند اسبش چقدر عمر می کند؟ و طول عمر متوسط او چقدر است. به خصوص اگر اسبش با ارزش و از نژاد خوبی بوده و از نظر اصلاح نژاد بسیار بسیار مفید باشد.مواظبت و دقت در نگهداری اسب ،یکی از مهمترین عوامل موثر در طول عمر طبیعی اسب است وشاید دقت در نگهداری و پرورش اسب مهمتر از ترکیب ژنتیکی ونژاد باشد.
شرح عکس هااین دو تابلوی نقاشی از (جیمز وارد) است که دو اسب جنگی نامدار از نبرد (واترلو) را نشان می دهد (کپنهاگن ، 1836- 1808) کهری از نژاد تاروبردکه در طول جنگها ( دوک ولینگتن) را بر پشت خود حمل می کرد. او با تشریفات به خاک سپرده شد.(مارنگو نیله ای از نژاد اصیل) محبوب ترین اسب جنگی ناپلئون غنیمت جنگی او ا ز نبرد ابوگیر در مصردر سال 1799. بنا به گفته مورخین این اسب 36 سال عمر کردو اسکلت او در موزه ملی ارتش ، واقع در اکادمی ارتش سلتنطی انگلستان در شهر سوری به نمایش گزاشته شد.در این بحث منظور از طول عمر دوره طبیعی زندگی است که بیماری یا تصادفی ان را قطع نکند.به عنوان مثال اگرفک (تراولر) اسب مورد علاقه ژنرال (رابرت لی) قفل نشده و ناچار از اعدامش نبودنند شاید به مراتب بیش ا ز 14 سا ل زندگی می کرد.یکی از نژادها ی خوب از نظر داشتن عمر طولانی (تاروبرد) است که اکثر اسبهای این نژاد میانگین عمری طولانی دارند. یکی از مهمترین دلایل طول عمر غیر از نژاد ،دقت در پرورش و تغذیه در طول سالهای فعال مسابقه و تولید مثل است.از نژادهای دیگر که عمر به نسبت بلند تری دارند (کوارتر هورس) است. 13سیلمی از این نژاد به طور متوسط5 /24 سال عمر کرده اند که کوتاه ترین(سیکس روند)20سال و کوتاه ترین انها ( ژانوس )34سال عمر کرد نند. برای تعین طول عمر بهتر است به نژاد اکتفا نکنیم،بلکه به طور کلی و بدون توجه به آن، مسن ترین هر نژاد را مشخص کنیم . هر پدیده عجیب و استسنائی در تاریخ ثبت میشود ومردم ان را به خا طر می سپارند. نمونه هائی از طول عمر های استسنائی:گورخری38ساله، مادیان اصیل 48ساله ، الاغی 47ساله و پونی شتلند48ساله به ثبت رسیده است .از عجایب اینکه چند سال پیش مادیانی به نام ( سافولک)در سن 39سالگی کره ای به دنیا آورد، ولی از بقیهماجرا که چند سال عمر کرد، اطلاعی در دست نیست. (توپولینو)51 سال عمر 1960 - 9 190خود را در ارتش ایتالیا سپری کرد. گفته میشود (کلور) اسب دکتر(یوریا ماینر)53 و به گفته ای 55سال 1924 – 1871عمر کرد.نویسنده مقاله عقیده دارد برای مقایسه سن موجودات ، باید علاوه بر طول عمر ، سن بلوغ و سن تکامل را هم در نظر گرفت. به عنوان مثال ، انسان در 14سالگی بالغ ،در21سالگی کامل شده و به طور متوسط 74سال عمر می کند و اگر عمرش دراز باشد تا بیش از 120سال هم زنده می ماند. ولی در اسب بلوغ در 5/1سالگی و تکامل در 5 سالگی است. مقایسه این ارقام نشان می دهد که عمر اسب به طور متوسط نصف انسان و در حدود27 سال است.پس اسبداران باید اطمینان داشته باشند که با تغذیه،نگهداری صحیح و پیشگیری ازبیماریها بر طول عمر اسبهایشان افزوده خواهد شد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:59 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
كه داراي اثر دايمي روي دهان و سر اسب، در هنگام حركت است، معمولاً يا در اسبهايي كه سر ميزنند و با زدن سر خود به صورت سواركار ايجاد حادثه و صدمه ميكنند، يا در اسبهايي (كه مانند اسب چوگان) حركت سريع و شديد و توقف ناگهاني آنها حين انجام كار زياد است حتي در اسبهايي كه سر زن نيستند، به كار گرفته ميشود، بنابراين با كاربرد اين نوع تعليمي، به حركات عمودي سر حيوان محدود شده و سر تا حد معيني بالا ميآيد و صورت سواركار از ضربه مصون ميماند (شكل 5-8)
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:55 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
