تبليغاتX
گذری بر پرورش ا سب
پیشانی اسبها تا روز رستاخیز جایگاه خیر و برکت است. رسول اکرم ص
تاثير خوراک دهي بررروي رفتار اسب.(بخش 2).

اعتقاد بيشتر دارندگان اسب اين است که ذرت يا جوي دوسر ، خوراک هاي داغ هستند که مي توانند مقدار قابل ملاحظه اي انرژي را در يک لحظه در اختيار اسب قرار دهند، و کار با اسب را مشکل کنند. همچنين برخي ديگر اعتقاد دارند که بين ذرت و جوي دوسر اختلافاتي وجود دارد و تغذيه با ذرت باعث مي شود که مشکلات مربوط به بالا رفتن نشاسته، بيشتر و زودتر بروز کند. حتي برخي از اسب داران ملاس را نيز در همين رابطه به دليل قند بالاي آن مشکل زا دانسته و از دادن آن اجتناب مي کنند.
.........................
نکته جالب در اينجا اين است که ما انرژي را به عنوان يک حس رفتاري استفاده کرده ايم، در صورتي که انرژي يک وظيفه تغذيه اي به عهده دارد، و معني آن مقدار کالري موجود در خوراک است. بهر حال، تغذيه بيش از حد انرژي ( جداي از منبع تامين کننده آن ) مي تواند يکي از علل داغ کردن اسب، بخصوص در اسب هايي که مقدار زيادي از وقت خود را در روز در محيط بسته و به صورت محبوس شده مي گذرانند، باشد.
مدارکي وجود دارد دال بر اينکه در بعضي از اسب ها، ميزان نشاسته جيره روي رفتار حيوان تاثير مي گذارد. محققين گزارش کرده اند که کاهش در ميزان نشاسته جيره مي تواند کاهش در ميزان هيجانزدگي اسب را باعث شود.
تغييرات در واکنش هاي بيوشيميايي مغز ممکن است ارتباط بين نشاسته و قند جيره و رفتار حيوان را توجيه کند. سروتونين ، يک واسطه شيميايي عصبي در مغز ، بعنوان تعديل کننده رفتارهاي سريع و ناگهاني در اسب شناخته شده است. پايين آمدن ميزان سروتونين در انسان باعث بوجود آمدن رفتارهاي مربوط به افسردگي مي شود. برخي داروهاي ضد افسردگي وجود دارند که با بالا بردن سروتونين در مغز کار خود را انجام مي دهند.
رفتارهاي از سر ستيزده جويي بيشتر متاثر از بالا رفتن سروتونين مي باشد. ثابت شده که وعده هاي غذايي که ميزان گلوکز آن بالاست ( از هضم نشاسته توليد مي شود) باعث افزايش سروتونين مغز مي شوند، و به نظر مي رسد که اين افزايش مسئول بروز برخي رفتارها در نتيجه بالا رفتن ميزان قند مصرفي مي باشد. در همين راستا، ممکن است که اختلاف شديد در گلولز خود بعد از مصرف وعده غذايي پر دانه بتواند رفتار اسب ها را بر اساس فعاليت سروتونين مغز آنها تغيير دهد.
ولي قبل از اينکه اين توجيهات را قبول کنيم بايد بدانيم که براي شناخت تاثير نشاسته و قند جيره روي رفتارهاي خاص در اسب و اثبات آنها نياز به تحقيقات بيشتر و گسترده تري مي باشد.
در اين رابطه اختلافات بسيار زيادي مابين اسب ها وجود دارد، که انعکاسي از اختلافات ژنتيکي ، محيط ، و تاثيرات ديگر ترکيبات خوراک مي باشد، ولي با اين حال در برخي از اسب هايي که فعاليت زيادي داشته اند ، کاهش نشاسته جيره مفيد واقع شده است.
خوشبختانه خوراک هاي جديدي که در اسب هاي کاري بکار مي رود از تنوع انرژي زايي زيادي برخوردار مي باشند و منابع مختلف انرژي، نشاسته ، چربي و نيز فيبرهاي قابل هضم بالايي را نيز دارند مانند تفاله چغندر قند ( Beet pulp ). به همين دليل کاهش معني داري را در نشاسته و قند در مقايسه با خوراک هاي قديمي، در اختيار حيوان قرار مي دهند.

چربي و پروتئين
ادعا شده که چربي اثرات آرامش دهنده اي را روي اسب ها دارد، و حداقل يک تحقيق ( هلند و همکاران 1996) در حمايت از اين ادعا که چربي جيره باعث کاهش فعاليت در اسب ها شده است ، وجود دارد. در همين راستا ، خيلي از دارندگان و تعليم دهنده گان اسب گزارش کرده اند که اسب هايي که از مکمل چربي در جيره هاي آنها استفاده شده ، بيشتر قابليت رام شدن و تعليم ديدن را دارند. استفاده از چربي در جيره اسب هايي که در محيط بسته به سر مي برند و استفاده روزافزون آن در بين اين دسته از اسبداران ، شايد به اين دليل است که هيجان و عصبيت حيوان را کاهش مي دهد. بطور کلي اين موضوع که اثر آرام بخشي چربي، آيا واقعا مربوط به خود چربي است، يا به دليل اين است که چربي اضافه شده مي تواند جايگزين نشاسته مصرفي در جيره گردد ، براي ما روشن نشده.
عقيده بر اين است که نشاسته ، قند و پروتئين جيره، در برخي نژادهاي کوارتر، مي تواند اسب ها را دچار بيش فعالي کند. مطالعات در سگ و انسان نشان داده اند که دستکاري برخي اسيدهاي آمينه بخصوص در جيره مي تواند باعث تغيير در پرخاشگري و فعاليت بيش از حد گردد.
اگر اين مطلب براي اسب ها هم درست باشد ، بايد ديد که کدام نوع از پروتئين ها ( اسيدهاي امينه) اهميت بيشتري را در اين خصوص خواهند داشت.
مکمل هاي غذايي زيادي که اين پتانسيل را داشته باشند وبتوانند اثرات آرام بخشي را از خود بروز دهند هنوز شناخته نشده اند. چند مطالعه در اين خصوص وجود دارد، و سود مندي برخي از آنها نيز گزارش شده است. اين توليدات اغلب حاوي چندين جزء خوراکي هستند که عمومي ترين آنها، تيامين ، از گروه ويتامين هاي B است که کمبود اين ويتامين باعث ايجاد مشکلات مربوط به عملکرد مغز مي شود، آناليزهاي جيره اي نشان داده اند که بالا رفتن ميزان تيامين مي تواند باعث کاهش ناراحتي و هيجان در اسبهاي عصبي شود. تغذيه مکمل تيامين علاوه بر اينکه خطري ندارد، بلکه مي تواند روي تحريک اشتها نيز موثر باشد، ولي اينکه اثري روي اسب هاي بيش فعال و عصبي دارد يا نه هنوز به درستي معلوم نيست. مطالعات جديدتر ، مکمل سازي با منيزيم را براي اسب هاي عصبي توصيه کرده است. بيشتر اين توصيه بر اساس کمبودهايي است که در برخي جيره هاي اسب ها بوجود آمده و اسبها دچار عصبيت ، هيجان ، لرزشهاي عضلاني و تکان شدند. ولي بايد به خاطر داشت که کمبود منيزيم در اسب به ندرت بوجود مي آيد و مقاديري که در جيره هاي معمول وجود دارد معمولا بيش از نياز اسب مي باشد.
اين روزها ، تعدادي از ترکيبات گياهي به دليل بازار پسندي که دارند براي انواع و اقسام دردها به بازار آمده اند، که برخي از آنها به صورت مشابه با داروهاي مسکن عمل مي کنند. ولي تا بحال تحقيقي در رابطه با درمان اسب هاي عصبي بوسيله گياهان دارويي و موادگياهي ديده نشده است. از همه بدتر اينکه ما ايده و اطلاعي از توليدات اين چنيني مبني بر اثرات آنها بعد از هفته ها و يا ماه ها مصرف در دست نداريم. ولي براي توصيه اين مواد نيز بايد اطلاعات زيادي در رابطه با بي خطر بودن و تاثير آنها بعنوان يک ماده آرام بخش ، در دسترس باشد.
 
................
منبع :
سایت علمی -خبری فامیران
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 14:37  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 


آيا خوراک دهي روي رفتار اسب اثر دارد؟
جيره غذائي ، رفتار و خوراک دهي اسبي که در اصطبل نگهداري مي شود بطور کلي با اسبي که در محيط طبيعي زندگي مي کند فرق دارد. زماني که يک اسب به مرتع بطور آزاد دسترسي داشته باشد، در روز 16 ساعت و حتي بيشتر به چرا مشغول مي شود. معده کوچک و دستگاه گوارش بزرگ اسب که براي تخمير غذاهاي فيبري آماده شده اند حيوان را وادار ميکنند که به ريزه خواري روي بياورد. اگر در مرتع بطور آزاد و رها قرار بگيرد به علت همين خصوصيت ريزه خواري مجبور به گردش و راه رفتن مداوم خواهد بود که خود به عنوان يک ورزش طبيعي نيز محسوب مي شود. بر خلاف چنين وضعيتي را اسب هايي دارند که در اصطبل نگهداري مي شوند ، روزانه خوراک دهي شده و مواظبت مي گردند. اولين تفاوت اين نوع سيستم ها نسبت به سيستم هاي آزاد، دريافت خوراک به صورت وعده اي ( يک يا دو بار در روز ) مي باشد. اين وعده ها اغلب در يک دوره کوتاه زماني بلعيده مي شوند، که در بين وعده هاي مصرف خوراک زمان هايي به صورت بيکار و يا اختصاص داده شده به فعاليت هاي ديگر براي اسب باقي مي ماند.
اين کاهش چشمگير در زمان اختصاص يافته به مصرف خوراک اولين مشکل رفتاري در رابطه با خوراک دهي در سيستم بسته يا اصطبل مي باشد. دومين مشکل احتمالي در اين خصوص در رابطه با ساخت جيره است. براي تامين انرژي مورد درخواست جهت فعاليت هاي مدرن و تغيير يافته امروزي ، ما مجبور به فرموله کردن جيره هايي شده ايم که از نظر انرژي غلظت هاي بالايي را دارند نسبت به اسبهايي که در مرتع و بدون فعاليتهاي اضافي به خوراک هاي کاملا خشبي توليد شده در مرتع تکيه داشته اند، در اين جيره ها بطور چشمگيري از ميزان خوراک هاي فيبري کاسته شده است . همانطوريکه گفته شد، هر دوي اين عوامل مي توانند انواع خاصي از مشکلات رفتاري را در حيوان ايجاد کنند.
.................

اين تصور را نيز داشته باشيد که کاهش فعاليت هاي فيزيکي و نيز اجتماعي طبيعي که بعلت نگهداري حيوان در محيط هاي کوچک و بسته رخ مي دهد مي تواند رفتارهاي غير طبيعي را بوجود آورد. در حالت وحشي ، اسب ها دوست دارند که محيط خود را مورد کاوش قرار دهند، و هيچگاه خود را در يک منطقه کوچک و محدود که از دست صياد نتوانند فرارکنند قرار نميدهند . عدم فعاليتهاي فيزيکي و يا اجتماعي مناسب با هم گله ايها مي تواند منجر به ايجاد مشکلاتي مثل حرکت در اصطبل و حرکات زيگزاگ و نيز مشکل ماندن و عدم مصرف انرژي شده ، و زماني که حيوان در خارج از اصطبل قرار مي گيرد کار با حيوان سخت مي شود.

کاهش زمان خوراک دهي و مصرف فيبر
کاهش در فعاليت مربوط به مصرف خوراک در ارتباط با وعده هاي خوراک دهي و استفاده از جيره هايي با مواد خشبي کم ، باعث بوجود آمدن برخي رفتارهاي خاص در اسب مي شود. بجاي مصرف خوراک بيش از 16 ساعت در روز، يک اسب ممکن است حدود يک ساعت را به فعاليت هاي تغذيه اي اختصاص دهد. ليسيدن آخور، جويدن چوب ، بستر خواري ( و حتي مدفوع خواري ) مي تواند به عنوان جايگزين وقت هايي که صرف خوردن نشده گردند.

ديگر عواملي که مي توانند در اين زمينه نقش داشته باشند عبارتند از :
• مصرف مقدار کم مواد خشبي در روز
• مصادف و همزمان شدن با مصرف مقادير بالايي از کنسانتره.
............................

مصرف مقادير کم مواد خشبي / فيبر ( و مقدار زماني که اسب به فعاليت تغذيه اي مي پردازد)، نتيجه اش بالا رفتن زمان بطالت ( Down time ) بخصوص براي اسب هايي که براي مدت طولاني در روز در محيط بسته قرار مي گيرند مي باشد. محققين در بريتانيا ( مک گروي و همکاران 1995) و ديگران نشان دادند که وقتي اسب ها با جيره هاي داراي مواد خشبي کم تغذيه مي شوند، شيوع رفتارهاي خاص در آنها بيشتر مي شود ( اين جيره ها کمتر از 15 پوند به ازاي هر راس در روز براي يک اسب 1100 تا 1200 پوندي يا يک اسب 495 تا 550 کيلويي است). برخي مدارک نيز نشان دادند که استفاده از جيره هاي با فيبر بالا مي تواند به مديريت و کاهش اين رفتارهاي خاص کمک کند.
اگر بخواهيم از جنبه ديگر به اين مساله توجه کنيم، مساله مقدار استفاده از دانه ها در جيره و در بخش کنسانتره اي آن حائز اهميت مي گردد، چرا که مي تواند روي اسيدي شدن دستگاه گوارش تاثير داشته باشد. در يک مطالعه ، بالاتر رفتن تواتر يا فرکانس باعث بروز رفتارهاي خاص در اسب هايي که از جيره با دانه زياد مصرف کرده بودند شد ( نسبت 3 به 1 کنسانتره به علوفه ). رفتارهاي حيوانات در اين آزمايش در مقايسه با رفتار حيواناتي بود که از جيره هاي علوفه اي مصرف کرده بودند انجام شد. برخي منابع نشان دادند که شيوع مشکلات رفتاري زماني که از بافرها در جيره ها استفاده مي شود کاهش مي يابد، اين مواد به محدود کردن فعاليت اسيدي و اسيدي سازي در سکوم و روده بزرگ کمک مي کنند. يک نظريه در اين خصوص اين است که اسيدي شدن دستگاه گوارش باعث بروز درد نسبتا کمي در دستگاه گوارش مي شود که باعث بروز اين رفتارهاي خاص در حيوان ميشود. با محدود کردن اسيديته دستگاه گوارش ، مي توان احتمال داد که شيوع اين مشکلات نيز کاهش يابد. زمان شروع ليسيدن آخور در کره اسب ها نيز در ارتباط با تغذيه کنسانتره ميباشد. محققين بر اين اعتقادند که ليسيدن آخور مي تواند باعث افزايش جريان بزاق در حيوان گردد که خود بواسطه داشتن مواد بافري باعث کاهش ناراحتي هاي حاصل از اسيدي شدن معده و دستگاه گوارش مي شود. حتي اگر جيره ها را در رابطه با فعاليت اسيدي سازي آنها اصلاح کنيم ، هر گونه رفتار خاص بوجود آمده مثل ليسيدن آخور اغلب به صورت عادت در حيوان باقي مي ماند ...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 16:0  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

خبث طینت اسب ها:

                    

بعلت دوره های طولانی تنبلی و بیکاری یا نگهداری در شرایط بد ، بعضی اوقات اسب ها عادات بدی را نشان می دهند که خبث طینت خوانده می شود.عادی ترین خبث طینت های اسب ها خوردن قسمت های فلزی دهانه اسب در اثر چموشی مکیدن هوا،کشیدن افسار و لگد زدن است.

