پیشانی اسبها تا روز رستاخیز جایگاه خیر و برکت است. رسول اکرم ص

نظافت ونگهداري وسايل(روش نظافت زين وبرگ )

در اين مقاله مصور روش پاك كردن زين و برگ را با روش آقاي ” برت كرافتس ” نشان ميدهيم . با وجود اينكه اصول اوليه اين كار ثابت است , روش استفاده ا ز قواعد متفاوت ميباشد، بطوريكه حتي تصور ميرود دو نفر متخصص هم براي پاك كردن زين ا ز يك روش و حركات بدني يكسان استفاده نكنند . در مورد مواد پاكننده , سليقه ها حتي در انتخاب نوع كله گير و روغن و صابون متفاوت است . در تصاوير متن اين مقاله روش منتخب آقاي كرافتس را كه يكي ا ز سراجهاي برجسته است و راهنمايي هاي او نمايانگر اعتبار و چيرگي اوست شرح ميدهيم

معدودي ازمردم با شناخت هدف اصلي و صحيح،مبادرت به تميز كردن زين وبرگ مي كنند . اكثر افراد ا ز قبيل صاحبان اسب , كارگران اصطبل , شاگردان سواري و ا فراد كمكي  , عمل پا ك كردن زين را سرسري و توام با عجله انجام ميدهند . در صورتيكه اگر به اهميت و علت تميز كردن زين و برگ توجه داشتند علاقه و پشتكار بيشتري نشان ميدهند، زيرا تميز كردن زين وبرگ بعلت رابطه مستقيم با امنيت و آسايش جسمي و رواني سوار واسب و همچنين جنبه اقتصادي آن حائز اهميت فراوان است .

دوخت هاي  خشك و شكننده و پوسيده ناگهان پاره شده و ميتوانند باعث حوداث ناگواري شوند . پس ضمن نظافت زين , زدون عرق , و نرم نگاهداشتن قسمتهاي چرمي آن، متوجه نقائص موجود در دوختها , چرمها ي پوسيده و مستعمل و عيوب قسمتهاي فلزي هم ميشويم , بدين ترتيب ميتوانيم ا ز بروز حوادث هم جلوگيري  كنيم .

از نظر اقتصادي

قيمت زين و برگ گرا ن است و چنانچه مورد توجه و مراقبت قرا ر نگيرد . از قيمت آن بشدت كاسته ميشود و بر عكس ا گر د رشرايط خوبي نگاهداري شود زين وبرگ عمر طولاني خواهد كرد. چون اصولاً با دوام است . زين وبرگي كه ا ز آن خوب نگهداري كنند سرمايه مالي مفيد و با ارزشي هم خواهد بود . 

از نظر راحتي اسب و سوار

حتي زين وبرگي كه درست اندازه و متناسب با اسب باشد , قسمتهاي زير و كثيف آن ميتواند باعث بروز زخم ( زين زدگي ) شود و سواري كه از وسائل كثيف و ناامن استفاده ميكند هرگز احساس ايمني و راحتي نخواهد كرد .

ازنظر رواني

اگر معتقد باشيم كه لباس و كفش كثيف تأثير نا مطلوبي در روحيه انسان دارد , بايد اعتراف كنيم كه زين و برگ كثيف هم تأثير خوبي در روحيه سوار ندارد بلكه اين بي توجهي به شخصيت سوار لطمه زده و به اسب نيز در حقيقت توهين شده است . بكار بردن زين وبرگ مرتب و تميز هم راحت تر است و هم لذت سواري را بيشتر ميكند .

چنانچه وضعيت مالي اجازه دهد توصيه ميكنيم پس از هر بار سواري وسائل را تميز كنيد واگر يك زين زياد مورد استفاده قرا ر ميگيرد و نظافت پس ا ز هر با ر سواري امكان ندا رد، در اينصورت بايد پس ا ز هر با ر استفاده قسمتهاي چرمي  را خشك کرده, دهنه را هم شسته و خشك کرده و هر روز پس از پايان كا ردقيقاً آنرا تميز كرد . زين و برگ تميز , نرم راحت داراي برق و جلائي است كه نشان ميدهد بآن خوب رسيدگي شده است . اگر وسائل د رموقع ورود به زين خانه مرطوب باشد , بايد آنرا خشك كرد و قسمتهاي گلي را شست . تنگ , قسمتهاي چرمي و ركاب ها را از زين جدا كرده و در جاي خشك و گرمي ( نه داغ ) آويزان كرد . وسايل هرگز نبايد درنزدیکی منبع حرارت قرار گيرد و گرنه خشك و شكننده خواهند شد . اگر سينه بندها پلاستيكي  باشند قابل شستشو است ولي اگر از جنس نوار بوده و كثيف شوند بايد تعويض شوند . سينه بند پوست آهوي سفيد با ” بلانكو ” پاك ميشود . قسمتهاي سه گانه ” مارتنگال ” هم بايستي شسته و خشك شوند .اگر مدت زيادي زين د رجاي خشك ومرطوب بدون استفاده بماند ممكنست كپك بزند , د راينصورت شستشو جايز نيست چون كپك بدرستي زايل نميشود كپكها بايد با پارچه ای خشك زدوده شوند و اگر لكه آنها روي چرم ميماند بايد سفيده تخم مرغ روي آن ماليد تاخشك شود . اين عمل اكثراً كپك ها را ريشه كن ميكند . زين وبرگي كه مدت زيادي د رانبار مانده وخشك شده است بايد ابتدا با آب گرم آنرا شست و به روغن پاچه گاو آغشته كرد .غير از اين مورد روغن پاچه گاو موارد استفاده ديگري هم دارد كه بموقع خواهيم گفت .

قبل از اينكه زين را براي مدت زيادي كنار بگذاريم بايد آنرا تميز و روغن مالي كنيم و قسمتهاي آستري ( سرژ ) را با پودر ضد بيد آغشته كنيم . كار عاقلا نه ديگر اينست كه زين را درون يك كيسه از جنس پوليتن قراردهيم و قسمت انتهاي كيسه رامحكم ببنديم و هرچند وقت يكبار آنرا وارسي كنم . در مورد اينكه يك زين نو قبل از شستشو با صابون چند با ر ميبايست روغن مالي شود ” برت كرفتس ” معتقد است كه زين نو قبل از روغن مالي بايد نرم باشد بين نرمي و صافي تفاوت است .

وقتي چرم صاف است ميتركد و دو ام آن كم ميشود نكته ديگر اينكه روغن جسم سنگيني است براي آزمايش يك حلب آنرا بدست بگيريد تا سنگيني آن را احساس كنيد . اگر بيش از حد احتياج، به زين روغن بماليد وزن آن افزايش مي يابد. هرگاه احساس كرديد زين شما زيادتر از حد معمول بروغن آغشته شده است مقداري بلانكو را با آب مخلوط كرده بصورت خمير در آورده و روي سطح زين بماليد و در آفتاب قراردهيد . گرماي خورشيد روغن را بيرون كشيده و جذب بلانكو مي كند . معمولاً كلگير و ساير وسائل چرمي فراموش ميشوند , بهمين جهت قبل ا ز رسيدگي بكار زين، يكبار آنها را روغن ميماليم و سپس به صابون زدن زين ميپردازيم . دو بار روغن مالي براي نظافت معمولي يعني غير از مواقع انبار كردن يا چرمهاي سفت شده و تركيده كافي است . زيني كه مورد استفاده قرارميگيرد و صابون مالي ميشود احتياج به روغن ندارد .

تنگ هاي چرمي كه آستر فلانل دارند بايد مرتباً روغن مالي شوند . اين عمل باعث ميشود نرمي تنگ هميشه حفظ شود . بايد اشاره كنم زيني كه بعنوان مدل در تصاوير از آن استفاده شده يك تكه اضافي در زير برگه ها دارد .دليل انتخاب اين است كه طرز پاك كردن تكه اضافي راهم نشان دهيم و گرنه روش پاك كردن يك زين تمام چرم احتياج به تصوير ندارد . پاك كردن ا ثر باقيماندگي ها ئي كه ا ز سايش چكمه به برگه ها ميماند و معمولاً سياه و ثابت و عميق ميشوند موجب دشواري كار است . طريقه پاك كردن اين چرم ها د رتصوير شماره پنج نشان داده است .

براي تعداد كمي اززين ها ( زينهاي رسمي  يا زينهاي قواي پليس )  ا ز همان موا د جلا دهنده چكمه بكار ميبرند . البته اين دستور براي زينهاي معمولي توصيه نميشود . اگر چه اين ماده براي زين ضروري ندا رد و آنرا براق ميكند , باعث ليزي و لغزندگي آن مي شود . زين هائي كه بايك صابون مناسب پاك شده و چرمي كه پس ا ز خشك شدن با پارچه تميزي برق افتاده است چسبندگي كافي و مختصري به سورا ميدهد  . 

مكانهاي مختلفي  براي پاك كردن زين توصيه شده است ولي در اين مقاله به دو دليل ميزي مورد استفاده قرارگرفته است . يكي بدليل مسطح بودن آن و ديگر اينكه نشان دهد وجود جا زيني ان چنان واجب نيست . در نظر داشته باشيد كه از چنگك هم براي ركاب هاي چرمي تنگ چرمي و دسته جلوها استفاده نشده است . كرافتس ميگويد : در مناسب بودن قلاب و چنگك براي آويختن وسائل چرمي شک نیستولی امکان دارد که وسائل ازروی ان با شدت به پایین کشیده شوند واین عمل باعث فشار سخت وزائد به چرم ها وسگکها شود .قلاب وچنگک برای اویختن وسائل چرمی پس ا ز پا ك شدن مناسب است  .

تنگ هاي نايلوني را بايد با آب گرم و صابون مايع تميز كرد . در تصوير شماره یک ( قسمت  دوم مقاله )  بهترين نوع آويختن تنگ برا ي خشك شدن نشان دا ده است . بمجرد اينكه لوازم پاك شد بايد آنها را آ ويخت , قسمت بالاي آنها را بصورت قوسي و زين را تميز در جاي خود قرارداد .

هرگز نبايد دسته جلوها را روي چنگال با يك ميله فلزي قراردا د , چون چرمها در محل خميدگي ( نقطه اتكا ء ) ميتركند . پاك كردن زين و برگ بخش مهمي از زندگي يك سوار است . شديداً بايد روي مفهوم واقعي مؤثر پاكيزگي تكيه كرد .

اميدواريم توضيحات آقاي سرت كرافتس  اطلاعات مفيد ي د راين باره بشما داده باشد .

يك ـ  وسائل تميز كردن زين و برگ آنطور كه آقاي كرافتس مورد استفاده قرار ميدهد روي يك ميز  ( كه با روميزي نايلن پوشيده شده ) چيده شده است . رديف جلوي سطل , از چپ به راست ظرف روغن رقيق ( روغن چرخ )  اسفنج برا ي شستشوي اوليه , ( فشردن اسفنج از پا رچه آسانتر است )  قوطي صابون زين، ظرف روغن پاچه گاو قالب صابون گليسيرين ( اين صابون از صابون قوطي سخت تر ميباشد و براي ماليدن آن به چرم احتياج به زحمت بيشتري است ولي خيلي بهتر جلا ميدهد ) . رديف جلو , پارچه شستشو براي ماليدن صابون زين منافذ اين پارچه صابون را بهتر جذب ميكند و باعث ميشود چيز ي ا ز آن هدر نرود . فرچه نرم براي واكس زدن , يك پارچه پشمي براي ماليدن روغن پاچه گاو، يك تكه جیر براي خشك كردن زين پس از شستشو و پيش ا ز استفاده از صابون برس سيمي ( برنجي )  براي پاك كردن قسمتهاي پوستي یا جیر،برگه ها و تكه هاي اضافي زير آنها .  

دو ـ  مقدار كمي مايع پاك كنند ه ( ضد عفوني كننده نباشد )  را در سطلي كه تا نيمه محتوي آب گرم است بريزيد , تنگ ها , ركابها همچنين حفاظ تنگ ها راا ززين جدا كرده و ارونه روي ميز قرا ردهيد و يك پارچه روي همه آنها بياندازيد انداختن يك پوشش نايلوني اين حسن را دارد كه پاك كردن آب وصابون از روي آن و همچنين خشك كردنش آسانتر است . اگر چندين زين را يكجا تميز ميكنيد و احتمال دارد كه تنگها با هم جابجا ( عوض ) شوند ميتوانيم حفاظ آنها را از زين جدا نكنيم . پس از فشار دادن اسفنج در آب و صابون تمام برگه هاي چرمي  را بشوئيد و براي زين هائي كه لبه هاي پشمي , پارچه اي يا كتاني دارند برس كشيدن كافي است تا آنجا كه ممكنست كمتر آب بكار ببريد چون درزها ميپوسند و آب وارد لايه برگه ها ميشود و اگر چوب بكار رفته باشد پوسيده ميشود و قسمتهاي فلزي زنگ ميزند .

 

سوم ـ تنگه جير را كمي مرطوب كنيد و تا ميتوانيد رطوبت را از سطح چرم جذب كنيد . تمام قسمتهاي زين را فوراً پس از شستشو خشك كنيد و مواظب باشيد كه قسمت داخلي قاچ خوب خشك شود تا از نفوذ آب به    لايه ها جلوگيري شود .   

چهار ـ زين را ا ز پهلو روي ميز بگذاريد ( مطمئن باشيدكه برگه قسمت زيرين صاف است ) برگه بيروني را با اسفنج آغشته بصابون بشويئد , برگه ديگر را هم بهمين نحو پاك كنيد . اگر زين داراي يك عرق گير متصل بخود است آنرا مرطوب نكنيد طرز نظافت آنرا توضيح خواهم داد . 

پنج ـ از لبه گرد صابون زين ،ميتوان براي زدودن سياهيهائي كه بر ا ثر سائيدن چكمه به برگه ها بوجود آمده استفاده كرد . اگر از چكمه هاي پلاستيكي استفاده ميكنيد . بآن قسمت از چكمه كه با برگه ها تماس دارد، وازلين بماليد , بدين ترتيب محل  ا صطكاك نرم تر ميشود و مانع نفوذ سياهي مي شود . سياهي كه از سايش چكمه هاي چرمي بجا ميماند سخت تراست . چنانچه مرتباً ا ز آنها استفاده ميكنيد يك بار در ماه فرچه واكس را به متيل آغشته  كرده و سپس واكس بزنيد . باين ترتيب سياهي كه روي برگه ها بجا ميماند كاذب بوده  و با ناخن يا، د رقوطي ( كه بي خطر است و چرم را پاره نمي كند ) زدوده ميشود . از در قوطي ميتوان براي پاك كردن چربي اضافه سطح داخل بندهاي چرمي استفاده كرد و بعد آنها را شست

تصوير شماره شش ـ  با استفاده از تكه جير , قسمت خارجي برگه را خشك كنيد و دقت كنيد درست تا قسمت اتصال ركاب خشك شود .

 

هفت ـ قسمت زير برگه ها را با اسفنج آغشته به صابون بشوئيد , تسمه هاي تنگ و تمام لبه ها را نيز پاك كنيد .

 هشت ـ تمام قسمتهاي مرطوب شده را با جير خشك كنيد تنگ و ركابها را ،ميان جير بگيريد و از بالا به پائين بكشيد

نه ـ در تمام زمان شستشو مراقب علائم كهنگي باشيد , در اين تصوير سوراخي كه شروع به گشاد شدن كرده در تسمه تنگ نمايان است , همچنين نقطه اتصال ( دوخت )  تنگ به زين شروع به شكافتن كرده .

دهم ـ وقتيكه تمام زين را شستيد به خوبي خشك كرديد بايد خوب صابون مالي كنيد , دستمالي را كمي مرطوب كنيد و آ ن را چند با ر تا كرده و با قشر نازكي ا ز صابون قوطي يا قالبي آغشته كنيد . عمل تف كردن به صابون زين،دوستان را از استفاده ا زآن منصرف ميكند و اصولاً زين سازان معتقدند صابون همان مقدار رطوبت كه براي نم كردن سطح صابون لازم است د ربر دارد .

يازدهم ـ پارچه آغشته به صابون زين را محكم به درزها فشاردهيد وتمام جاهاي چرمي كه دردسترس است را، تا داخل قاچ آغشته كنيد .

 دوازدهم ـ زين را وارونه كنيد و پارچه صابوني را به قسمتهاي زيرين برگه تا منتهي اليه آن بماليد .

سيزدهم ـ يكي ا ز برگه ها را روي ميز قرار دهيد و صابون را محكم به قسمتهاي خارجي آ ن بماليد . فشار لازم را در اين حالت ميتوان وارد آورد , در حالكيه اگر زين روي جازيني يا اسب باشد باين خوبي مسلط نيستيم .

 چهارده ـ زين را طوري روي ميز بگذاريد كه بتوانيد محل نشستن ( خانه زين ) قاچ جلو و عقب و رويه محل اتصال ركاب را براحتي صابون بماليد ( بخصوص قسمت لبه ها را همانطو ر كه د رعكس مشاهده ميكنيد صابون بماليد .

پانزده ـ اگر دقت نكنيد , چرك وباقيمانده صابون در شكافها و خطوط دوخت ( محل اتصال ) جمع ميشود و ميتوانيد مطابق عكس با ناخن شست اين درزها را پا ك كنيد و صابون زين را با دقت بيشتري در اين محلها بكار ببريد .

شانزدهم ـ با استفاده از يك برس فلزي يا ا گر در دسترس نداريد يك تكه سنباده مستعمل به آرامي سطح جير ( پوستي ) را پاك كنيد, هرگز براي اين قسمتها چه زير و چه روي آن را روغن پاچه گاو استفاده نكنيد چون روغن باعث ميشود مواد اسفنجي داخل لايه نرم شده و در نتيجه تاب بردارد . تكه هاي جير در زين باعث چسبندگي بيشتر سواركاران ميشود و براي راه پيمائي هائي كه اسب زياد عرق كرده ويا اجباراً از آب عبور ميكند مناسب است , ولي چون در شكار زين هاي جير دار آلوده به گل ميشوند و نظافت آنهامشكل مي شود زين ساده مناسب تر است .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:38  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

اندازه گيري تناسب اسب ، تست V200.(بخش 1)

يک سوال: شما چطور مي فهميد که برنامه تمرين انجام شده براي اسب شما اثر مطلوب داشته است؟
اگر مي خواهيد اسبتان به حداکثر پتانسيل خود برسد، اين سوالات و سوالاتي از اين دست را بايد بتوانيد جواب دهيد. خيلي از اين سوالات را مي توان بوسيله ابزارهايي که تست تناسب ناميده مي شوند و مي توانند جزعي از برنامه هاي تمريني شما باشند، پاسخ داد.
تعيين ضربان قلب در طي تمرين مي تواند، اندازه گيري غير مستقيمي از چگونگي پاسخ اسب به برنامه هاي تمريني شما باشد. اين کار ممکن است، چرا که رابطه خطي بين افزايش ضربان قلب با افزايش سرعت دويدن، تا جايي که به حداکثر ضربان قلب برسد وجود دارد. حداکثر ضربان قلب زماني مشخص مي شود که بيش از آن ضربان افزايش پيدا نکند، حتي اگر اسب بتواند با سرعت بيشتري به دويدن ادامه دهد. اکثر دانشمنداني که بر روي اسب کار مي کنند اعتقاد دارند که حداکثر ضربان قلب با سطوح تناسب اسبها تغيير نمي کند، اگر چه سرعت در حداکثر ضربان قلب با افزايش تناسب، افزايش خواهد يافت.
عموما، اگر اسب شما پاسخ مثبتي به برنامه هاي تمريني شما بدهد، يعني تناسب بيشتري پيدا کند، ضربان قلب پايين تري را در سرعت هاي ثابت ( بخصوص سرعت در ابتداي شروع تمرينها) خواهد داشت. اين تئوري در شکل 1 نشان داده شده است.

شکل 1: پاسخ حيوان بر اساس ضربان قلب، زماني که روي يک تريد ميل ( Treadmill ) در حال دويدن با شيب دستگاه 10% مي باشد ،را در سرعت هاي 10 ، 15 و 20 کيلومتر در ساعت نشان مي دهد، در آزمايش بعد از 4 هفته چهار نعل آهسته و تاخت آهسته تست ديگري صورت گرفته. اين شکل نشان مي دهد که ضربان قلب اسب بعد از 4 هفته تمرين تقريبا 6 ضربه در دقيقه در تمامي سرعت هاي اندازه گيري شده آهسته تر شده.
تست مزرعه اي که تا به حال جمعيت زيادي را در صنعت اسب تحت پوشش قرار داده تست V200 مي باشد، اين تست براساس سرعت دويدن اسب وقتي که ضربان قلب به 200 ضربه در دقيقه مي رسد استوار شده است.