اسبها هنگامي كه آرام راه مي روند، نيمي از كار ماهيچه اي مورد نياز را انجام مي دهند. همچنين شتر و ديگر حيوانات با استقامت، داراي ماهيچه هاي پاي مخصوص و زردپي بلندي هستند كه مانند فنر عمل مي كنند. زردپي ها هنگامي كه اسب گام برمي دارد، از قبل جمع مي شوند و انرژي ذخيره شده را موقع برداشتن گام به شكل انرژي حركتي آزاد مي كنند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 15:43 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
به گفته محققان آمريكايي، مردان مي توانند تقريباً ۱۰ درصد سريعتر از زنان بدوند. ولي عامل جنسیت هيچ تاثيري در سرعت دويدن حیوانات ندارد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 15:33 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
قبول کردن آبخوري (دهنه) و اهميت تعادل در سوارکاري
قراردادن اسب در ميان اثرات يا رساندن اسب به حالتي که پذيراي اثرات سوارکار باشد همانند پختن يک کيک است. در واقع تمامي مواد تشکيل دهنده يک کيک لازم است تا آن کيک پف کرده و بالا آيد و به اصطلاح عمل بيايد. اصطلاح قبول کردن دهنه (Accepting the bit) بيشتر مي تواند مصداق داشته باشد تا اصطلاحاتي که گاهي اوقات مي شنويم مانند به دهنه يا On the bit. در واقع با قبول کردن آبخوري، ما مي خواهيم که اسب اثرات (پاها، نشست و دست ها) سوارکار را قبول کند. در اين حالت اسب مي بايست آرام، نرم و انعطاف پذير، ملايم و زيرک، مطيع و همينطور مشتاق به سواري باشد. براي اينکه يک اسب اثرات سوارکار را قبول کند مي بايست مطمئن شويم که سوارکار اثراتي را به کار مي برد که اسب مي تواند آنها را بفهمد. لزوما" سوارکار بايد داراي يک نشست قوي، مستقل و متعادل باشد تا بتواند مشوق و محرک اسب در جهت حرکت دادن قسمت خلفي و کمر گردد. دست هاي سوارکار مي بايست نرم و مستقل از ديگر اجزاي بدن و در عين حال ثابت باشد، به صورتي که اسب بتواند تماسي نرم و مطمئن با دست جلوهاي سوارکار برقرار نمايد. يک اسب زماني آبخوري را قبول مي کند که: - از لحاظ ذهني و فيزيکي کاملا" آرامش داشته باشد - توسط اثرات سوارکار به جلو حرکت کند - مستقيم و در يک خط صاف يا به صورت منحني روي يک دايره حرکت کند - داراي آهنگ و ريتم حرکت و بنابراين تعادل باشد - حالت طبيعي قوس پشت سر را بدون هيچ گونه مقاومتي در دهانش حفظ نمايد. در اين حالت احساس آرامش را در چشمان اسب مي توان ديد و هيچ کدام از گوش ها به سمت عقب نخوابيده است مگر آنکه جايي در ميان کار منتظر فرمان بعدي سوارکار باشد.
اهميت تعادل اگر سوارکاري نتواند تعادل خود را حفظ نمايد در واقع غير ممکن خواهد بود که اسب را در تعادل نگه دارد و زماني مي توان به قدرت تشخيص و درک مفهوم تعادل دست پيدا کرد که مدت زماني را زير نظر يک استاد مناسب و قابل، مشغول تحصيل شد. سواري کردن بدون رکاب مي تواند فوايد بسياري را براي عميق تر کردن نشست سوارکار، بهبودي و همچنين پيشرفت تعادل سوارکار داشته باشد. شايان ذکر است که در رسيدن به تعادل، نشست مي بايست قوي و مستقل اما بدون فشار بيش از اندازه عمل نمايد. کار روزانه اسب بايد به سه بخش تقسيم گردد: ابتدا گرم کردن (Warm Up)، سپس کار و در پايان سرد کردن (Cool down). در گرم کردن اسب را به کار با قدم هاي بلندتر از معمول، يورتمه و حتي چهارنعل تشويق مي نماييم. اسب بايد هميشه به شکل صحيح هدايت شود (آرام، مستقيم و به جلو). در روي يک دايره به شعاع 20 متر حرکت کنيد، همينطور مي توانيد آن را به دو دايره چسبيده به هم شبيه به عدد هشت انگليسي (Figure 8) در اندازه هاي مختلف تبديل کنيد. همچنين اين تمرينات مقدماتي مي تواند در حالت کار (Work) مورد استفاده قرار گيرد تا آنجا که بتوانيم اسب را تحت اثرات قرارداده و اين حالت را حفظ نماييم. در دايره 20 متري مي توان از حرکات انتقالي مانند قدم به يورتمه و انتقال دوباره به قدم و نيز کوتاه کردن و بلند و کشيده تر کردن گام استفاده نمود. اين تمرينات مي تواند در جهت بهبود تعادل و متوجه ساختن اسب به کار گرفته شود. افزايش و کاهش شعاع دايره توسط فشار ساق سوارکار باعث نرم شدن و افزايش انعطاف پذيري پهلوها يا دو سمت جانبي اسب خواهد