 رفتاری است که بموجب آن بعضی از قسمت های خوراک دان را گاز میگیرند.Cribbing

در این حالت اسب دندانهای جلوئی بلائی را روی اشیائی گاز Wind Sucking

گرفته و به عقب  می کشد.در همان موقع مکش هوا در معده انجام می شود.این دو حالت معمولا با هم رخ می دهند.ثابت کردن یک بند چرمی عریض در اطراف گلو گاه به نحوی که حنجره را تحت تاثیر قرار دهد.به هنگام فشار روی دندانهای قدامی قرار داده می شود.جلوگیری یا قطع این خبث طینت اسب را سبب می شود.

کشیدن افسار وقتی بوقوع می پیوندد که اسب خود را در جهت مخالف افسار بسته بکشد.با بکار بردن افسار سنگین یا زنجیر سنگین یا طناب در اطراف گردن بهنگام بستن اسب به پیشگیری از این خبث طینت اسب کمک می کند.هر گاه سم یا کف پا روی دیوار های آخور باشد ، اسب ممکن است علائم لگد زدن را نشان بدهد.مفاصل خرگوشی پوشش دار و پا های عقبی جای زخم زنجیر های سنگین از سقف و  آویزان

کردن کیسه های سنگین کاه از سقف از متد های مورد تصور برای متوقف کردن خباثت اسب است.گاهی بز را شاخ هایش را بریده و در کنار اسب در آخور آن قرار می دهند و گاهی هم لاستیک های ماشین را از سقف آویزان می کنند برای دهنک زدن یا خبث طینت اسب.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 15:32  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 


ده رمز آشنايي با اسب
يك سواركار خوب مي‌تواند اسب را به انجام كاري وادار كند ولي بهترين سواركار كسي است كه اسب را طوري تربيت كند كه با ميل خودش كاري را انجام دهد نه به زور اسبهاي جوان را از هر دو طرف تمرين دهيد. نه فقط به روش سنتي گذشته از طرف چپ تا درآينده وقتي از طرف ديگر (راست) به آنها نزديك مي‌شويد از شما نترسند.
زبان اسب، زباني كاملاً قابل پيش‌بيني، قابل تشخيص و تأثيرگذار است. وظيفه ماست تا جايي كه امكان دارد اين زبان را ياد بگيريم.
منطقي نيست كه از اسبمان بخواهيم كه هيچ وقت نترسد. ولي مي‌توانيم طوري تربيتش كنيم كه در هنگام ترس هم واكنشي كنترل شده از خودش نشان دهد. به خاطر داشته باشيد كه هروقت اسب را آزرده خاطر كنيد حق اينكه از شما بترسد را دارد.
يك سواركار واقعي از ارزش برقراري ارتباط دوستي با اسب خود غافل نمي‌شود.
مقاله علمي :
كتاب اسرار چند گانه نوشته «كلي ماركس» از دست پروردگان سوار كار با نفوذ كاليفرنيايي «مانتي رابرتز» يا همان كسي كه او را نجواگر واقعي اسب نام نهاده‌اند مي‌باشد.
هر چه مي‌گذرد روش به هم پيوستن اسب و انسان مانتي رابرتز به عنوان بهترين راه ممكن براي تعليم اسب‌هاي جوان و ارتباط برقرار كردن با اسب‌هايي كه مشكلات رفتاري دارند بيش از پيش در اذهان سواركاران جا باز مي‌كند.
مانتي در روش خود كه آن را «ايكاس» Equsمي‌نامد به جاي خيره شدن در چشم‌هاي اسب يا بستن و محدود كردن حيوان از زبان اندامي براي ارتباط با اسب‌ها استفاده مي‌كند كه درحقيقت تقليدي از زبان اندامي خود اسب مي‌باشد.
روش او مستلزم داشتن درك عميقي از خصوصيات روحي اسب يا همان روانشناسي اسب مي‌باشد كه ما را قادر مي‌سازد تا اسبها را به روشي كاملاً دلسوزانه، مؤثر و بي‌خطر تربيت كنيم.
«مانتي» معتقد است كه همه افراد جامعه اسب مي‌توانند «ايكاس» را ياد بگيرند و به همين منظور دانش خود را از طريق سخن راني‌ها، نمايش‌ها، كتابها و ويدئوها و در انگلستان از طريق كلاسهاي سواركاري «كلي ماركس» و همچنين نوشتن مقالاتي براي مجله «اسب و سواركار» (Horse & Riders) به گوش مخاطبان خود مي‌رساند.
در ادامه مطلب مانتي «كلي ماركس» دانش خود را در مورد اسب‌ها دراختيار شما قرار خواهند داد.
لطفاً قبل از اينكه حتي به فكر تربيت اسب خودتان بيفتيد آنها را بخوانيد!
رمز اول :
اسب حيواني است پرشي نه جنگيدني :
هرگز از اهميتي كه اين مسأله در تربيت اسب دارد غافل نشويد.
در جهان وحش «اسب» هميشه نقش طعمه را داشته است تا اينكه حيواني شكارچي باشد.
وقتي شما به جاي اينكه نقش ميزبان را داشته باشيد نقش غذا را بازي كنيد ديدگاه كاملاً متفاوتي نسبت به زندگي خواهيد داشت. «مانتي رابرتز» بر اين عقيده است كه خانم‌ها خيلي بهتر از آقايان اين ديدگاه اسب را درك مي‌كنند چرا كه آنها معناي آسيب‌پذيري را در شرايطي از جمله وقتي كه دير وقت در خياباني قدم مي‌زنند يا وقتي كه تنها مسافر قطار هستند و ناگهان مردي وارد كوپه مي‌‌شود حس كرده‌اند.
البته پيشينه زندگي و طرز تربيت ما در گذشته تأثير مستقيمي بر روي واكنش ما در چنين مواردي دارد.
اين مسأله در مورد اسب‌ها هم صدق مي‌كند. اصلاً منطقي نيست كه از اسبمان بخواهيم كه هيچ وقت نترسد. ولي مي‌توانيم طوري تربيتش كنيم كه در هنگام ترس هم واكنشي كنترل شده از خودش نشان دهد. به خاطر داشته باشيد كه هر وقت اسب را آزرده‌خاطر كنيد حق اينكه از شما بترسد را دارد!
رمز دوم :
اسب‌ها احساسات بسيار پيشرفته‌اي دارند :
همه مي‌دانند كه سگ‌ها دوست دارند رضايت خاطر افراد را به خود جلب كنند و با تحسين و تشويق مي‌توان آنها را آموزش داد اين مسأله در مورد اسب‌ها نيز صدق مي‌كند گرچه اين خصلت ذاتي آنها خيلي دست كم گرفته شده است.
درست است كه اسب‌ها و سگ‌ها يكي نيستند ولي احتمالاً اين تناقض ناشي از مدت زماني است كه به منظور تعليم صرف هريك از اين دو گونه مي‌كنيم. اسب‌ها طبيعتي اجتماعي دارند و متقابلاً نياز به دوستي و معاشرت هم دارند، اگر حيواني از تيره خودشان در دسترس نباشد آنها با موجودات ديگر از جمله انسان‌ها خو خواهند گرفت.
همانطور كه هر رابطه‌اي در زندگي براي شما از اهميت خاصي برخوردار است اگر رابطه شما با اسبان هم برايتان مهم است بايد كمي از وقتتان را هم صرف معاشرت با او كنيد.
يك سواري مختصر و برگشتن سركار، دغدغه‌هاي روزمره چيزي نيست كه بتوان اسمش را معاشرت گذاشت.
«اين استارك» در طي مصاحبه‌اي كه بعد از مسابقات المپيك آتلانتا با او انجام شده بود گفته بود من ده دقيقه از روز را فقط صرف نوازش كردن و صحبت كردن با اسبم مي‌كنم.
اگر چنين جمله‌اي را از زبان يك سواركار زن شنيده بوديم شايد كمتر تعجب مي‌كرديم چون اصولاً خصلت لطافت و نرمي در مورد خانم‌ها بيشتر صدق مي‌كند تا آقايان.
ناگفته نماند كه يك سواركار واقعي هرگز از ارزش برقراري ارتباط دوستي با اسب خود غافل نمي‌شود.
حتي «زئوفون» هم كه آنقدرها نسبت به اسب‌ها احساساتي نبود 23 قرن پيش در مورد آنها چنين گفته است:
وقتي اسب شما با ديدن چيزي رم مي‌كند و تمايلي به نزديك شدن به آن ندارد بايد به او نشان دهيد كه هيچ دليلي براي ترسيدن وجود ندارد لااقل براي اسب شجاعي همچون او.
اما اگر باز هم از رفتن به سمت شيئي سرباز زد شيئي كه از نظر اسبتان ترسناك است او را لمس كرده و سپس او را به آرامي به سمت آن شيئي هدايت كنيد.
كورش كبير 13 ساله بود كه از دست سربازان بزدل و دست و پا چلفتي‌اش كه از پس مهار كردن و سواري گرفتن از اسب زيبا و سرحالش برنمي‌آمدند به تنگ آمد.
هنگامي كه كورش گفت من بهتر از شما از پس اين اسب برمي‌آيم، مورد تمسخر سربازانش قرارگرفت ولي او نااميد نشد و شجاعانه به سمت اسب دويد و افسارش را گرفت و سراسب را به سمت خورشيد برگرداند چرا كه مي‌دانست اسب از سايه خودش ترسيده است. كورش بعد از اندكي ناز و نوازش و بدون اينكه كوچكترين صدمه‌اي به اسب وارد كند سوارش شد.
از آن به بعد «بوسفالاس» اسب جنگي محبوب كورش شد. پيروزيهاي بسياري از سوار بر او بدست آورد. چندي بعدي شهري را به افتخار او به همين نام نهاد. يك سواركار خوب مي‌تواند اسب را به انجام كاري وادار كند ولي بهترين سواركار كسي است كه اسب را طوري تربيت كند كه با ميل خودش كاري را انجام دهد نه به زور!
اسب‌ها موجوداتي اجتماعي هستند و از معاشرت با ديگر اسب‌ها لذت مي‌برند. اگر اهميتي براي رابطه خود با اسبتان قائل هستيد اندكي هم زمان صرف معاشرت با او كنيد.
رمز سوم :
اسب‌ها مغز فندقي نيستند !
چند وقت پيش سواركاري به كشور ما آمد تا كارهاي خودش را به نمايش بگذارد چندين بار در حين برنامه‌هايش از اسب به عنوان حيواني با مغزي اندازه گرد و نام برد.
آيا گفته‌اش صرفاً لطيفه‌اي بود براي تحقير كردن اسب؟ يا اينكه حضار گرامي واقعاً هيچ اطلاعي از آناتومي اسب نداشتند؟
بد نيست بدانيد كه اندازة مغز يك حيوان ربطي به هوش و درايت آن ندارد عوامل بسياري از جمله اندازة مغز در ارتباط با بدن حيوان يا به بياني بهتر تعامل قسمت‌هاي مختلف مغز با بدن حيوان نيز دخيل هستند.
آمار به ما نشان مي‌دهد كه مغز اسب داراي وزني در حدود 23 اونس (650 گرم) مي‌باشد.
قسمت جلوي مغز از لايه‌هاي هم پوشاني تشكيل شده است.
لايه بيروني نئوكورتكس (Neocor Tex) به پردازش اعمالي نظير فكر كردن، تصور كردن، برنامه‌ريزي و صحبت كردن اختصاص داده شده است. اندازه نئوكورتكس در مغز انسان تقريباً در برابر مغز اسب مي‌باشد.
لايه بعدي لايمبيك سيستم (limbic system) نام دارد كه ارتباط آن با حواسي نظير واكنش‌هاي عاطفي، درد و لذت‌بردن توسط اكثر محققان پذيرفته شده است. لازم به يادآوري است كه فرآيند يادگيري هم در همين لايه انجام مي‌شود.
جالب است بدانيد كه اين بخش از مغز اسب و انسان تقريباً هم اندازه‌اند كه بي‌شك دليل محكمي بر اين ادعاست كه اسب‌ها موجوداتي عاطفي هستند.
رمز چهارم :
اسبها مي‌بايست اجسام را از هر دو طرف ببينند :
در مقايسه با عملكرد مغز انسان مغز اسب توانايي اندكي در برقراري ارتباط بين نيمكره چپ و راست دارد.
اگر هميشه اسب خود را از يك طرف تمرين مي‌دهيد (همان طرفي كه به شما نزديكتر است) احتمالاً در هنگام نزديك شدن به او از سمت ديگر، با عكس‌العمل غيرمنتظره‌اي رو به رو خواهيد شد.
پس وقتي كه براي اولين‌بار سوار اسبي مي‌شويد مراقب گردش كردنش به سمت راست باشيد گرچه ممكن است شما را با چشم ديگرش ديده باشد، اگر اسبي از جناح نزديكتر بهتر از جناح دورتر با شما همكاري مي‌كند صرفاً به اين خاطر است كه شما اسبتان را فقط از سمت نزديكتر به خودتان تعليم داده‌ايد.
البته خلاف اين مطلب نيز صادق است يعني اگر اسبي هنگام تعليم در طرفي كه به شما دورتر است، بهتر عمل مي‌كند، احتمالاً يا تمرينات در سمت نزديك خشن بوده يا ضربه شديدي از آن سمت به اسب وارد شده است. اسبهاي جوان را از هر دو طرف تمرين دهيد نه فقط به روش سنتي گذشته از طرف چپ تا درآينده وقتي از طرف ديگر (راست) به آنها نزديك مي‌شويد از شما نترسند.
رمز پنجم :
اسب براي يادگيري به آرامش نياز دارد :
شايد شما بتوانيد يك اسب مضطرب را وادار كنيد كه به اصطبل وارد شود يا از چيزي كه قبلاً از آن مي‌ترسيد عبور كند يا حتي از روي موانع بپرد ولي مجبور كردن اسب به انجام يك كار با يادگيري يك رفتار جديد زمين تا آسمان فرق مي‌كند.
مسلماً وقتي اسب از نبودن شلاق جارو يا چيزهايي كه از آن مي‌ترسيده اطمينان حاصل كند كار مربي خيلي سخت‌تر خواهد شد.
طي جلسات تمرين اسب بايد از آرامش كامل برخوردار، و ذهنش پذيراي تعاليم جديد باشد.
خيلي وقتها مربي جلسه تمرين را با هدف خاصي آغاز مي‌كند ولي در پايان به نتيجه‌اي مي‌رسد كه هيچ ربطي به هدف اوليه‌اش نداشته است. به عنوان مثال ممكن است مربي يكي از جلسات تمرين را صرف آموزش اسب براي رفتن به داخل اصطبل يا تريلر كند و براي رسيدن به اين هدف از فشار استفاده كند به اين طريق كه هر بار كه افسار را مي‌كشد به اسب فرصت بدهد تا ياد بگيرد چطور خودش را از فشار وارده خلاص كند و هر بار كه در رفتار اسب كوچكترين پيشرفتي حاصل مي‌شود با دادن پاداش او را به ادامه كار تشويق كند. اگر براي مدتي اين تمرين ادامه پيدا كند اسب به راحتي وارد اصطبل يا تريلر خواهد شد و مهم‌تر از آن حس اعتمادش نسبت به مربي افزايش خواهد يافت.
به خاطر داشته باشيد كه اين يادگيري بايد پله‌پله و به تدريج انجام شود. خيلي از مربي‌ها تا چشمشان به اسب مي‌افتد مي‌خواهند اسب را به هر طريقي كه شده وارد اصطبل كنند ولي اسم اين روش را نمي‌توان تمرين گذاشت.
پس هميشه به اين فكر باشيد كه تمرينات را پيش ببريد تا اينكه به فكر سرعت يادگيري باشيد.
رمز ششم :
اسبها تحسين كردن شما را كاملاً درك مي‌كنند :
قبل از هر چيز بايد با اسب يك رابطه عاطفي برقرار كنيد تا جلب رضايت شما براي او مهم باشد.
بنابراين نتايجي كه شما از ناز و نوازش اسب خواهيد گرفت بسيار قابل توجه است. اگر چه اين تنها زبان براي برقراري ارتباط با اسب نيست ولي اسب‌ها مي‌توانند ياد بگيرند كه چطور از اين پاداش‌ها لذت ببرند.
بهترين لذت وقتي است كه شما فشار را از روي اسب برمي‌داريد كه اين كار خودش بزرگترين پاداش براي او به حساب مي‌آيد. اگر شما پس از اينكه اسبتان از پس انجام حركت مشكلي برآمد از آن پياده شويد و «تنگ» او را شل كنيد آن حركت به عنوان يك حركت خوب در ذهن او حك خواهد شد.
تشويق در عمل :
در دوران مسابقات آماتور، پرش با اسب به دو اسب مسابقه‌اي سركش برخوردم كه همه به من مي‌گفتند اين دو هرگز نخواهند پريد. ولي حدس بزنيد بعداً چه اتفاقي افتاد.
با وجود اينكه شش روز در هفته با آنها به سواري مي‌رفتم. روزهاي تعطيل هم دوست داشتم به سواري بروم. وقتي اسب اولي را چهار نعل به طرف بسته‌هاي شاخ و برگ درختها هدايت كردم خيلي راحت و بدون دردسر از روي آنها عبور كرد.
دفعه بعدي دو مرتبه همين اتفاق تكرار شد اما اين بار از اسب پياده شدم و به خانه برگشتيم.
به مدت پنج هفته يكشنبه‌ها من اين كار را تكرار مي‌كردم و هر دفعه نسبت به قبل پيشرفت كمي حاصل مي‌شد تا اينكه يك روز بالاخره موفق شد از روي نرده‌هاي كوتاه حصيري به راحتي عبور كند. ديگر وقت آن رسيده بود كه آن را به دست حرفه‌اي‌ها بسپارم.
در اولين مسابقه‌اش برنده شد. آن روز خيلي‌ها ناراحت شدند چون هيچ‌كس روي آن اسب شرط نسبته بود. البته هيچ‌كس هم نپرسيد چطور اين اسب از تمرين‌هاي يكشنبه ناگهان به يك اسب پرشي تبديل شد. من هم هيچ وقت راجع به آن حرفي نزدم.