مزيت اين تست اين است که شما به راحتي مي توانيد در مزرعه خود از آن استفاده کنيد، و به عنوان بخشي از برنامه هاي تمريني شما محسوب گردد. بعلاوه براي پيمايش ( monitoring ) تغييرات در سطوح تناسب، اين تست مي تواند اطلاعاتي را به شما بدهد که در موارد زير به شما کمک کند:
1) کنترل شدت تمرين
2) ارايه علامتي از خستگي و احتمالا تمرين نا مناسب قبل از اينکه دير شود
3) شناسايي جراحت يا بيماري در اسب قبل از اينکه دير شود



شکل 2: وضعيت V200 را براي اسب مسابقه از از نژاد تروبرد در مراحل اوليه برنامه تمريني آن نشان مي دهد.
...........
در قسمت اول اين مطلب، توضيحاتي در رابطه با مزاياي اندازه گيري سطوح تناسب در اسب آورده شد. اخيرا ، دانشندان ژاپني اطلاعاتي را به دست آورده اند که اثر وزن سوارکار، پوشش سطح زمين مسابقه و سطح تناسب تمرين را بر تست V200 نشان مي دهد. در ادامه مروري بر کار محققين ژاپني و نتايج ارايه شده از ايشان آورده مي شود ...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:20  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

ارزشهاي ژنتيکي اسب خزر

با اثبات اينكه خزر همان نژاد اسب 5000 ساله ايران باستان هست، تحقيقات گسترده بين‌‌المللي شروع شد تا به كشف ارتباط خزر در سير تكامل نژادهاي اسب جهان و ارزش‌هاي فوق‌العاده ژنتيكي اين حيوان كمياب منجر شد. محققان با پيگيري پژوهش‌هاي گذشته كه در ارتباط با آثار مكشوفه ازسايت‌هاي تاريخي در ايران صورت گرفته بود به سرنخ‌هايي دست‌ يافتند. كشف اينكه خزر اسب نوع چهار و منشأ نژادهاي خونگرم مي باشد و در شكل‌گيري اسب مدرن مؤثر بوده است. همچنين انتشار نتايج تحقيقات دانشگاه كنتاكي كه به ارتباط بسيار نزديك اجدادي بين خزر و اسب عربي اشاره داشت ؛ تحرك جديدي در تكثير و بهره ‌برداري بين‌المللي از اسب خزر ايجاد نمود. توجه به اين مثال بيانگر مطالب مهمي خواهد بود:
در سال 1990 مؤسسهCheleken نيوزيلند كه در تكثير كاسپين‌‌هاي خالص و دوخون فعال بود با طراحي سيستمي جديد در تكثير، نريان خزر را با ماديان‌هاي تروبرد و آنگلوعرب و ماديان‌هاي حاصل از آن را با نريان‌هايي از نژاد مادري تلاقي داد. بدين‌ترتيب اسبهايي حاصل آمد كه نصف ويا يك‌چهارم خونشان از خزر مي باشد (در واقع يك‌چهارم كروموزم‌هايشان صفات ژنتيكي خزر را دارا است). نتاج حاصل از اين تلاقي بين 135 تا 160 سانتي‌متر قد داشتند و موفقيت فوق‌العاده‌‌اي را در اهداف چندمنظوره multi-purpose در سطوح بالاي نمايش پرش، درساژ و كراس كانتري كسب كردند.

اصلاح نژاد و توليد اسب‌هاي برتر:
ارزش‌هاي فوق‌العاده ژنتيكي كاسپين كه تاكنون به اثبات رسيده، آن را به عنوان نژادي با كاربرد اصلاحي برتر معرفي نموده است. توليد اسب‌هايي با كارآيي و توان ورزشي بالا در تلاقي با خزر در نقاط مختلف دنيا صورت گرفته و بسيار موفقيت‌آميز بوده است. سيستم‌هاي مديريت و انجمن‌هاي مختلف اسب كه در امر دخول خون‌هاي جديد به كشورشان بسيار حساس و سختگيرند به راحتي به نريان‌هاي خزر مجوز جفتگيري مي‌دهند و نيست مگر به خاطر ارزش ژنتيكي برتر اسب خزر و قابليت انتقال صفات مطلوب موردنظر. صفاتي كه در طول 5000 سال در طبيعت ايران محفوظ شده و هم‌اكنون در اقتصاد پوياي اسب در كشورهاي صنعتي به كار گرفته مي‌‌شود.

علاوه بر نيوزيلند در انگليس، استراليا و آمريكا نيز به طور گسترده علاوه بر تكثير كاسپين‌هاي خالص به تلاقي گسترده آن با اسب‌هايي از نژاد تروبرد، وارم بلاد ، تبيانو، عرب، آنگلوعرب ،كوارتر، باكاسكاين، ولش، امريكن اسپرت پوني ، فلابلا ، داچ وارم بلاد ، هاكني و دارتمور (Thoroughbred ,Warm blood, Tobiano, Arab , AngloArab , Quarter ,Buckskin (Welsh , American Sport Pony , Falabella, Dutch Warmblood , Hackney & Dartmoor, دست زده‌اند تا جايي كه زمزمه‌هايي از ايجاد نژاد جديدي به نام Caspian Arabian به گوش مي‌رسد. كشورهاي فوق‌ علاوه بر ثبت اسبهاي خزرخالص در كتاب انساب ملي و بين‌المللي، كتاب انساب اسب‌هاي حاصل از تلاقي خزر با ساير نژادها (Partbred Caspian Stud Book) را نيز منتشر مي‌كنند.
بايد توجه داشت كه اسب هاي خزر با نسبت 20 رأس ماديان به 11 رأس نريان از كشور خارج شده‌اند. از آنجا كه براي تكثير و تزايد رايج در حيوانات اهلي منجمله اسب نسبت 1 تا حداكثر 3 حيوان نر به ازاي هر 20 ماده كافي است؛ تلاش براي واردات تعداد بيشتر نريان خزر مؤيد چند مطلب مهم است:
اصل نژاد در معرض انقراض است.
جلوگيري از تداخل خوني در نسل‌هاي بعد، وجود نرهاي بيشتري را ايجاب مي‌كند.
با توجه به حفظ اصالت در طول پنج‌هزارسال، نژاد داراي ارزش ژنتيكي بسيار زياد مي‌ باشد. (به ويژه در نرها كه قابليت انتقال مواد وراثتي را به دفعات در طول يك دوره توليدمثلي دارند).
به دليل ارزش بسيار بالاي ژنتيكي، استفاده از سيلمي اين نژاد در تلاقي خارج نژادي Cross Breeding جهت ايجاد لاين‌هاي نو با قابليت‌هاي برتر، تحولي بزرگ خواهد بود.

بدليل عدم ورود اسب هاي جديد پس از آخرين صادرات از ايران در سال 1993، كمبود خطوط خوني احساس شد. تا جايي كه پرورش‌دهندگان در خارج از ايران به تكنيك‌هاي دشوار) كه بعضاً در اغلب نژادها استعمال آنها ممنوع است) نظير تلقيح مصنوعي و انتقال جنين روي آوردند تا بتوانند به توليد خزرهاي خالص ادامه دهند. توليد يك خزر خالص از طريق انتقال جنين با استفاده ازماديان گيرنده‌اي از نژاد Clydesda در استراليا نمونه‌اي است از اين تلاش. تكثير خطي Line Breeding و تلاقي چرخشي Cyclic Crossing از جمله روش‌هايي است كه در بدو ورود اسبهاي خزر به انگليس براي تكثير، طراحي و اجرا شد.
با ورود اسب خزر ، نيوزلنديها در «جامعه نژاد اسب نيوزيلند» NewZeeland Horse Breed Association به بحث نشستند و در سال 1984 به يك نريان خزر به نام Hopston Atesh كه از استراليا وارد شده بود مجوز جفتگيري دادند.
اين موضوع يادآور دو مطلب مهم براي صنعت ورشكسته اسب در كشور ما است:
- اول اينكه آن‌ها چقدر به مخلوط شدن اسب‌هايشان با نژادهاي خارجي حساسند.
- دوم اينكه ارزش خزر چقدر بالا است كه حاضرند دخول خون آنرا در نژادهاي ملي خود بپذيرند.

تفاوت‌هاي خزر با ساير نژادها:
اگر جثه ريز و تناسب بدني فوق‌العاده منطبق با آن -كه منحصراً در خزر ديده مي‌شود- را فاكتور بگيريم و آن را با ساير نژادهاي اسب جهان مقايسه كنيم، هشت تفاوت محسوس قابل مشاهده است (تعدادي از اين خصايص در اسب عرب نيز ديده مي شود):
يكپارچه بودن استخوان‌ آهيانه در خزر به وجود شكل برجسته پيشاني و تفاوتي بارز در طول آن منجر شده است. استخوان آهيانه -parietal bones- در خزر ، سقف سر را تشكيل دادها و با توقفي كوتاه در قسمت پل تا پشت جمجمه امتداد دارد. بدين ترتيب خزر فاقد ستيغ آهيانه‌ -parietal crest- مي‌باشد.
در محلي كه در ساير نژادها امكان دارد دندان گرگي --wolf teeth وجود داشته باشد در خزر دندان‌ آسياي اضافي وجود دارد. اين دندان اضافي در 2 ) و به روايتي در5 ( سالگي مي‌افتد.
نوك استخوان كتف باريكتر و قائده آن پهن‌تراست .
استخوان‌هاي ساق -cannon bones- بلندتر و باريكترند.
شش مهره اول ستون مهره‌ها بلندتر از حد معمول هستند و در نتيجه جدوگاه اسب خزربلندتر و كمرش صاف تر مي‌باشد.
سم باريكتر و بيضي‌شكل بوده و به ندرت نياز به نعلبندي دارد. سم‌ها در جلو و عقب هم‌شكل هستند (در ساير نژادها سم‌هاي جلو گرد و عقب بيضي‌شكل مي‌باشد).
قورباغه سم، مثل ساير اسب‌ها مشخص و برجسته نيست.
تفاوت‌هايي در هموگلوبين خون خزر مشاهده شده و آن را در طبقه‌بندي به عنوان صفتي منحصر به نژاد خزر قرار داده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:13  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

شیر مادیان (شیر اسب Horse Milk )

شیر مادیان ( شیر اسب Horse Milk ) :
.................
شیر اسب حاوی مقادیر زیادی پروتئین ، چربی و مواد مغذی در اوایل دوره شیر دهی میباشد و هنگامیکه اسب از مرحله شیردهی گذر میکند میزان مواد مغذی در شیر کم میشود .
آغوز اولین محصول مایعی است که یک اسب ماده تولید میکند ، میزان پروتئین آغوز در حدود 75% میباشد .
آغوز همچنین حاوی مقادیر زیادی پادتنهای مورد نیاز کره اسبها میباشد که در هنگام عفونت و بیماری به دستگاه ایمنی کره اسبها کمک میکند .
12 ساعت بعد از تولد کره ، آغوز شروع به تغییر میکند و به شیر تبدیل میشود . میزان پروتئین به مقدار 33% میرسد ، کلسیم در حدود 0.68% ، فسفر 0.35% ، مس در حدود ppm7 و. روی حدود ppm24 .
هنگامیکه کره اسبها در 12 هفتگی به سر میبرند ، کیفیت مواد مغذی شیر مادر آنها به میزان قابل توجهی افت میکند . پروتئین در حدود 18% ، کلسیم 0.8% ، فسفر 0.5% ، مس در حدود ppm2 و روی ppm18 .
نیاز تغذیه ای کره اسبها در ماه سوم الی چهارم به صورت زیر میباشد : پروتئین خام 16% ، کلسیم 0.7% ، فسفر 0.5% ، مس ppm 30-20 و روی ppm60-40 . با این تفاسیر شیر مادیان نیازهای تغذیه ای کره اسبها را تامین نمیکند .
مواد غذایی دیگری هم در شیر مادیان موجود است اما در اینجا فقط از پروتئین ، کلسیم ، فسفر ، مس و روی نام برده شد ، به این دلیل که این عناصر از مهمترین نیازهای کره اسبهای در حال رشد میباشند .
.........
پروتئین باعث بروز بیماری DOD یا بیماری ارتپدیک پیشرونده میباشد . اما کره اسبهای در حال رشد برای رشد عضلات ، رشد استخوانها ، محافظت گلبولهای قرمز خون و پوست به پروتئین نیاز دارند . پروتئین باعث بروز مشکلات نمیشود مگر اینکه پروتئین با کیفیت خوب در دسترس حیوان نباشد .
تحقیقات نشاندهنده این است که بیماری DOD نتیجه عدم تعادل و کمبود مواد معدنی، خصوصا کلسیم ، فسفر ، مس و روی میباشد .

سعی کنید در تغذیه مادیانها با هدف افزایش سطح مس و روی در شیر آنها از مکمل استفاده کنید  .
...................
کره اسبها هنگامیکه در رحم مادرشان به سر میبرند به مواد معدنی ذخیره شده در بدن مادیان وابسته هستند .
به همین دلیل مواد مغذی که در سه ماهه آخر آبستنی به جنین میرسد از اهمیت زیادی برخوردار است . در طی مدت آبستنی کره اسبها مواد مغذی و مواد معدنی را در کبد خود ذخیره میکنند و در طی سه ماهه اول زندگی تا زمانیکه تغذیه با مواد خوراکی جامد راآغاز کنند از این ذخایر استفاده میکنند .
زمانیکه کره اسبها به ماه چهارم زندگی خود میرسند ، سکوم آنها ( بخشی از روده بزرگ که وظیفه شکستن فیبرهای محلول را بر عهده دارد ) به کار می افتد . در این هنگام باید مواد غذایی با کیفیت مطابق با نیازهای تغذیه ای آنها در دسترس قرار گیرد و کمبود مواد معدنی شیر مادر را تامین کند .
و در آخر هنگامیکه کره اسبها را از شیر میگیریم میتوانیم از شیر تخمیر شده مادیان استفاده کنیم که باید توسط بطری خورانده شود .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:0  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

جشنواره اسب استهبان که تا چند روز دیگر در کشور برگزار می شود به امید خداوند  باعث می شود که توجه به پرورش اسب و علاقه مندی به یادگیری آموزش سوارکاری در ایران بیشتر وبهتر شود

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 14:13  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

چگونه اسب انتخاب كنيم ؟

اسب‌هايي‌ كه‌ اشكال‌ اندام‌ و يا اخلاقي‌ دارند:
درچندين سال‌ گذشته‌ توليد اسب‌ پيشرفت‌ شاياني‌ كرده‌ است‌. اسب‌هاي‌ ورزشي‌ امروزه‌ از كميت‌ قابل‌ توجهي‌ برخوردارند. عليرغم‌ اين‌ نكات‌ بايد بدانيم‌ كه‌ هيچ‌ اسبي‌ كامل‌ نيست‌. همه‌ آرزوي‌ داشتن‌ اسبي‌ كامل‌ داريم‌، ولي‌ پيدا كردن‌ آن‌ چندان‌ هم‌ ساده‌ نيست‌. هنر تربيت‌ اسب‌ پي‌ بردن‌ به‌ توانايي‌هاي‌ بالقوه‌ اسب‌ و پرورش‌ آن‌ تا حد ممكن‌ است‌ .بايد بدانيم‌ كه‌ چگونه‌ و تا چه‌ اندازه‌اي‌ مي‌توانيم‌ به‌ نقائص‌ اخلاقي‌ و اندامي‌ اسب‌ پي‌ ببريم‌. اين‌ آگاهي‌ نياز به‌ تجربه‌اي‌ گران‌ و كار كردن‌ سال‌هاي‌ متمادي‌ با اسب‌هاي‌ مختلف‌ دارد.
بايد بدانيم‌ كه‌ تربيت‌ هر اسب‌ با اسب‌ ديگر متفاوت‌ و داراي‌ راز و رمز خاصي‌ است‌. ولي‌ چهارچوب‌ كلي‌ آن‌ همين‌ اصول‌ اوليه‌ تربيت‌ اسب‌ است‌ كه‌ درباره‌اش‌ بحث‌ كرديم‌. به‌ هرحال‌ روش‌هايي‌ وجود دارند كه‌ درباره‌ نحوه‌ كار با اسب‌هايي‌ كه‌ خوش‌ اخلاِق نيستند و نقصي‌ در اندامشان‌ وجود دارد، بحث‌ مي‌كنند. معني‌ اين‌ بحث‌ اين‌ نيست‌ كه‌ مباني‌ اصول‌ اوليه‌ ناديده‌ گرفته‌ مي‌شوند بلكه‌ عليرغم‌ مشكلات‌، فقط‌ ممكن‌ است‌ اين‌ اصول‌ جابه‌جا شوند.

بداخلاقي:
اسب‌ با خصوصيات‌ اخلاقي‌ و اندام‌ خاصي‌ خود به‌ دنيا مي‌آيد. با استفاده‌ از اصول‌ صحيح‌ آموزش‌ و محيط‌ سالم‌ مي‌تواند اسب‌ را براي‌ سواري‌ دادن‌ به‌ كار كشيد. از طرف‌ ديگر چنانچه‌ روش‌ آموزش‌ و نگهداري‌ غلط‌ در پيش‌ گرفته‌ شود، نتيجه‌ عكس‌ آنچه‌ گفته‌ شد خواهد بود. اصلاح‌ مشكلات‌ طبيعي‌ اسب‌ مشكل‌ است‌. تجربه‌ ثابت‌ كرده‌ است‌ كه‌ عليرغم‌ صرف‌ وقت‌ و تلاش‌ مضاعف‌ چنانچه‌ موفقيتي‌ مناسب‌ به‌وجود آيد مشكل‌ نهفته‌ خودنمايي‌ خواهد كرد.

اسب‌ عصبي:
‌اين‌ گونه‌ اسب‌ها در روبرو شدن‌ با موقعيت‌هاي‌ غيرمعمول‌ از قبيل‌ صداي‌ غريب‌، و حركت‌هاي‌ سريع‌ و يا پرچم‌ رم‌ مي‌كنند: اين‌ گونه‌ اسب‌ها در اثر كار دقيق‌ و نگهداري‌ صحيح‌ و حوصله‌ آرام‌ مي‌شوند. اگر اسب‌ در حركت‌ عصبي‌ است‌ و يا از اشياء روي‌ زمين‌ رم‌ مي‌كند، كار بسيار مشكل‌ خواهد شد. تجربه‌ من‌ نشان‌ داده‌ كه‌ اين‌ گونه‌ اسب‌ها هرگز كاملاً آرامش‌ پيدا نمي‌كنند. مربي‌ فقط‌ بايد محدوديت‌ها را در نظر بگيرد و برعكس‌ حساسيت‌هاي‌ زيادي‌ و يا عصبيت‌هاي‌ خاصي‌ مي‌تواند مورد استفاده‌ قرار بگيرد. خود من‌ ترجيح‌ مي‌دهم‌ با اسبي‌ سرحال‌، اگر چه‌ كمي‌ عصبي‌ و نگران‌ كار كنم‌ تا اسبي‌ تنبل‌. اسب‌ عصبي‌ براي‌ سواركاري‌ با حوصله‌ بدون‌ حركت‌ اضافه‌ و آرام‌ روي‌ اسب‌، هديه‌اي‌ آسماني‌ است‌. چنين‌ اسبي‌ كمترين‌ اثرها را نياز دارد و سوار هم‌ كه‌ آرامش‌ خود را روز او حفظ‌ مي‌كند و زماني‌ مي‌رسد كه‌ اسب‌ اثر ساِق را پذيرفته‌ و به‌ جلو رانده‌ مي‌شود. در اين‌ بازي‌ برنده‌ سواركار با حوصله‌ است‌ ولي‌ سوار كار بي‌حوصله‌ هيچ‌گاه‌ نبايد اسب‌ عصبي‌ سوار شود.

اسب‌ تنبل‌:
اسب‌ تنبل‌ سوار را به‌ جنون‌ مي‌كشد. در ابتدا مي‌بايست‌ پي‌برد كه‌ اسب‌ ذاتاً تنبل‌ است‌ يا اين‌ كه‌ دلائلي‌ باعث‌ اين‌ تنبلي‌ است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌، ممكن‌ است‌ اسب‌ به‌ آمادگي‌ مطلوب‌ نرسيده‌ باشد. مثلاً چاقِ يا لاغر باشد، بيمار بوده‌ و يا اثرهاي‌ سوار را نمي‌فهمد. بهتر است‌ اسب‌ تنبل‌ را همراه‌ با اسبي‌ چالاك‌ به‌ صحرا ببريم‌. اگر او همچنان‌ ميل‌ به‌ حركت‌ نداشت‌، سوار اثرها را قوي‌تر كند. و در موقع‌ مناسب‌ او ضربات‌ مقطع‌ و شديد شلاِق را به‌ كار خواهد گرفت‌ و اگر اسب‌ به‌ جلو پريد بايد او را نوازش‌ كرد. اين‌ تمرين‌ بايد تا آن‌ جا كه‌ تكرار شود تا اسب‌ منظور سوار را دريافته‌ به‌ سادگي‌ به‌ اثرها جواب‌ دهد. مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ سوار اسب‌ را به‌ حركت‌ به‌ جلو وادار كند. او مي‌بايست‌ اين‌ فشارها را به‌ مرور كاهش‌ دهد تا اسب‌ را نسبت‌ به‌ آنها بي‌تفاوت‌ نشود.

اسب‌ كله‌ شق‌:
اين‌ گونه‌ اسبي‌ قادر به‌ تحرك‌ و اعمال‌ قدرت‌ است‌ و مايل‌ نيست‌ آنها را در خدمت‌ سوار كار بي‌تفاوت‌ بگذارد. و نكته‌ اين‌ جاست‌ كه‌ اسب‌ پي‌ ببرد سوار آنقدرها خبره‌ و مصمم‌ نيست‌. اسب‌ به‌ سرعت‌ به‌ اين‌ موضوع‌ پي‌ برده‌ و سردست‌ مي‌زند و مشكل‌ بتوان‌ اين‌ حركت‌ را از سرش‌ انداخت‌. براي‌ حل‌ اين‌ مشكل‌ سواري‌ مورد نياز است‌ كه‌ به‌ زين‌ چسبيده‌ و بدون‌ اين‌ كه‌ اسب‌ اجازه‌ نافرماني‌ بدهد او را به‌ جلو هدايت‌ كند. به‌ محض‌ اطاعت‌ اسب‌ سوار بايد او را نوازش‌ كرده‌ و اطمينان‌ اسب‌ را جلب‌ كند. به‌ محض‌ اين‌ كه‌ سوار احساس‌ كند اسب‌ مي‌خواهد رم‌ كند و يا سردست‌ بزند، بايد يكي‌ از دستجلوها را كشيده‌ و مانع‌ حركت‌ او شود و دقت‌ كند كه‌ حركت‌ طولاني‌ نباشد، چه‌ ممكن‌ است‌ اسب‌ روي‌ سواركار به‌ غلطد.