شد. همچنين سه تا پنج حرکت مارپيچ که با تغيير جهت حرکت اسب همراه خواهد بود کمک زيادي در برقراري تعادل بر روي هر دو دست يا هر دو سمت اسب به صورت مساوي خواهد داشت. حالت کار بايد به صورت فاصله دار از لحاظ زماني و با دوره هايي از استراحت همراه باشد. مرحله خنک کردن در اين مرحله مجددا" اسب را تشويق مي نماييم به کار در گام هاي کشيده اما هميشه به شکل خوب و صحيح (به جلو، مستقيم با آهنگ، آرام و در تعادل). يکي از نکات مهمي که بايد هميشه مورد توجه قراردهيم تطابق و سازگاري اسب و سوارکار است. وقتي که يک اسب را انتخاب مي کنيم بايد فاکتور هايي از جمله اندازه مناسب، خلق و خوي، تجربه و کارآزمودگي و درجه آموزش را مورد توجه قراردهيم. به عنوان مثال براي يک سوارکار مبتدي بسيار دشوار است که بر روي اسبي با يورتمه پر تحرک و بلند بنشيند. هميشه اسبي را انتخاب نماييد که از لحاظ سطح کارآزمودگي با ترکيب بدني و توانايي سوارکار مطابقت داشته باشد. در مورد به دهنه کردن اسب يا قبول آبخوري از طرف اسب يا به فرمان کردن آن با قراردادن اسب تحت اثرات، بسيار نوشته و گفته شده است اما توجه هوشمندانه و به خاطر سپردن نکات فوق و رعايت آنها به سادگي، هم اسب و هم سوارکار در مسير پيشرفت قرار خواهند گرفت.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:31 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||
|
ذوالجناح يعني صاحب دو بال و پر، در فرهنگ عزاداري سرور شهيدان، نام اسب امام حسين (ع) است که حضرت در روز عاشورا بر آن سوار بود. ذوالجناح در تعزيه و دسته هاي سوک امام سوم از اهميت و احترام خاصي برخوردار است. ذوالجناح را در ضمن به عنوان عقل فعال به حساب آورده و آن را به براق تشبيه مي کنند. حاجي ميرزا حسن صفي عليشاه در «زبدة الاسرار» گويد:
مينياتور عصر عاشورا اثر استاد محمود فرشچيان - منبع: http://www.farshchian.org عمان ساماني در «گنجة الاسرار» که رمز شهادت سرور آزادگان را بر پايه عرفان بيان مي کند، گويد:
|
||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:55 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
فرخي سيستاني:
منوچهري دامغاني:
----------------------------------------
-------------------------------------------
-----------------------------------------------
حکيم ابونصر اسدي طوسي:
محمّد بن حسام خوسفي: در وصف اسب حضرت علي (ع) گويد:
خواجوي کرماني: در «هماي و همايون» از خوبي اسب سخن گفته و در «ديوان» خويش از ناتواني اسبي که به او هديه داده بودند شکايت نموده است:
-----------------------------------
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:34 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
اسب بهعنوان حيواني نجيب از گذشته تاكنون در فرهنگ مردم ايران جايگاه ويژهاي داشتهاست.
دركتب تاريخي ، ايران (پارس ) به عنوان يكي از شاخصترين اقوام مشرق زمين در تكامل اسب شرقي معرفي شده است. با پيدا شدن فسيلها ، "اسبهاي لاغر" و "باريك اندام" تركمن، اسبهاي "متوسط القامت سكائي" و اسبهاي "كوچك اندام كوهستاني" ثابت شده كه خاستگاه اصلي آنها فلات ايران بوده است. همان اسبها كه در تاريخ گذشتگان نسلي متعلق به ايران بودند هماكنون و پس از گذشت سالها امروزه بنامهاي "تركمن" ، "يابو" و "خزر" به تعداد كمي در ايران يافت ميشود. كارشناسان معتقدند پرورش و صادرات اسب در ايران قدمتي چهار هزار ساله دارد و مردم ايران دوهزار سال پيش از ميلاد مسيح به كشورهاي ديگر اسب صادر ميكردند و مراكز متعدد پرورش اسب در شهرهاي مختلف ايران وجود داشته است. حال با اين تفاسير و وجود چنين ذخاير ژنتيكي اسب ايراني، اين سوال در ذهن همگان پيش ميآيد كه هم اكنون ورزش اسب سواري و پرورش اين حيوان در كشور ما از كدام جايگاه منطقهاي و جهاني برخوردار است؟ در اين ميان پس از مدتها از برجاي ماندن اسب ايراني در پس كتابهاي تاريخي، كارشناسان بهشدت از سياستهاي معمول در اين رشته ورزشي گلهمندند. و معتقدند هيچگونه فعاليتي براي نجات نسلهاي اسب ايراني انجام نشدهاست. بنا به گزارشات اعلام شده، اسب فلات ايران يكي از نژادهاي اصيل ايراني بهطور كامل منقرض شده و نسل اسبهاي تركمن و عرب نيز در حال محو شدن است. با اين تفاسير و تاكيد كارشناسان بر ايجاد راهحلي براي جلوگيري از انقراض كامل گونههاي باقي مانده نبايد فكري كرد؟ رييس هيات سواركاري تهران در خصوص "اسب عرب" كه درگيريهاي فراواني در خصوص نژاد اصلي آن وجود دارد، گفت: چگونه ممكن است در محلي كه هيچگونه آب و هواي مناسبي براي رشد و تكثير اسب نيست، پرورش يابد. "شاهرخ مقدم" به خبرنگار ايرنا، افزود: زمان براي نجات بسياري از گونههاي اسب ايراني گذشته و ديگر نميتوان كاري انجام داد. ويبا تاكيد بر اينكه بايد هرچه سريعتر بر روي گونههايديگر اسب ايراني مانند "خزر" سرمايهگذاري كرد، اظهارداشت:"اسبچه خزر"قديميترين اسب ايراني است كه تاريخچهاي پنج هزار ساله دارد. به گفته وي، اين اسب به دليل ويژگي منحصر به فرد از ساير نژادهاي ايراني متمايز و قابل تشخيص است. به گفته بسياري از مورخان، پراكندگي و توسعه اسب خزر را ميتوان در وسعت ميان رشته كوههاي البرز تا كوههاي زاگرس مشاهده كرد. "اسبچه خزر" از زمان پادشاهي اشكانيان و ساسانيان در خدمت مردم ايران بوده و اينك به دليل كمتوجهي ايرانيان ازصحنه روزگار به آرامي محو ميشود. بنابر گفته كارشناسان، به وجود آمدن و تكامل اسبچه خزر در سواحل شمالي ايران است. حال آيا با توجه به وجود امكانات بالقوهاي كه در شمال ايران وجود دارد، اسبچه خزر را كه جزو معدود نژادهاي ايراني موجود است ميتوان حفظ و تكثير كرد؟ اين سووالي است كه شايد تنها مسوولان امر بايد پاسخگو باشند و بس ؟ وي افزود: اسب ايراني به سبب اينكه خالصي خونش بسيار بالاست به عنوان باهوشترين نژاد اسب جهان شناخته شده و يكي از مهمترين نژادهاي براي تكثير و اصلاح است. به گفته وي، اين اسب با هر نوع شرايط آب و هوايي حتي در شرايط سخت، سازگار است و اين ويژگي تنها در اسبهاي ايراني يافت ميشود. يوسف نيا اظهارداشت: "اسب خزر" (كاسپين) در شمال، نژاد "اصيل و عرب" در جنوب و نژاد "كرد" در مناطق غربي از مهمترين ذخاير ژنتيكي نژادهاي اسب هاي ايراني هستند. اين كارشناس اسب گفت: متاسفانه در حفاظت از اين نژادها كمكاري شده و نسل اسبهاي اصيل ايراني رو به كاهش و انقراض است. وي با اشاره بهفعاليت فرانسه در زمينه تكثير و پرورش اسب افزود: در فرانسه پس از صادرات لوازم آرايشي تكثير اسب بيشترين سهم توليد ناخالص ملي اين كشور را به خود اختصاص داده است. وي اذعان كرد: هماكنون گرانترين اسب ايراني دوميليارد و ۵۰۰ميليون ريال قيمت دارد و اين نشان از ارزش تكثير و پرورش اسب دارد. يوسف نيا تصريح كرد: بايد ورود اسب خارجي به كشور كنترل شود و نيز تكثير و اصلاح اسب ايراني گسترش يابد تا از نابودي نژاد ايراني جلوگيري شود. به عقيده كارشناسان و با بيان اين سخنان و نيز تاريخچهاي كه در خصوص اسب ايراني وجود دارد متاسفانه تاكنون فعاليت اساسي براي حفظ نژاد ايراني انجام نشده است. به گزارش هيات سواركاري تهران، هم اكنون ۸۰باشگاه سواركاري در استان تهران وجود دارد كه حدود ۱۰باشگاه در كنار فعاليتهاي قهرماني به تكثير اسب ميپردازند و بيشتر آنها در منطقه كردان است. در اين ميان، ورزش زيباي چوگان كه تنها ورزش ثبت شده با نام ايراني است، درجلوي چشم همگان واقعيت تلخ ديگري از انقراض نسل اسب ايراني را رقم ميزند. لازم نيست تلاش زيادي انجام دهيم تا محو شدن تدريجي اين ورزش اصيل را مشاهده كنيم بلكه با كمي دقت به اين نتيجه ميرسيم كه كوچكترين جايگاهي به عنوان صاحبان اصلي چوگان در اين ورزش نداريم. به گفته كارشناسان فعاليت در زمينه ورزش چوگان نيز بسيار ضعيف شده و مسابقات چنداني در اين ورزش انجام نميشود. درست است حتي باشگاههاي سواركاري ديگر علاقهاي به گسترش اين ورزش نشان نميدهند و اين ورزش اصالت خود را از دست داده است. تنها، چراهايي را كه در ذهنمان ميآيد براي خود نگه داشته زيرا ديدن اين همه معضل در يك رشته نشان از آن دارد كه چشمها بر محو شدن تدريجي اسب و اسب سواري بسته شدهاست و حتي نگاهي كوتاه و گذرا بر اين ورزش نميشود |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:23 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:20 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||