رمز هفتم :
اسب‌ها نسبت به لمس شدن بسيار حساس هستند :
اسبها با نوازش يكديگر براي برقراري رابطه دوستي استفاده مي‌كنند.
تحريكات حسي در اسبها از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. يك اسب مي‌تواند مزاحمت يك مگس را روي پوستش حس كند و به راحتي آن را دور كند، اما بسياري از انسانها با اسب‌ها رفتار خشني دارند و ظاهراً اسب را با تراكتور اشتباه گرفته‌اند.
«لندا تلينگتن جونز» تحقيقات بسيار جالبي بر روي تحريكات حسي اسب‌ها انجام داده كه اشاره به آنها در اينجا مقدور نيست.
حتي يك مربي معمولي هم بايد به حساسيت اسب نسبت به تحريكات حسي و لذتي كه اسب از اين تحريكات مي‌برد توجه داشته باشد (رابطه بين فيزيولوژي و روانشناسي).
از جمله اين روابط حسي مي‌توان به آرامشي كه اسب از پايين آوردن سرش بدان دست مي‌يابد اشاره كرد.
رمز هشتم :
برداشت اسب‌ها از غذا نسبت به برداشتي كه حيوانات درنده از غذا به عنوان پاداش دارند كاملاً متفاوت است :
پاداش غذايي در مورد حيوانات وحشي چون سگ‌ها و ماهي‌ها و خرس‌ها اثر مطلوبي دارد چرا كه اين حيوانات طبيعتي شكارگر دارند و همواره در كمين غذا نشسته‌اند و چنانچه موفق به شكار نشوند با گرسنگي مواجه خواهند شد.
حيواني مثل اسب كه هميشه در طبيعت نقش طعمه را داشته هرگز مثل حيوانات شكارگر غذا و پاداش را به هم مرتبط نمي‌داند.
غذا هميشه در اطرافش وجود داشته و هيچ وقت در كمين علوفه نبوده و يا اينكه بخواهد به دنبال علوفه بدود.
ممكن است استفاده از غذا براي فرستادن اسب گرسنه به داخل اصطبل يا گرفتار كردن آن جواب بدهد ولي اگر نتوانيم در نبود. غذا آن را به داخل اصطبل هدايت كنيم حاكي از اين مطلب است كه تعليمات، تأثير مفيدي بر روي حيوان نداشته است.
بعضي اوقات اسب‌هايي را ديده‌ايم كه پس از گرفتن غذا چند قدم به عقب مي‌روند.
غذا دادن مي‌تواند خوي گاز گرفتن و رفتارهاي هل‌دادن را نيز در مورد اسب تقويت كند. از طرف ديگر غذا دادن به عنوان وسيله‌اي براي ايجاد ارتباط و همبستگي مي‌تواند مفيد واقع شود همچنين مي‌توان از آن به عنوان وسيله‌اي براي ايجاد حواس‌پرتي در اسب استفاده كرد. اين روش بخصوص در هنگام فيزيوتراپي وقتي كه مي‌خواهيم اسب گردنش را برگرداند بسيار مفيد واقع مي‌شود.
رمز نهم :
اسب‌ها از زبان اندامي واضح و قابل فهم (كپي‌برداري) استفاده مي‌‌كنند كه مانتي آن را Equus ايكاس (ارتباط برقرار كردن) مي‌نامد :
فرض كنيد به فرانسه برويم و مردم آنجا را وادار كنيم با ما انگليسي صحبت كنند چنين رفتاري نه تنها بي‌ادبانه است بلكه ممكن است باعث شود در نظر آنها فردي خودخواه جلوه كنيم.
مسلماً در پي چنين رفتاري نخواهيم توانست ارتباط گرمي با آنها برقرار كنيم. در مورد اسب‌ها هم چنين است. در تاريخ شش‌هزار ساله سواركاري هميشه از اسب‌ها انتظار مي‌رفته كه از چيزي كه ما مي‌خواستيم به آنها بفهمانيم سر دربياورند. آيا وقت آن نرسيده كه ما هم كمي به خودمان سختي بدهيم يا آنچه آنها سعي مي‌كنند. به ما بفهمانند را درك كنيم؟
بعضي اوقات وقتي در ارتباط با اسبها به مشكل برمي‌خورم به ياد كتاب پرفروش «مردان مريخي و زنان ونوسي» مي‌افتم كه نويسندة آن بر اين باور است كه در يك رابطه هر دو طرف بايد سعي كنند تا همديگر را درك كنند.
زبان اسب، زباني كاملاً قابل پيش‌بيني، قابل تشخيص و تأثيرگذار است.
وظيفه ماست تا جايي كه امكان دارد اين زبان را ياد بگيريم.
رمز دهم :
كافيست سه مرتبه يك حركت را به اسب نشان دهيد تا آنرا ياد بگيرد :
براي اسب‌ها مهم است كه بدانند چه چيزهايي برايشان خطرآفرين است تا بتوانند به موقع از آنها فرار كنند و گرفتار نشوند. البته اين مسأله تا حدودي يك توانايي ذاتي است. به همان اندازه كه احساس خطر در اسب‌ها اهميت دارد درك موقعيت‌هاي بي‌خطر هم برايشان مهم است. در غير اين صورت اسب تا آخر عمر از خش‌خش برگهايي كه سر راهش افتاده است فرار خواهد كرد.
به طور طبيعي در دنياي وحش حيوانات كم سن و سال‌تر با الگوبرداري از عكس‌العمل مادر و ديگر اعضاي گله نسبت به محرك‌ها هدايت مي‌شوند. ‌آنها بسيار سريع اينگونه عكس‌العمل‌ها را ياد مي‌گيرند و در زندگي آينده خود به كار مي‌گيرند.
يادگيري مورد بحث ما با يادگيري كه به طور طبيعي در دنياي وحش اتفاق مي‌افتد زمين تا آسمان فرق مي‌كند و منظور از آن چيزهايي است كه اسب از بدو تولد تا موقعي كه از آن سواري گرفته شود ياد مي‌گيرد.
اسب‌هاي تحت تعليم كه آمادگي يادگيري را داشته باشند معمولاً بعد از سه بار تكرار تمرين حركت مورد نظر را از بر مي‌شوند.
اگر اسب مورد تعليم بعد از سه مرتبه حركت مورد نظر را ياد نگرفت به احتمال زياد شما حركت را به درستي به آن نشان نداده‌ايد و شايد هم لازم شود در روش تعليم خود تجديدنظر كنيد.
اين مسأله در مورد يادگيري انسان هم صدق مي‌كند. خوشبختانه مربيان سواركاري گذشته كه فقط با فرياد كشيدن سعي داشتند سواركار را آموزش دهند جاي خود را به مربيان جديدي نظير «ماري و انلس» داده‌اند كه به خوبي مي‌دانند با تغيير روش آموزش مي‌توان سواركارهاي خوبي را تربيت كرد.
اغلب مردم فكر مي‌كنند كه اگر از روشي براي انجام كاري استفاده كردند و نتيجه مثبت گرفتند، بدون توجه به تغيير شرايط انتظار دارند آن روش هميشه برايشان نتيجه‌اي مطلوب به بار آورد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 16:14  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

.

مقدمه

به نظر مي رسدگله هاي رميده ويا درحال چراي اسب نقاشي شده در دشتهاي دوردست آنچنان قرابتي با اسبهاي اهلي درون اصطبلها كه ايام را به خوردن و كار كردن و يا چريدن در پادوكها مي گذرانند نداشته باشند ، اعمال و رفتارشان را از اجداد وحشي خود به ارث برده وحفظ كرده اند.
اگر با اسب سرو كار داريد بايد بر رفتار او اشراف داشته باشيد تا از واكنشهاي او در قبال محركهاي خاص آگاه بوده و زبان گوياي اندام او و اصوات هشدار دهنده اش را هم بدانيد.عمده دليل بر اين آگاهي ، ايمني است . براي اجتناب از هر گونه خطر و يا آسيب احتمالي . ديگر ويژگي اين آگاهي حفظ سلامت جسم و روان اوست كه به موقع از بيماري و يا ناخشنودي او مطلع شده و در پي رفع آن بر آييد . و ديگر آنكه بتوانيد با علم به رفتار اسب اين حيوان را به بهترين نحو تر بيت نموده و ازاودر جهت هاي اهداف خويش استفاده كنيد.

روش طبيعي زندگي اسب

امروزه گله هاي اندكي آن هم در دورافتاده ترين نقاط كره زمين به زندگي ادامه ميدهند.دراين روش زندگي طبيعي و آزادانه آنها چراگاهها،سبزينه زارها،بوته زارهارا براي پيدا كردن آب و غذا در مي نوردند.زندگي در گله حافظ امنيت آنهاست و اين گله را سيلمي برتر،محافظت مي كند و احتمال خطر قريب الوقوع را هشدار مي دهد .
اسب وحشي بايد واكنشهاي سريعي داشته باشد تا بتواند به زندگي ادامه دهد.كره هاي نو زائيده شده بايد به سرعت سرپا بايستند تا اگر گله رميد،آنرا همراهي كنند.اسب فقط به هنگامي كه گير مي افتد با لگد و سر دست زدن ويا گاز گرفتن به دفاع بر مي خيزد .ضامن تنازع بقا در اسب شنوائي خوب، ديد وسيع و سرعت در فرار به هنگام لزوم است .
هنوز هم بسياري از ويژگي ها و غرايز اسبهاي وحشي در مناطق امروزي به چشم مي خورد براي اطلاع از واكنشهاي خاص اسب بايد اين غرايز و ويژگي را بشناسيم.