نامتناسب‌ بودن‌ اندام:
امروزه‌ اسب‌هايي‌ كه‌ داراي‌ مشكلاتي‌ در اندام‌ هستند به‌ ندرت‌ براي‌ فروش‌ به‌ عنوان‌ اسب‌ ورزشي‌ ارائه‌ مي‌شوند. اگر اين‌ عدم‌ تناسب‌ فقط‌ مربوط‌ به‌ ضعف‌ دست‌ و پاها و مفاصل‌ باشد، با مراقبت‌ و پيگيري‌ و حفاظت‌ مي‌توان‌ اين‌ نقاط‌ ضعيف‌ آنها را همراه‌ با پرورش‌ ساير اندام‌ها پروراند. البته‌ گفتن‌ اين‌ مطلب‌ بسيار ساده‌ و عمل‌ آن‌ بسيار مشكل‌ است‌.

نامتناسب‌ بودن‌ گردن:
امروزه‌ اين‌ اسب‌ها كمتر براي‌ فروش‌ ارائه‌ مي‌شوند. اگر علاوه‌ برنامتناسب‌ بودن‌ گردن‌ فك‌ پايين‌ هم‌ سنگين‌ و بزرگ‌ باشد، احتمال‌ درست‌ كردن‌ چنين‌ اسبي‌ خيلي‌ ضعيف‌ است‌. بزرگي‌ و سنگيني‌ فك‌ پايين‌ به‌ اسب‌ اجازه‌ نمي‌دهد به‌ آبخوري‌ شود. چرا كه‌ استخوان‌ بزرگ‌ فك‌ پايين‌ روي‌ گردن‌ فشار آورده‌ و اجازه‌ فعاليت‌ را از آن‌ مي‌گيرد. من‌ پيشنهاد مي‌كنم‌ با چنين‌ اسبي‌ كار نشود.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 14:47  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

چگونه اسب انتخاب كنيم ؟

اسب‌هايي‌ كه‌ اشكال‌ اندام‌ و يا اخلاقي‌ دارند:
درچندين سال‌ گذشته‌ توليد اسب‌ پيشرفت‌ شاياني‌ كرده‌ است‌. اسب‌هاي‌ ورزشي‌ امروزه‌ از كميت‌ قابل‌ توجهي‌ برخوردارند. عليرغم‌ اين‌ نكات‌ بايد بدانيم‌ كه‌ هيچ‌ اسبي‌ كامل‌ نيست‌. همه‌ آرزوي‌ داشتن‌ اسبي‌ كامل‌ داريم‌، ولي‌ پيدا كردن‌ آن‌ چندان‌ هم‌ ساده‌ نيست‌. هنر تربيت‌ اسب‌ پي‌ بردن‌ به‌ توانايي‌هاي‌ بالقوه‌ اسب‌ و پرورش‌ آن‌ تا حد ممكن‌ است‌ .بايد بدانيم‌ كه‌ چگونه‌ و تا چه‌ اندازه‌اي‌ مي‌توانيم‌ به‌ نقائص‌ اخلاقي‌ و اندامي‌ اسب‌ پي‌ ببريم‌. اين‌ آگاهي‌ نياز به‌ تجربه‌اي‌ گران‌ و كار كردن‌ سال‌هاي‌ متمادي‌ با اسب‌هاي‌ مختلف‌ دارد.
بايد بدانيم‌ كه‌ تربيت‌ هر اسب‌ با اسب‌ ديگر متفاوت‌ و داراي‌ راز و رمز خاصي‌ است‌. ولي‌ چهارچوب‌ كلي‌ آن‌ همين‌ اصول‌ اوليه‌ تربيت‌ اسب‌ است‌ كه‌ درباره‌اش‌ بحث‌ كرديم‌. به‌ هرحال‌ روش‌هايي‌ وجود دارند كه‌ درباره‌ نحوه‌ كار با اسب‌هايي‌ كه‌ خوش‌ اخلاِق نيستند و نقصي‌ در اندامشان‌ وجود دارد، بحث‌ مي‌كنند. معني‌ اين‌ بحث‌ اين‌ نيست‌ كه‌ مباني‌ اصول‌ اوليه‌ ناديده‌ گرفته‌ مي‌شوند بلكه‌ عليرغم‌ مشكلات‌، فقط‌ ممكن‌ است‌ اين‌ اصول‌ جابه‌جا شوند.

بداخلاقي:
اسب‌ با خصوصيات‌ اخلاقي‌ و اندام‌ خاصي‌ خود به‌ دنيا مي‌آيد. با استفاده‌ از اصول‌ صحيح‌ آموزش‌ و محيط‌ سالم‌ مي‌تواند اسب‌ را براي‌ سواري‌ دادن‌ به‌ كار كشيد. از طرف‌ ديگر چنانچه‌ روش‌ آموزش‌ و نگهداري‌ غلط‌ در پيش‌ گرفته‌ شود، نتيجه‌ عكس‌ آنچه‌ گفته‌ شد خواهد بود. اصلاح‌ مشكلات‌ طبيعي‌ اسب‌ مشكل‌ است‌. تجربه‌ ثابت‌ كرده‌ است‌ كه‌ عليرغم‌ صرف‌ وقت‌ و تلاش‌ مضاعف‌ چنانچه‌ موفقيتي‌ مناسب‌ به‌وجود آيد مشكل‌ نهفته‌ خودنمايي‌ خواهد كرد.

اسب‌ عصبي:
‌اين‌ گونه‌ اسب‌ها در روبرو شدن‌ با موقعيت‌هاي‌ غيرمعمول‌ از قبيل‌ صداي‌ غريب‌، و حركت‌هاي‌ سريع‌ و يا پرچم‌ رم‌ مي‌كنند: اين‌ گونه‌ اسب‌ها در اثر كار دقيق‌ و نگهداري‌ صحيح‌ و حوصله‌ آرام‌ مي‌شوند. اگر اسب‌ در حركت‌ عصبي‌ است‌ و يا از اشياء روي‌ زمين‌ رم‌ مي‌كند، كار بسيار مشكل‌ خواهد شد. تجربه‌ من‌ نشان‌ داده‌ كه‌ اين‌ گونه‌ اسب‌ها هرگز كاملاً آرامش‌ پيدا نمي‌كنند. مربي‌ فقط‌ بايد محدوديت‌ها را در نظر بگيرد و برعكس‌ حساسيت‌هاي‌ زيادي‌ و يا عصبيت‌هاي‌ خاصي‌ مي‌تواند مورد استفاده‌ قرار بگيرد. خود من‌ ترجيح‌ مي‌دهم‌ با اسبي‌ سرحال‌، اگر چه‌ كمي‌ عصبي‌ و نگران‌ كار كنم‌ تا اسبي‌ تنبل‌. اسب‌ عصبي‌ براي‌ سواركاري‌ با حوصله‌ بدون‌ حركت‌ اضافه‌ و آرام‌ روي‌ اسب‌، هديه‌اي‌ آسماني‌ است‌. چنين‌ اسبي‌ كمترين‌ اثرها را نياز دارد و سوار هم‌ كه‌ آرامش‌ خود را روز او حفظ‌ مي‌كند و زماني‌ مي‌رسد كه‌ اسب‌ اثر ساِق را پذيرفته‌ و به‌ جلو رانده‌ مي‌شود. در اين‌ بازي‌ برنده‌ سواركار با حوصله‌ است‌ ولي‌ سوار كار بي‌حوصله‌ هيچ‌گاه‌ نبايد اسب‌ عصبي‌ سوار شود.

اسب‌ تنبل‌:
اسب‌ تنبل‌ سوار را به‌ جنون‌ مي‌كشد. در ابتدا مي‌بايست‌ پي‌برد كه‌ اسب‌ ذاتاً تنبل‌ است‌ يا اين‌ كه‌ دلائلي‌ باعث‌ اين‌ تنبلي‌ است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌، ممكن‌ است‌ اسب‌ به‌ آمادگي‌ مطلوب‌ نرسيده‌ باشد. مثلاً چاقِ يا لاغر باشد، بيمار بوده‌ و يا اثرهاي‌ سوار را نمي‌فهمد. بهتر است‌ اسب‌ تنبل‌ را همراه‌ با اسبي‌ چالاك‌ به‌ صحرا ببريم‌. اگر او همچنان‌ ميل‌ به‌ حركت‌ نداشت‌، سوار اثرها را قوي‌تر كند. و در موقع‌ مناسب‌ او ضربات‌ مقطع‌ و شديد شلاِق را به‌ كار خواهد گرفت‌ و اگر اسب‌ به‌ جلو پريد بايد او را نوازش‌ كرد. اين‌ تمرين‌ بايد تا آن‌ جا كه‌ تكرار شود تا اسب‌ منظور سوار را دريافته‌ به‌ سادگي‌ به‌ اثرها جواب‌ دهد. مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ سوار اسب‌ را به‌ حركت‌ به‌ جلو وادار كند. او مي‌بايست‌ اين‌ فشارها را به‌ مرور كاهش‌ دهد تا اسب‌ را نسبت‌ به‌ آنها بي‌تفاوت‌ نشود.

اسب‌ كله‌ شق‌:
اين‌ گونه‌ اسبي‌ قادر به‌ تحرك‌ و اعمال‌ قدرت‌ است‌ و مايل‌ نيست‌ آنها را در خدمت‌ سوار كار بي‌تفاوت‌ بگذارد. و نكته‌ اين‌ جاست‌ كه‌ اسب‌ پي‌ ببرد سوار آنقدرها خبره‌ و مصمم‌ نيست‌. اسب‌ به‌ سرعت‌ به‌ اين‌ موضوع‌ پي‌ برده‌ و سردست‌ مي‌زند و مشكل‌ بتوان‌ اين‌ حركت‌ را از سرش‌ انداخت‌. براي‌ حل‌ اين‌ مشكل‌ سواري‌ مورد نياز است‌ كه‌ به‌ زين‌ چسبيده‌ و بدون‌ اين‌ كه‌ اسب‌ اجازه‌ نافرماني‌ بدهد او را به‌ جلو هدايت‌ كند. به‌ محض‌ اطاعت‌ اسب‌ سوار بايد او را نوازش‌ كرده‌ و اطمينان‌ اسب‌ را جلب‌ كند. به‌ محض‌ اين‌ كه‌ سوار احساس‌ كند اسب‌ مي‌خواهد رم‌ كند و يا سردست‌ بزند، بايد يكي‌ از دستجلوها را كشيده‌ و مانع‌ حركت‌ او شود و دقت‌ كند كه‌ حركت‌ طولاني‌ نباشد، چه‌ ممكن‌ است‌ اسب‌ روي‌ سواركار به‌ غلطد.

نامتناسب‌ بودن‌ اندام:
امروزه‌ اسب‌هايي‌ كه‌ داراي‌ مشكلاتي‌ در اندام‌ هستند به‌ ندرت‌ براي‌ فروش‌ به‌ عنوان‌ اسب‌ ورزشي‌ ارائه‌ مي‌شوند. اگر اين‌ عدم‌ تناسب‌ فقط‌ مربوط‌ به‌ ضعف‌ دست‌ و پاها و مفاصل‌ باشد، با مراقبت‌ و پيگيري‌ و حفاظت‌ مي‌توان‌ اين‌ نقاط‌ ضعيف‌ آنها را همراه‌ با پرورش‌ ساير اندام‌ها پروراند. البته‌ گفتن‌ اين‌ مطلب‌ بسيار ساده‌ و عمل‌ آن‌ بسيار مشكل‌ است‌.

نامتناسب‌ بودن‌ گردن:
امروزه‌ اين‌ اسب‌ها كمتر براي‌ فروش‌ ارائه‌ مي‌شوند. اگر علاوه‌ برنامتناسب‌ بودن‌ گردن‌ فك‌ پايين‌ هم‌ سنگين‌ و بزرگ‌ باشد، احتمال‌ درست‌ كردن‌ چنين‌ اسبي‌ خيلي‌ ضعيف‌ است‌. بزرگي‌ و سنگيني‌ فك‌ پايين‌ به‌ اسب‌ اجازه‌ نمي‌دهد به‌ آبخوري‌ شود. چرا كه‌ استخوان‌ بزرگ‌ فك‌ پايين‌ روي‌ گردن‌ فشار آورده‌ و اجازه‌ فعاليت‌ را از آن‌ مي‌گيرد. من‌ پيشنهاد مي‌كنم‌ با چنين‌ اسبي‌ كار نشود.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 14:43  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

خاستگاه و تكامل اسب

 از نظر تكاملي طبق يافته هاي فسيلي ، منشاء اسبهاي امروزي از پستاندار كوچكي تحت عنوان ائوهيپوس كه شباهت زيادي به روباه داشته و مربوط به حدود ششصد ميليون سال قبل ، يعني دوران ائوسن از نظر زمين شناسي است و چنين بر مي آيد كه از نظر تكاملي اسبهاي امروزي درطي ميليونها سال از اين پستاندار كوچك منشاء گرفته اند .
قد اين جانور در حدود 30 الي 35 سانتيمتر بوده و گسترش جهاني داشته است . بدن آن گرد و داراي پشتي خميده بوده و در هنگام راه رفتن از كف پنجه هاي خود استفاده مي كرده است . در اندام حركتي قدامي خود 4 انگشت و در اندامي خلفي خود 3 انگشت داشته است .حدود 13 نوع از اين جاندار در بخشهاي مختلف آمريكاي شمالي و انگلستان ، سيوئيس ، فرانسه و بلژيك يافته شده است .
 بنابر كشفيات بعمل آمده نه تنها طويل شده و نيز كاهش تعداد تدريجي اندامهاي حركتي اسب استنباط مي شود ، بلكه تغييراتي كه بصورت طولاني شدن گردن و جمجمه همراه با تغيير عادات چرا كردن ( مانند خوردن ميوه هاي آبدار كه در بالاي سطح زمين رشد مي كنند ) به رژيم علف خواري ( خوردن علف هاي خشبي و سخت از سطح زمين ) ايجاد شده را مي توان بر گرفت . گرچه اولين فسيل يافت شده از ائوهيپوس به ثبت رسيده است ، ولي به جرات مي توان گفت كه اين جانور كوچك اندام از يك دودمان اصلي پستاندار كه داراي 5 انگشت بوده تكامل يافته است .
پس از گذشت ميليونها سال انواع تكامل يافته اين حيوان ( حدود 57 ميليون سال ) بنام تك سميان دوران پليوسن تحت نام پليوهيپوس شكل گرفت اند .
يافته هاي باستان شناسي در ايران توسط آقاي ماكنم ، يكي از معاونان دومرگان باستان شناس معروف ، فسيل يك نوع اسب تحت عنوان هيپاريون در سال 1904 ميلادي در ناحيه مرزه چال مراغه بدست آمده است كه مربوط به اواخر دوران سوم زمين شناسي يعني پليوسن و قبل از فوارن آتشفشان سهند ( بيش از يك ميليون سال قبل ) مي باشد .
با آغاز دوره يخبندان در كره زمين و تغييرات جوي انواع مختلف پليوهيپوس مهاجرتهاي گسترده اي به قاره هاي قديم ( آسيا ، اروپا و آفريقا ) آغاز كردند . بنابر دلايلي كه هنوز روشن نيست قاره آمريكا بطور ناگهاني و پس از قطع ارتباط آن با قاره هاي قديم ، از وجود پليوهيپوس پاك گرديد.
انواع مختلف پليوهيپوس در طي مهاجرتهاي خود در بخشهاي آفريقا و اروپا و آسيا پراكنده شدند و منشاء انواع مختلف گور خر ، خر و چهار تيپ از اجداد اوليه اسبهاي امروزي گرديدند . 

بنابر اين اسبهاي امروزي داراي چهار جد اوليه هستند و از نظر تاريخي فلات ايران منطبق بر محدوده جغرافيائي پراكندگي دو نوع از انواع چهار گانه اين اجداد محسوب مي شود .
اسبهاي نژاد تركمن و كاسپين موجود در اين سرزمين پس از گذشت قريب به يك ميليون سال از پيدايش آن دو نوع اجداد اوليه اسب ، هنوز بعنوان شبيه ترين اسبهاي موجود در جهان به اجداد فوق محسوب مي شود و مورد توجه خاص جهانيان و پژوهشگران قرار گرفته است .



 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 14:18  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

نکاتي پيرامون توليد مثل در اسب

   

 

توليد مثل

    بهتر است كه همة اسبداران تا حدي از توليد مثل اسب آگاهي داشته باشند. بي‌ترديد امروزه بر شمار علاقمندان به پرورش اسب بويژه پوني، افزوده مي‌شود. اغلب، پس از اينكه فرزندان خانواده دوران خردسالي را پشت سر مي گذارد، اين پرسش مطرح مي‌شود كه با پوني چه بايد كرد. پوني را مي توان فروخت، ولي معمولاً تا آن موقع به صورت عضوي از خانواده درآمده و هيچكس تمايلي به فروش آن ندارد. اگر ماده باشد، نخستين كار بارور كردن اوست.

نخستين سؤال اين است كه بايد از چه سيلمي استفاده كرد؟ طبيعي است شما نرياني خوش تركيب و خوش ركاب را بر مي‌گزينيد، ولي مهمتر از هر چه ديگري خلق و خوي نرياد است. هيچگاه نبايد از يك نريان بداخلاق براي اين كار استفاده كرد؛ چرا كه تقريباً همواره اين عيب بزرگ از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شود. يك پوني بدخلق و شرور نه تنها باعث دردسر است، بلكه مي‌تواند خطري جدي براي مربيان و همچنين بچه‌ها به شمار آيد.

    پس از انتخاب نريان مناسب، اين سؤال پيش مي‌آيد كه جفتگيري چه زماني بايد صورت بگيرد؟ در مورد اسبهاي اصيل كه به منظور شركت در مسابقات اسب دواني پرورش داده مي‌شوند، بهتر است كره اسب تا حد امكان نزديك به آغاز سال ميلادي (دي ماه) به دنيا آمده باشد اين بدان علت است كه در اسبهاي تروبرد سن كره را از دي ماه هر سال حساب مي‌كنند. (در ايران بهار مبناي محاسبه است)، اگر اسب شما در گروه اسبهاي دو ساله در مسابقه شركت كند، همواره اين يكي دو ماه بالاتر بودن سن اسب يك مزيت مي باشد.

اما در مورد پوني‌ها و اسبهايي كه به منظور كار در مزرعه و يا شكار از آنها استفاده مي‌شود، اين موضوع مصداق نداشته بهتر است كرة آنها زماني متولد شد كه هوا خوب و چراگاه سرسبز است؛ يعني بسته به اينكه در جنوب يا شمال كشور هستيد، كره در فاصلة بين نيمة اول ارديبهشت ماه تا اوايل تيرماه به دنيا بيايد.

    طول دورة آبستني، يعني مدتي كه كره در رحم مادر قرار دارد (فاصلة بين جفتگيري ماديان و تولد كره اسب)، تقريباً يازده ماه است، هر چنئ كه موارد معدودي ممكن است كره يك يا دو هفته زودتر يا تا يك ماه ديرتر متولد شود. بنابراين اگر مي‌خواهيد كره در ارديبهشت ماه به دنيا بيايد، بايد جفتگيري در خردادماه انجام شود.

    ماديان هر سه هفته يك بار فحل مي‌شود و به مدت دو يا سه روز فحل مي‌ماند و تمايل به جفتگيري با نريان را از خود نشان مي‌دهد. طي اين مدت، در بدن ماديان، سلول جنسي ماده يا تخمك از تخمدان آزاد مي‌شود. آبستني مستلزم تركيب اين تخمك با اسپرم نريان است.

    سلولهاي جنسي نر تقريباً بيست و چهار ساعت زنده   مي مانند؛ چنانچه آنها در اين مدت با تخمك برخورد نكنند، جفتگيري بي‌حاصل خواهد بود.

    بهترين زمان جفتگيري ماديان، ساعتهاي پايان دورة فحلي است. كه احتمال آزادشدن تخمك بيشتر از هر زماني ديگر است. البته بهترين و عملي‌ترين شيوه اين است كه در اين مرحله با دامپزشك خود مشورت كنيد. چه بسا او تصميم بگيرد كه ماديان را از طريق مقعد معاينه كند و فوليكولهاي رسيدة تخمدانها را پاره كند تا اطمينان حاصل شود كه تخمك پيش از جفتگيري آزاد شده است.

    بهتر است كه چهل تا شصت روز پس از جفتگيري دامپزشك خود را فرا بخوانيد تا از ماديان خون گرفته و آن را از نظر تأييد آبستني آزمايش كند. نمونة ادرار را نيز مي‌توان سه تا چهار ماه پس از جفتگيري بدين منظور آزمايش كرد.

    در طول مدتي كه ماديان آبستن است، بايد به خوبي نگهداري شود و از تغذية مناسب هم برخوردار باشد تا كره اسبي سالم و نيرومند داشته باشيد.

زمان زايمان در ماديان

    با فرا رسيدن زمان زايمان، پستان و رگهاي آن رفته رفته متورم مي‌شود. ماده‌اي براق در نوك پستانها شكل مي گيرد  و چه بسا شير از آنها جاري شود. ولي، با وجود اين نشانه هاي كلي، پيشگويي زمان دقيق زايمان در ماديان بسيار دشوار است. ماديان اصلاً دوست ندارد كه كسي او را در حين زايمان تماشا كند و لذا اغلب در طول شب كرة خود را به دنيا مي‌آورد. در واقع، من خود، افراد بسياري را سراغ دارم كه شبها و هفته‌هاي پياپي چشم بر هم نگذاشته‌اند تا شاهد زايمان ماديان باشند موفق نشده‌اند. چه بسا خواب آنها را فرا گرفته يا براي نوشيدن فنجاني قهوه محل را ترك كرده‌اند و وقتي بازگشته‌اند كره اسب را در كنار مادرش يافته‌اند.