|
گفت وگو با لوئيز فيروز كاشف اسبچه خزر
بانوى اسب ايران
على گلشن
لوئيز ليلين در سال ۱۳۳۶ با يكى از شاهزادگان ايرانى به نام نرسى فيروز ازدواج و به همراه او به ايران سفر كرد. با كمك همسر خود و با توجه به علاقه اى كه به اسب و سوارى داشت مركزى را به نام نوروزآباد در تهران جهت سوارى فرزندانش تاسيس كرد. لوئيز همواره به دنبال اسبى كوچك اندام بود كه براى سوارى كودكان مناسب باشد. سرانجام جست وجو و كنجكاوى اش در اين باره منجر به كشف مجدد نژادى شد كه قدمتى هزاران ساله داشت. او با پشتكار فراوان توانست اسبى را مجدداً به دنيا معرفى كند كه داراى ارزش فراوانى بود. اسب منحصر به فردى كه به مينياتور اسب عرب شباهت دارد و او آن را اسبچه خزر ناميد. چشم به پهنه وسيع دشتى دوخته بود كه در انتها به علفزارهاى بزرگ آسياى مركزى مى رسيد. پيكرك سفالين كوچكى به شكل اسب در دست و ذهنى غوطه ور در هزاره هاى پيش از تاريخ داشت. شايد به زمانى مى انديشيد كه اسب يكى از مهمترين عناصر زندگى ساكنان اين دشت ها بود. همان حيوانى كه يمن حضورش خود نعمتى ارزشمند بود و بدون حضور او فرمانروايى قبايلى چون قبايل هند و اروپايى به مدت هزاران سال بر استپ هاى پهناور آسياى مركزى پايدار نمى ماند. چهل دهه زندگى در اين منطقه خود دليل عشق او به اين حيوان است. علاقه او به اسب و آشنايى با اسب هاى شرقى خود داستانى دل انگيز دارد. لوئيز ليلين (Louise Laylin) در سال ۱۳۳۶ با يكى از شاهزادگان ايرانى به نام نرسى فيروز ازدواج و به همراه او به ايران سفر كرد. با كمك همسر خود و با توجه به علاقه اى كه به اسب و سوارى داشت مركزى را به نام نوروزآباد در تهران جهت سوارى فرزندانش تاسيس كرد. لوئيز همواره به دنبال اسبى كوچك اندام بود كه براى سوارى كودكان مناسب باشد. سرانجام جست وجو و كنجكاوى اش در اين باره منجر به كشف مجدد نژادى شد كه قدمتى هزاران ساله داشت. او با پشتكار فراوان توانست اسبى را مجدداً به دنيا معرفى كند كه داراى ارزش فراوانى بود. اسب منحصر به فردى كه به مينياتور اسب عرب شباهت دارد و او آن را اسبچه خزر ناميد. • • • •سابقه فعاليت شما در ارتباط با نژادهاى اسب ايران به چه زمانى برمى گردد؟ سابقه آشنايى من با اسب هاى ايران به سال ۱۳۵۴ برمى گردد. ما در ابتدا مركزى را براى آموزش سواركارى به كودكان در نوروزآباد افتتاح كرديم. كار آموزش سواركارى را با اسب هاى بومى ايران آغاز كرديم به دليل اين كه اين اسب ها اخلاق خوب و رفتار آرامى دارند و براى آشنايى كودكان با اسب اين مسئله مهمى است. اسب هايى كه در مزارع و روستاهاى ايران وجود دارند برخلاف اسب هاى خارجى كه در باشگاه هاى تهران مى بينيم بسيار فرمانبردار و صبور هستند. در ابتدا كار را با اسب تركمن شروع كرديم. از منطقه قصر شيرين هم تعدادى اسب كه براى حمل و نقل و قاچاق كالا استفاده مى شدند خريدارى شد. فعاليت هاى ما در حدود پنج سال ادامه داشت. پس از آن نوروزآباد را به انجمن سلطنتى اسب فروختيم. پس از فروش آن محل ناچاراً اسب ها را براى مدت يك سال به كردستان برديم. اسطبل اسب ها در محل نامناسبى در زير زمين قرار داشت، سرماى زمستان هم در آن منطقه براى اسب ها كشنده بود ناچار به نقل مكان اسب ها به محلى مناسب بوديم. روزى يكى از دوستان همسرم به نام حاجى احمد صفايى كه سيس (مربى) اسب بود، ما را براى شكار گراز به تركمن صحرا دعوت كرد. با كمك او زمينى در منطقه قره تپه شيخ از توابع شهر كلاله خريديم. اسب ها به محل جديد برده شدند و فعاليت جدى ما در اين زمينه آغاز شد.