وجوه تمايز - مشخصات

اسب داراي وجوه تمايز و مشخصاتي است كه بخشي از طبيعت او هستند و اين  رفتار و روش متمايز زندگي اش او را از ساير موجودات متمايز مي كند .

اجتماعي بودن

اسبها به زندگي در كنار يكديگر و گاهي در ديگر حيوانات نيازمندند .از زماني كه اسبها به وسيله شكارچيان شكار مي شدند ، زندگي گله وار امنيت آنها را ضمانت مي كرده است چرا كه تعدد ، شانس بقا را بيشتر كرده، اهميت بخش بوده و فرار را تسريع مي كرده است . ممكن است در اغلب اوقات اسبها را در حال نزاع و درگيري با يكديگر ببينيد كه اين ناشي از خصيصه اجتماعي بودنشان است و تنهايي اورا خمود وكج خلق مي كند.
اگر اسبي در محوطه اي محصوربه تنهايي رها شود ، به وضوح ديده مي شود كه سراسيمه و شيهه كشان به اين طرف و آن طرف دويده و حتي از نرده ها مي پرد تا خود را به ديگران و در كنارشان برساند. بعضي از اسبها از بودن در كنا رحيواناتي مثل گاو و گوسفند هم راضي به نظر مي رسند ولي به ندرت تنهايي را دوست دارند.
فهرست صفات ويژه براي به خاطر سپاري زندگي اجتماعي ( گله ) ؛پرسه زني ، تقليد كننده،چرنده ،كنجكاوي ، حافظه قوي، قانون سلسله مراتب مي باشد.

 


پرسه زني
اسبها در طبيعت به دنبال غذا از مرتعي به مرتع ديگر پرسه زده و چرا مي كنند.بيشتر اسبها امروزه درحصارها نگهداري مي شوندولي اين خصيصه را همچنان حفظ كرده اند . ممكن است اسبي در حال چريدن در محلي ناگهان به محل ديگري نقل مكان كند . نكته جالب ، غريزه ميل به منزل است كه در اسبهاي اهلي همچنان به قوت خود باقي است .
چه بسا اتفاق افتاده كه اسبي رم كرده با سواريابدون سوار راهي منزل شده وحتي اگر سوارراه راگم كرده باشد اسب او را به طرف آن رهنمون كرده است . اسبها باعلاقه وشوق زياد باگامهايي بلندتربه سمت منزل واسبهاي ديگربرمي گردند.

ساز و كار دفاعي
بيشتر واكنش اسبها بازتاب اين حقيقت است كه آنها قرباني شكارچيان بوده اند .وسيله دفاعي آنها به ترتيب اولويت فرار و سپس جنگ است .
اولين واكنش فرار است و در صورت گير افتادن به لگد پراني ،جفتك اندازي و الاكلنگ و سردست زدن مي پردازند ،كه در اين حالت از ضربات دست همانند پا استفاده مي شود.
اسبهابرسرآب وغذابايكديگرمبارزه نموده وبرتري خودرابه رخ ديگري مي كشند تااينكه رغيب راازمحيط دوركنند.


قانون سلسله مراتب
به طريق اولي اسبها آزادي خواه نيستند و به هنگام زندگي آرام و در صورت هجوم دسته اي گرگ وقت را براي فرار كردن يا نكردن تلف نمي كنند .در اين حالت به تبعيت از رهبري سيلمي غالب پا به فرار مي گذارند . اين سيلمي محافظ گله و راهنماي آنها به طرف آب و علوفه است . در بيشتراوقات اين نقش رهبري را براي اسبهاي اهلي،انسان عهده دارمي شود . در گله اسبهاي وحشي سيلمي ويا ماديان غالب عهده دار رهبري است كه اين رهبريت تحت قانون اطاعت ازبرترياسلسله مراتب قدرت،صورت مي گيرد و براي عهده دار شدن اين نقش قدرت وقاطعيت،نقش اساسي ايفا مي كند .

كنجكاوي
اسبها شديدا كنجكاوند واغلب براي كشف غير معمول ها به اين طرف و آنطرف سر مي زنند ،از اين خصيصه مي توان براي به دام انداختن اسبهاي دست نيافتني درمزارع استفاده كرد. دراصطبلهايي كه اصولي ساخته شده اند ديواره ي كناري هرباكس طوري طراحي شده كه اسبها به راحتي قادر به ديدن هم باشند تا كنجكاويشان درمورد اسبهاي ديگر ارضاء شود. اسب مي خواهد بدان اسبي كه درهمسايگي اش ميباشدكيست ، چه ويژگيهايي دارد،چه ميكند تابتواند بااوارتباط ديداري ، علاوه برشنيداري داشته باشد.

چرنده
اسب چرنده اي است كه از هر نوع سبزينه اي تغذيه مي كند . او در 24 ساعت بين 16تا20 ساعت بطور پيوسته وكم كم مي چرد و زمان استراحتش كوتاه است . اين نحوه چراي كم كم ، پيوسته خوردن ناميده مي شود. اسبهابراي چريدن تمايل بيشتري به صورت گله اي دارند شايدماديانهارابه همراه كره هايشان درمحيطي بازوسرسبزبسيارديده باشيدكه
مشغول چرايند.

تقليد
اسبها از يكديگر تقليد كرده و از همين طريق عادات بد از قبيل انواع تيك و اين پا، آن پا كردن را فرا مي گيرند . دواسبي كه درمجاورت هم بودنديكي ازديگري دندان كشيدن به ديواره باكس واين پا و آن پا كردن را تقليدمي كرد.

حافظه قوي
حافظه اسب بخصوص در مورد تنبيه هاي دردناك بسيار قوي است . اگربه دنبال مقاطعي از طول عمر تربيتي با اوبد رفتاري شود ، در شرايط مشابه او تبديل به موجودي نا خوشايند خواهد شد . و بنابراين خوش رفتاري با او از همان بدو شروع به كار و نو جواني داراي اهميت بسزايي است . اسبهابه خوبي اسبهاي هم اصطبلي رامي شناسند و باهم ارتباط برقرار مي كنند وتازه واردها راديده و سعي درجهت شناخت ايجاد ارتباط برمي آيند.

غرايز
اسبها داراي رفتار هاي غريزي قوي هستند.اين غرايزارثي اند،كه به صورت بازتابهاي احساسي به شرايط و عوامل تأثير گذار تجلي مي كنند. اين بازتابها را مي توان در اندام يا بيني آنها مشاهده كرد . ترس ، عصبيت ، خشم ، درد ، خشنودي وناخشنودي ، توجه جلب شده

ترس
در فضاي باز اسب ترسيده رم مي كند.او به سرعت به دورخودمي چرخدوبعد فرارمي كند. گاهي ديده مي شود كه پديده اي باعث فرار او شده و رميده و سپس باز گشته و به آن خيره شده است.اگر پديده آنچنان تهديد كننده نباشد ، او با سري به پائين كشيده شده و فرنه كنان در حالي كه همچنان خود را آماده فرار كردن نگه ميدارد ، به موضوع نزديك مي شود . در حال سواري ممكن است صدايي و يا حركتي ناگهاني اسب را به جهيدن به سمت مخالف آن وا دارد كه اگر خطر ادامه داشته باشد چرخيده و فرار مي كند.در اصطبل اسب تا حد ممكن خود را از موضوع مورد ترس دور نگه مي دارد و به گوشه اي از باكس پناه مي بردوسررابالا ميگيرد، مورد ترس را با چشماني از حدقه در آمده و خيره مي نگرد ، پره هاي بيني باز شده و فرنه ميكند،گوشهايش سيخ وجنبنده اند تاهرصدايي راسريعاً بشنود،بدن خود رادرامتداد موضوع ترس نگه داشته وتامي تواندآنرا بالا كشيده وعضلات خودرامنقبض ميكندوآماده دفاع ازخويش مي شود.

عصبيت
سر را بالا گرفته و چشمانش راازحدقه بيرون زده وبسيار هوشيار است . پره هاي بيني باز شده وفرنه ميكشد ياصدايي خرخر گونه از بيني خارج ميكند.گوشهاسيخ،جنبان و حساسند.اندام كشيده ومنقبض وآماده فرار. اسب ممكن است بلرزد، رعشه بگيرد ياعرق كند.ضربان قلبش تند تر مي شود و به تناوب پهن مي ريزد.

خشم
اسب عصباني سرش را پائين مي گيرد،گوشها را به عقب مي خواباند،گردن را به جلو مي كشد و چشمانش تنگ مي شود. لبها را براي نشان دادن دندانها از هم باز مي كند و حالت پرخاش جويانه به خود مي گيردوعقب خودرابه طرفين مي چرخاند . ممكن است سعي كند لگد زده و يا گاز بگيرد .

درد
ضربات دردناك اسب را فرار مي دهد.اگر گير بيافتد،گردنش افراشته، چشمانش تنگ و گاهي ممكن است سردست زده لگد بزند و گاز بگيرد. مهمترين بازتاب ضربه هاي دردناك ماندگاري و خاطره ناخوشايند آن است كه نه فقط رم كرده بلكه با الا كلنك و يا سردست زدن سوار را به زمين بزند . الاكلنگ واكنشي است در قبال خطري از پشت،كه ممكن است ناشي از پريدن گرگي درنده بر پشت اسب بوده باشد.الا كلنگ رامي نوان نشاني ازشادييا هيجان هم دانست.

خشنودي
اسب در اين حالت در آرامش كامل و راحت، عضلاتش شل، پوستش شفاف است وگوشهايش به آرامي درجستجوي صدا مي جنبند.

ناخشنودي
اسب در اين حالت در خود فرو رفته،خمود،بي روحيه و بي حال است و يا برخوردي خصمانه دارد. سرش پائين و چشمان بي حال و نگاه خسته وگوشها افتاده و پوستش كدر مي باشد. ادامه اين حالت، اسب را به ناهنجاريهاي درون اصطبل و يا پرخاش جويي مبتلا مي كند .

توجه جلب شده
گردن كماني ، پره هاي دماغ گشاد، گوشها جنبان ، بدون انقباض چشمان براق و پوزه به جلو كشيده شده و نگاهش كنجكاوانه هدف را مي نگرد .

هيجان زده
سر را بالا گرفته ، تنفس تند ، پره هاي بيني باز و فرنه كنان، گوشها سيخ و چشمان براقند و اسب ورجه ورجه كرده و احتمالاً الا كلنگ مي كند بدنش هوشيار ، دم سيخ و ممكن است عرق كند.

شرارت
گوشها به عقب ولي نه كاملاً خوابيده ، چشمان تنگ با نگاههايي معني دار، پره هاي دماغ بسته اسب ممكن است لگد زده و يا فوراً پشت كند .

بازيگوشي
ممكن است با دست زمين را بكند،به سرعت حركت كرده ، دويده ، لگدهايش كوتاه باشدوالا كلنگ كند.كره هابيشتربازي مي كنند . ولي اسبهاي مسن هم گاهي از بازيگوشي غافل نيستند.

هوشياري
گوشها سيخ و جنبان ، چشمها شفاف و هوشيار، بدن بدون انقباض و آماده است .

نبرد بر سر قلمرو
ممكن است با گردني كشيده شده و پايين و يا با گردني كماني به بالا نگه داشته شده ، دندانها نمايان و لبها تهديد كننده باشند.گوشها كاملاً به عقب خوابيده،چشمها تنگ و تهديد كننده، بدن كشيده و با دست زمين را ميكند يا به طرفــين پشت كرده و مي چرخد و آماده لگد زدن است .

اصوات
صداي اسب مي تواند مبين احساسات دروني او و يا عملي باشد كه در شرف انجام آن است .

شيهه
براي دعوت اسبهاي ديگروياوسيله اي است براي جلب توجه، اغلب اين صدا به هنگام جدا شدن كره از مادر شنيده مي شود.

شيهه ملايم
اين نوع صدا به هنگام هيجان و يا ايجاد تنشي شنيده مي شود.

هرهر
دعوت از اسبي در نزديك،اظهار آشنايي با شخص نزديك شونده و اظهار خوشحالي،به خصوص به هنگام دادن خوراك لذيذ.

صداي خارج شده از دماغ
نشان دهنده هيجان ،خوشحالي است . ممكن است به عنوان اولين علائم ترس هم شنيده شود ويا اسب خواسته باشد دماغ خودرا تميز كند.

فرنه
به همگام تعيين قلمرو و بو كردن پهن به گوش مي رسد .

رفتار با اسب

اصول كلي رفتار با اسب
رفتار خوش ،ارتباط و انضباط ،به همان اندازه كه در رفتار انسان با ديگر انسانها داراي اهميت است در مورد رفتار با اسب نيز داراي جايگاه خاص خود مي باشد .

خوش رفتاري
همانگونه كه بازتاب رفتاري انسانها نمودار تربيت آنهاست، رفتاراسبها نيزنشان دهنده نوع تربيت آنهاست. اسبهابه طور كلي نه فقط به مهترومربيان خود وابسته هستندبلكه نسبت به رفتاروخصوصيات اخلاقي سواركارانشان حساسيت نشان ميدهند.
اسب براي خوش رفتاري بايد آموزش ديده شود ، و ساده ترين اين آموزشها عبارتند از :
آرامش كامل به هنگام تيمار،بلند كردن دست وپاهاباآرامش براي نظافت


ارتباط
آنهايي كه با اسب سر و كار دارند بايد بياموزند كه در امر آموزش مثبت بوده و كارشان تداوم داشته باشد . اگر خواسته هاي آموزش دهنده مبهم و متغير باشد اسب به سرعت
سردرگم مي شود. بنابر اين لازم است بدانيم كه چه نكته اي را چگونه بياموزيم و اين امكان پذير نيست ،مگر روش صحيح كار با اسب را آموخته و به هنگام كار با او كاملا متكي به نفس باشيم .