    زماني كه زايمان ماديان آغاز مي‌شود، روندي بسيار سريع دارد و اگر همه چيز به خوبي پيش رود، از ابتدا تا انتهاي آن بيش از پانزده تا سي دقيقه به دراز نمي‌كشد.

زايمان در اصطبل يا در چراگاه

    در اين رابطه، قاعده مشخصي وجود ندارد و بيشتر به سليقة صاحب اسب بستگي دارد. پس از تولد كره، جفت – پرده أي بزرگ به رنگ قرمز يا شكلاتي كه كره را پيش از تولد احاطه كرده هم بايد توسط ماديان دفع شود. (تصوير پنج). چنانچه اين عمل تا دو ساعت پس از زايمان انجام نشد، آنگاه بايد بي درنگ دامپزشك خود را فرا بخوانيد. چنانچه جفت در رحم ماديان بماند، به عوارضي حاد و اغلب كشنده همچون التهاب رحم، التهاب نسج مورق سم، پنوموني و مسموميت خوني مي‌انجامد.

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 9:18  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

پرورش اسب اصيل تركمن .
 
كشور ايران به دليل تنوع زيستي و گياهي خواستگاه توليد و پرورش اسب با ژنتيك خاص است و بزرگترين فرصت سرمايه‌گذاري انساني و فرهنگي با استفاده از اين نعمت خدادادي را داشته و منجر به توليد نژادهاي متنوع اسب بومي شده است. تنوع گياهي در كشور ايران باعث شده كار پرورش اسب در مناطق مختلف كشور انجام شود و موقعيت استثنايي براي بهره‌برداري تحقيقات ژنتيك از اسب‌هاي ايراني وجود داشته باشد.

در حال حاضر مهمترين نژادهاي اسب بومي ايران كرد، تركمن، دره شوري، كاسپين است كه به دليل اقبال عمومي فرصت سرمايه‌گذاري در پرورش اسب افزايش يافته است به همين منظور براي جلوگيري از اضمحلال و تخريب بهترين ذخاير ژنتيكي، تحقيقات شجره‌اي در ارتباط با اسب ايران در حال انجام است و پروژه شناسايي ژنتيك در بين 215 رأس اسب ايران در مناطق گلستان و خراسان شمالي مراحل پاياني را طي مي‌كند.

براي اطلاع از توسعه فعاليت پرورش اسب در ايران و چگونگي روند تحقيقات ژنتيكي گفت و گويي با عبدالجليل غيادي مدير عامل شركت تعاوني پرورش و مشاوره اسب اصيل تركمن در خراسان شمالي انجام داديم.
....
با توجه به اينكه اسب‌هاي ايران از تنوع ژنتيكي منحصر به فردي برخوردارند، پرورش دهندگان اسب در ايران از چه مزيت‌هايي برخوردارند؟
- با اينكه ايران داراي پيشينه قديمي در پرورش اسب، است هنوز در شرايط ايده‌آل كاري نيستيم ولي مسوولين در اين چند ساله اخير دغدغه بيشتري نسبت به توسعه و همگاني‌شدن استفاده از اسب و فرهنگ اسب‌ و سواركاري پيدا كرده و نيازهاي آن طرف دنيا به دليل قابليت‌هاي ژنتيكي و ورزشي اسب ايران دوبرابر شده است و در عين حال فرصت بهره‌برداري و اقتصادي و بهره‌وري بهينه از اين فرصت براي پرورش دهندگان به شكل كالاي تجاري ايجاد شده تا اسب ايران با حفظ ذخاير ژنتيكي به كشورهاي متقاضي صادر شود.
...
تنوع ذخاير ژنتيك بيشتر در چه مناطقي از كشور مشاهده مي‌شود؟
- نژادهاي اسب در اكثر استانهاي ايران داراي تنوع ذخاير ژنتيكي است اما بعضي استانها در ارتباط با برخي نژادها گوي سبقت را فراگرفته‌اند مثلاً اسب تركمن در خراسان شمال و استان گلستان ولي با اين حال بيشتر شهرهاي ايران از جمله تهران، خوزستان، اصفهان،‌يزد، تبريز، جزيره كيش اصيل‌تر بوده و به صورت تك‌گير منبع ذخاير ژنتيكي است.
....
آيا شما از وضعيت كنوني پرورش اسب تركمن رضايت داريد؟ ارزيابي شما چگونه است؟
- همه دنيا مي‌دانند بهترين نژاد اسب سواركاري متعلق به تركمن اسب مخصوصاً نژاد معروف "تاروبرد" يا اسب نژاد انگليسي از تركيب دو نژاد تركمن، نژاد نزديك تركمن و يك اسب عرب بوجود آمده كه سريعترين و سواري‌ترين اسب در دنيا به شمار مي‌آيد و اسب تركمن به عنوان اسب "آخال تكه" در بيشتر كشورها شناخته شده كه در كشور تركمنستان، روسيه، فرانسه، آمريكا، تركيه، قبرس و دبي به شمار مي‌رود. 
...
چه تفاوتي بين اسب آخال تكه ايران با تركمنستان وجود دارد؟
- بيشتر تفاوت اين دو اسب از نظر ظاهري است "آخال تكه" بلند تر و باريك‌تر و كشيده و ظريف است و اسب‌هاي تركمن ايران عضلاني و قدرتمند‌تر و نسبت به "آخال تكه" تركمنستان كوتاهترند ولي با انتخاب خوب و روش اصلاح نژادي كه در حال حاضر تحقيقات ژنتيكي آن شروع شده با علم مدرن ورزش و سواركاري تلفيق شده و اسب‌هاي تركمن ايران به راحتي قابليت كسب هر دو خاصيت دارند هم زيبا شوند و هم قدرتمند.                                                   در حال حاضر اسب ايران در بازارهاي جهاني با چه قيمت‌هايي خريد و فروش مي‌شود؟
- در بازارهاي جهاني اسب خاص تركمن بين 25هزار دلار تا 150 هزار دلار خريد و فروش مي‌رسد، در ايران بالاترين رقمي كه خريد و فروش شده 15 ميليون تومان و رنج متوسط اسب تركمن بين 5 تا 10 ميليون است. 
....
پرورش اسب ايران چه قدر در اشتغالزايي موثر بوده است؟
- به جرأت مي‌توان گفت به ازاي هر اسب تركمن يك اشتغالزايي بوجود آمده است ولي در حال حاضر با توسعه صادرات و احداث ميادين در خراسان شمالي و واگذاري ميادين و ايجاد ميدان در استان گلستان به اسب خالص تركمن اين اشتغال براي هر اسب به دو نفر افزايش مي‌يابد و از آنجاييكه اسب تركمن يك اسب ورزشي است و براي زيبايي نيز استفاده شده و به دليل داشتن نژاد آميخته قابليت رقابت با اسب‌هاي خارجي را دارد مي‌تواند در ميزان افزايش اشتغالزايي موثر باشد.
....
آيا سرمايه‌گذاري اسب در ايران وضعيت مطلوبي دارد؟
- سرمايه‌گذاري در اسب تركمن در اين چند ساله اخيراً افزايش پيدا كرده، سال 1375 زماني كه ما كاربردي اسب تركمن را آغاز كرديم قيمت فوق‌العاده اين اسب 150 هزار تومان و متوسط رنج قيمت آن 70 تا 100 هزار تومان است و الان بعد از يازده سال جهش فوق‌العاده پيدا كرده و تا 15 ميليون تومان كره اسب‌ها به فروش مي‌رسد.
....
جهاد كشاورزي و سازمان دامپزشكي براي حفظ ذخاير ژنتيكي چه اقداماتي انجام داده است؟
- اصلاح حركاتي كه در فدراسيون صورت مي‌گيرد با اقدامات حمايتي ديگر وزارت جهاد تكميل شده و وضعيت اسب تركمن و كرد ايران را روز به روز بهتر مي‌كند اين نكته لازم به ذكر است كه بيشترين حمايت براي شكوفايي از صنعت اسب در ايران را سازمان جهاد سازندگي گلستان و خراسان شمالي و تعاوني‌هاي پرورش دهنده اسب در اين استانها را انجام دادند.
....
اسب ايران چه سهمي از صادرات كالاهاي غيرنفتي را به خود اختصاص مي‌دهد؟
- آيين‌نامه صادرات ايران كاملاً مشخص است و براساس فرمول حفظ ذخاير ژنتيكي و موقعيت كشور ما نوشته شده است كه در آن مالكيت معنوي اسب‌هاي صادراتي متعلق به ايران نيز لحاظ شده است و غير از آن يكي از بندهاي آيين‌نامه مربوط به حفظ اسب تركمن است كه هيچ وقت كل صادرات به يك كشور يا هر كشوري نبايد از 2/1 اندازه موثر جمعيت ما بيشتر شود ولي تنوع زيستي كشور ما به گونه‌اي است كه اگر توليد را متوقف كنيم باز هم از بقيه دنيا جلوتر هستيم و براي حفظ آن فعاليت آگاهانه پرورش‌دهندگان و فدراسيون سواركاري و جهاد كشاورزي نشان مي‌دهد كه آنها ارزش اين گوهر گرانبها را شناخته و ديگر از دست نمي‌دهند و اين تحولي است كه توسعه‌اش يك اشتغال پايدار و توليد منطقي را به دنبال داشته است.
....
دولت براي توسعه پرورش اسب چه اقداماتي را تا به حال انجام داده است؟
- در حال حاضر دولت در سطح جهاد و سازمان تربيت بدني كمك مقطعي انجام داده و در پروژه ژنوتاپينگ (شناسايي ژنتيك، كمك‌هاي اساسي انجام داده و در جشنواره‌ها نيز كمك‌هاي قابل ملاحظه‌اي داشته است اما آنچه مسلم است اين كمك‌ها بايد مدون شود و برنامه‌ريزي شود تا حمايت‌هاي دولت در يك بستر مناسب جريان داشته باشد مثلاً در بحث واگذاري زمين به تعاوني‌هاي فراگير فدراسيون با وزارت جهاد كشاورزي تعامل خوبي داشته باشد كه بتوانند تشكيلات سواركاري را در آنجا مستقر سازند و در بحث مهم طرح شناسايي ژنتيك و طرح محوري حمايت از اسب‌هاي بومي ايران منجر به ملي شدن طرح ژنو تاپينگ شود كه نتيجه دو سال چانه‌زني با دولت در زمينه توسعه پرورش اسب در ايران بوده است كه نشان دهنده ارتقا كيفيت در نگاه به اسب ايراني است بايد اين توجه به ساير بخش‌ها نيز تسري پيدا كند الگوي موفق اسب تركمن هم در بحث ژنوتاپينگ، هم در بحث مسابقات و لوروكس به ساير نژاد‌ها مثل عرب، تركمن، كرد و كاسپين تسري پيدا كند.
....
براي اصيل نگه داشتن اسب ايراني تا به حال چه اقداماتي انجام داديد؟
- براي خلوص نياز به خالص‌سازي است و بايد براي اين كار پايه اسب را بشناسيم كه اين اقدام در حال انجام است و به زودي "تبارنامه" اسب ايران تدوين مي‌شود و حداقل هر استان يك تبارنامه مشخص و صحيح براي خود داشته باشند، غير از خلوص كارايي اسب هم است يك اسب خالص بايد كارآيي هم داشته باشد بنابراين سعي مي‌كنيم تمام استانداردهايي كه فدراسيون جهاني و فدراسيون سواركاري براي ورزش سواركاري دارد از يك طرف و معيار‌هايي كه براي اصلاح نژاد در سازمان جهاد كشاورزي وجود دارد به كار گرفته شود و با چشم باز كار شود تا محصولي كه توليد شود خالص‌تر و كارآتر باشد مثلاً در گذشته ما مي‌توانستيم بيماري‌هاي ژنتيك و قابل انتقال را در اسب‌ها مشخص كنيم از روي تجربه شايد ولي از روي ژن نهفته و ظاهر اسب نمي‌توانستيم تشخيص بدهيم و الان طوري است كه در طرح شناسايي ژنتيك، شناخت بيماري‌هاي چندگانه ژنتيك قابل انتقال به سن بعدي در هر اسب مشخص كنيم و آن اسب را يا از گردونه خارج كرده يا حداقل در كار سواركاري به كار ببريم تا نژاد‌ ما عاري و مبرا از هر گونه آلودگي ژنتيك باشد. 
....
پرورش اسب چه قدر در پيشبرد و بهبود اقتصاد كشور موثر بوده است؟
- اشتغالزايي، ارز‌آوري بحثي مهم در پرورش اسب به شمار مي‌رود چون ما در مرحله صادرات هستيم توسعه پتانسيل‌هاي ژنتيكي يا غني‌كردن بانك ژن هم از نظر تحقيقاتي و هم از نظر تنوع زيستي كمك بزرگ به دولت است، دولت به دنبال ابزارهاي خاص است كه بتواند در عرصه جهان رقابت كند چه نظر از اقتصادي، ورزشي، سياسي، پرورش اسب ابزار خوبي به شمار مي‌رود ايران با داشتن 180 هزار رأس اسب در ايران موجوديتش ثابت شده است و بستر فرهنگي و انساني كار آماده است و از نظر نيروي انساني مشكلي وجود ندارد و از نظر فرهنگي پذيرش مردم براي اين كار خوب ورزش اقتصادي آماده است و مناطق ديگر آماده هرگونه جهش در واحدهاي اقتصادي است و پرورش اسب در ايران از يك طرف به عنوان بانك ژني و از طرف ديگر در رشته‌هاي خاص مثل ماراتن، سواركاري، استقامت، پرش و زيبايي و درساژ با استقبال عمومي روبرو شده است و اسب تركمن چون قبل توانايي‌هايش را در اين خصوص ثابت كرده هم در نژاد خالص، هم در نژاد آميخته با اندكي توجه توانايي رقابت در عرصه بين‌المللي دارد.
....
كشورهاي ديگر چه قدر در زمينه پرورش اسب در ايران سرمايه‌گذاري كرده‌اند؟
- سرمايه‌گذاري در زمينه پرورش اسب در ايران به راحتي قابل انجام است و كانادا قصد انجام سرمايه‌گذاري در ايران را داشت ولي چون در آن زمان قانون صادرات مدون نبود اين كار متوقف ماند ولي با اين حال ايران با داشتن بستر جغرافيايي و مراتع غني با يك سرمايه‌گذاري خوب اين كار قابل انجام است مثلاً الان در كرمانشاه يك محموله براي سرمايه‌گذاري خارجي ايجاد شده كه مي‌خواهند روي اسب كار كنند كه با اندكي توجه و بسترسازي ساده و برقراري قرارداد همكاري مشترك در قالب يك شركت بين المللي اين كار به راحتي قابل انجام است.
....
اسب ايران چقدر در جشنواره‌هاي خارجي حضور دارد؟
- در حال حاضر غير از بحث قطر كه اخيراً اتفاق افتاده اسب‌هاي ايراني در رشته پرش شركت كردند و چون هنوز بحث قرنطينه كل اسب ايران تاييد نشده و هم بخاطر استانداردهاي ورزشي تازه شروع شده تا به سطح بين المللي برسيم اين دو عامل منجر شده تا اسب‌هاي ايراني در عرصه رقابت ورزشي نروند ولي با اين حال اسب‌هاي ايراني در رشته زيبايي قابل رقابت با اسب‌هاي ديگر هستند و در رشته پرش، درساژ، استقامت بسترها آماده است.
....
در سال جديد چه اقدامات جديدي براي بهبود پرورش اسب در ايران داريد؟
- در سال جديد بزرگترين پروژه‌اي كه دنبال مي‌كنيم فعال كردن تمام استانها از نظر شناسايي ژنتيك و صدور تبارنامه اسب نژاد مخصوص هر استان است كه كتاب انسابش در بيايد و اين كار شروع شده و در دو استان پايلوت استان خراسان شمالي و استان گلستان در حال اتمام است و استانهاي ديگر نيز اين كار را قطعاً در سال 86 با كمك فدراسيون و بنابر برنامه‌ريزي با جهاد انجام مي‌شود با همكاري تشكل‌هاي خصوصي و NGO و يك كار ديگر فعال كردن فعاليت‌هاي بازرگاني در داخل هيات‌ها و تعاوني‌هاست كه با ايجاد و بورس و حراج‌هاي فصلي و ساليانه اسب هر استان يا استان‌هاي پايلوت بتوانند اسب خود را در يك بازار دائمي و نمايشگاه دائمي عرضه كنند و طراحي وب‌سايت‌ها مختلف براي اسب‌هاي مناطق مختلف كشور است و از همه مهمتر فعال كردن هيات‌هاي سواركاري براي اجراي يكي از بندهاي وظايف هيات‌هاست كه مي‌گويد فعاليت بازرگاني هيات‌هايي است كه الان نمي‌توانند جايزه خوب بدهند و مسابقات را با كيفيت خوب انجام بدهند و اين كار به راحتي از طريق توافقي بين فدراسيون و وزرات مسكن و شهرسازي استانها با وزارت جهاد كشاورزي بخصوص براي واگذاري زمين‌ها و منابع طبيعي بخشنامه صادر شده و بانك‌ها الان اسب را به عنوان كالاي داراي توجيه اقتصادي دارند بپذيرند حتي در استان خراسان شمالي يك كار گروه ويژه اسب وجود دارد كه بتوانند هماهنگي بين ادارات و سازمانها را براي بهره‌برداري هيات‌ها و تعاوني‌ها قرار بدهد و با مشاركت سازمان‌هايي نظير سازمان ميراث فرهنگي به يك جهش فوق‌العاده در داخل هيات‌ها و تعاوني‌ها از نظر فعاليت اقتصادي و زير ساخت‌هاي علمي و تحقيقاتي ژنوتاپينگ رسيد.
....
برگزاري نمايشگاه و جشنواره در زمينه اسب در ايران چگونه است؟
- در داخل ايران برگزاري جشنواره‌ها زياد است و در سطح ملي براي اسب‌هاي بومي بوده و اسب‌هاي تركمن و عرب جشنواره ملي دارند و در خصوص اسب ايران جشنواره و كنگره و سمينار‌هاي ملي و بين المللي برگزار شده است. 
....
شركت تعاوني‌ها چقدر در پرورش اسب در ايران مشاركت دارند؟
- در مناطق مثل استان خراسان شمالي و گلستان تعاوني‌ها نقش بسيار فعال دارند و حمايت‌هاي جهاد و فدراسيون سواركاري منجر شده انگيزه تعاوني‌ها براي فعاليت در ديگر استانها نيز افزايش پيدا كند و با برنامه‌ريزي‌هايي كه انجام شده با شناخت كامل از موقعيت‌ و امكاناتي كه در استانها وجود دارد فعاليت بازرگاني هيات‌ها را فعال كنيم و آن را به تعاوني‌ها تسري دهيم.
...
حرف آخر
اسب مثل جنگل يا آب‌هاي دنيا يك ثروت بين المللي است و حق بهره‌وري و مالكيت معنوي آن متعلق به كشور است كه در آن پرورش مي‌يابد و براي نشان دادن برتري اين ثرورت در سطح بين المللي بايد در بعد تحقيقات، ورزش و رقابتهاي اقتصادي تلاش شود و لازمه‌اش كاهش تصدي‌گري دولت در امور و واگذاري كارها به بخش خصوصي و تعاوني است به عنوان مثال به جاي آنكه تربيت بدني خود اقدام به ساخت ميدان كند، زمين در اختيار تعاوني‌ها قرار داده شود تا منافع تعاوني‌ها نيز تامين شود و دولت نيز پاسخگوي اصل 144 باشد و انگيزه فعاليت براي كساني كه مستقيم يا غيرمستقيم دست‌اندكار پرورش اسب هستند تقويت شود.
اسب يك ثروت ملي به شمار مي‌رود و فعاليت‌اش توجيه اقتصادي دارد و در رقابت اقتصادي به دليل داشتن پتانسيل‌هاي ژنتيكي پايان‌ناپذير حضور پايدار و مستمر دارد.
ژن اسب تمام ناشدني است و از يك نسل به نسل ديگر بيشتر مي‌شود كشورهاي اروپايي و امريكايي فوايد اين ثروت را درك كردند ولي به همان اندازه كه پايان‌ناپذير است آسيب‌پذير و نابود شدني هم است و ذخيره ژنتيكي‌اش به راحتي مي‌تواند از دست برود.
براي استفاده از اين معدن جواهر بايد هنر خوب استخراج كردن هم وجود داشته باشد با شناسايي ژنتيك، استاندارد‌ كردن حركتهاي ورزشي، اصلاح نژاد و عرضه كردن آن در قالب ويترين و شوهاي خوب و اطلاع رساني مدون در بازارهاي بين المللي به پايان‌ناپذيري اين معدن منجر مي‌شود.
دست‌اندركاران بخش كشاورزي بايد بدانند كه يك بخش مهم توسعه كشاورزي پايدار به اسب ايران بستگي دارد موضوعي كه مورد غفلت قرار گرفته و بايد توجه بيشتر به آن شود. 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 16:26  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 




