|
|
|
|
|
مشخصات رنگها در اسب در زبان های عامی : 1ـ رنگهاي ساده: شامل سفيد و سياه و كرنگ، سمند و كهر 2ـ رنگهاي مخلوط: شامل نيله، نيله ابرش، قرهنيله، نيله گلگون، نيله روشن، ابرش، شرابي، گلرنگ ابرش. 3ـ رنگهاي مركب: شامل كهر ابلق، سياه ابلق (دو رنگ اصلي در كناره، ديگر مثل سياه و سفيد) ـ رنگ سياه: رنگ سادهاي است كه تمام سطح بدن حيوان از موهاي سياه پوشيده شده است به اين رنگ قره محكر هم گفته ميشود. رنگ سياه به صورت سياه خالص، مات، سياه براق، سياه كثيف (بعضي از نقاط بدن تبديل به سرخي شده است) ديده ميشود. رنگ سياه باعث ميشود كه اسب در ظاهر قويتر و ضمخت از آنچه كه هست به نظر بيايد معمولاً كرههاي سياه بعداً به ـ رنگ سفيد: به اين رنگ قزل هم گفته ميشود از سفيد صدفي تا كثيف متمايل به زرد يا سرخابي كمرنگ متغير است. سفيد مات به شكل گچ و بدون تلألو است. سفيد كثيف كه تقريباً زرد رنگ است. سفيد چيني داراي انعكاس آبي رنگ ميباشد (دُرنايي) و علت آن رنگ پوست بدن است كه از ماوراء موها ديده ميشود. وقتي رنگ سياه طبيعي پوست ظاهر ميگردد و در ماوراء موها منعكس ميگردد اسب به رنگ خاكستري روشن نيز ديده ميشود. اصولاً رنگ سفيد در اول تولد نادر است زيرا هر اسب داراي چند موي سياه حداقل ميباشد لذا آن را خاكستري روشن نيز مينامند. ـ رنگ سمند: رنگ طلايي روشني است كه اگر يال و دم روشنتر از رنگ بدن باشد سمند يال و دم شسته گويند. اگر يال و دم تيرهتر از رنگ بدن باشد سمند يزيدي ميگويند. ـ كورنگ: رنگي كه از زرد طلايي تا قهوهاي سوخته، جگري يا ترياكي تغيير ميكند. در اين رنگ، رنگ يال و دم و دست و پا همرنگ يكديگر است. رنگ كرنگ در واقع يك نوع قرمزي هست كه از يك طرف شباهت سرخي و از طرف ديگر شباهت به قرمزي دارد. اسبهاي كرنگ معمولاً لكهاي سفيد در سر و اعضا و بيني و لب دارند و به ندرت ممكن است كرنگ يك دست ديده شود. رنگ كرنگ به انواع كرنگ آلويي، روشن طلايي، زرد براق، كرنگ تيره، كرنگ آلبالويي، كرنگ بلوطي، كرنگ سوخته يا خيلي تيره ديده شود. ـ رنگ كهر: عبارت است از رنگ قرمزي كه سيرتر از رنگ كرنگ است. تفاوت و وجه تمايز آن با كرنگ سياه بودن يال و دم و انتهاي اعضا است (دست و پا) رنگ كهر به انواع آهويي (انعكاس زرد) كهر روشن (قرمز خيلي روشن) كهر معمولي، كهر آلبالويي، كهر تيره متمايل به قهوهاي، كهر بلوطي و قرمز و قهوهاي كهر خرمايي ديده ميشود. ـ رنگهاي مركب: عبارت از رنگهايي هستند كه از تركيب موهاي غيرهمرنگ به وجود ميآيند و ميتواند 2 تايي و يا 3 تايي باشد. مثل رنگ خاكستري يا نيله، نيله ابرش، ابرش شرابي. كرنگ ابرش. اگر رنگهاي سياه و سفيد با نسبتهاي مختلف پهلوي هم قرار بگيرند، رنگ نيله با خاكستري ايجاد ميشود. در خاكستري معمولي تعداد موهاي سياه و سفيد برابر است. در خاكستري موهاي سياه بيشتر از سفيد هست در نيله يا خاكستري خيلي روشن موهاي سفيد بيشتر از سياه است. تنوع رنگ نيلي: شامل خاكستري سربي تالومي و خاكستري تيره با انعكاس آبي، خاكستر آهني. تقسيمبندي رنگ نيله: اختلاط موهاي سياه و سفيد اگر تعداد موهاي سياه بسيار زياد باشد قره نيله و اگر سياه و سفيد به صورت منظم باشد نيله گلگون و اگر سفيد از سياه بيشتر باشد نيله روشن گويند. رنگ خاكستري نيله رنگي است كه انواع آن از تمام رنگها زيادتر است. زيرا موهاي سفيد و سياه كه باعث تشكيل نيله ميشوند به نسبتهاي مختلف مخلوط گشتهاند از طرفي موهاي قرمز نيز در آنها ديده ميشود البته گذشت سن نيز باعث اين تغيير ميشود مثلاً كرههاي خاكستري تيره با گذشت زمان به خاكستري روشن