انضباط و تشويق
روان اسبها در كره گي پاك است و رفتار آنها در آينده پي آمد چگونگي خوش و يا بد رفتاري آنها در طول نگهداري از آنها مي باشد. به هنگام كار با اسب انضباط اهميت خاصي دارد. اگر حركتي غلط را اصلاح كرده و حركت صحيح را پاداش دهيم ، اسب به زودي در مي يابد كه كدام حركات صحيح است و سعي در تداوم آنها خواهد داشت.حركت غلط اسب بايد قاطعانه وبا صدائي بلند سرزنش شود.اغلب اين روش موثر مي افتد،ايجاد كمي تفاوت در صدا و قاطعانه بيان شدن آن كافي به نظر مي رسد. اگر مربي به طور دائم بر سر اسب فرياد بكشد، اسب به صداي بلند خو كرده و برايش عادي ميشود.
اگر صداي بلند فايده نكرد ،ضربه هاي كف دست روي گردن و كپل و در صورتي كه گاز ميگيرد روي پوزه لازم است.تنبيه بايد بلا فاصله باشد تا او در يابد از او چه مي خواهند.به محض انكه اسب درسش را آموخت ، دادن پاداش واجب مي شود .نوازش،صدائي مهربان ،و يا حبه اي قند، به او مي فهماندكه پي آمد رفتار صحيحش ، خوش رفتاري است.خوش رفتاري اعتماد اسبها را جلب كرده و متكي به نفس و خوش رفتار شده و به موجوداتي دوست داشتني تبديل مي شوند.

چگونگي رفتار با اسب
اسب دو تصوير جدا از هم را به يك باره مي بيند يكي را با چشم راست و ديگري را با چشم چپ.اسب با بالا و پايين آوردن سرخود اشياء را در كانون چشمهاي خود متمركز ميكند چون مردمك چشم اسب بر خلاف مردمك چشم ما قادر به حركت و جابجائي براي تمركز بر روي اشياء نيست.
حس بويايي اسب تكامل يافته و قوي است . اسب مي تواند خانه اش ، چراگاه و دوستانش را با بوئيدن به خوبي تشخيص دهد . هر نوع شيء يا حيوان بيگانه را ارزيابي كند و
تشخيص دهد كه آيا خطر ناك است يا بي خطر . اگر حس بويائي حافظه اسب رابه كارانداخته و به ياد آورد كه آن شيء يا حيوان ناآشنا ، زماني باعث هراسش شده است
از آن شيء يا حيوان مي گريزد يا به آن حمله مي كند.
حس لامسه اسب نيز قوي است به دليل برخورداري از گيرنده هاي لامسه به راحتي قابل كنترل است بخصوص نواحي بيني ،دهان ،گوشها ، گردن ، جدوگاه و دنده هايش
بسيار حساسند .
به هنگام نزديك شدن به اسب با او صحبت كنيد تا مطمئن شويد كه متوجه شما شده است . زيرا اسبها در حالت ايستاده چرت مي زنند و ممكن است وقتي به آنها نزديك مي شويد خواب باشند و واكنش نشان دهند.به يك اسب هراسان و وحشت زده فرصت دهيد تا آرامش خود را باز يابد و سپس به كار كردن با او ادامه دهيد . اگر حيوان متوجه حضور شما نشده باشد ممكن است ترسيده و در خطر صدمه ديدن قرار گيريد . بايد سعي كنيد با حالات و تغييرات سر ، گوشها و چشمهاي اسب آشنا شويد.
عوامل محيطي مانند رعد و برق ، باد و نزولات آسماني بر چگونگي رفتار اسب اثر مي گذارند . رفتار و واكنش اسبها در روزهايي كه هوا منقلب و متغير است باروزهايي كه هواآرام است كاملاً متفاوت مي باشد . اگر اسب را در يك اصطبل انفرادي يا حصار محدود ومحصور نمائيد به راحتي به يك برنامه غذايي خاص خو مي گيردواگراين عادت را از آن بگيريد رفتارش تغييرميكند .
اسبها به راحتي رفتارهاي ناپسند را فرا مي گيرند آنها حالات و رفتار يكديگررا تقليدميكنند ثمره اين تقليد اسبهاي افساركش،لگدزن،گاز گير و هواخوار است. مي توان با درك صحيح روحيه وروان اسب و تربيت مناسب او از بروز اين رفتارهاي ناپسند و نامطلوب پيشگيري کرد. براي نزديك شدن ، گرفتن و افسار كردن اسبي كه خوب تربيت شده است نيازي به مهار فيزيكي وجود ندارد. به جاي آن مي توانيدباتكيه برشرايط وحالات روانشناسانه كسب شده از سوي اسب از بدو تولد تا كنون اورا صدا بزنيد و انتظار داشته باشيدكه توقف كند،آرام بايستد و به شما اجازه نزديك شدن و افسار بستن را بدهد . بسياري از سوار كاران دريافته اند شناخت حالات ، روحيات ، شخصيت ، رفتاراسبهادرشرايط مختلف بايكديگرفرق ميكندوهمانند ما انسانها خصوصيات روحي و رواني خاص خودرادارند.

نتيجه...

شمابه عنوان يك مالك،مربي،سواركارويامهتريك اسب باشناخت حالات و خصوصيات واخلاق اسب خودمي توانيدبه بهترين نحواوراتربيت كرده واز اودر جهت اهداف خود استفاده كنيد. درصورت شناخت رفتارهاي اسب ميتوان اين موجودزيباوقدرتمندرادرورزشهايي مثل چوگان،كورس،پرش،استقامت،درساژ ودرزمينه هاي تفريحي وآموزشي وتحقيقاتي وعلمي و بهبودصنعت پرورش ودرزمينه پزشكي استفاده نمود.حتي ميتوان درجايگاه يكي ازبهترين دوستان انسان ،اسب راقرارداد.
به بيان يكي از دوستان كه براي نخستين باراسب را از نزديك مشاهده ميكرد :
اسب انساني است كه قادر به سخنگويي نيست.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 13:18  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

رفتار شناسي اسب:   بنظر مي رسد گله هاي رميده و يا در حال چراي اسب نقاشي شده در دشت هاي دور دست ، آنچنان قرابتي با اسبهاي اهلي درون اصطبلها كه ايام را به خوردن ، كاركردن و يا چريدن در پادكها مي گذرانند را نداشته باشند . علي رغم اينكه تا چه اندازه اين اسبها اهلي و رام شده باشند، اعمال و رفتارشان را از اجداد وحشي خود به ارث برده و حفظ كرده اند .
اگر با اسب سر و كار داريم بايد بر رفتار او اشراف داشته باشيم تا از واكنش هاي او در قبال محرك هاي خاص آگاه بوده و زبان گوياي اندام او و اصوات هشدار دهنده اش را هم بدانيم . عمده دليل بر اين آگاهي ، ايمني است براي اجتناب از هر گونه خطر و يا آسيب احتمالي. ديگر ويژگي اين آگاهي حفظ سلامت جسم و روان اوست كه به موقع از بيماري و يا ناخشنودي او مطلع شده در پي رفع آن برآييم .

روش طبيعي زندگي اسب :   امروزه گله هاي اندكي آنهم در دور افتاده ترين نقاط كره زمين به زندگي ادامه مي دهند . در اين روش زندگي طبيعي و آزادانه ، آنها چراگاهها ، سبزينه زارها ، بوته زارها را براي پيدا كردن آب و غذا درمي نوردند . زندگي در گله حافظ امنيت آنها است و اين گله را سيلمي برتر محافظت مي كند و احتمال خطر قريب الوقوع را هشدار مي دهد .
اسب وحشي بايد واكنش هاي سريعي داشته باشد تا بتواند به زندگي ادامه دهد . كره هاي نو زائيده شده بايد به سرعت سرپا بايستند تا اگر گله رميد ، آنرا همراهي كنند . اسب فقط به هنگامي كه گير مي افتد با لگد ؤ سر دست زدن و يا گاز گرفتن به دفاع بر مي خيزد. ضامن تنازع بقا در اسب شنوائي خوب ، ديد وسيع و سرعت در فرار به هنگام لزوم است .
هنوز هم بسياري از ويژگي هاي و غرايز اسب هاي وحشي در اهالي هاي امروزي به چشم مي خورد براي اطلاع از واكنش هاي خاص اسب بايد اين غرايز و ويژگي را بشناسيم .

وجوه تمايز – مشخصات:   اسب داراي وجوه تمايز و مشخصاتي است كه بخشي از طبيعت او هستند . رفتار و روش متمايز زندگي اش او را از ساير موجودات متمايز مي كند .

اجتماعي بودن :   اسبها به زندگي در كنار يكديگر و گاهي در كنار ديگر حيوانات نيازمندند. از زماني كه اسبها به وسيله شكارچيان شكر مي شدند. زندگي گله وار امنيت آنها را ضمانت مي كرده است چرا كه تعدد ، شانس بقاء را بيشتر كرده ، امنيت بخش بوده و فرار را تسريع مي كرده است .
ممكن است در اغلب اوقات اسبها را در حال نزاع و درگيري با يكديگر ببينيم . كه اين ناشي از خصيصه اجتماعي بودنش است و تنهائي او را خمود و كج خلق مي كند . اگر اسبي در محوطه اي محصور به تنهائي رها شود ، به وضوح ديده مي شود كه سرآسيمه و شيهه كشان به اين طرف و آن طرف دويده و حتي از نرده ها مي پرد تا خود را به ديگران و در كنارشان برساند . بعضي از اسبها از بودن در كنار حيواناتي مثل گاو و گوسفند هم راضي به نظر مي رسند ولي به ندرت تنهائي را دوست دارند .
اين خصيصه اجتماعي بودن ، گاهي موجب دردسر سواركاران سوار بر اسب هاي جوان و يا به خوبي تربيت نشده مي شود. ممكن است اسب ميل به سواري دادن نداشته و يا سوارآنچنان قاطع نباشد كه او را وادار به ترك گروه و يا خروج از محوطه اصطبل نمايد . از طرف ديگر ممكن است از اين خصيصه در جهت خواسته سوار بهره برداري كرد ، يعني جواني نه آنچنان مشتاق را سوار بر اسبي پير و آموخته به حركت در مسيري از مسابقه پرش واداشت .

پرسه زني :   اسب ها در طبيعت به دنبال غذا از مرتعي به مرتع ديگر پرسه زده و چرا مي كنند. بيشتر اسب ها امروزه در حصارها نگهداري مي شوند ولي اين خصيصه را همچنان حفظ كرده اند. ممكن است اسبي در حال چريدن در محلي ناگهان به محل ديگري نقل مكان كند. نكته جالب ، غريزه ميل به منزل است كه در اسبهاي اهلي همچنان به قوت خود باقي است . چه بسا اتفاق افتاده كه اسبي رم كرده باسوار يا بدون سوار راهي منزل شده و حتي اگر سوار راه را گم كرده باشد اسب او را به طرف آن رهنمون كرده است . اسبها هميشه با شلنگهاي كشيده تري به طرف منزل حركت مي كنند.

چرنده:   اسب چرنده ايست كه از هر نوع سبزينه اي تغذيه مي كند . او در 24 ساعت بين 16 تا 20 ساعت بطور پيوسته و كم كم مي چرد و زمان استراحتش كوتاه است . اين نحوه چراي كم كم ، پيوسته خوردن ناميده مي شود كه در اين صورت نحوه تغذيه اسبهاي اهلي كه علوفه مخصوص و در دفعات خاص چرانده مي شوند با اين غريزه متفاوت است .

ساز و كار دفاعي :   بيشتر واكنشهاي اسبها بازتاب اين حقيقت است كه آنها قرباني شكارچيان بوده اند. وسيله دفاعي آنها به ترتيب اولويت فرار و سپس جنگ است. اولين واكنش فرار است و در صورت گير افتادن به لگد پراني ، جفتك اندازي و الاكلنگ و سردست زدن مي پردازند ، كه در اين حالت از ضربات دست همانند پا استفاده مي شود .

كنجكاوي:   اسبها شديدا كنجكاوند و اغلب براي كشف غير معمول ها به اين طرف و آنطرف سر مي زنند ، از اين خصيصه مي توان براي به دام انداختن اسبهاي دست نيافتني در مزارع استفاده كرد .

قانون سلسله مراتب :   به طريق اولي اسبها آزادي خواه نيستند و به همين دليل به هنگام زندگي آرام و در صورت هجوم دسته اي گرگ وقت را براي شور درباره فرار كردن يا نكردن تلف نمي كنند. در اين حالت به تبعيت از رهبري سيلمي قالب ، پا به فرار مي گذارند. اين سيلمي محافظ گله و راهنماي آنها به طرف آب و علوفه است . در بيشتر اوقات اين نقش رهبري را براي اسبهاي اهلي ، انسان عهده دار مي شود. در گله اسبهاي وحشي سيلمي و يا ماديان قالب عهده دار رهبري است كه اين رهبريت تحت قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب قدرت صورت مي پذيرد و براي عهده دار شدن اين نقش قدرت و قاطعيت نقش اساسي ايفا مي كند .
قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب برداشته شده از قانون حاكم بر جوامع ماكيان هاست كه با نوك زدن به يكديگر برتري خود را به رخ كشيده و ضعيف تر تسليم شده و تمكين مي كند.

تقليد:   اسبها از يكديگر تقليد كرده و از همين طريق عادات بد از قبيل تيك و اين پا و آن پا كردن را فرا مي گيرند .

حافظه قوي:   حافظه اسب به خصوص در مورد تنبيه ها دردناك بسيار قوي است . اگر در مقاطعي از طول عمر تربيتي با او بد رفتاري شود ، در شرايط مشابه او تبديل به موجودي ناخوشايند خواهد شد و بنابراين خوش رفتاري با او از همان بدو شروع به كار و نوجواني داراي اهميت بسزائي است .

فهرست صفات ويژه براي به خاطر سپاري
:   زندگي اجتماعي (گله) ، چرنده ، پرسه زن ، تقليد كننده ، كنجكاوي ، حافظه برتر ، فرار كننده و جنگنده ، تابع قانون اطاعت برتر .

غرايز
:   اسبها داراي رفتارهاي غريزي قوي اي هستند . اين غرايز ارثي اند ، كه بصورت بازتاب هاي احساسي به شرائط و عوامل تاثيرگذار تجلي مي كنند . اين بازتاب ها را مي توان در اندام يا بيني آنها مشاهده كرد.