سوگند به اسبهایی که در تاختن، نفسشان به شماره می افتد و سوگند به اسبهایی که به هنگام شتاب، از برخورد سمهایشان با سنگها، آتش برمی افروزند. صبحگاهان (دشمنان حق) را به غارت می گیرند و گرد و غبار برانگیخته، گرداگرد سپاه دشمن حلقه می زنند و آنان را محاصره می کنند.(قرآن سوره والعادیات)
آیا تو را یارای آن هست که به اسب نیرو بخشی یا گردنش را به یال بیارایی و او را مانند ملخ به جست و خیز در آوری؟ چه سهمگین است شیهه  با شکوهش، به زمین سم کوبد و از نیروی خود شادمان است. به جنگجو پذیره شود، به ترس بخندد، از شمشیر رو نگرداند، هر چند که ترکش و ناوک و نیزه درخشان بر او گذرد، خشمگین و خروشان زمین در نوردد و از آوای کرنا از تکاپو باز نماند. با خروش کرنا، های های برآورد و از دور پهنه کارزار را دریابد. (تورات-کتاب ایوب پیامبر باب 29 - فقرات19 - 25 )
تلفیق اسب و دریا شیرین ترین آرزوی زندگی من است. تجسم کن تو آزاد و رها در ساحل ایستاده ای. بعد اریب در هوا، بر اسبی در حال تاخت می پری و ساحل را با تمام وسعتش در زیر نعلهای اسبت می لرزانی. ذرات ماسه که بر هوا بر می خیزند و به تنت می نشینند، تو را لبریز از لذت
می کنند. سر اسب را عمود بر دریا می چرخانی و می رانی به سمت دریا. درست در آن جایی که موجهای غلطان خود را بی محابا بر ساحل می کوبند، بر روی هم می لغزند و به عقب سُر می خورند. در آنجا که شکاف بین ماسه ها حریصانه و شهوتناک حبابهای باقی مانده را می بلعند، لگام می کشی. می ایستی و چشم می دوزی به موجهای خروشان، به عظمت دریا، به افق رنگین با طیف طولانی رنگهای زرد تشکیل دهنده  غروب. به آنجا که دریا وآسمان دو آبی بی انتها به وصال هم می رسند و پر می شوی از انرژی سرشار اسب سرکشی که متواضعانه و مطیعانه به تو رکاب داده است. می توانی تا ابد بایستی و نظاره کنی و از لذت محاط بودن بر محیط سیراب گردی... 
 به یاد ندارم در طول مدت عمرم در خواب حرف زده باشم؛ جز چند موردی که به گزارش اطرافیان زمزمه هایی در مورد دریا یا اسب داشته ام. اما زمانی رسید که روزمرگی زندگی آن چنان مرا اسیر خود کرد که حتی رویاها و آرزوهایم را به دست فراموشی سپردم. تا آن روز که کارپرداز مرکز از راه رسید با کتابی در دست. روی جلد کتاب عنوان درشت "اسب" درج شده بود با تصویر اسبی در تلالو رنگهای الوان غروب خورشید. تورق بر آن کتاب،  عشق اسب را باز در من زنده کرد. احتمالأ همکارم  به مدد تجربه و سابقه سوارکاری اش متوجه این علاقه دیرین من گردید که بی مقدمه  پرسید "چرا یکبار سری به باشگاههای سوارکاری نمی زنی؟" پیشنهاد وسوسه برانگیزی بود. همان روز غروب  به مجموعه تفریحی و سوارکاری بهشت رفتم.
تا روی تخت های مشرف  به مانژ، در انتظار دم کشیدن چایی نشسته بودم و به اسبهای در حال یورتمه و سوارکاران قبراقشان نگاه می کردم، یاد آرزوی دیرینم افتادم. همیشه وقتی هنگام غروب، کنار دریا بودم، پیش خود مجسم می کردم که بر اسبی هورخش سوارم و از لذت تاختن و رهاشدن، مسرور. حال، اما تکه دوم رویایم را در دست داشتم و در حسرت تکه  اول مانده بودم. به روش همیشگی متوسل شدم. به قدرت تخیل دیوار بلند بتونی ته مانژ را برداشتم و به جایش امواج خروشان دریا را متصور گشتم. هنوز شیرینی این تصویر به تمامی توسط مخاط چشایی وجودم ادراک نشده بود که حرفها و توضیحات سرپرست باشگاه به جایش مزه ای مابین تلخی و شوری نشاند. او از خطر منقرض شدن نژادهای اصیل ایرانی گفت تا مشکلات پرورش اسب. از کم لطفی مسئولین نسبت به این موجود یگانه گفت تا بی توجهی فدارسیون سوارکاری. می گفت:" اینکه در مسابقات بین المللی، ایرانیان حق بردن اسب خود را ندارند و مجبورند با اسب های عاریه ای مسابقه دهند، باعث می شود که سوارکاران ما نتوانند، آنطور که باید و شاید قابلیت های خود را به عرصه نمایش بگذارند. دلم گرفت، مگر نه اینکه مهمترین قسمت هنر سوارکار ایجاد نزدیکی احساس، عاطفه، دوستی و فرمانبرداری در اسبش است، آن چنان که گویی جزئی از پیکر اوست؟ و همه اینها با یک اسب عاریه ای چطور ممکن است؟!
یادم افتاد که خیلی وقت پیش در جایی خوانده بودم که پروفسور هرتسفلد و سرآرتور کیث، ایران را مرکز تمدن و فرهنگ پیش از تاریخ می دانند. آنها در این باره چنین می گویند:" از این که فلات ایران در واپسین مرحله  عصر حجر( هزاره  پنجم پیش از میلاد) تمدنی بسیار پیشرفته بوده، هیچ تردیدی نیست" همچنین پرفسور چایلو گفته است:" اسب برای نخستین بار در فلات ایران اهلی شده است. آریایی ها مردمی دامپرور، سوارکار و جنگجو بودند. آنها از نخستین مرمانی بودند که اسب وحشی را رام کردند. هم آنان بودند که استفاده از اسب را برای کشیدن ارابه های جنگی به مردم بابل، مصر و یونان آموختند. "
همزمان با این  یادآوری در قفسه سینه ام مشابه همان دردی پیچید که سالها پیش، وقتی معلم تاریخ مفاد عهدنامه  ترکمن چای را توضیح می داد، تجربه اش کرده بودم. چطور کشوری می تواند داعیه  پایه گذاری تمدن و فرهنگی را داشته باشد که خود از استفاده از آن محروم است؟!
 قلبم گرفته، سرم سنگین و بدنم سست و خرد شده بود. می گویند خداوند هیچ کدام از مخلوقاتش را مثل هم نیافریده و طبیعت هرکس با دیگری متفاوت است. اگر چنین باشد با هیچ توصیف دقیقی حالم را نخواهید فهمید. به خانه که رسیدم عزمم را جزم کردم که تمام هوش و حواسم را از اسب، اسب سواری و... برگیرم و به جای دیگری معطوف کنم. قرار بود در چند روز آینده، جلسه سیاووش خوانی داشته باشیم. تمام نتهایی که در مورد این شخصیت اسطوره ای برداشته بودم، دورم چیدم. حتما برای شما هم پیش آمده که وقتی چیزی در ذهنتان لانه کرده در زمین و آسمان و هر آنچه پیش روی دارید، نقشش را می بینید! اولین چیزی که در مورد سیاووش خواندم این چند خط بود:
 سیاووش در زمره  پهلوانان پاک سرشت و مظلوم ایران به شمار می رود. نام او در زبان پهلوی "سیاووخش" به معنی "دارنده اسب سیاه"  است. کلمه اسب در نام بسیاری از پهلوانان و شاهان ایرانی دیده می شود.سلسله کیانی از زمان لهراسب به بعد را خاندان "اسپه" می نامند زیرا کلمه اسب، یا اسپ در نامهای گشتاسپ( دارنده اسب از کار افتاده)، لهراسب( دارنده  اسب تیزرو)، زراسب(دارنده اسب طلایی)، و... دیده می شود که نشانگر اهمیت اسب در میان حیوانات و نقش کلیدی آن در زندگی آریاییهاست!
فرهنگ نامهای ایرانی را برداشتم. حتی با نگاهی سرسری هم می توان شمار زیادی از نامهایی را یافت که از کلمه  اسب مشتق گشته اند.
هیتاسب: دارنده اسب بسته شده
مهراسب: دارنده اسب خورشید
گرشاسب: دارنده  اسب لاغر
طهماسب: دارنده  اسب نیرومند
اراسب: دارنده  اسب نیرومند
ارجاسب: دارنده  اسب گرانبها
ارشاسب: دارنده  اسب های نر
گشتاسب و ویشتاسب: دارنده  اسب از کار افتاده
ایزدگشسب: دارنده  اسب نر ایزدی
از آن روز به بعد در باب هر چه می خواندم چشمانم ناخوداگاه کلمه  اسب،  تاریخ و ایران را جستجو می کرد.
مثلا داشتم گزارشات میراث فرهنگی را می خواندم که این مطلب را دیدم: "غارشناسان در بررسی و مطالعات نقش برجسته های تخت جمشید توانستند بیش از 13 حیوان را که در دوره  هخامنشی در منطقه  مرودشت زندگی می کردند را شناسایی کنند. لازم به ذکر است که تخت جمشید مجموعه  کامل از سازه ها و بقایای مربوط به دوره هخامنشی، مقارن با حکومت داریوش اول است."
فردای آن روز هنگام جستجو درگوگل خیلی اتفاقی به این مقاله از دکتر تورج دریایی برخوردم: "... در دی ماه 1381 سفری به فرانسه کردم و دیدم نمایشگاه بزرگی در مورد سوار و سوارکاری در دنیای عرب ترتیب داده اند. هرجا می رفتم پوسترهای این نمایشگاه به چشم می خورد. اما متأسفانه این نمایشگاه فقط نام عرب را یدک می کشید هفتاد درصد در مورد فرهنگ وتاریخ اسب سواری در ایران بود، البته بدون ذکر نامی از ایران! شما در آنجا از بشقاب های ساسانی می دیدی با شکلهایی از اسب سواری و چوگان بازی تا  نسخه های نفیس شاهنامه های مختلف با عکسهایی از سوارکاران اسطوره ای...!"
و بعد به این مطلب: " پروفسور گیرشمن، باستان شناس معروف می گوید: قدیمی ترین محل سکونت بشری در جهان، در دشت سیلک کاشان است و "اسب" در حدود 25000 سال پیش در آسیای مرکزی در ایران، مورد استفاده قرار می گرفته است. آریایی ها مردمی دامپرور، سوارکار و جنگجو بودند. آنها از نخستین مللی بودند که اسب وحشی را رام کردند. آنان بودند که استفاده از اسب را برای کشیدن ارابه های جنگی به مردم بابل، مصر و یونان آموختند."
جالب است که حتی در مورد وجوه نامگذاری اصفهان هم که مطالعه می کردم به مواردی مرتبط با اسب بر خوردم. توجه بفرمایید"...آنچه منطقی تر از همه به نظر می رسد وجه تسمیه ای است که حمزه اصفهانی اختیار کرده مبنی بر اینکه لفظ اصفهان از اسفاهان، و اسفاهان از اسپاهان به معنای سپاهها ولشکرها گرفته شده است. از این رو اصفهان را اسپاهان به معنای مرکز سپاه می خواندند که از دیر باز، از زمان کاوه آهنگر مردم اصفهان به سپاهی گری شهرت داشتند و در دوره ساسانیان، سپاهیان اصفهانی با  درفش کاویانی در مقابل شاهان مانور می داده اند. همچنین منظور از کلمه  "اساوره ای" که در بین تازیان شهرت دارد، همان سوران برجسته اصفهانی هستند. از آنجا که اصفهان مرکز سپاه بوده، عجیب نیست وقتی می بینیم که بیشتر از بیست محل از دیه و دهکده بزرگ و کوچک با کلمه اسب و ریشه کهن "اسپه" در دور و بر اصفهان وجود دارد.
بر حسب دلایل و مدارک مستدل اثبات شده است که نام اصفهان یا اسپاهان از ریشه  کلمه  "اصب" (فرم تازی واژه) معادل "اسپ" یا "اسپه" (فرم اوستایی و فارسی باستان) گرفته شده است.
لازم به ذکر است نه تنها اصفهان که شهر ها و دیه های مختلفی از واژه "اسپ" مشتق شده اند که اگر بخواهم نام همه را بیاورم لیست بلند بالایی خواهد شد لیکن به همین چند اسم بسنده می کنم: اسفرنجان(گرگان-گلپایگان)، اسفدران(مرودشت)، اسفاد(بیرجند)، اسبستان(قزوین)، اسفاران(کرج)، اسفدان(نطنز) و..."
در همین بین سعادتی پیش آمد و دو سه جلسه ای با جناب آقای دکتر یحیی رضایی نژاد استاد دانشگاه صنعتی اصفهان در گروه علوم دامی، متخصص "پرورش اسب" و نویسنده" کتابی که مرا به این سمت  سوق داد"، به گفتگو بنشینم. خاطرات زیبا و شنیدنی در مورد اسب و سوارکاری داشتند. خاطراتی که در آنها نه فقط تجربیاتی مرتبط با اسب، بلکه علومی از قبیل فرهنگ، جامعه شناسی، مردم شناسی، قومیت شناسی، روانشناسی و... در آنها مستور بود. وقتی عشق دکتر را نسبت به اسب که گویی تمام وجودش را تحت الشعاع قرار داده بود دیدم، حقیقتا به احساس خودم شک کردم، نکند علاقه من به اسب و سوارکاری ناشی از یک بوالهوسی زودگذر باشد؟!
طی این جلسات هوم بر آن شد از شماره آینده با استفاده از علم و تجربه جناب دکتر رضایی نژاد                (بعنوان متخصص پرورش اسب و ورزشکار)، پزشکان، روانپزشکان و متخصصین مختلف به یکی دیگر از مباحث تلفیقی و نو تحت عنوان "اسب و درمان" بپردازیم.
در خاتمه بعنوان حسن ختام تکه هایی از کتاب دکتر که به تاریخچه اسب در ایران باستان بر می گردد و مرتبط با بحث این شماره ما است می آورم:
"تنها حیوانی که در سفر تکاملی و تاریخی با انسان همراه بوده و همگامی کرده و می کند اسب است. چه آنگاه که انسان را خورشی بیش نبود و چه زمانی که عامل شکار و موفقیت های او در درازنای تکامل و تاریخ قرار گرفت. آریائیان با نیروی اسب، پادشاهی پانصد ساله  خود را برپا کردند. خشایارشاه با یک و نیم میلیون راس اسب به غرب یورش برد."(پیش گفتار- صفحه  یک)
"مروج الذهب مسعودی نام چهارده تن از نیاکان زرتشت را برشمرده که چهار تن از آنان با واژه  اسپ دیده می شوند، این چنین: وروشسب، اورودسپ، اویکدسپ، هیچت اسپ (یعنی دارنده هجده اسب)" (صفحه 8- بند1-3)
"زمان شروع اسب در عربستان نباید قدیمی تر از پایان سده  چهارم پیش از میلاد باشد."
به گواهی کارنامه ایران باستان، ایرانیان دوست داران اسب، این حیوان دلیر بوده و از دیر باز ایران زمین، پرورشگاه اسب ها بوده است، آن چنان که در سراسر گیتی اسب های این مرز و بوم به خوبی شناخته شده بودند.
هرودوت در 500 سال قبل از میلاد نوشته است: ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی سه چیز می آموزند: اسب سواری، تیراندازی و راستگویی.
استرابون جغرافیایی نویس یونانی در پایان سده اول قبل از میلاد درباره عادات و رسوم ایرانی ها می نویسد: ایرانیان جوان از پنج تا بیست و پنج سالگی کمان کشیدن، زوبین انداختن، بر اسب نشستن و راست گفتن را می آموزند.
هرودوت می نویسد: کشور ایران دارای اسب های زیبا و مرغوبی است و بزرگ ترین آموزشگاه سوارکاری دنیا محسوب می گردد. اغلب بزرگان، از اطراف و اکناف برای یادگیری این فن به طور صحیح به این کشور روی می آورند.
هرودیاس درباره پارت ها می نویسد: پارت ها کمان و اسبشان را مانند رومی ها فقط در هنگام جنگ لازم ندارند بلکه از کودکی با آن بزرگ می شوند.
گزنفون می نویسد: در میان سرزمین ها، ایران بزرگ و کشورهای همسایه، سرزمین ماد یا ایران غربی از حیث اسب های خود نام بردار بود. به ویژه نسا که در همین بخش از ایران دارای چراگاههای پهناور بوده و اسب هایی دیگری که در زیبایی و بزرگی و پایداری و چالاکی بی مانند بودند
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 10:42  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

روند تکاملي اسب در مشرق زمين:   ايران يا همان پارس يکي از شاخص ترين اقوام مشرق زمين بود که در روند تکاملي اسب شرقي نقش داشت .
در شمال شرقي اين ناحيه سه زيرگونه از اسبهاي وحشي وجود داشتند که مبناي تکامل اسبهاي شرقي محسوب مي شوند.
اين اسبها عبارتند از : اسب هاي لاغر و باريک اندام ترکمن . اسب هاي متوسط القامه سکائي و اسبهاي کوچک اندام کوهستاني که دليل اثبات آنها فسيلهاي کشف شده در اين مناطق مي باشد .
اين اسبها امروزه نيز وجود دارند و با نامهاي ترکمن - يابو و اسبچه خزر شناخته شده هستند.
پراکندگي و توسعه جمعيت اسبچه خزر را مي توان در وسعتي از گپه داغ در رشته کوه البرز تا کوههاي زاگرس مشاهده کرد . اين اسب جزء اولين اسبهاي رام شده توسط سومري ها ( خوزستان امروزي ) محسوب مي شود و در زمان پادشاهي اشکانيان و ساسانيان اين اسب در خدمت انسان بوده است تا اينکه به مرور زمان از صحنه روزگار محو شد .

روند تکاملي اسب در مشرق زمين

در سال 1965 مجددا اين گونه از اسبها در گله هاي نيمه وحشي سواحل درياي خزر ديده شدند که مي توان اين امر را يک بازگشت ژنتيکي تلقي کرد.
متعاقب اين کشف تلاشهائي جهت ازدياد نسل اين اسبها صورت گرفت که عمده آنها در خارج از کشور بود .
در بين سالهاي 1965 تا 1993 تعداد 30 راس از اين اسبچه ها صادر و تعداد 1200 راس نيز در انجمن بين المللي اسبچه خزر ( واقع در انگلستان ) ثبت شدند.
در کشورهائي همچون : انگلستان – آمريکا – زلاندنو – فرانسه – سوئد – نروژ و ايران نيز چنين انجمني وجود دارد
اسب سکائي داراي پراکندگي و توسعه جمعيتي است که محدوده آن از شمال شرق ايران شروع شده و تا سيبري در شمال و از غرب تا اروپاي شرقي ادامه دارد .
اگرچه امروزه تعداد کمي از اين اسبها باقي مانده است اما به استناد تحقيقات دکتر Gus Cothran اين تعداد خالص مي باشند .
به احتمال قوي مي بايست گله هاي بزرگي از اين اسبها با همان مشخصه هاي خوني در قزاقستان وجود داشته باشد ولي تا کنون هيچگونه مطالعات ژنتيکي براي اثبات اين امر بر روي آنها صورت نگرفته است . در ايران باستان از اين اسبها براي باربري و حمل و نقل استفاده مي شد .
پراکندگي و توسعه گله هاي اسب ترکمن شامل محدوده اي است که از ساحل شرقي درياي خزر شروع شده و تا دامنه هاي شمالي البرز ادامه دارد و از کپه داغ تا کوههاي تيان شان نيز گسترش يافته است .
در تمامي اين مناطق اين اسبها داراي همان مشخصه هاي فيزيکي و ساختار اندامي مي باشند که در اسبهاي ترکمن امروزي قابل روئيت است . يعني اندام باريک با ساقهاي بلند از طرف ديگر حجاري هاي موجود در قزاقستان و نقاشي هاي سبو ها و تنگهاي يوناني مبين اين موضوع مي باشد .

روند تکاملي اسب در مشرق زمين

زمان دقيق اهلي شدن اين گونه از اسب کاملا مشخص نيست . اما از نمونه هاي استخواني کشف شده قدمتي معادل 1600 سال قبل از ميلاد مسيح را در مصر و 1000 سال قبل از ميلاد را در يونان نشان مي دهد.
فراواني گله هاي اين نوع اسب در زمان قديم چشمگير بوده ولي امروزه تعداد بسيار کمي از آنها باقي مانده است.
در زمان پادشاهي داريوش ساليانه تعداد 30000 راس از اين اسبها به ممالک ديگر صادر مي شد که اين تعداد امروزه به 400 راس در سال تقليل يافته است .
يکي از عمده ترين دلايل اين انقراض را مي توان وارد کردن اسبهاي ترابرد و عدم شرکت اسبهاي ترکمن در مسابقات اسب داواني دانست . اسبهاي ترکمن در حقيقت اجداد اسبهاي تيزتک و چالاک امروزي مشرق زمين هستند
Dendogram ها بيانگر اين واقعيت هستند که اسبچه خزر اولين جد اسبهاي مشرق زمين بوده است و بعد از آن اسبهاي يابو و ترکمن قرار دارند . بعد از اين سه تيره - اسبهاي کرد را مي توان پدر اسبهاي دو خون مشرق زمين محسوب کرد .
در زمان قديم اين اسب ( اسب کرد ) بنام هاي : آشوري – Nisaean - پارتي – ساساني و ..... معروف بوده است
آنطور که مي گويند اسب عرب پارسي بعد از اسب هاي بدوي عرب بوجودآمده است.
اسبهاي دو خون شرقي تلفيقي از اسبچه خزر – يابو و اسب ترکمن مي باشند. در يک تقسيم بندي ژنتيکي که در مقياس 1 به 10 صورت گرفته است يابو داراي 9 شاخص ژنتيکي و اسبچه خزر و ترکمن داراي 8 شاخص مي باشند.

تكامل اسب ايران

در نمودار بالا اسب ترکمن و اسب استپ هاي روسيه داراي يک رتبه هستند . خط ارتباطي که از ترازهاي اسب بومي پارسي – ترکمن و اسبهاي استپهاي روسيه رسم شده است مستقيما به ترازهاي اسبهاي امروزي يعني يابو – ترکمن و اسبچه خزر متصل مي شوند .
اسب کرد داراي رتبه بالاتري نسبت به اسب عرب و اسب پارسي مي باشد .
به رغم مشکلات بالقوه اي که در امر نشانه گذاري ژنتيکي وجود دارد در يک Dendogram قابل قبول مي توان مبناي اسبهاي تاريخي را مشخص کرد.