من همواره براى آموزش سوارى به كودكان دنبال اسبى آرام، صبور و كوچك اندام مى گشتم. در سفرى كه به همراه همسرم به شهر شيراز داشتم، اسب گمشده روياهاى خود را در نگاره هاى تخت جمشيد يافتم. اسب هاى نقش بسته بر روى سنگ مرا بسيار شگفت زده كرد. شگفتى همراه با افسوس زيرا ديگر چنين اسبانى در ايران وجود نداشت. تصوير اين اسب ها هميشه در ذهن من بود تا اين كه روزى در يكى از روستاهاى شهر آمل اسب كوچك اندامى را ديدم كه جهت حمل سيمان به يك گارى بسته شده بود. گويى نگاره هاى تخت جمشيد را از روى اين اسب ساخته بودند. اسب را همانجا از صاحبش خريدم. خوشحالى من در آن لحظه وصف ناپذير بود، زيرا اسب روياهاى خود را يافته بودم. شباهت بيش از حد اين اسب ها با اسب هاى امپراتوران هخامنشى من را تشويق به انجام تحقيقات مفصلى بر روى آنها كرد. تحقيقات خود را با همكارى دامپزشكان، متخصصان ژنتيك و باستان شناسان آغاز كرديم. يكى از موسسات انگليسى به نام (The British Institute of Persian Studies) درباره تحقيقات باستان شناسى بر روى اين اسب ها اظهار علاقه كرد. در اين راستا دكتر «ساندار بوكينى» (Sandor Bokanyi) كه يك جانورباستان شناس (Archaeozoologist) بود و سال ها در روسيه، لهستان، مجارستان و عراق بر روى اسب ها كار كرده بود همكارى خود را با ما آغاز كرد. نتيجه تحقيقات او نشان داد كه اين اسب حلقه واسطى ميان نژاد پرژوالسكى و اكوئوس كابالوس است. عدد كروموزومى اسب خزر ۶۵ بود، در حالى كه كروموزوم هاى دو نژاد ديگر به ترتيب ۶۶ و ۶۴ است. پس از جمع آورى تعدادى از اين اسب ها كار پرورش و اصلاح نژاد آنها آغاز شد. تعدادى نيز به كشورهاى ديگر از جمله انگلستان صادر شد. علاقه خاندان سلطنتى انگليس به اين نژاد منجر به تاسيس انجمن سلطنتى اسبچه خزر شد و به اين ترتيب پرورش اين نژاد در خارج از ايران نيز صورت گرفت. •علاوه بر مطالعات انجام شده بر روى اسبچه خزر آيا مطالعات ديگرى نيز درباره ساير اسب هاى موجود در ايران انجام گرفت؟ و نتيجه آن چيست؟ بله، در راستاى مطالعات ژنتيكى كه بر روى استخوان اسبچه خزر انجام شد مطالعات ديگرى نيز درباره ساير اسب هاى ايران صورت گرفت. مقايسه اندازه هاى استخوان اسبچه با استخوان هاى يافت شده از مناطق مختلف ايران به خصوص مناطق زاگرس و دامغان نشان داد كه در گذشته سه نوع اسب به عنوان نژادهاى پايه اسب هاى امروزى در فلات ايران وجود داشته است. اين حقيقت آشكار شد كه اسبچه خزر، اسب تركمن و يابو نژادهاى اصلى اسب هاى شرقى بوده اند و از لحاظ ژنتيك چنين چيزى را نمى شود در جاى ديگرى يافت. همچنين تحقيقات دكتر«بوكينى» نشان داد كه اسب عرب در حدود ۲۰۰۰ سال پيش از ميلاد در منطقه زاگرس وجود داشته و اجداد آنها اسب هاى كوچك اندام كرانه هاى درياى خزر بوده اند. براساس مطالعات استخوان شناسى جدولى نيز از سير تكاملى اسب ها در ايران تهيه شد. اين جدول سير اشتقاق نژادهاى اسب ايران را نشان مى دهد. به عنوان مثال نشان مى دهد اسب سنگين وزن نسايى كه هرودوت بسيار از آن سخن گفته است از سه نژاد پايه نام برده به وجود آمده است. همان اسبى كه امروزه آن را به نام اسب كرد مى شناسيم. •طبق نظر شما يابو يكى از سه نژاد پايه اسب هاى شرقى است. قابليت اين نژاد چيست و آيا غير از ايران در كشور ديگرى وجود دارد؟ يابو نژاد بسيار خوبى است. استقامت بالا و قدرت خوبى دارد. امروز در مناطق تركمن نشين ايران از آن استفاده زيادى مى شود، به خصوص براى باربرى. امروز در قزاقستان نيز از يابو استفاده مى شود. حتى در مناطق سردسير قزاقستان كه نگهدارى گاو مشكل است، از گوشت يابو استفاده مى شود. •آيا بين يابوهاى موجود در ايران و قزاقستان تفاوتى وجود دارد؟ تفاوت فنوتيپى بارزى وجود ندارد اما از نظر تفاوت هاى ژنتيكى نمى توان اظهارنظر كرد زيرا هنوز نمونه هاى مو و خون آنها آزمايش نشده است. •امروز شما يكى از بزرگترين پرورش دهندگان اسب تركمن در ايران هستيد، چه شد كه به پرورش و مطالعه بر روى اين نژاد علاقه مند شديد؟ قبل از انقلاب ما با اسب كرد، اسبچه خزر و تركمن كار مى كرديم. پس از گذشت چند سال و بهبود وضعيت نگهدارى اسب مجدداً كار را با اسب تركمن آغاز كرديم. به تدريج متوجه شديم كه اين اسب استعداد بالايى در پرش دارد. اصولاً اسب تركمن به واسطه هوش زيادش مى فهمد كه چه زمانى و چگونه بايد بپرد و مانند نژادهاى خارجى لزومى ندارد كه تمامى اصول پرش به او آموخته شود. تحقيقات ما با همكارى دكتر «گاس كاتران» از دانشگاه كنتاكى نشان داد، اسبى كه ما امروز به نام اسب تركمن مى شناسيم، همان اسبى است كه روزگارى به نام اسب تورانى، سكايى و يا پارتى شناخته مى شد. بدون شك اين اسب يكى از قديمى ترين و خالص ترين نژادهاى اسب در جهان است. قدمت و اصالت اين اسب همراه با خصوصيات پسنديده اش از جمله استقامت، سرعت و هوش سرشارش ما را بر آن داشت كه عمده فعاليت خود را به پرورش و كار با اين نژاد اختصاص دهيم. •در كشور تركمنستان هم اسب تركمن يا به قول خودشان اسب آخال تكه وجود دارد، آيا تفاوتى ميان اسب هاى اين كشور با اسب هاى تركمن ايران وجود دارد؟ به طور كلى منشاء نژادى اسب هاى تركمن ايران و تركمنستان يكى است، اما در زمان سلطه روس ها در تركمنستان صدمات فراوانى به اسب ها خورد. به طورى كه اكثر اسب ها از بين رفتند و كار به جايى رسيد كه تعداد ۲۴ راس اسب بيشتر باقى نماند. اسبى كه امروز به نام آخال تكه مى شناسيم توسط روس ها با نژادهاى ديگرى آميخته شد و خلوص خود را تا حد زيادى از دست داد. اين مسئله سبب بروز مشكلات ژنتيكى فراوانى براى اين اسب ها شد. در مقابل تركمن هايى كه به سمت ايران مهاجرت كردند اسب هاى خود را نسبتاً خالص نگاه داشتند. به طور كلى تفاوت ژنتيكى بارزى بين اسب هاى ايران و تركمنستان وجود ندارد تنها تفاوت تا حدودى در فنوتيپ آنها است. به رغم ظاهرى زيبا، آخال تكه هاى تركمنستان اسب هاى خالصى نيستند. •در حال حاضر به پرورش اسب تركمن اشتغال داريد. لطفاً در اين مورد و همچنين درباره مشكلاتى كه در اين كار با آن روبه رو هستيد، توضيح دهيد؟ ما در ابتدا شروع به جمع آورى اسب هاى خالص تركمن در مناطق مختلفى از تركمن صحرا كرديم. براى توليد كره از يك سيلمى به نام ارونت كه در زمان شاه از روسيه وارد شده بود استفاده كرديم. ارونت را براى كشش ماديان هاى تركمن در گنبد گذاشتيم اما متاسفانه تركمن ها از اين اسب استفاده نكردند و ماديان هاى خود را با اسب هاى نژاد تروبرد وارداتى مخلوط كردند. پس از ارونت توسط آقاى سينا ظهير يك سيلمى آخال تكه به نام دل دل خريدارى كرديم. دل دل احتمالاً در شكم مادرش از روسيه به ايران آمده بود. نتايج آزمايش هاى مو و خون دل دل نشان داد كه آن اسبى خالص است و جهت كشش با ماديان هايمان از او استفاده فراوانى كرديم. در حال حاضر تعداد ۴۵ راس اسب تركمن داريم. سه رأس سيلمى، دو رأس اخته و ۴۰ راس ماديان. تمام اسب داران اطراف اين منطقه از سيلمى هاى ما براى كشش ماديان هاى خود استفاده مى كنند. اين مسئله به خالص نگاه داشتن اسب هاى منطقه كمك بزرگى مى كند. در امر پرورش اسب مشكلات زيادى بر سر راه ما وجود دارد. نبود بازار مناسب فروش اسب يكى از مهم ترين مشكلات ما است. صادرات اسب از ايران ممنوع است در حالى كه واردات اسب هاى خارجى آزاد است. صادرات اسب براى توليدكنندگان داخلى مسئله اى بسيار مهم است زيرا بازار فروش داخلى رونق چندانى ندارد. •به نظر شما با آزاد شدن قانون صادرات، مشكل صنعت پرورش اسب در ايران حل خواهد شد؟ تا حدود زيادى بله. نگهدارى اسب كارى پرهزينه است و اگر توليد كننده از محل فروش اسب نتواند هزينه هاى خود را جبران كند ديگر ادامه كار برايش ميسر نيست. اين مشكلى است كه تمامى توليدكنندگان بومى نيز با آن دست به گريبان هستند. امروز قيمت اسب تركمن بسيار پايين است و هزينه نگهدارى خود را برنمى گرداند. اين مسئله و عدم تمايل تركمن ها به پرورش اسب هايشان نسل اسب تركمن را با خطرى جدى مواجه كرده است. مشكل اين جا است كه راه براى ورود اسب هاى خارجى باز است و اكثر مردم متاسفانه داشتن يك اسب خارجى را براى خود نوعى افتخار يا پرستيژ مى دانند. اين در حالى است كه قيمت اين اسب هاى وارداتى بسيار بالا و در حدود ۳۰ تا ۵۰ ميليون تومان است. اگر توليدكننده داخلى بتواند تنها يك كره در سال با قيمتى مناسب بفروشد تمام هزينه اسب هاى خود را براى يك سال تامين مى كند. اما وجود اسب هاى خارجى، بازار فروش داخلى را فلج كرده است. در نتيجه براى توليدكنندگان داخلى چاره اى جز صادرات نمى ماند. •آيا تاكنون از بخش دولتى كمكى دريافت كرده ايد؟ بخش دولتى تا امروز هيچ كمكى در جهت توليد اسب به ما نكرده است. حتى ما هنوز بعد از اين همه سال توليد و پرورش اسب پروانه توليد نداريم. ما هر سال براى خريد يونجه يك وام پنج ميليون تومانى از بانك كشاورزى مى گيريم اما اين هم مشكل است. زيرا به ما مى گويند، اسب دام نيست و وام براى آن داده نمى شود! ما در جهت پيشبرد توليد و پرورش اسب از توريست ها استفاده مى كنيم. هميشه پانزده اسب براى توريست ها آماده داريم. آنها براى آشنايى با اسب تركمن و سوارى با آنها پيش ما مى آيند. درآمد حاصله از اين كار است كه ما را تا امروز در امر پرورش اسب تركمن موفق نگاه داشته است. اكثر توريست ها مجذوب اين اسب و سوارى دلپذير آن مى شوند. وقتى از من مى پرسند كه چه برنامه اى براى آينده اين اسب ها داريد من ناچاراً به آنها مى گويم هيچ. توريست ها اكثراً به خاطر من مى آيند و اگر من ديگر نباشم هيچ توريستى نمى آيد. اگر در طول يك سال توريستى نداشته باشيم مجبور خواهيم شد تمام اسب ها را بفروشيم. من الان ۷۱سال دارم و بيشتر از اين نمى توانم اين كار را ادامه دهم. وقتى من نباشم ساير پرورش دهندگان هم در اين منطقه كار پرورش اسب را رها مى كنند. من واقعاً خسته شده ام. وقتى اميد نيست آدم ديگر دل كار كردن ندارد. در تركمن صحرا گاهى اسب هاى نحيف و كوچكى را مى بينيم كه در اثر كمبود تغذيه سوخته اند. من هم سوخته ام. •وضعيت اسب تركمن را در ايران چگونه ارزيابى مى كنيد؟ آيا نسل اسب تركمن در خطر انقراض قرار دارد؟ وضعيت اسب تركمن در ايران خيلى بد است. اگر كمتر از ۱۰۰۰ ماديان از يك نژاد اسب در منطقه اى وجود داشته باشد بايد اين نژاد را منقرض شده يا در حال انقراض تلقى كرد. من فكر مى كنم در منطقه تركمن صحرا چيزى بيش از ۲۰۰ ماديان وجود ندارد و بدون شك با اين روال نسل اسب تركمن تا چند سال ديگر به طور كلى از بين مى رود. تركمن ها نيز ديگر علاقه اى به پرورش اسب ندارند. تنها اميد آنها به مسابقات كورس است. اما مسابقات هم دردى را دوا نمى كند زيرا جوايز كورس هاى اسب تركمن بسيار ناچيز و در بيشتر مواقع فقط سبوس است. در حالى كه براى مسابقات اسب هاى خارجى جوايز كلانى در نظر گرفته مى شود. •براى جلوگيرى از انقراض اين اسب ها چه راهكارى را پيشنهاد مى كنيد؟ به نظر من براى رفع اين مشكل احتياج به كمك دولت نيست. اگر به بخش خصوصى هر ساله اجازه صادرات چند رأس اسب داده شود خود به خود بازار اسب در ميان توليدكنندگان بهتر مى شود. براى حفظ اين اسب ها يك پايه اقتصادى لازم است. اين كار توليدكنندگان محلى را نيز به حفظ و پرورش اسب هايشان تشويق مى كند. در غير اين صورت نسل اين اسب براى هميشه از بين مى رود. اگر اين اسب از نظر ژنتيكى از بين برود در هيچ جاى ديگر نژادى مانند آن يافت نمى شود. |
||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:47 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||||||