ترس:   در فضاي باز اسب ترسيده رم ميكند. او به سرعت به دور خود مي چرخد و بعد فرار مي كند . گاهي ديده مي شود كه پديده اي باعث فرار او شده او رميده و سپس بازگشته و به آن خيره شده است. اگر پديده آنچنان تهديد كننده نباشد . او با سر به پائين كشيده شده و فرنه كنان در حاليكه همچنان خود را آماده فرار كردن نگه مي دارد ، به موضوع نزديك مي شود .
در حال سواري ممكن است صدائي و يا حركتي ناگهاني اسب را به جهيدن به طرف مخالف آن وادارد كه اگر خطر ادامه داشته باشد ممكن است به سرعت چرخيده و رم كند.

در اصطبل اسب تا حد ممكن خود را از موضوع مورد ترس دور نگه مي كند و به گوشه اي از آن پناه مي برد. سر را بالا ميگيرد ، مورد ترسناك را با چشماني از حدقه درآمده و خيره مي نگرد ، پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كند ، گوشهايش سيخ و جنبنده اند تا هر صدائي را با سرعت بشنوند. بدن خود را در امتداد موضوع ترسناك نگه داشته و تا مي تواند آن را بالا كشيده و عضلات خود را منقبض مي كند .

عصبيت :   سر را بالا گرفته چشمان را از حدقه بيرون زده و هوشيارند. پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كشد يا صدائي خرخر گونه از بيني خارج مي كند. گوشهاي سيخ ، جنبان و حساسند. اندام كشيده شده و منقيض آماده فرار. اسب ممكن است بلرزد ، رعشه بگيرد و يا عرق كند. ضربان قلبش تندتر مي شود و به تناوب پهن مي اندازد.

خشم: اسب عصباني سرش را كمي پائين مي گيرد . گوش ها را به عقب مي خواباند. گردن را به جلو مي كشد. چشمان تنگ مي شوند ، لب ها را براي نشان دادن دندان ها از هم باز مي كند. حالت پرخاش جويانه به خود مي گيرد و عقب خود را به طرفين مي چرخاند. ممكن است سعي كند لگد زده و يا گاز بگيرد.

درد:   ضربات دردناك اسب را مي رماند . اگر گير بيافتد ، گردنش افراشته چشمان تنگ و ممكن است سردست زده لگد بزند و يا گاز بگيرد .
مهمترين بازتاب ضربه هاي دردناك ماندگاري و خاطره ناخوشايند آنست كه ممكن است نه فقط رم كند بلكه با الاكلنگ و يا سردست زدن سوار را به زمين بزند. الاكلنگ واكنشي است در قبال خطري از پشت ، كه ممكن است ناشي از پريدن گرگي درند بر پشت اسبي بوده باشد. الاكلنگ را مي توان نشاني از شادي يا هيجان هم دانست .

خوشنودي:   اسب در اين حالت در آرامش كامل و راحت ، عضلاتش شل ، پوستش شفاف است . گوشهايش به آرامي در جستجوي صدا مي جنبند.

ناخشنودي :   اسب در اين حالت در خود فرو رفته ، خمود ، بي روحيه ، بي حال است و يا برخوردي خصمانه دارد. سرش پائين ، چشمان بي حال و نگاه خسته ، گوشها افتاده و پوستش كدر است . ادامه اين حالت اسب را به ناهنجاري هاي درون اصطبل و يا پرخاش جوئي مبتلا مي كند.

توجه جلب شده:   گردن كماني ، پره هاي دماغ گشاد ، گوشها جنبان ، بدون انقباض ، چشمان براق ، پوزه به جلو كشيده شده و كنجكاو .

هيجان زده :   سر بالا گرفته مي شود ، تنفس تند ، پره هاي بيني باز و فرنه كنان ، گوشها سيخ و چشمان براقند. اسب ورجه ورجه كرده و احتمالا الاكلنگ مي كند ، بدن هوشيار ، دم سيخ و ممكن است عرق كند .

شرارت:   گوشها به عقب ولي نه كاملا خوابيده ، چشمان تنگ با نگاههاي معني دار ، پره هاي دماغ بسته ، اسب ممكن است لگد گاوي و يا از عقب بزند .

بازيگوشي:   ممكن است با دست زمين را بكند . به سرعت حركت كرده ، دويده شلنگاهيش كوتاه باشد و الاكلنگ كند كره ها بيشتر بازي مي كنند ولي اسبهاي مسن هم گاهي از بازيگوشي غافل نيستند.

هوشياري:   گوشها سيخ و جنبان ، چشم ها شفاف و هشيار ، بدن بدون انقباض ولي آماده است .

نبرد بر سر قلمرو:   ممكن است ، با گردن كشيده شده ، به پائين باشد و يا با گردن كماني به بالا نگه داشته شود. دندان ها ممكن است نمايان و لب ها تهديد كننده باشند ، گوشها كاملا به عقب خوابيده ، چشمها تنگ و تهديد كننده . بدن كشيده و تهديد كننده ، گاهي با دست زمين را مي كنند . يا عقب خود را به طرفين مي چرخانند و آماده لگد زدن هستند .

اصوات:   صداي اسب مي تواند مبين احساسات دروني او و يا عملي باشد كه در شرف انجام آن است .

شيهه:   براي دعوت اسب هاي ديگر و يا وسيله ايست براي جلب توجه ، اغلب اين صدا به هنگام جدا شدن كره از مادر شنيده مي شود .

شيهه ملايم :   اين نوع صدا به هنگام هيجان و يا ايجاد تنشي شنيده مي شود .

هرهر:   دعوت از اسبي در نزديك . اظهار آشنائي با شخص نزديك شونده و اظهار خوشحالي . به خصوص به هنگام دادن خوراك لذيذ.

صداي خارج شده از دماغ:   نشان دهنده هيجان ، خوشحالي است . ممكن است به عنوان اولين علائم ترس هم شنيده شود و يا اسب خواسته باشد دماغ خود را تميز كند .

شيهه جيغ مانند:   نشان دهنده خشم ، پرخاش جوئي ، ترس و درد است .

فرنه:   به هنگام تعيين قلمرو و بو كردن پهن به گوش مي رسد.

Below:   نسق گيري ، معمولا به هنگام درگيري سيلمي ها شنيده مي شود.

جيغ:   صداي ماديان به هنگام فحلي و كره ها به هنگام بازي است و ممكن است مادياني به هنگام تنبيه كره اش هم اين صدا را خارج كند .

آه:  صدائي كه مي تواند نشان دهنده رضايت كامل و يا خستگي باشد .
سواركاران ، پرستاران و اسبداران پس از مدتي كه با اسب سر و كار داشته باشند با اين صداها به خوبي آشنا شده و آن را به عنوان زبان و بيان اسب تلقي مي كنند . به عنوان مثال مراقبي با شنيدن صداي جيغ از داخل پادوك اطمينان پيدا مي كند كه درگيري اتفاق افتاده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 20:39  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

اصول كلي رفتار با اسب:

رفتار خوش ، ارتباط و انضباط اصول ، خوش رفتاري ، ارتباط و انضباط ، به همان اندازه كه در رفتار انسان با ديگر انسانها داراي اهميت است درمورد رفتار با اسب نيز داراي جايگاه خاص خود مي باشد

خوش رفتاري:

همانگونه كه بازتاب رفتاري انسان ها نمودار تربيت آنها ست رفتار اسب ها نيز نشان دهنده نوع تربيت آنهاست . اسب ها به طور كلي نه فقط به پرستارشان وابسته هستند بلكه نسبت به رفتار و خصوصيات اخلاقي پرستار ، مراقب يا سواركارشان نيز از خود حساسيت نشان مي دهند.
به عنوان مثال ، مالك يا مراقب يا سواركار بد اخلاق اسبي شرور تحويل مي دهد كه بد نام شده و طالب همانگونه رفتار است .

اسب براي خوش رفتاري بايد آموزش داده شود و ساده ترين اين آموزش ها عبارتند از :آرامش كامل به هنگام تيمار ، بلند كردن دست و پاها با آرامش براي نظافت و اگر سوار خواست سوار شود ، ايست و بي حركت ماندن پس از استقرار كامل سوار روي زين و به فرمان او حركت كند . هر آنكس كه با اسب سرو كار دارد بايد خود بياموزد كه چگونه خوش رفتاري را به اسب آموزش دهد .

اسب براي خوش رفتاري بايد آموزش داده شود

ارتباط:

آنهائي كه با اسب سرو كار دارند بايد بياموزند كه در امر آموزش مثبت بوده و كارشان تداوم داشته باشد اگر خواسته هاي آموزش دهنده مبهم و متغيير باشد اسب به سرعت سردرگم مي شود . بنابر اين لازم است بدانيم كه چه نكته اي را چگونه بياموزيم و اين امكان پذير نيست مگر روش صحيح كار با اسب را آموخته و به هنگام كار با او كاملا متكي به نفس باشيم .

انضباط و تشويق:

به هنگام كار با اسب انضباط اهميت خاصي دارد . اگر حركتي غلط را اصلاح كرده و حركت صحيح را پاداش بدهيم ، اسب به زودي در مي يابد كه كدامين حركت ها صحيح است و سعي در تداوم آنها خواهد داشت . به اين نحو اسبي خوش رفتار خواهيد داشت كه به داشتن او افتخار مي كنيد و نتيجه اش زندگي بهتر براي اسب است . اسب نيازمند پرستاري مسئولانه و مهربانانه همراه با قاطعيت است تا نظم پذير شود .
اين موجودات وحشي ، علي رغم اينكه هزاران سال است كه اهلي شده و تحت تربيت قرار گرفته اند ، همچنان غرايز اجدادي خود را حفظ كرده اند. اسب نه فقط مي تواند تو سري خور و عصبي با شد بلكه مي تواند به موجودي كاملا شرور و موذي تبديل شود . چه بسا كه پي آمد نگهداري و تربيت غلط و عدم انضباط واكنش هاي خطرناكي باشد .
اسب نبايد اجازه داشته باشد رفتار غلط را ادامه دهد كه در اين صورت به سرعت چگونگي تداوم آن را آموخته و آنرا جزو عادات خود قرار مي دهد .
حركت غلط اسب يابد قاطعانه و با صدائي كمي بلند سرزنش شود . اغلب اين روش موثر مي افتد ، ايجاد كمي تفاوت در صدا و قاطعانه بيان شدن آن كافي به نظر مي رسد . اگر تربيت كننده اي به طور دائم بر سر اسبش فرياد بكشد فقط او را ناراحت كرده و خودش هم به نظر مي رسد احمق و يا بد اخلاق باشد . خلاصه اينكه سرزنش مداوم بيهوده است و اسب به صداي بلند خو گرفته و برايش عادت مي شود .
اگر صداي قاطع و كمي بلند موثر نيافتد ، ضربه هاي كف دست روي گردن ، كپل و در صورتي كه گاز مي گيرد روه پوزه لازم است. تنبيه بايد بلافاصله باشد تا اسب دريابد كه از او چه مي خواهند .
به محض اينكه اسب درسش را آموخت دادن پاداش واجب مي شود كه مي تواند ضربه هاي ملايم كف دست روي گردن ، صدائي مهربان و يا حبه اي قند باشد .در اين صورت او پي مي برد كه پي آمد رفتار صحيحش خوش رفتاري است . اسبها موجوداتي دوست داشتني هستند كه براحتي با انسان دوست شده و خوش رفتاري اعتماد آنها را جلب كرده و متكي به نفس مي شوند و خوش رفتارتر شده و به موجوداتي دوست داشتني تبديل مي شوند .
روان اسب ها در كره گي نسبتا پاك است و رفتار آنها در آينده پي آمد چگونگي خوش و يا بد رفتاري آنها در طول دوران نگهداري آنها است .

چگونگي رفتار با اسب :

همانگونه كه گفته شد ، اين روش هدفش استحكام پايه هاي ايمني است ولي در اين مقوله و ضمائم آن هدف روش برخورد ، كار كردن با اسب و نحوه رفتار با اوست .
اسب موجودي زنده داراي صفات ويژه و غرايزي است كه بر روي واكنش ها اثر مي گذارد . اسب ها همانند انسانها رابطه علت و معلولي برقرار نكرده و منطق خاصي حاكم بر رفتارشان نيست . از آنجا كه اسب از ابتدا شكار بوده نه شكارچي زمينه هاي رشد غرايز و احساسات آنها بيشتر در سمت مظلوم واقع شدن بوده است تا موجودي مهاجم .
هنوز هم بيشتر سازه كارهاي اسب دفاعي است كه اغلب در زمينه كار با اسب بازدهي مفيدي دارد. با اين وجود بايد به خاطر بسپاريم كه همواره رفتارهاي اسب غير قابل پيش بيني است كه امكان دارد به جراحت و يا مرگ منتهي شود . حتي در كنار اسب كاملا قابل اعتماد احتياط را از دست ندهيد .
نگهداري صحيح در توسعه شخصيت اسب از اهميت خاصي برخوردار است . به عنوان مثال اگر تنگ اسبي به ناگهان و يكباره سفت كشيده شود ، پوستش را به درد آورده و نمي تواند برگردد و به شما بگويد كه ببخشيد ، تنم درد گرفت ، او مي تواند دندان قروچه اي كرده و يا دست و پايش را بلند كند . روش ارتباطي او منحصر به تظاهرات اندامي اوست . اگر رفتاري خشونت آميز با او تداوم داشته باشد او نا اميد شده و قدرت خود براي جلوگيري و يا رفع آن استفاده خواهد كرد .