نمودار شماره 1

در نمودار شماره 1 (بالا) 6 شاخه اصلي وجود دارد .در داخل اين چارت اسب عرب يک گروه فشرده را به خود اختصاص داده است . اسبها کرد و آخال تکه مستقلا داراي يک شاخه هشتند . اسبچه خزر مبناي زير گروهي است که يابو و ترکمن را شامل مي شود . اين گروه در حقيقت اجداد اسبهاي مشرق زمين هستند و اسبچه خزر داراي قدمت بيشتري نسبت به سايرين است .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 10:34  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

فلسفه طراحان مسير:  اولين سوالي كه به ذهن هر طراح مسيري مي رسد اين است كه ، هدف من از طرح اين مسير چيست
مسئله به هيچ وجه اين نيست كه صبح مسابقه بدون هيچگونه طرحي پا به ميدان مسابقه گذارده و با حداقل مواد اوليه
تير و پايه و بغل مانع و
تعدادي مانع پشت هم رديف كرده و اميدوار باشيد كه چند سوار خبره مسئول بي برنامه گي شما خواهند بود .
تاوان نبوغ تحمل سختي هاست . براي طراح مسيري حتي اگر كوچكترين رويداد باشد ، بايد قبل از شروع طراحي ، از ميدان مسابقه بازديد كرد ، فهرست مواد اوليه و وسايل موچود
انواع موانع ،  پايه ها و بغل موانع
تهيه شود . پس از طراحي مسيرها روي كاغذ در فكر هر چه بهتر و زيباتر جلوه كردن مسابقه را مرور مي كنيم .
برنامه رويداد را گرفته ، فهرست شركت كنندگان را در دست داشته ، ساعت شروع مسابقه ها را دانسته ، براي هر مسابقه مسيري طراحي كرده زمان شروع و پايان و مدت زمان لازم براي تغيير موانع و مسير را پيش بيني كرده تا هر مسابقه اي در موقع اعلام شده ، شروع شود و چه بسا موارد ديگر .
طراح مسير بايد پنج هدف به ترتيب اولويت براي خود تعيين كند و دست يابي به هر يك او را به سوي هدف بعدي رهنمون مي كند . خلاصه كلام ، جواب به اين سوال كه : آيا به آنچه خواسته بودم رسيدم ؟ در پايان رويداد داده مي شود. حال به شرح اين اهداف و مشخصات آنها
مي پردازيم.

هدف اول :  تدارك رويدادي مهيج براي تماشاگران ، با برگزاري مسابقه پرش با كيفيت قابل قبول و خاتمه اي تكان دهنده.

تدارك رويدادي مهيج براي تماشاگران

مسير مناسب مسيري است كه اسب و سوار به راحتي از آن عبور كنند. اگر مسير طراحي شده شما را به خوبي طي نكردند ، نه اسب و نه سوار بلكه خود را سرزنش كنيد . مسيري كه براي يكي از شركت كنندگان زنگ تفريح است ، ممكن است براي ديگر شركت كنندگان با توانائي متفاوت زجرآور باشد. اين تنها شامل ابعاد موانع نمي باشد و مسيري كه توسط اسب طي مي شود را نيز در برمي گيرد
سادگي ، جوهر مسيري مناسب است و هر چه اسب ها بي تجربه تر باشند ،‌بايد خطوط مستقيم و رو به جلوي بيشتري در مسير وجود داشته باشد . درباره تعداد موانع و طول مسير در موارد ديگر بحث خواهيم كرد . ولي براي هيجان انگيز تر كردن رقابت ، آخرين بخش بايد همواره مشكل باشد. هرگز مسير مسابقه را با دو يا سه مانع ساده كه درصد خطا روي آنها را پائين مي آورد تمام نكنيد.
مسابقه شما بايد هيجان را به اوج برساند و به همين دليل است كه مسابقه هائي با پرش نهائي بر مبناي سرعت بيشتر و خطاي كمتر ، مطمئن ترين روش براي موفقيت است .
با پيروي از اين روش ، مسير طراحي شده زماني اوج هيجان را بوجود مي آورد ، كه با عبور موفقيت آميز هر سواري از آخرين مانع ، آهي رضايت بخش از دل تماشاگران برآمده و يا با خطائي روي آن ، آه حسرتشان شنيده شود.

موانع پي در پي هم مي توانند به هيجان انگيز كردن مسابقه كمك كنند . مشكل ترين قسمت اين نوع موانع بخش سوم آن مي باشد . بذيهي است كه در يك مسابقه بزرگ ، هر سه قسمت مشكل مي باشند ولي در مسابقه هاي ساده                   مي توان مسير را به نحوي طراحي كرد كه اولين مانع اسب را مشتاقانه دعوت به پريدن كند ، دومين مانع آزمايشي خواهد بود براي تحت كنترل بودن اسب و شجاعت او در حركت به طرف مانع و عبور از روي آن و سومين مانع بيانگر ميزان ميدان داري او . از طرفي هم موانع پي در پي بايد هيجان آور بوده و عبور صحيح از روي آنها ( قسمت سوم ) فرياد خوشحالي و عدم موفقيت در پريدن از روي آنها ، حسرت تماشاگران را به دنبال داشته باشد.

بنابراين ،‌براي رساندن مسابقه به اوج هيجان طراح مسير مي تواند از سه عامل استفاده كند :

پاياني تكان دهنده

فواصل موانع متوالي

مسير نزديك شدن به مانع

‌براي رساندن مسابقه به اوج هيجان

هدف دوم :  احساس رضايت حاصل از اتمام مسير ، حتي اگر اسب و سوار نتوانسته باشند آن را بدون خطا طي كنند.
جوهر اسب داري و سواركاري در تمام زمينه ها آهنگ حركت است . پس يك مسير طراحي شده ، براي مسابقه پرش ، دعوتي است از شركت كنندگان براي حركتي روان و آهنگين در طول آن. اسب بايد به رواني در حاليكه تحرك او تحت كنترل است به جلو حركت كند . نه اينكه با اثرهاي دائمي برو
بايست حركتي تهوع آور و مقطع داشته باشد . آزمون واقعي مسيري با شكوه ، زماني است كه شركت كننده اي پس از انداختن چند مانع و عبور از خط پايان دستجلو ها را رها ، اسبش را نوازش كرده و مي پرسد : آيا اسبم خوب نپريد ؟
اسب و سوار مبارزه را دوست دارند و هر چه بهتر كه زمينه يك مبارزه منصفانه فراهم شود . بسته به قدرت اسب و سوار و تجربه آنها ، عبور از موانع بلند پروازي آنان را در حالي ارضاء مي كند كه به راحتي و با گام هاي مرتب به موانع نزديك شوند ، نه اينكه پس از فرود از مانعي سر اسب را به دنبال مانعي كه محل تعبيه آن غلط است ، به اين طرف و آن طرف بكشند .

هدف سوم :   كم كردن اخراجي ها تا حد ممكن در حاليكه تعداد بي خطا ها را نوع رويداد تعيين مي كند .
ديدن اسب ها و سواركاراني كه پي در پي ، از روي اسب به زمين مي غلطند ، مسمئز كننده است و اگر اين اتفاق خارج از حد و اندازه معمول در يك مسابقه باشد طراح مسير بايد در نوع تفكر خود تجديد نظر كند.
زمين خوردن از اسب در طول يك مسابقه در بخشي موارد اجتناب ناپذير و در عين حال كاملا مغاير جذب تماشاگران به ميدان مسابقه است .
فلسفه حضور تماشاگران در هر ميدان مسابقه به تماشا نشستن هنر هنرمنداني است كه خود او در قالب آنها مبيند و يا شيفته آن هنر است و خود قادر به انجامش نيست .
ولي در اين حرفه ، هنر يعني بيرون آوردن نشاط از دل خطر . اين همان نكته ايست كه برگزار كنند مسابقه و معمار مسير در پي خلق آن هستند . پس بايد در نظر داشته باشيم كه ورزشكار در پي پيروزي است و مسير طراحي شده ، آزموني است براي سنجش و معيار اين پيروزي و در عين حال بايد آنچنان زمينه براي همه شركت كنندگان فرآهم باشد تا هر چه ممكن اخراجي كمتر باشد . مفسر در اين مورد مي تواند به طور مشخص به كمك بيايد ،‌زيرا مردم همواره آنچه مي شنوند باور مي كنند و مي توان آنها را واداشت ، تا هيجان ناشي از تلاش شركت كنندگان را احساس كنند . هر      مسابقه اي با توجه به سطح آن تعداد خاصي بي خطا را مطلبد. در مسابقه هاي خوب سواري (هانتر) كه تعداد اندكي هم تماشاگر دارند ، زمان اختصاص داده شده مي تواند معيار باشد . در مسابقه هاي مبتدي ها بهتر است در حدود يك سوم از شركت كنندگان در دور اول بي خطا باشند ، در مسابقه هائي كه به خاطر تماشاگر برگزار مي شود و بر مبناي جدول
A با يك پرش نهائي است ، بايد تعداد بي خطاهاي را پيدا كرده به دور دوم به حد كافي باشند ، تا پايان مسابقه هيجان انگيزتر شود . تعدادي در حدود پنج تا هشت بي خطا دليلي بر ساده بودن مسير نيست . اين تعداد بي خطا متضمن پرش نهائي واقعا هيجان انگيز است . با تعداد كمتر شما خطر كرده ايد و تعداد بيشتر مسابقه را ملال آور مي كند . البته هميشه بايد تعداد شركت كنندگان را درنظر داشت ، ولي اگر از بين بيست و پنج شركت كننده پنج بي خطا و از بين چهل شركت كننده هشت بي خطا داشتيد ، چندان هم بي راه نرفته ايد.

هدف چهارم :   رعايت زمانبندي براي كمك به برگزار كنندگان.
طراح مسير به هنگام طراحي مسيرهاي مختلف يك رويداد ، در خانه بهتر مي تواند زمانبندي را پيش بيني كند تا ميدان مسابقه . يك ساعت قبل از شروع اولين مسابقه ، ميدان بايد از هر نظر آماده باشد . اگر ممكن باشد مي بايست همه چير روز قبل از مسابقه آماده باشد چرا كه همه چيز براي برگزار كنندگان مسابقه هر چه بهتر جلوه كند . پس از اتمام اولين مسابقه هر چه زمان بيشتري در اختيار داشته باشيد ، امكان آماده كردن مسير بعدي فرآهم تر خواهد بود .
تغير مسير براي مسابقه الزامي است ، و تغييرات نيازمند صرف وقت و داشتن برنامه دقيق است . ولي معماري مسير خبره ، در زماني كه جوائز دوره قبل داده مي شود ، مسير جديد را حاضر مي كند . همواره بايد يك قدم از رويدادها جلوتر بود ، بعنوان مثال در طول برگزاري دور اول ، گروه معماري مسير بايد در جريان تمام اموري كه مي بايست براي پرش نهائي انجام شود  قرار داده شوند. در طول برگزاري پرش نهائي به نحوي كه مزاحم شركت كننده ها نشويم و جلوي ديد تماشاگران را نگيريم ، موانع دور بعدي كه در پرش نهائي استفاده نشده اند را آماده كرده و در زمان توزيع جوائز بقيه آنان را كه در پرش نهائي استفاده شده اند نيز  آماده كنيم .
طول مسير بايد بر مبناي زمان داده شده طراحي شود و اگر وقت تنگ است از طراحي مسيرهاي طولاني با تعداد زيادي مانع خودداري كنيد . محل خط شروع را به نحوي انتخاب كنيد كه در حال خروج سوار قبلي ، سوار بعدي بتواند وارد شود . ولي هرگز نخواهيد كه اسب (‌به خصوص اسب هاي جوان ) به محض ورود به ميدان مسابقه ، مسابقه را شروع كند. خط پايان را خيلي دور از درب خروج تعبيه نكنيد ، تا سوار پس از پايان مسابقه براي خروج از ميدان بيش از حد وقت تلف نكند .

هدف پنجم :   پس از پايان مسابقه مسير هاي طراحي شده ، مديريت و زمانبندي خود را به نقد بكشيد ، تا متوجه شويد كه چه اندازه به اهداف از پيش تعيين شده دست پيدا كرده ايد .

سوال هاي زير را براي خود طرح كنيد :
- آيا هر يك از مسابقه ها به اندازه كافي هيجان انگيز بودند ؟
-
 آيا همگي با هيجان پيش بيني شده به پايان رسيدند ؟
-
آيا پرش ها عالي بودند ؟
-
 آيا اسب ها بالاتر از استاندارد خود بودند ؟
-
چند اسب اخراج شدند و چرا ؟
-
آيا زمانهاي شروع و پايان طبق پيش بيني بودند ؟
- اگر اين چنين نشد ، آيا مقصر من بودم كه اين چنين نشد؟
 
اينها بخشي از سوالاتي بودند كه بايد هر معمار مسير متعهدي پس از پايان هر رويدادي از خود بپرسد. اگر جوابها مطابق ميل نبودند ، در پي علت برآمده و از اشتباهات خود براي آينده پند بگيريد .
معمار مسير همانند سواركاري است كه همواره بايد در پي آموختن باشد و آن لحظه اي كه فكر كرد ديگر نيازي به آموختن ندارد ، بايد اين كار را رها كند. معمار مسير خود بايد سرسخت ترين منتقد خود بوده و هيچ عذر و بهانه اي براي خود نتراشد. ممكن است مسيرهاي طراحي شده و زمانبندي ها و نحوه برگزاري به اهداف از پيش تعيين شده دست پيدا كرده باشند و اگر اينچنين نشده باشد ، كار در جائي ايراد داشته است . گاهي طراحان مسير مورد انتقاد قرار مي گيرند ، اغلب تائيد مي شوند و گاهي مورد تائيد نيستند . بعد از مسابقه در صورت امكان به انتقادها گوش فرا دهيد. اگر قبل از شروع مسابقه از طرح خود راضي بوديد به هيچ وجه تحت تاثير هيچ فشار خارجي آن را تغيير ندهيد ، مگر با مشاوره با داوران . تجربه نشان داده كه هرگونه تغييري ( به خصوص زير فشار و يا تحت تاثير شركت كنندگان ) اشتباه محض مي باشد . و بهتر است روي عقيده خود پافشاري كرد. ولي اگر تغيير نداديد و متوجه شديد كه طرح اشتباه بوده، از آن درس بگيريد . شما براي سواران شجاع و اسب هاي با ارزش مانع مي چينيد و هيچ آدم بي مسئوليت و نادان نبايد جرات اعتراض به خود بدهد.
با شرح اين پنج هدف ، مشخصه هاي مسيري قابل قبول تبيين شد. مسير طراحي شده زماني قابل قبول است كه تماشاگران را به هيجان بياورد ، به اسبها اعتماد به نفس داده و غرور سواران را ارضاء كند.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 13:6  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

                

برداشته شده ا ز مجله اسب شماره 8

هر اسبداری علاقه مند است بداند اسبش چقدر عمر می کند؟ و طول عمر متوسط او چقدر است. به خصوص اگر اسبش با ارزش و از نژاد خوبی بوده و از نظر اصلاح نژاد بسیار بسیار مفید باشد.

مواظبت و دقت در نگهداری اسب ،یکی از مهمترین عوامل موثر در طول عمر طبیعی اسب است وشاید دقت در نگهداری و پرورش اسب مهمتر از ترکیب ژنتیکی ونژاد باشد.

شرح عکس ها

             این دو تابلوی نقاشی از (جیمز وارد) است که دو اسب جنگی نامدار از نبرد (واترلو) را نشان    می دهد (کپنهاگن ، 1836- 1808) کهری از نژاد تاروبردکه در طول جنگها ( دوک ولینگتن) را بر پشت خود حمل می کرد. او با تشریفات به خاک سپرده شد.

(مارنگو نیله ای از نژاد اصیل) محبوب ترین اسب جنگی ناپلئون غنیمت جنگی او ا ز نبرد ابوگیر در مصردر سال 1799. بنا به گفته مورخین این اسب 36 سال عمر کردو اسکلت او در موزه ملی ارتش ، واقع در اکادمی ارتش سلتنطی انگلستان در شهر سوری به نمایش گزاشته شد.

 

در این بحث منظور از طول عمر دوره طبیعی زندگی است که بیماری یا تصادفی ان را قطع نکند.به عنوان مثال اگرفک (تراولر) اسب مورد علاقه ژنرال (رابرت لی) قفل نشده و ناچار از اعدامش نبودنند شاید به مراتب بیش ا ز 14 سا ل زندگی می کرد.

     یکی از نژادها ی خوب از نظر داشتن عمر طولانی (تاروبرد) است که اکثر اسبهای این نژاد میانگین عمری طولانی دارند. یکی از مهمترین دلایل طول عمر غیر از نژاد ،دقت در پرورش و تغذیه در طول سالهای فعال مسابقه و تولید مثل است.

از نژادهای دیگر که عمر به نسبت بلند تری دارند (کوارتر هورس) است. 13سیلمی از این نژاد به طور متوسط5 /24 سال عمر کرده اند که کوتاه ترین(سیکس روند)20سال و کوتاه ترین انها ( ژانوس )34سال عمر کرد نند. برای تعین طول عمر بهتر است به نژاد اکتفا نکنیم،بلکه به طور کلی و بدون توجه به آن، مسن ترین هر نژاد را مشخص کنیم . هر پدیده عجیب و استسنائی در تاریخ ثبت میشود ومردم ان را به خا طر می سپارند. نمونه هائی از طول عمر های استسنائی:

 

   گورخری38ساله، مادیان اصیل 48ساله ، الاغی 47ساله و پونی شتلند48ساله به ثبت رسیده است .

 

از عجایب اینکه چند سال پیش مادیانی به نام ( سافولک)در سن 39سالگی کره ای به دنیا آورد، ولی از بقیه

 ماجرا که چند سال عمر کرد، اطلاعی در دست نیست. (توپولینو)51 سال عمر  1960 - 9 190             

خود را در ارتش ایتالیا سپری کرد. گفته میشود (کلور) اسب دکتر(یوریا ماینر)53 و به گفته ای 55سال        1924 – 1871عمر کرد.            

                     

نویسنده مقاله عقیده دارد برای مقایسه سن موجودات ، باید علاوه بر طول عمر ، سن بلوغ و سن تکامل را هم در نظر گرفت. به عنوان مثال ، انسان در 14سالگی  بالغ ،در21سالگی کامل شده و به طور متوسط 74سال عمر می کند و اگر عمرش دراز باشد تا بیش از 120سال هم زنده می ماند. ولی در اسب بلوغ در 5/1سالگی و تکامل در 5 سالگی است. مقایسه این ارقام نشان می دهد که عمر اسب به طور متوسط نصف انسان و در حدود27 سال  است.

پس اسبداران باید اطمینان داشته باشند که با تغذیه،نگهداری صحیح و پیشگیری ازبیماریها بر طول عمر اسبهایشان افزوده خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:59  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

كه داراي اثر دايمي روي دهان و سر اسب، در هنگام حركت است، معمولاً يا در اسب‌هايي كه سر مي‌زنند و با زدن سر خود به صورت سواركار ايجاد حادثه و صدمه مي‌كنند، يا در اسب‌هايي (كه مانند اسب چوگان) حركت سريع و شديد و توقف ناگهاني آنها حين انجام كار زياد است حتي در اسب‌هايي كه سر زن نيستند، به كار گرفته مي‌شود، بنابراين با كاربرد اين نوع تعليمي، به حركات عمودي سر حيوان محدود شده و سر تا حد معيني بالا مي‌آيد و صورت سواركار از ضربه مصون مي‌ماند (شكل 5-8)
كاربرد هر دو گونه تعليمي در سواري آزاد، مفيد و بلامانع است ولي در پرش با اسب مارتنگال متحرك به كار برده مي‌شود تا اسب در روي مانع هر اندازه كه بخواهد سر و پوزه را جلو ببرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:55  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

ذخيره انرژي عجيب در اسب

اسبها هنگامي كه آرام راه مي روند، نيمي از كار ماهيچه اي مورد نياز را انجام مي دهند. همچنين شتر و ديگر حيوانات با استقامت، داراي ماهيچه هاي پاي مخصوص و زردپي بلندي هستند كه مانند فنر عمل مي كنند. زردپي ها هنگامي كه اسب گام برمي دارد، از قبل جمع مي شوند و انرژي ذخيره شده را موقع برداشتن گام به شكل انرژي حركتي آزاد مي كنند.
فرايند دويدن در بدن اسب به شكلي بهينه مي شود. زيرا حيوان براي گام بعدي از طريق صرفه جويي در كار ماهيچه اي، انرژي كمتري از دست مي دهد. در حقيقت، ماهيچه هاي داراي زردپي بلند هنگام حركات سريع كار نمي كنند و بيشترين فعاليت را ماهيچه هاي ديگر انجام مي دهند. اين نوع ماهيچه ها فقط وظيفه دارند تكانهاي ماهيچه اي را كاهش دهند و از پا در مقابل جراحات محافظت كنند. استخوان مياني پنجه پاي اسب داخل سم قرار دارد و بيشترين فشار روي رديف مياني استخوانهاي پنجه است. با هر گام، تكانهايي در پا به وجود مي آيد و در نتيجه، زردپي ها به نوسان در مي آيند. اگر اين عمل مدت زيادي طول بكشد، باعث آسيب ديدن زردپي يا پارگي آن و بروز عفونت در اسب مي شود. ماهيچه ها مقدار زيادي انرژي را كه هنگام دويدن حاصل شده است و براي زردپي مضر است، مصرف مي كنند. به عبارت ديگر، در ساختار پاي اسب نوعي تطابق ذخيره انرژي با گامهاي استقامتي صورت پذيرفته است. ماهيچه ها وظيفه تغيير نحوه كار را به عهده دارند و در فرايند دويدن يا گام برداشتن شركت نمي كنند، بلكه وظيفه كاهش لرزش و تكان ها را به عهده دارند.
در انسان، اين وظيفه به عهده زردپي پشت پا است كه كار ذخيره انرژي را نيز انجام مي دهد. اينكه يك فرد، دونده اي خوب و با استقامت باشد، به طول زردپي پشت پاي او بستگي دارد. دونده هاي خوب ماراتون، زردپي بلند دارند. ماهيچه هاي بدن انسان در عمل استقامت، مانند ماهيچه هاي اسب عمل نمي كنند. در انسان، قسمتي از انرژي مورد نياز براي دويدن در انحناي پا ذخيره مي شود كه عملي مانند فنر انجام مي دهد. اما اسب در دو 100 متر، با سرعتي معادل 70 كيلومتر در ساعت به دو برابر سرعت انسان مي رسد و در هر سرعتي از قدرت استقامت بيشتري برخوردار است.
بر گرفته از سايت welt.de

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 15:43  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 

به گفته محققان آمريكايي، مردان مي توانند تقريباً ۱۰ درصد سريعتر از زنان بدوند. ولي عامل جنسیت هيچ تاثيري در سرعت دويدن حیوانات ندارد.
پاولين انتين از دانشگاه آريزوناي شمالي اظهار كرد: « تفاوت سرعت در جنس نر و ماده اسبها حدود ۱/۲درصد است. » او نتايج مسابقات دو ميان انسانها،سگهاو اسبها را مقايسه كرده است ومی گوید:
« اگر چه در مسابقات دو اسبهاي نر و ماده را از هم جدا مي كنند، اما يك ماديان مي تواند سريعتر از يك اسب نر بدود و سرعت دو سگهاي نر و ماده نيز يكي است.»
بنا بر حدس اين محقق تفاوت سرعت در ميان جنس نر و ماده انسان نشات گرفته از شرایط زندگی اوليه آنهاست. احتمالاً با اختراع ابزار شکار، بيشتر مردان به شكار می رفتند. كاري كه سريع دويدن از ضروريات آن است و در عوض، زنان در خانه می ماندند تا از کودکان مراقبت كنند. همچنين وقتي كه با دقت به اندام مرد و زن بنگريم، در مي يابيم كه مردان براي دويدن آماده تر هستند. آنها قلبي بزرگتر و عضلات بيشتري دارند و آسانتر مي توانند هوا را مبادله كنند
.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 15:33  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 

قبول کردن آبخوري (دهنه) و اهميت تعادل در سوارکاري

 

 

قراردادن اسب در ميان اثرات يا رساندن اسب به حالتي که پذيراي اثرات سوارکار باشد همانند پختن يک کيک است. در واقع تمامي مواد تشکيل دهنده يک کيک لازم است تا آن کيک پف کرده و بالا آيد و به اصطلاح عمل بيايد.

اصطلاح قبول کردن دهنه (Accepting the bit) بيشتر مي تواند مصداق داشته باشد تا اصطلاحاتي که گاهي اوقات مي شنويم مانند به دهنه يا On the bit.

در واقع با قبول کردن آبخوري، ما مي خواهيم که اسب اثرات (پاها، نشست و دست ها) سوارکار را قبول کند. در اين حالت اسب مي بايست آرام، نرم و انعطاف پذير، ملايم و زيرک، مطيع و همينطور مشتاق به سواري باشد.

براي اينکه يک اسب اثرات سوارکار را قبول کند مي بايست مطمئن شويم که سوارکار اثراتي را به کار مي برد که اسب مي تواند آنها را بفهمد. لزوما" سوارکار بايد داراي يک نشست قوي، مستقل و متعادل باشد تا بتواند مشوق و محرک اسب در جهت حرکت دادن قسمت خلفي و کمر گردد. دست هاي سوارکار مي بايست نرم و مستقل از ديگر اجزاي بدن و در عين حال ثابت باشد، به صورتي که اسب بتواند تماسي نرم و مطمئن با دست جلوهاي سوارکار برقرار نمايد.

يک اسب زماني آبخوري را قبول مي کند که:

-         از لحاظ ذهني و فيزيکي کاملا" آرامش داشته باشد

-         توسط اثرات سوارکار به جلو حرکت کند

-         مستقيم و در يک خط صاف يا به صورت منحني روي يک دايره حرکت کند

-         داراي آهنگ و ريتم حرکت و بنابراين تعادل باشد

-         حالت طبيعي قوس پشت سر را بدون هيچ گونه مقاومتي در دهانش حفظ نمايد.

در اين حالت احساس آرامش را در چشمان اسب مي توان ديد و هيچ کدام از گوش ها به سمت عقب نخوابيده است مگر آنکه جايي در ميان کار منتظر فرمان بعدي سوارکار باشد.

 

اهميت تعادل

اگر سوارکاري نتواند تعادل خود را حفظ نمايد در واقع غير ممکن خواهد بود که اسب را در تعادل نگه دارد و زماني مي توان به قدرت تشخيص و درک مفهوم تعادل دست پيدا کرد که مدت زماني را زير نظر يک استاد مناسب و قابل، مشغول تحصيل شد.

سواري کردن بدون رکاب مي تواند فوايد بسياري را براي عميق تر کردن نشست سوارکار، بهبودي و همچنين پيشرفت تعادل سوارکار داشته باشد. شايان ذکر است که در رسيدن به تعادل، نشست مي بايست قوي و مستقل اما بدون فشار بيش از اندازه عمل نمايد.

کار روزانه اسب بايد به سه بخش تقسيم گردد:

ابتدا گرم کردن (Warm Up)، سپس کار و در پايان سرد کردن (Cool down).

در گرم کردن اسب را به کار با قدم هاي بلندتر از معمول، يورتمه و حتي چهارنعل تشويق مي نماييم. اسب بايد هميشه به شکل صحيح هدايت شود (آرام، مستقيم و به جلو). در روي يک دايره به شعاع 20 متر حرکت کنيد، همينطور مي توانيد آن را به دو دايره چسبيده به هم شبيه به عدد هشت انگليسي (Figure 8) در اندازه هاي مختلف تبديل کنيد.

همچنين اين تمرينات مقدماتي مي تواند در حالت کار (Work) مورد استفاده قرار گيرد تا آنجا که بتوانيم اسب را تحت اثرات قرارداده و اين حالت را حفظ نماييم.

در دايره 20 متري مي توان از حرکات انتقالي مانند قدم به يورتمه و انتقال دوباره به قدم و نيز کوتاه کردن و بلند و کشيده تر کردن گام استفاده نمود. اين تمرينات مي تواند در جهت بهبود تعادل و متوجه ساختن اسب به کار گرفته شود. افزايش و کاهش شعاع دايره توسط فشار ساق سوارکار باعث نرم شدن و افزايش انعطاف پذيري پهلوها يا دو سمت جانبي اسب خواهد شد.

همچنين سه تا پنج حرکت مارپيچ که با تغيير جهت حرکت اسب همراه خواهد بود کمک زيادي در برقراري تعادل بر روي هر دو دست يا هر دو سمت اسب به صورت مساوي خواهد داشت.

حالت کار بايد به صورت فاصله دار از لحاظ زماني و با دوره هايي از استراحت همراه باشد.

مرحله خنک کردن

در اين مرحله مجددا" اسب را تشويق مي نماييم به کار در گام هاي کشيده اما هميشه به شکل خوب و صحيح (به جلو، مستقيم با آهنگ، آرام و در تعادل).

يکي از نکات مهمي که بايد هميشه مورد توجه قراردهيم تطابق و سازگاري اسب و سوارکار است.

وقتي که يک اسب را انتخاب مي کنيم بايد فاکتور هايي از جمله اندازه مناسب، خلق و خوي، تجربه و کارآزمودگي و درجه آموزش را مورد توجه قراردهيم. به عنوان مثال براي يک سوارکار مبتدي بسيار دشوار است که بر روي اسبي با يورتمه پر تحرک و بلند بنشيند. هميشه اسبي را انتخاب نماييد که از لحاظ سطح کارآزمودگي با ترکيب بدني و توانايي سوارکار مطابقت داشته باشد.

در مورد به دهنه کردن اسب يا قبول آبخوري از طرف اسب يا به فرمان کردن آن با قراردادن اسب تحت اثرات، بسيار نوشته و گفته شده است اما توجه هوشمندانه و به خاطر سپردن نکات فوق و رعايت آنها به سادگي، هم اسب و هم سوارکار در مسير پيشرفت قرار خواهند گرفت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:31  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

ذوالجناح يعني صاحب دو بال و پر، در فرهنگ عزاداري سرور شهيدان، نام اسب امام حسين (ع) است که حضرت در روز عاشورا بر آن سوار بود. ذوالجناح در تعزيه و دسته هاي سوک امام سوم از اهميت و احترام خاصي برخوردار است. ذوالجناح را در ضمن به عنوان عقل فعال به حساب آورده و آن را به براق تشبيه مي کنند. حاجي ميرزا حسن صفي عليشاه در «زبدة الاسرار» گويد:

بار ديگر ذوالجناح تيز پي

راه ميدان بلا را کرد طي

قصد ما در اين بيان از ذوالجناح

عقل باشد گر تو داني اصطلاح

گرچه عقل از عشق دور است آشکار

عشق، بر عقلست در معني، سوار

 

مينياتور عصر عاشورا

مينياتور عصر عاشورا اثر استاد محمود فرشچيان - منبع: http://www.farshchian.org

عمان ساماني در «گنجة الاسرار» که رمز شهادت سرور آزادگان را بر پايه عرفان بيان مي کند، گويد:

پا نهاد از روي همت در رکاب

کرد با اسب از سر شفقت، خطاب

کاي سبک پر، ذوالجناح تيزتک

گرد نعلت سرمه چشم ملک

اي سماوي جلوه قدسي خرام

اي ز مبدا تا معادت نيم نگاه

اي به رفتار از تفکر، تيزتر

وز براق عقل، چابک خيزتر

روي به کوي دوست، منهاج منست

ديده واکن، وقت معراج منست

بد به شب معراج آن گيتي فروز

اي عجب، معراج من باشد به روز

تو براق آسمان پيماي من

روز عاشورا شب اسراي من

بس حقوقا کز مَنت بر ذمت است

اي سمت نازم زمان همت است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:55  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

فرخي سيستاني:

چه مرکبيست به زير تو آن مبارک خنگ

که نگذرد به گه تاختن، از او طيار

چو روز باد، روان، پاره يي ز ابر سپيد

تو ابر ديدي کو زير زين بود هموار

چو ابر باشد و از نعل او جهان، پر برق

اگر ز ابر، جهد برق، بس شگفت مدار

نهنگ دريا خانه ست و ديو دشت وطن

پلنگ کوه پناهست و شير بيشه حصار

 

منوچهري دامغاني:

حبّذا اسبي محجّل مرکبي تازي نژاد

نعل او پروين نشان و سم او خاراشکن

بارکش چون گاوميش وحمله برچون نره شير

گامزن چون ژنده پيل و بانگزن، چون کرگدن

يوزجست و رنگ خيز و گرگ پوي و غرم تک

ببرجه، آخهو دو و روباه حيله، گور دن

----------------------------------------

مرکبي، طياره يي، که پاره يي

شخ نوردي، که کني، وادي جهي

تيزگوشي، پهن پشتي، ابلقي

گرد سمي، خرد مويي، فربهي

-------------------------------------------

شبي گيسو فروهشته به دامن

پلاسين معجر و قيرينه گرزن

مـــــرا در زيــر ران انــدر کمـيـتــي

کشنده ني و سرکش ني و توسن

همي راندم فرس را من به تقريب

چــو انگشتان مـرد ارغنون زن

سر از البرز، برزد قرص خورشيد

چو خون آلوده دزدي سر ز مکمن

-----------------------------------------------

آفــرين زان مرکب شبديز رنگ رخش رو

آنکه روز جنگ بر پشتش نهد زين زرنگ

دست او و پاي او و سم او و چشم او

آنِ شير و آنِ پيل و آنِ گور و آنِ رنگ

بــا شدن، بـا آمدن،بـا رفتن وبرگشتنش

ابر، گرد و باد کند و برق سست و چرخ لنگ

 

حکيم ابونصر اسدي طوسي:

سيه چشم و گيسو فش و مشک دم

پري پوي و آهو تک و گور سم

که اندام و مه تازش و چرخ گرد

زمين کوب و دريا بر و ره نورد

از انديشه دل، سبک پوي تر

ز راي خردمند، ره جوي تر

همي بست از گرد، تک چشم مهر

همي کافت، از شيهه گوش سپهر

 

محمّد بن حسام خوسفي:

در وصف اسب حضرت علي (ع) گويد:

تيزتک، چابک عنان، پولاد سم، خارا شکن

خرد سر، کوچک دهان، لاغر ميان، فربه سرين

شير صولت، پيل پيکر، کوه کن، دريا شکاف

رعد هيبت، برق سرعت، باد جنبش، تيزبين

خيزران دم،عنبرين بش،ساده دندان،سوده موي

دشت پيما، کوه فرسا، تندرو، محکم کمين

در دم آتـش، سـمـنـدر، در دل دريـا نـهـنـگ

بي قران،در هر قران،لابل، چو صاحب،بي قرين

اينت، مرکب، اينت، راکب، اينت مرد

اي سزاي آفرين بر جان پاکت، آفرين

 

خواجوي کرماني:

در «هماي و همايون» از خوبي اسب سخن گفته و در «ديوان» خويش از ناتواني اسبي که به او هديه داده بودند شکايت نموده است:

پريوش مهي بر نوندي سوار

به زيرش يکي بور دريا گذار

جهنده، چو برق و رونده، چو ابر

پـــرنده چو مرغ و دلاور چو ببر

-----------------------------------

بنده را داد، زرده يي که بود

ســــبز خنگ سپهـــر، حيرانش

ميخ دستان سام، بر دستش

داغ بهــــــرام گــــور، بــــر رانش

ســــــالها يادگـــار بهمن و تور

در شب، آخر کشيده ساسانش

شب مولد، اوان دعوت نــــوح

روز پيـــــــري، زمــــــان طوفانش

مادياني که رخش کره اوست

پــروريده بــه شيــــــر پستــانش

نعل بندي که نعل او مي بست

کـــــاوه آورد، پتـک و سندانــــش

گرد پيري نشسته بر پشتش

کثــــرت سن، شکسته دندانش

از تداويـــــــر چـــرخ، بگســته

رســــن تــار تــار شـــــريـــــانش

کرده گرگان طمع در او ليکن

چـــــــرخ کرده، نصيب کـــرمانش

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:34  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

اسب به‌عنوان حيواني نجيب از گذشته تاكنون در فرهنگ مردم ايران جايگاه ويژه‌اي داشته‌است.

دركتب تاريخي ، ايران (پارس ) به عنوان يكي از شاخص‌ترين اقوام مشرق زمين در تكامل اسب شرقي معرفي شده است.

با پيدا شدن فسيل‌ها ، "اسب‌هاي لاغر" و "باريك اندام" تركمن، اسب‌هاي "متوسط القامت سكائي" و اسب‌هاي "كوچك اندام كوهستاني" ثابت شده كه خاستگاه اصلي آنها فلات ايران بوده است.

همان اسب‌ها كه در تاريخ گذشتگان نسلي متعلق به ايران بودند هم‌اكنون و پس از گذشت سال‌ها امروزه بنام‌هاي "تركمن" ، "يابو" و "خزر" به تعداد كمي در ايران يافت مي‌شود.

كارشناسان معتقدند پرورش و صادرات اسب در ايران قدمتي چهار هزار ساله دارد و مردم ايران دوهزار سال پيش از ميلاد مسيح به كشورهاي ديگر اسب صادر مي‌كردند و مراكز متعدد پرورش اسب در شهرهاي مختلف ايران وجود داشته است.

حال با اين تفاسير و وجود چنين ذخاير ژنتيكي اسب ايراني، اين سوال در ذهن همگان پيش مي‌آيد كه هم اكنون ورزش اسب سواري و پرورش اين حيوان در كشور ما از كدام جايگاه منطقه‌اي و جهاني برخوردار است؟
آري كشوري با اين سابقه در زمينه پرورش و صادرات اسب آيا حتي جايگاهي را در ميان كشورهاي عربي منطقه دارا است يا خير؟
حال با اين واقعيت تلخ روبه‌رو مي‌شويم كه با وجود تاكيد فراوان اسلام به سواركاري متاسفانه نه تنها ورزش اسب‌سواري و ساز و كار استفاده از آن در كشور جايگاه مناسبي ندارد بلكه هم‌اكنون در هيچ كدام از شهرهاي ايران صادرات اسب نيز وجود ندارد.

در اين ميان پس از مدت‌ها از برجاي ماندن اسب ايراني در پس كتاب‌هاي تاريخي، كارشناسان به‌شدت از سياست‌هاي معمول در اين رشته ورزشي گله‌مندند.

و معتقدند هيچگونه فعاليتي براي نجات نسل‌هاي اسب ايراني انجام نشده‌است.

بنا به گزارشات اعلام شده، اسب فلات ايران يكي از نژادهاي اصيل ايراني به‌طور كامل منقرض شده و نسل اسب‌هاي تركمن و عرب نيز در حال محو شدن است.

با اين تفاسير و تاكيد كارشناسان بر ايجاد راه‌حلي براي جلوگيري از انقراض كامل گونه‌هاي باقي مانده نبايد فكري كرد؟
همانطور كه گفته شد يكي از گونه‌هاي اسب ايراني، "عرب" است كه برخلاف ادعاي كشورهاي عربي، مورخان ايراني معتقدند اين اسب به طور قطع ايراني و خاستگاه ژنتيك آن نيز در فلات ايران شكل گرفته است.

رييس هيات سواركاري تهران در خصوص "اسب عرب" كه درگيري‌هاي فراواني در خصوص نژاد اصلي آن وجود دارد، گفت: چگونه ممكن است در محلي كه هيچگونه آب و هواي مناسبي براي رشد و تكثير اسب نيست، پرورش يابد.

"شاهرخ مقدم" به خبرنگار ايرنا، افزود: زمان براي نجات بسياري از گونه‌هاي اسب ايراني گذشته و ديگر نمي‌توان كاري انجام داد.

وي‌با تاكيد بر اين‌كه بايد هرچه سريعتر بر روي گونه‌هاي‌ديگر اسب ايراني مانند "خزر" سرمايه‌گذاري كرد، اظهارداشت:"اسبچه خزر"قديمي‌ترين اسب ايراني است كه تاريخچه‌اي پنج هزار ساله دارد.

به گفته وي، اين اسب به دليل ويژگي منحصر به فرد از ساير نژادهاي ايراني متمايز و قابل تشخيص است.

به گفته بسياري از مورخان، پراكندگي و توسعه اسب خزر را مي‌توان در وسعت ميان رشته كوه‌هاي البرز تا كوه‌هاي زاگرس مشاهده كرد.

"اسبچه خزر" از زمان پادشاهي اشكانيان و ساسانيان در خدمت مردم ايران بوده و اينك به دليل كم‌توجهي ايرانيان ازصحنه روزگار به آرامي محو مي‌شود.

بنابر گفته كارشناسان، به وجود آمدن و تكامل اسبچه خزر در سواحل شمالي ايران است.

حال آيا با توجه به وجود امكانات بالقوه‌اي كه در شمال ايران وجود دارد، اسبچه خزر را كه جزو معدود نژادهاي ايراني موجود است مي‌توان حفظ و تكثير كرد؟ اين سووالي است كه شايد تنها مسوولان امر بايد پاسخگو باشند و بس ؟
"سهيل يوسف نيا" متخصص تكثير و پرورش اسب فدراسيون سواركاري در رابطه با اسب خزر گفت: هم‌اكنون در ‪ ۲۰‬كشور جهان در خصوص تكثير اسب حوزه خزر (كاسپين) كه گونه ايراني آن را برده‌اند، برنامه‌ريزي شده و ايران نيازمند چنين برنامه‌ريزي‌هايي است.

وي افزود: اسب ايراني به سبب اينكه خالصي خونش بسيار بالاست به عنوان باهوش‌ترين نژاد اسب جهان شناخته شده و يكي از مهم‌ترين نژادهاي براي تكثير و اصلاح است.

به گفته وي، اين اسب با هر نوع شرايط آب و هوايي حتي در شرايط سخت، سازگار است و اين ويژگي تنها در اسب‌هاي ايراني يافت مي‌شود.

يوسف نيا اظهارداشت: "اسب خزر" (كاسپين) در شمال، نژاد "اصيل و عرب" در جنوب و نژاد "كرد" در مناطق غربي از مهمترين ذخاير ژنتيكي نژادهاي اسب هاي ايراني هستند.

اين كارشناس اسب گفت: متاسفانه در حفاظت از اين نژادها كم‌كاري شده و نسل اسب‌هاي اصيل ايراني رو به كاهش و انقراض است.

وي با اشاره به‌فعاليت فرانسه در زمينه تكثير و پرورش اسب افزود: در فرانسه پس از صادرات لوازم آرايشي تكثير اسب بيشترين سهم توليد ناخالص ملي اين كشور را به خود اختصاص داده است.

وي اذعان كرد: هم‌اكنون گرانترين اسب ايراني دوميليارد و ‪ ۵۰۰‬ميليون ريال قيمت دارد و اين نشان از ارزش تكثير و پرورش اسب دارد.

يوسف نيا تصريح كرد: بايد ورود اسب خارجي به كشور كنترل شود و نيز تكثير و اصلاح اسب ايراني گسترش يابد تا از نابودي نژاد ايراني جلوگيري شود.

به عقيده كارشناسان و با بيان اين سخنان و نيز تاريخچه‌اي كه در خصوص اسب ايراني وجود دارد متاسفانه تاكنون فعاليت اساسي براي حفظ نژاد ايراني انجام نشده است.

به گزارش هيات سواركاري تهران، هم اكنون ‪ ۸۰‬باشگاه سواركاري در استان تهران وجود دارد كه حدود ‪ ۱۰‬باشگاه در كنار فعاليت‌هاي قهرماني به تكثير اسب مي‌پردازند و بيشتر آنها در منطقه كردان است.