چگونگي رفتار با اسب


چگونگي نزديك شدن به اسب در اصطبل:

مي بايست به صراحت گفت كه اسب درون اصطبل حالت به تله افتادن را دارد اگرچه نمي توان گفت كه همگي هم اين چنين برداشتي دارند ولي امكان دارد كه اسبي عصبي ، شرور و يا به شدت عصباني در چنين شرايطي واكنش از خود نشان دهد. حتي ممكن است اسبي بسيار خوش اخلاق هم به خصوص به هنگام خوراك دادن نخواهد كه خلوتش آشفته شود . همواره به آرامي از طرفين و سمتي كه فضا باز تر است به اسب نزديك شويد. فرياد كنان و دوان دوان و جست و خيز كنان به اسب نزديك شدن فقط او را سرآسيمه مي كند . به آرامي با اوصحبت كرده و ترجيحا نامش را صدا كنيد .
در نزديك شدن به اسب غريبه از حمله ناگهاني او بر حضر باشيد . خوشبختانه اين عمل از تعداد كمي اسب سر مي زند ولي بهتر است در برخورد با اسب غريبه نكات ايمني را رعايت كرد تا متاسف نشد . دست دراز كردن از روي درب اصطبل براي نوازش اسب برايش تعجب برانگيز است و ممكن است واكنش او نسبت به اين حركت حمله به طرف در و يا فرار به طرف ديگر اصطبل باشد
.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 13:10  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

اسب و رفتارهاي غير طبيعي

اسب حيواني است که از ديرباز زندگي خود را آزادانه در مراتع سپري مي نموده است ولي انسان متمدن به دلايل مختلف اين حيوان را به اصطبلهاي محصور محدود نموده و با سوء مديريتهاي خود باعث ايجاد رفتارها و عادات غير طبيعي در اسب تحت عناوين: اختلال عصبي، اختلال رواني، رفتارهاي کليشه اي و عادات ناپسند، گرديده است. از نمونه هاي اين عادات مي توان به موارد زير اشاره کرد:

رفتارهاي عصبي، گاز گرفتن، چرخش در جايگاه، گاز گرفتن لبه ها، جفتک زدن، سم کوبيدن، گاز گرفتن بدن خود، حرکت پاندولي سر و گردن، بلع هوا و چوب جويدن (۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۰، ۱۱ و ۱۲).

حدود ۵ الي ۲۰ درصد از اسبهاي محصور در اصطبل چنين رفتاري را از خود نشان داده و سندرم تا کنون در حيوانات آزاد گزارش نشده است (۸).

از ديد رفتارشناسي اين اعمال به صورت زير طبقه بندي مي شوند:

۱- رفتارهايي که چندين مرتبه تکرار مي شوند، زيرا علل مسبب آنها پابرجا و ممتد است. به عنوان مثال اگر يک ماديان را از کره اش جدا نمايند طبيعي است که مادر مرتب به زمين پنجه بکشد و اين عمل را تا پيوستن به کره خود انجام دهد. اينگونه رفتارها متفاوت بوده و بستگي به تغييرات محيطي دارند.

۲- رفتارهايي که کليشه اي مي شوند: زماني که رفتار و عادتي مرتب و در زمانهاي زيادي تکرار شود نسبت به يک محرک طبيعي پيدا کرده و آسان و سريع در برابر چنان محرکهايي تکرار خواهد شد. پاداش مي تواند اين پروسه را سريعتر کند که لزومي نداشته و بدون پاداش هم پيشرفت مي کند. در اين حالت ما يک رفتار و عادتي ثابت داريم که با کوچکترين محرکي بروز و ظهور پيدا مي کند.

۳- رفتارهاي کليشه اي شده: با گذشت زمان به نظر مي رسد اين رفتارها فقط با يک محرک خاص ايجاد نمي شوند بلکه هر زمان حيوان به يک درجه از تحريک برسد پديد آمده يا کلا" خود به خودي بروز مي يابند. به عبارتي اين رفتارها از آن علل مسبب اصلي خود آزاد مي شوند. در اين زمان يک تغيير در محيط، تغيير در رفتار را در پي نخواهد داشت و اين رفتار به عنوان علامتي از آن چه در گذشته بوده است باقي مي ماند.

با اين طبقه بندي، علت مشکل بودن درمان اين رفتارها مشخص شد، هم چنين طبقه بندي فوق لزوم دريافت يک تاريخچه و معاينه دقيق جهت تفريق آنها از يکديگر را نشان مي دهد (۸).

عواملي که باعث اينگونه رفتارهاي تکرار شونده مي گردند عبارتند از:

۱- حيوان فرا مي گيرد به محرکهاي وسيعي پاسخ بدهد. فرض کنيد اسب در موقع غذا به در اصطبل ضربه مي زند و هنگامي که شما وارد محوطه اصطبلها مي شويد با ديدن شما و اينکه زودتر يا ديرتر از ديگر اسبها غذا به او داده شود عکس العمل نشان داده و حتي عمل حرکت پاندولي سر و گردن را از خود نشان مي دهد، زماني که اسب تغذيه شد غذا را پاداش براي خود مي داند و از آن به بعد هر زمان شما را مي بيند اين عمل را انجام مي دهد به عبارتي به محرکهاي وسيعي پاسخ مي دهد.

۲- عجز و ناتواني: اسب مواردي را مشاهده مي کند در حاليکه نمي تواند عملي انجام دهد، به عنوان مثال اسبي که در اصطبل است نمي تواند ارتباط اجتماعي با بقيه اسبها برقرار کند. اسب يک موجود شديدا" اجتماعي است ولي به دليل اصطبل و محيط بسته از اين عمل محروم شده است، پس صدا، بو و ديدن بقيه اسبها او را تحريک مي کند تا اين رفتارهاي جايگزين مثل حرکت پاندولي سر و گردن انجام دهد.

همچنين ممکن است رفتارهايي ديده شود که با اين ناتواني ها و محدوديتها ارتباط دارند که به صورت زير بيان مي شود:

الف) رفتارهاي پاسخي: پاسخي طبيعي نسبت به محرکي که نمي شود به آن دسترسي پيدا کرد. در اين مورد ممکن است اسب در باکس دور برود به دليل اينکه نمي تواند در محوطه راه برود، که امکان دارد تکرار شده و حالت کليشه اي يافته که به آن چرخش در جايگاه گويند.

ب) رفتارهاي جايگزيني: به دليل محدوديتهايي که در يک رفتار داردبه رفتار ديگري روي مي آورد. مانند چوب جويدن که به علت محدوديهايي که در غذا خوردن وجود دارد جايگزين غذا خوردن مي شود.

ج) بايدها يا نبايدها: توالي از اعمال متضاد که يا خود به خودي يا اختياري مي باشند. به نظر مي رسد اسب از گروهش جدا شده و دو مرتبه بر مي گردد. اين حالت را از عاملهاي بالقوه مسبب در حرکت پاندولي سر و گردن نام برده اند.

د) رفتارهاي عصبي: نوع ديگري از پاسخ به برخي محدوديتها مي باشد، از نمونه اين رفتارها مي توان به جفتک به در، گازگرفتن لبه ها و بلع هوا اشاره کرد که ممکن است جويدن چوب، بلع هوا يا گاز گرفتن لبه ها جايگزين قطع غذا شده باشد (۸).

اسبها به جهت اينکه انرژي خود را به نحوي تخليه کنند به عادتهاي بد رو مي آورند که اين عادات براي خود اسب و فردي که با اسب سر و کار دارد خطرناک بوده و حتي در برخي موارد مي تواند توان توليد مثلي سيلمي را کاهش دهد (۹). اين رفتارها بيشتر در اسبهاي عصبي ديده مي شود (۴) و بيشتر به علت سر رفتن حوصله اسب يا بيکاري پديد مي آيد و جزو ناهنجاريهايي طبقه بندي مي شوند که از تواناييهاي طبيعي اسب و بازدهي آن مي کاهد (۳).

تنهايي در جايگاه

تعدادي از رايج ترين رفتارهاي نامطلوب در اسب در ذيل توضيح داده مي شود:

 

جفتک به در و ديوار جايگاه

يکي از مخربترين رفتارها لگد زدن به در و ديوار اصطبل مي باشد که نه تنها ضررهاي مادي به اصطبل مي زند بلکه به خود اسب هم صدمات جدي وارد مي کند. ضربه به اندامهاي اسب بر اثر لگد زدن به ديوار مي تواند به رباطها، وترها، عضلات و مفاصل آسيب برساند که البته اين موارد جزو عيوب ظاهري هستند و از لحاظ زيبايي اهميت دارند اما اگر ادامه يابد مي تواند به يک عيب ساختاري منتهي شود. عواملي که سبب مي شوند اسب به اين کار اقدام کند عبارتند از:

۱- عصبانيت: حبس کردن اسب، وقتي شاهد دويدن و بازي کردن ديگر اسبها مي باشد.

۲- زمان تغذيه: هنگامي که در زمان تغذيه، فرد تغذيه دهنده وارد سالن مي شود اين عمل را انجام مي دهند که نشان از بي طاقتي است که بعد از مدتي به صورت رفتار غير قابل جلوگيري در مي آيد. ديگر اينکه اسبها در اصطبل غذاي کنسانتره خورده که حداکثر يک ساعت طول مي کشد در حاليکه در طبيعت يک اسب در طول روز ۱۶ ساعت به چرا مي پردازد، در نتيجه اسبها کسل شده، پس با ضربه زدن مي خواهد جلب توجه کند يا اينکه فقط کاري کرده باشد، اين حالت با دادن غذاهاي علوفه اي و فيبري بر طرف مي شود.

۳- فضا و ارتباط: سعي کنيد اسبها را نار هم نگه داريد . نگهداري دوستانه اسبها کنار هم استرسها را کم مي کند، در حاليکه تماس فيزيکي ندارند، اما حضور يک اسب دوست مي تواند اثر آرام بخش شديدي داشته باشد. جداسازي حيواني که اجتماعي است باعث عصبيت آن مي شود. حتي مي توان يک بز آرام يا جوجه را در اصطبل در کنار اسب نگهداري کرد که با آن زندگي کند، البته اين روشها بايد بسته به محل حدس زده شده و مناسبها اجرا گردد.

۴- تنهاگرايي: برخي اسبها ترجيح مي دهند که خودشان باشند چرا که بدين صورت رشد يافته و تربيت شده اند. اگر اسب کناري به اصطبل او بيايد حس مي کند محلش مورد تهديد واقع شده و عکس العمل نشان داده و لگد مي زند.

۵- محيط جديد: اگر اسبي به اصطبل جديد منتقل شود و يا در کنار اسبهاي جديد ديگري برود و لگد بزند، اين حالت را ممکن است در برگشت به محل قبلي خود حفظ کند. ماديان فحل و نرياني در کنار نريان ديگر نيز مي تواند باعث اين حالت شود (۲، ۵ و ۷).

 

گازگرفتن لبه ها

يک رفتار اکتسابي است که اسب جسمي را مثل لبه آخور يا درب اصطبل يا هر چيز جامدي را با دندانهاي جلويي گرفته، سپس گردن خود را کماني کرده و با دپرس کردن زبان و بالا کشيدن خنجره به سمت بالا و عقب هوا را مي بلعد و صداي خرخر مانندي توليد مي کند. به صورت اوليه به خاطر سر رفتن حوصله و بيکاري در اسبهايي که به مدت طولاني در باکس هستند و تمرين ندارند پديد مي آيد.

اين اعمال باعث صدمه به دندانهاي پيش، دل دردهاي متناوب، تجمع گاز در روده و ... خواهد شد.

اين حالت بايد از جويدن چوب و از گنده خواري به دليل کمبود مواد معدني تفريق گردد. اصطبلهاي چوبي ممکن است باعث تشويق اين عمل شوند. در هر سني ديده مي شود اما در اسبهاي مسن که کار کمتري دارند بيشتر مشاهده مي گردد (۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹ و ۱۰).

 

بلع هوا

رفتاري است که اسب گردن خود را خم و کماني کرده و هوا را مي بلعد که مي تواند جسمي را بگيرد و يا بدون گرفتن جسمي اين عمل را انجام دهد.

اين رفتار نيز به خاطر سر رفتن حوصله و بيکاري در اسبها پديد مي آيد و مي تواند باعث دل درد، کاهش اشتها، صدمات دنداني، اتساع معده و سوء هضم گردد.

بايد توجه داشت که يک اسب مي تواند هواخوار باشد بدون اينکه لبه را گاز بگيرد اما لبه را گاز مي گيرد تا هوا را ببلعد (۲، ۳، ۵، ۸، ۹، ۱۰).

 

حرکت پاندولي سر و گردن

به رفتاري اطلاق مي شود که اسب در داخل اصطبل سر و گردن خود را به صورت آهنگين و به حالت پاندولي از يک طرف به طرف ديگر تکان مي دهد و هماهنگ با آن وزن را از يک اندام قدامي به اندام قدامي مقابل رها مي کند که باعث صدمه به اندامهاي حرکتي قدامي و همچنين از دست دادن انرژي بدن و خستگي مي گردد. اين حالت نيز بر اثر بيکاري و سر رفتن حوصله در اسب صورت مي گيرد و مي بايستي مراقب تقليد ديگر اسبها نيز بود (۲، ۳، ۴، ۵، ۸، ۹ و ۱۰).

 

چوب جويدن

اسبها ذاتا" اصرار بر جويدن دارند، اما اين اسبها قسمتهاي داخلي اصطبلهاي چوبي را مي جوند زيرا ميل سيري ناپذيري نسبت به فيبر دارند. همچنين مي تواند به علت خمودگي و يا از کمبود مواد معدني باشد. اين رفتار اگر با شدت ادامه يابد مي تواند باعث کاهش صدماتي در دستگاه گوارش به علت بلع خرده هاي چوب گردد (۷ و ۸).

 

گاز گرفتن بدن خود

اين عمل بر خلاف بقيه رفتارها تنها يک تظاهر سر رفتن حوصله نمي باشد بلکه سب و صاحبش را شديدا" پريشان مي کند. در اين حالت اسب پاها، شانه ها و کتف خود را گاز مي گيرد و صدمات قابل توجهي به خود مي زند.

اين حالت به خصوص بعد از جفتگيري بروز مي کند. اگر اين دليل اصلي باشد مي توان با شستن نريان بعد از جفتگيري اين حالت را کاهش داد زيرا حدس مي زنند مربوط به بوي ماديان باشد. اما اگر نريان به صورت عادت اين عمل را انجام مي دهد کار زيادي نمي توان براي آن انجام داد و با پوزه بند مي توان از صدمه زدن به خودش جلوگيري کرد (۲، ۹ و ۱۲).

 

گاز گرفتن

بيشتر در سيلميها ديده مي شود ولي در اخته ها و ماديانها هم ديده شده است اما چون نريان بيشتر عصبي مي شود پس بيشتر احتمال گاز گرفتن وجود دارد. حتي در مواقع تيمار کردن اسب اين عمل را از روي شيطنت انجام مي دهد اما حاصل دردناکي دارد و نبايد تشويق شود (۵ و ۹).

 

پر نوشي

به علت سر رفتن حوصله پديد مي آيد که به صورت آشاميدن و ادرار کردن مکرر مشاهده مي گردد که با محدود کردن آب در دسترس حيوان اين عمل قطع مي شود (۱۰).