در اين ميان، ورزش زيباي چوگان كه تنها ورزش ثبت شده با نام ايراني است، درجلوي چشم همگان واقعيت تلخ ديگري از انقراض نسل اسب ايراني را رقم مي‌زند.

لازم نيست تلاش زيادي انجام دهيم تا محو شدن تدريجي اين ورزش اصيل را مشاهده كنيم بلكه با كمي دقت به اين نتيجه مي‌رسيم كه كوچكترين جايگاهي به عنوان صاحبان اصلي چوگان در اين ورزش نداريم.

به گفته كارشناسان فعاليت در زمينه ورزش چوگان نيز بسيار ضعيف شده و مسابقات چنداني در اين ورزش انجام نمي‌شود.

درست است حتي باشگاه‌هاي سواركاري ديگر علاقه‌اي به گسترش اين ورزش نشان نمي‌دهند و اين ورزش اصالت خود را از دست داده است.

تنها، چراهايي را كه در ذهنمان مي‌آيد براي خود نگه داشته زيرا ديدن اين همه معضل در يك رشته نشان از آن دارد كه چشم‌ها بر محو شدن تدريجي اسب و اسب سواري بسته شده‌است و حتي نگاهي كوتاه و گذرا بر اين ورزش نمي‌شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:23  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

سرنا اسپدان

نام: سرنا اسپدان

رنگ: مشکي

شماره شناسنامه: 104480

سال تولّد: پاييز 1378

نژاد و تيره: ترکمن

قد: 154 سانتيمتر

پدر: بتو قره تپه

نژاد: ترکمن

مادر: چشمه

نژاد: ترکمن

توليد کننده: ذنوبي

محل تولّد: شيراز

مشخصات کامل مالک:

نام: محمد هادي

نام خانوادگي: کرباسي زاده

سال تولّد: 1360

تحصيلات: فوق ديپلم

نشاني: اصفهان

تلفن: 3740-110-0913

مقامهاي کسب کرده: رده E

نشاني محل نگهداري و تلفن تماس: اصفهان - جاده اصفهان نجف آباد - گلدشت - خيابان نشاط شمالي - باشگاه سوارکاري و پرورش اسب ارجاسب

نتاج و مقامهاي کسب کرده آنها: سورن اسپدان، نر، پدر يادگار گز، قره کهر، 1384

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:20  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

گفت وگو با لوئيز فيروز كاشف اسبچه خزر
بانوى اسب ايران
على گلشن
158622.jpg
بيوگرافى
لوئيز ليلين در سال ۱۳۳۶ با يكى از شاهزادگان ايرانى به نام نرسى فيروز ازدواج و به همراه او به ايران سفر كرد. با كمك همسر خود و با توجه به علاقه اى كه به اسب و سوارى داشت مركزى را به نام نوروزآباد در تهران جهت سوارى فرزندانش تاسيس كرد. لوئيز همواره به دنبال اسبى كوچك اندام بود كه براى سوارى كودكان مناسب باشد. سرانجام جست وجو و كنجكاوى اش در اين باره منجر به كشف مجدد نژادى شد كه قدمتى هزاران ساله داشت. او با پشتكار فراوان توانست اسبى را مجدداً به دنيا معرفى كند كه داراى ارزش فراوانى بود. اسب منحصر به فردى كه به مينياتور اسب عرب شباهت دارد و او آن را اسبچه خزر ناميد.

چشم به پهنه وسيع دشتى دوخته بود كه در انتها به علفزارهاى بزرگ آسياى مركزى مى رسيد. پيكرك سفالين كوچكى به شكل اسب در دست و ذهنى غوطه ور در هزاره هاى پيش از تاريخ داشت. شايد به زمانى مى انديشيد كه اسب يكى از مهمترين عناصر زندگى ساكنان اين دشت ها بود. همان حيوانى كه يمن حضورش خود نعمتى ارزشمند بود و بدون حضور او فرمانروايى قبايلى چون قبايل هند و اروپايى به مدت هزاران سال بر استپ هاى پهناور آسياى مركزى پايدار نمى ماند. چهل دهه زندگى در اين منطقه خود دليل عشق او به اين حيوان است. علاقه او به اسب و آشنايى با اسب هاى شرقى خود داستانى دل انگيز دارد. لوئيز ليلين (Louise Laylin) در سال ۱۳۳۶ با يكى از شاهزادگان ايرانى به نام نرسى فيروز ازدواج و به همراه او به ايران سفر كرد. با كمك همسر خود و با توجه به علاقه اى كه به اسب و سوارى داشت مركزى را به نام نوروزآباد در تهران جهت سوارى فرزندانش تاسيس كرد. لوئيز همواره به دنبال اسبى كوچك اندام بود كه براى سوارى كودكان مناسب باشد. سرانجام جست وجو و كنجكاوى اش در اين باره منجر به كشف مجدد نژادى شد كه قدمتى هزاران ساله داشت. او با پشتكار فراوان توانست اسبى را مجدداً به دنيا معرفى كند كه داراى ارزش فراوانى بود. اسب منحصر به فردى كه به مينياتور اسب عرب شباهت دارد و او آن را اسبچه خزر ناميد.
• • •
•سابقه فعاليت شما در ارتباط با نژادهاى اسب ايران به چه زمانى برمى گردد؟
سابقه آشنايى من با اسب هاى ايران به سال ۱۳۵۴ برمى گردد. ما در ابتدا مركزى را براى آموزش سواركارى به كودكان در نوروزآباد افتتاح كرديم. كار آموزش سواركارى را با اسب هاى بومى ايران آغاز كرديم به دليل اين كه اين اسب ها اخلاق خوب و رفتار آرامى دارند و براى آشنايى كودكان با اسب اين مسئله مهمى است. اسب هايى كه در مزارع و روستاهاى ايران وجود دارند برخلاف اسب هاى خارجى كه در باشگاه هاى تهران مى بينيم بسيار فرمانبردار و صبور هستند. در ابتدا كار را با اسب تركمن شروع كرديم. از منطقه قصر شيرين هم تعدادى اسب كه براى حمل و نقل و قاچاق كالا استفاده مى شدند خريدارى شد. فعاليت هاى ما در حدود پنج سال ادامه داشت. پس از آن نوروزآباد را به انجمن سلطنتى اسب فروختيم. پس از فروش آن محل ناچاراً اسب ها را براى مدت يك سال به كردستان برديم. اسطبل اسب ها در محل نامناسبى در زير زمين قرار داشت، سرماى زمستان هم در آن منطقه براى اسب ها كشنده بود ناچار به نقل مكان اسب ها به محلى مناسب بوديم. روزى يكى از دوستان همسرم به نام حاجى احمد صفايى كه سيس (مربى) اسب بود، ما را براى شكار گراز به تركمن صحرا دعوت كرد. با كمك او زمينى در منطقه قره تپه شيخ از توابع شهر كلاله خريديم. اسب ها به محل جديد برده شدند و فعاليت جدى ما در اين زمينه آغاز شد.
158625.jpg
•امروز در دنيا شما را به نام فردى كه نژاد اسب كوچك كرانه هاى درياى خزر را مجدداً كشف كرد، مى شناسند اين كار چگونه شكل گرفت؟
من همواره براى آموزش سوارى به كودكان دنبال اسبى آرام، صبور و كوچك اندام مى گشتم. در سفرى كه به همراه همسرم به شهر شيراز داشتم، اسب گمشده روياهاى خود را در نگاره هاى تخت جمشيد يافتم. اسب هاى نقش بسته بر روى سنگ مرا بسيار شگفت زده كرد. شگفتى همراه با افسوس زيرا ديگر چنين اسبانى در ايران وجود نداشت. تصوير اين اسب ها هميشه در ذهن من بود تا اين كه روزى در يكى از روستاهاى شهر آمل اسب كوچك اندامى را ديدم كه جهت حمل سيمان به يك گارى بسته شده بود. گويى نگاره هاى تخت جمشيد را از روى اين اسب ساخته بودند. اسب را همانجا از صاحبش خريدم. خوشحالى من در آن لحظه وصف ناپذير بود، زيرا اسب روياهاى خود را يافته بودم. شباهت بيش از حد اين اسب ها با اسب هاى امپراتوران هخامنشى من را تشويق به انجام تحقيقات مفصلى بر روى آنها كرد. تحقيقات خود را با همكارى دامپزشكان، متخصصان ژنتيك و باستان شناسان آغاز كرديم. يكى از موسسات انگليسى به نام (The British Institute of Persian Studies) درباره تحقيقات باستان شناسى بر روى اين اسب ها اظهار علاقه كرد. در اين راستا دكتر «ساندار بوكينى» (Sandor Bokanyi) كه يك جانورباستان شناس (Archaeozoologist) بود و سال ها در روسيه، لهستان، مجارستان و عراق بر روى اسب ها كار كرده بود همكارى خود را با ما آغاز كرد. نتيجه تحقيقات او نشان داد كه اين اسب حلقه واسطى ميان نژاد پرژوالسكى و اكوئوس كابالوس است. عدد كروموزومى اسب خزر ۶۵ بود، در حالى كه كروموزوم هاى دو نژاد ديگر به ترتيب ۶۶ و ۶۴ است. پس از جمع آورى تعدادى از اين اسب ها كار پرورش و اصلاح نژاد آنها آغاز شد. تعدادى نيز به كشورهاى ديگر از جمله انگلستان صادر شد. علاقه خاندان سلطنتى انگليس به اين نژاد منجر به تاسيس انجمن سلطنتى اسبچه خزر شد و به اين ترتيب پرورش اين نژاد در خارج از ايران نيز صورت گرفت.
•علاوه بر مطالعات انجام شده بر روى اسبچه خزر آيا مطالعات ديگرى نيز درباره ساير اسب هاى موجود در ايران انجام گرفت؟ و نتيجه آن چيست؟
بله، در راستاى مطالعات ژنتيكى كه بر روى استخوان اسبچه خزر انجام شد مطالعات ديگرى نيز درباره ساير اسب هاى ايران صورت گرفت. مقايسه اندازه هاى استخوان اسبچه با استخوان هاى يافت شده از مناطق مختلف ايران به خصوص مناطق زاگرس و دامغان نشان داد كه در گذشته سه نوع اسب به عنوان نژادهاى پايه اسب هاى امروزى در فلات ايران وجود داشته است. اين حقيقت آشكار شد كه اسبچه خزر، اسب تركمن و يابو نژادهاى اصلى اسب هاى شرقى بوده اند و از لحاظ ژنتيك چنين چيزى را نمى شود در جاى ديگرى يافت. همچنين تحقيقات دكتر«بوكينى» نشان داد كه اسب عرب در حدود ۲۰۰۰ سال پيش از ميلاد در منطقه زاگرس وجود داشته و اجداد آنها اسب هاى كوچك اندام كرانه هاى درياى خزر بوده اند. براساس مطالعات استخوان شناسى جدولى نيز از سير تكاملى اسب ها در ايران تهيه شد. اين جدول سير اشتقاق نژادهاى اسب ايران را نشان مى دهد. به عنوان مثال نشان مى دهد اسب سنگين وزن نسايى كه هرودوت بسيار از آن سخن گفته است از سه نژاد پايه نام برده به وجود آمده است. همان اسبى كه امروزه آن را به نام اسب كرد مى شناسيم.
•طبق نظر شما يابو يكى از سه نژاد پايه اسب هاى شرقى است. قابليت اين نژاد چيست و آيا غير از ايران در كشور ديگرى وجود دارد؟
يابو نژاد بسيار خوبى است. استقامت بالا و قدرت خوبى دارد. امروز در مناطق تركمن نشين ايران از آن استفاده زيادى مى شود، به خصوص براى باربرى. امروز در قزاقستان نيز از يابو استفاده مى شود. حتى در مناطق سردسير قزاقستان كه نگهدارى گاو مشكل است، از گوشت يابو استفاده مى شود.
•آيا بين يابوهاى موجود در ايران و قزاقستان تفاوتى وجود دارد؟
تفاوت فنوتيپى بارزى وجود ندارد اما از نظر تفاوت هاى ژنتيكى نمى توان اظهارنظر كرد زيرا هنوز نمونه هاى مو و خون آنها آزمايش نشده است.
•امروز شما يكى از بزرگترين پرورش دهندگان اسب تركمن در ايران هستيد، چه شد كه به پرورش و مطالعه بر روى اين نژاد علاقه مند شديد؟
قبل از انقلاب ما با اسب كرد، اسبچه خزر و تركمن كار مى كرديم. پس از گذشت چند سال و بهبود وضعيت نگهدارى اسب مجدداً كار را با اسب تركمن آغاز كرديم. به تدريج متوجه شديم كه اين اسب استعداد بالايى در پرش دارد. اصولاً اسب تركمن به واسطه هوش زيادش مى فهمد كه چه زمانى و چگونه بايد بپرد و مانند نژادهاى خارجى لزومى ندارد كه تمامى اصول پرش به او آموخته شود.
تحقيقات ما با همكارى دكتر «گاس كاتران» از دانشگاه كنتاكى نشان داد، اسبى كه ما امروز به نام اسب تركمن مى شناسيم، همان اسبى است كه روزگارى به نام اسب تورانى، سكايى و يا پارتى شناخته مى شد. بدون شك اين اسب يكى از قديمى ترين و خالص ترين نژادهاى اسب در جهان است. قدمت و اصالت اين اسب همراه با خصوصيات پسنديده اش از جمله استقامت،  سرعت و هوش سرشارش ما را بر آن داشت كه عمده فعاليت خود را به پرورش و كار با اين نژاد اختصاص دهيم.
•در كشور تركمنستان هم اسب تركمن يا به قول خودشان اسب آخال تكه وجود دارد، آيا تفاوتى ميان اسب هاى اين كشور با اسب هاى تركمن ايران وجود دارد؟
به طور كلى منشاء نژادى اسب هاى تركمن ايران و تركمنستان يكى است، اما در زمان سلطه روس ها در تركمنستان صدمات فراوانى به اسب ها خورد. به طورى كه اكثر اسب ها از بين رفتند و كار به جايى رسيد كه تعداد ۲۴ راس اسب بيشتر باقى نماند. اسبى كه امروز به نام آخال تكه مى شناسيم توسط روس ها با نژادهاى ديگرى آميخته شد و خلوص خود را تا حد زيادى از دست داد. اين مسئله سبب بروز مشكلات ژنتيكى فراوانى براى اين اسب ها شد. در مقابل تركمن هايى كه به سمت ايران مهاجرت كردند اسب هاى خود را نسبتاً خالص نگاه داشتند. به طور كلى تفاوت ژنتيكى بارزى بين اسب هاى ايران و تركمنستان وجود ندارد تنها تفاوت تا حدودى در فنوتيپ آنها است. به رغم ظاهرى زيبا، آخال تكه هاى تركمنستان اسب هاى خالصى نيستند.
•در حال حاضر به پرورش اسب تركمن اشتغال داريد. لطفاً در اين مورد و همچنين درباره مشكلاتى كه در اين كار با آن روبه رو هستيد، توضيح دهيد؟
ما در ابتدا شروع به جمع آورى اسب هاى خالص تركمن در مناطق مختلفى از تركمن صحرا كرديم. براى توليد كره از يك سيلمى به نام ارونت كه در زمان شاه از روسيه وارد شده بود استفاده كرديم. ارونت را براى كشش ماديان هاى تركمن در گنبد گذاشتيم اما متاسفانه تركمن ها از اين اسب استفاده نكردند و ماديان هاى خود را با اسب هاى نژاد تروبرد وارداتى مخلوط كردند. پس از ارونت توسط آقاى سينا ظهير يك سيلمى آخال تكه به نام دل دل خريدارى كرديم. دل دل احتمالاً در شكم مادرش از روسيه به ايران آمده بود. نتايج آزمايش هاى مو و خون دل دل نشان داد كه آن اسبى خالص است و جهت كشش با ماديان هايمان از او استفاده فراوانى كرديم. در حال حاضر تعداد ۴۵ راس اسب تركمن داريم. سه رأس سيلمى،  دو رأس اخته و ۴۰ راس ماديان. تمام اسب داران اطراف اين منطقه از سيلمى هاى ما براى كشش ماديان هاى خود استفاده مى كنند. اين مسئله به خالص نگاه داشتن اسب هاى منطقه كمك بزرگى مى كند. در امر پرورش اسب مشكلات زيادى بر سر راه ما وجود دارد. نبود بازار مناسب فروش اسب يكى از مهم ترين مشكلات ما است. صادرات اسب از ايران ممنوع است در حالى كه واردات اسب هاى خارجى آزاد است. صادرات اسب براى توليدكنندگان داخلى مسئله اى بسيار مهم است زيرا بازار فروش داخلى رونق چندانى ندارد.
•به نظر شما با آزاد شدن قانون صادرات، مشكل صنعت پرورش اسب در ايران حل خواهد شد؟
تا حدود زيادى بله. نگهدارى اسب كارى پرهزينه است و اگر توليد كننده از محل فروش اسب نتواند هزينه هاى خود را جبران كند ديگر ادامه كار برايش ميسر نيست. اين مشكلى است كه تمامى توليدكنندگان بومى نيز با آن دست به گريبان هستند. امروز قيمت اسب تركمن بسيار پايين است و هزينه نگهدارى خود را برنمى گرداند. اين مسئله و عدم تمايل تركمن ها به پرورش اسب هايشان نسل اسب تركمن را با خطرى جدى مواجه كرده است. مشكل اين جا است كه راه براى ورود اسب هاى خارجى باز است و اكثر مردم متاسفانه داشتن يك اسب خارجى را براى خود نوعى افتخار يا پرستيژ مى دانند. اين در حالى است كه قيمت اين اسب هاى وارداتى بسيار بالا و در حدود ۳۰ تا ۵۰ ميليون تومان است. اگر توليدكننده داخلى بتواند تنها يك كره در سال با قيمتى مناسب بفروشد تمام هزينه اسب هاى خود را براى يك سال تامين مى كند. اما وجود اسب هاى خارجى، بازار فروش داخلى را فلج كرده است. در نتيجه براى توليدكنندگان داخلى چاره اى جز صادرات نمى ماند.
•آيا تاكنون از بخش دولتى كمكى دريافت كرده ايد؟
بخش دولتى تا امروز هيچ كمكى در جهت توليد اسب به ما نكرده است. حتى ما هنوز بعد از اين همه سال توليد و پرورش اسب پروانه توليد نداريم. ما هر سال براى خريد يونجه يك وام پنج ميليون تومانى از بانك كشاورزى مى گيريم اما اين هم مشكل است. زيرا به ما مى گويند، اسب دام نيست و وام براى آن داده نمى شود!
ما در جهت پيشبرد توليد و پرورش اسب از توريست ها استفاده مى كنيم. هميشه پانزده اسب براى توريست ها آماده داريم. آنها براى آشنايى با اسب تركمن و سوارى با آنها پيش ما مى آيند. درآمد حاصله از اين كار است كه ما را تا امروز در امر پرورش اسب تركمن موفق نگاه داشته است. اكثر توريست ها مجذوب اين اسب و سوارى دلپذير آن مى شوند. وقتى از من مى پرسند كه چه برنامه اى براى آينده اين اسب ها داريد من ناچاراً به آنها مى گويم هيچ. توريست ها اكثراً به خاطر من مى آيند و اگر من ديگر نباشم هيچ توريستى نمى آيد. اگر در طول يك سال توريستى نداشته باشيم مجبور خواهيم شد تمام اسب ها را بفروشيم. من الان ۷۱سال دارم و بيشتر از اين نمى توانم اين كار را ادامه دهم. وقتى من نباشم ساير پرورش دهندگان هم در اين منطقه كار پرورش اسب را رها مى كنند. من واقعاً خسته شده ام. وقتى اميد نيست آدم ديگر دل كار كردن ندارد. در تركمن صحرا گاهى اسب هاى نحيف و كوچكى را مى بينيم كه در اثر كمبود تغذيه سوخته اند. من هم سوخته ام.
•وضعيت اسب تركمن را در ايران چگونه ارزيابى مى كنيد؟ آيا نسل اسب تركمن در خطر انقراض قرار دارد؟
وضعيت اسب تركمن در ايران خيلى بد است. اگر كمتر از ۱۰۰۰ ماديان از يك نژاد اسب در منطقه اى وجود داشته باشد بايد اين نژاد را منقرض شده يا در حال انقراض تلقى كرد. من فكر مى كنم در منطقه تركمن صحرا چيزى بيش از ۲۰۰ ماديان وجود ندارد و بدون شك با اين روال نسل اسب تركمن تا چند سال ديگر به طور كلى از بين مى رود. تركمن ها نيز ديگر علاقه اى به پرورش اسب ندارند. تنها اميد آنها به مسابقات كورس است. اما مسابقات هم دردى را دوا نمى كند زيرا جوايز كورس هاى اسب تركمن بسيار ناچيز و در بيشتر مواقع فقط سبوس است. در حالى كه براى مسابقات اسب هاى خارجى جوايز كلانى در نظر گرفته مى شود.
•براى جلوگيرى از انقراض اين اسب ها چه راهكارى را پيشنهاد مى كنيد؟
به نظر من براى رفع اين مشكل احتياج به كمك دولت نيست. اگر به بخش خصوصى هر ساله اجازه صادرات چند رأس اسب داده شود خود به خود بازار اسب در ميان توليدكنندگان بهتر مى شود. براى حفظ اين اسب ها يك پايه اقتصادى لازم است. اين كار توليدكنندگان محلى را نيز به حفظ و پرورش اسب هايشان تشويق مى كند. در غير اين صورت نسل اين اسب براى هميشه از بين مى رود. اگر اين اسب از نظر ژنتيكى از بين برود در هيچ جاى ديگر نژادى مانند آن يافت نمى شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:47  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  |