 

رفتارهاي عصبي

برخي سيلميها رفتارهاي عصبي شديدي از خود نشان مي دهند که باعث صدمه به حمل کننده و ماديان خواهد شد. اين حالتها به خاطر طرز خاص مهار کردن، محيط هاي خاص يا افراد خاص بروز مي کند. بنابراين با حذف اين موقعيتها از اين حالت جلوگيري خواهد شد. به هر حال همه اين موارد مربوط به عدم مديريت مناسب در دوران جواني اسب مي باشد (۹).

 

خود ارضايي

در نريانهايي که کاري براي انجام دادن ندارند و بيکارند ديده مي شود به خصوص آنهايي که با محدوديتهاي جنسي روبرو هستند. آلت تناسلي را از داخل پوشش خود خارج کرده و به زير شکم مالش مي دهند. در موارد شديد باعث انزال و هدر رفتن اسپرمها خواهد شد. اين حالت با کم کردن اوقات بيکاري اسب و همچنين اطمينان از فعاليتهاي جنسي مناسب کاهش مي يابد. اسبهاي تيزر اگر اجازه جفتگيري نيابند اين حالت را پيدا مي کنند. درمان مشکل است اما نتايج خوبي با کارگذاري حلقه هاي اطراف آلت گزارش شده است که باعث درد در موقع خود ارضايي مي شود اما زماني که اين حلقه را برداريد بار دير عادت قبلي از سر گرفته خواهد شد (۹).

 

درمان

در درمان اين حالات تذکر اين نکته ضروري مي باشد که مهار کردنهاي فيزيکي باعث وخيم تر شدن وضع خواهد شد.

ممکن است برخي از رفتارهاي کليشه اي نشان از بيماري اوليه عمومي باشد. به عنوان مثال تکان دادن سر مي تواند در پاسخ به حشرات مزاحم يا نشان از هيجان باشد و يا اينکه نشان از يک بيماري باشد.

کوک (۱۹۸۰) حدود ۵۸ مورد را جهت تکان دادن مداوم سر ارايه کرد که اگر درمان نشوند مي توانند به رفتارهاي کليشه اي تبديل شده که حتي بعد از درمان هم باقي بمانند.

غير ممکن است که يک علت را جهت رفتار کليشه اي عنوان کرد. اين رفتارهاي کليشه اي يک نشانه است نه تشخيص. همه اسبها در يک محيط خاص به اين رفتارها رو نمي آورند، بنابراين حدس زده مي شود مسايل ژنتيکي و ارثي هم دخيل باشد. مک گروي و همکاران (۱۹۹۵) عاملهاي مختلفي را در بالا بردن ريسک اين رفتارها دخيل دانسته اند که عبارتند از:

۱- علوفه کمتر از ۸/۶ کيلوگرم در روز

۲- بستر غير از کاه

۳- محوطه ها و اصطبلهايي که کمتر از ۷۵ سر اسب دارند

۴- باکسهايي که کمترين ارتباط را با اسبهاي اطراف دارند

۵- استفاده از يونجه تنها به عنوان منبع علوفه

۶- نبودن پادوک

به عنوان درمان موارد زير پيشنهاد شده است:

۱- پيشگيري

۲- از بين بردن مسبب

۳- عوض کردن محيط

۴- تغيير رفتار به رفتارهايي که مشکل ساز نباشند

۵- تشويق رفتارهاي خوب تا از بروز عادات بد جلوگيري شود

بهترين روش آن است که علت را بيابيم. در برخي موارد بهتر است اسب را به حال خود رها کرده و با آن رفتار آن را پذيرفت (۸).

راههاي اختصاصي زير نيز عنوان شده است:

جهت بلع هوا و گازگرفتن لبه ها: مي توان اجسام دندانگير را جمع آوري کرد، لبه ها را حذف نمود و تمام محل را با Cribox يا Creostote يا رنگ تند مزه مشابه آغشته نمود. مي توان از پوزه بند يا تسمه ممانعت کننده که اطراف گلو بسته مي شود و از کشش عضلات گردن که باعث بلع هوا مي شود جلوگيري مي کند استفاده نمود. راه ديگر اين است که اسب را در محوطه رها و آزاد گذاشت. راه حل نهايي عمل جراحي است که عضلات و عصبي که در اين عمل دخالت دارند قطع مي شود. از جراحي ديگري که ابتدا در اسکانديناوي صورت مي گرفته نيز مي توان ياد کرد. در اين روش دو حفره دايمي در دو طرف دهان اسب ايجاد مي کنند. اين حفرات از ايجاد خلا در دهان و حلق که لازمه بلع هواست جلوگيري مي کند. بيهوشي عمومي لازم است ولي عمل بسيار ساده اي مي باشد. يک برش ۵ سانتيمتري افقي در اطراف دندان اول گونه اي داده و تا دهان ادامه مي يابد. لايه مخاطي به پوست متصل مي شود تا يک فيستول دايمي داشته باشيم. براي اطمينان از عدم بسته شدن مجرا يک کانولاي پلاستيکي را به مدت ۶ ماه کار مي گذارند. اين عمل در هر دو طرف اجرا مي گردد. در چند روز اول حيوان در آشاميدن آب مشکلاتي دارد اما به سرعت عادت مي کند (۱، ۳، ۴، ۵، ۸ و ۱۰).

جهت حرکت پاندولي سر و گردن: اينگونه اسبها بايد جدا نگهداري شوند تا از تقليد ديگر اسبها جلوگيري به عمل آيد، غذا را کم و متناوب در اختيارشان بايد گذاشت. آزاد گذاشتن حي.ان يا استفاده از وسيله ممانعت کننده اين عمل بهترين راه حل است هر چند آنهايي که مزمن شده اند باز اين عمل را در اصطبل انجام مي دهند (۳، ۵، ۹ و ۱۰).

جهت رفتارهاي عصبي: اگر اين رفتارها غير قابل کنترل است نريان را مي توان اخته کرد. ۹۵٪ موارد اسب اخته ديگر آن حالت عصبي را از خود بروز نمي دهد اما اگر به خاطر ارزش آن بايد حفظ شود پس اقدامات تامين امنيت جهت حمل کننده و ماديان بايد در نظر گرفته شود. حتي برخي مواقع فقط با تلقيح مصنوعي مي توان از آنها توليد نسل به عمل آورد (۹).

جهت گاز گرفتن: اين عمل بايستي در سنين پايين با کشيدن و ضربه دهنه و ضربه روي پوزه جهت سرزنش کردن اصلاح شود. اگر اين عادت ادامه يابد چنين نرياني غير قابل حمل و نقل مي شود. چنين نريانهايي در موقعيتهاي خاص گاز مي گيرند که حتي الامکان بايستي از به وجود آمدن اين فرصتها جلوگيري کرد (۹).

جهت گاز گرفتن بدن خود: مهار فيزيکي لازم است و اسبهاي کمي به حالت اوليه بر مي گردند (۱۲).

جهت جفتک به در ديوار جايگاه: با حفاظت دستها و پاها با بانداژ و محافظتهاي نفاصل و همچنين ديوارهاي پد گذاري شده از آسيب اين کار مي توان جلوگيري کرد (۷).

جهت پر کردن اوقات اسب مي توان از اسباب بازيهايي جهت او استفاده کرد اما بايستي مراقب بود که باعث بدتر شدن وضع نشويم (۷ و ۸).

برخي منابع با توجه به اينکه علت اين رفتارها را ترشح اندورفينهاي طبيعي در بدن دانسته اند استفاده از Naloxane را به عنوان درمان پيشنهاد کرده اند.

در پايان مجددا" اشاره مي گردد اين رفتارها به دليل سوء مديريتها پديد مي آيد، پس با مديريت مناسب در دوران کره گي و فراهم آوردن شرايط مناسب مي توان از عادات فوق جلوگيري نمود.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 15:18  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 

رفتارشناسي

۱- رفتارهاي حرکتي:

الف) قدم: هميشه يک دست يا پا بالا و سه دست و پاي ديگر روي زمين

قدم

ب) يورتمه: در هر زمان يک اريب (يک دست و پاي مخالف آن) در هوا و اريب ديگر روي زمين

يورتمه

ج) چهارنعل: پاي خارج، اريب خارج، دست داخل به ترتيب روي زمين قرار مي گيرند و سپس تعليق که اسب در هوا است

چهارنعل

د) تاخت: در اين حرکت اسب کاملا" تخت است. چهار مرحله و پس از آنها يک تعليق بسيار جزئي دارد.

تاخت

۲- رفتارهاي اکتشافي: مانند بو کردن محيط جديد

۳- رفتارهاي اجتماعي: مانند خوش و بش کردن با هم و شيهه کشيدن براي يکديگر

۴- استراحت و خواب:

 

بيداري

خماري

خواب

در طول روز (ساعت)

۹/۱۲

۹/۰

۶/۰

در طول شب (ساعت)

۳/۵

۵/۱

۸/۲

مجموع (ساعت)

۲/۱۸

۴/۲

۴/۳

۵- تيمار:

الف) خود تيماري: توسط خود اسب ب) دگر تيماري: توسط ساير اسبها

۶- رفتار نزاعي: مثل جنگ دو نريان

۷- رفتارهاي تغذيه اي و دفعي: اسب علفخوار است که در طبيعت يکي دو دهان علف را کنده و بعد يک تا دو قدم راه مي رود، به همين دليل چراگاه اسب لکه اي مي شود. حدودا" سه ساعت غذا مي خورد (۸-۷ مرتبه و در هر مرتبه حدود ۳۰-۲۰ دقيقه). تعداد دفعات آب خوردن بسيار کمتر از غذا خوردن است و اسب حدود ۲۰-۱۵ ليتر در روز آب مي خورد که بسته به نوع غذا و فعاليت او مي تواند کمتر يا بيشتر شود.

در موقع دفع ادرار کليه فعاليتهاي بدني اسبي متوقف مي شود. ۶-۳ بار ادرار و ۱۲-۶ بار در شبانه روز مدفوع مي کند که باز به نوع خوراک بستگي زياد دارد.

ناهنجاريهاي تغذيه اي: گاز گرفتن آخور، بلع هوا، خيس کردن آخور، مدفوع خواري، زياد خواري، بستر خواري و آشغال خواري.

۸- رفتارهاي جنسي:

الف) ماديان: جزء پستانداران چند فحلي فصلي است و تخمک گذاري به خودي خود در اواخر مرحله فوليکولر اتفاق مي افتد. فصل توليد مثلي طبيعي از ارديبهشت تا شهريور است و اکثر ماديانها خارج از فصل توليد مثلي تخمک گذاري نمي کنند.

جلب توجه نرينه: پايين نگه داشتن سر، بالا گرفتن دم، باز و نيم خيز کردن پاها، تکرر ادرار، چشمک زدن فرج، که مجموعا" رفتار فحلي ناميده مي شوند.

حالت

دامنه

ميانگين

توضيحات

سن اولين فحلي

۲۴-۱۰ ماهگي

۱۵ ماهگي

بسته به اختلافات نژادي

زمان چرخه فحلي

۲۶-۱۹ روز

۲۱ روز

-

طول دوره فحلي

۱۰-۲ روز

۶ روز

در اوايل فصل جفتگيري طولاني تر

اولين فحلي پس از زايمان

۱۳-۲ روز

حدود ۸ روز

-

سن مفيد ماديان

۲۲-۱۶ سال

۱۹ سال

بسته به اختلافات نژادي

ناهنجاريهاي جنسي ماديان: فحلي طولاني مدت، فحلي منقطع، فحلي خاموش، عدم فحلي، دائم الفحلي.

- پذيرش نرينه: ماديان کاملا" خود را در اختيار نرينه قرار مي دهد و به همديگر بسيار نزديک مي شوند و با پرش نريان بر روي ماديان جفتگيري انجام مي گيرد که در بخش نريان توضيح داده مي شود.

- رفتار بارداري (آبستني): طول دوره آبستني در اسب حدود ۳۴۵-۳۳۰ روز است.

- رفتار زايمان: از ۴-۳ هفته قبل از زايمان پستانها حجيم شده و چند روز قبل از تولد کره ماده شيري رنگ چسبناکي در نوک پستان تجمع مي کند. در ساعات قبل از زايمان ماديان به دور خود مي چرخد، به شکمش نگاه مي کند و گاهي به آن لگد مي زند، سم را به زمين کوبيده، تکرر ادرار داشته و مرتب مي نشيند و بلند مي شود. اکثر زايمانها در شب انجام مي گيرد و ماديان شروع به زور زدن مي کند و کره به صورتي که سر در بين دستها قرار داشته و پاها در زير جمع است خارج مي شود و ساعاتي پس از زايمان جفت نيز خارج مي شود.

- رفتار مادري: ليسيدن کره، شيردادن و محافظت از او، از مهمترين رفتار ماديان در ساعات اوليه پس از زايمان است.

ب) نريان: در تمام طول سال از لحاظ جنسي فعال است. رفتار نريان در هنگام جفتگيري عبارت است از: نمايش تهديد، کشيدن دستها بر روي زمين، پوزه زدن به ناحيه فرج و کپل و نهايتا" پرش که بر دو نوع است، يکي کاذب که براي ارزيابي اوليه و ايجاد نعوذ کامل است و ديگري اصلي که در آن عمل دخول انجام شده و پس از لرزشهاي عضلاني در پاهاي عقب و فشار لگني که حدود يک دقيقه طول مي کشد، تخليه مايع مني انجام مي شود و از علائم آن تکان دادن دم است.

ناهنجاريهاي عمومي:

موج دادن به بدن، کشيدن سم بر روي زمين، قدم زدن يا چرخش مداوم در جايگاه، بالا و پايين انداختن سر، گاز گرفتن، لگد زدن و ....

صداهاي اسب بالغ:

خر کشيدن با استفاده از منخرين، ايجاد صدايي با تن شديدتر با استفاده از منخرين، خوش آمدگويي، شيحه طولاني، شيحه سريع، جيغ زدن، نعره زدن، سوت کشيدن و....

حواس اسب:

۱- بويايي، ۲- بينايي، ۳- چشايي، ۴- شنوايي، ۵- لامسه، ۶- حس ششم!

وقت شناسي اسب بسيار بالاست، اسب بر خلاف انسان فاصله دور را بهتر مي بيند و صداهاي بم را بهتر مي شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:38  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  |