تبديل ميشوند. رنگ سمند گرگي: در رنگ سمند گرگي قسمتهاي انتهايي زرد و نوك آنها سياه يا تيره است. ابرش مخلوطي از موهاي سفيد، قرمز ميباشد و برعكس نسبت مخلوط آنها با يكديگر رنگ ابرش روشن، ابرش معمولي يا ابرش تيره ديده ميشود. ابرش خالدار موقتي ديده ميشود كه موهاي قرمز تعداد زيادي از لكههاي كوچك را توليد كند. مخلوطي از رنگهاي زرد و سياه ميباشد و به نظر ميرسد به رنگ سمند دود زده و يا سمند زغالي درميآيند و سمند گرگي. نيله ابرش: تنها رنگي است كه از اختلاط 3 رنگ سفيد و سياه و قرمز ايجاد ميشود. اسبهاي با رنگ نيله ابرش معمولاً يال و دم آنها سياه و يا تيرهتر از بقيه بدن است. نيله ابرش گاهي كهر خيلي روشن است. برحسب نسبتهاي مختلف 3 رنگ نيله ابرش را وقتي نيله ابرش سفيد گويند كه رنگ سفيد آن زيادتر باشد و اگر 3 رنگ به طور مساوي تقسيم شده باشند نيله ابرش معمولي و اگر رنگ قرمز زيادتر باشد روي هم رفته رنگ داراي انعكاس تيره باشد. رنگهاي مخلوط: عبارت از رنگهايي هستند كه از اختلاط لكهاي مختلف در روي زمينه سفيد تشكيل شده باشد و اصولاً آنها را ابلق مينامند و برحسب رنگ آنها، آنها را ابلق سياه، ابلق موشي، ابلق سمند، ابلق گرنگ، ابلق كهر، ابلق خاكستري، ابلق ابرش، ابلق گرگي و ابلق نيمه ابرش مينامند. چنانچه وسعت لكهاي سفيد كوچكتر از ساير لكهها باشد تركيبات ياد شده را مقدم يا موخّر ميكند. يعني به جاي آنكه بگويند ابلق سياه، سياه ابلق ميگويند. و در ورقه هويت بهتر است وسعت و محل آنها را معين كنند.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 9:51 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
هاري يك بيماري ويروسي كشنده است كه مخصوص گوشتخواران اهلي و وحشي بوده و انسان و ساير حيوانات خونگرم پستاندار به طور تصادفي و غالباً از طريق گزش به آن مبتلا مي شوند.
ويروسي است بي هوازي و نروتروپ يعني تمايل به سيستم عصبي دارد و وقتي به سيستم عصبي مركزي حمله نمايد تقريباً هميشه موجب مــــــرگ ميزبان مي گردد.
پس از آن بيمار بر اثر انقباضات شديد عضله قلب و فلج دستگاه تنفسي فوت مي نمايد.
و پيگيري جهت تكميل نوبتهاي واكسن (كه اين مسأله بايد با پيگيري، آموزش و حساسيت كامل دنبال گردد) ضمناً وضعيت واكسيناسيون توأم يا ثلاث فرد مجروح بايد مورد بررسي قــرار مي گيرد. اگر واكسيناسيون كامل باشد فقط يك نوبت واكسن به عنوان يادآور كافي است، در صورتي كه مجروح بر ضد كزاز قبلاً ايمن نشده باشد. اولين نوبت واكسن و همچنين سرم ضدكزاز به مقدار مورد نياز با نظر پزشك به وي تزريق مي شود و مطابق دستور عمل نوبت هاي بعدي واكسن را ادامه مي دهيم. واكسن هاري از كشت سلولي تهيه مي شود و آن را مي بايست در ۵ نوبت در روزهاي: صفر ـ ۳ ـ۷ ـ ۱۴ ـ ۳۰ به صورت عضلاني و حتماً در عضله دلتوئيد بازو تلقيح نمود. در اطفال كمتر از ۲ سال واكسن در ناحيه فوقاني و جانبي ران تزريق مي شود. هرگز نبايستي واكسن را در عضله سرين تلقيح كرد. اگر فردي مورد گزش سگ قرار گيرد و سگ در دسترس باشد بايد آن را به مدت ۱۰ روز بسته و تحت مراقبت قرار داد و در اين مدت اگر علي رغم تأمين آب و غذاي كافي حيوان تلف شد، به احتمال زياد حيوان هار بوده و بايستي واكسيناسيون هاري تا نوبت آخر ادامه پيدا كند، ولي اگر بعد از ۱۰ روز حيــــوان سالم ماند نتيجه مي گيريم سگ هار نيست و از ادامه واكسيناسيون يعني نوبتهاي ۱۴ و ۳۰ خودداري مي نماييم .
سرم هاري كه در حال حاضـــر مورد استفاده قرار مي گيرد از پلاسماي انساني تهيه شده و هيچ نوع مخاطره اي در برندارد و احتياج به تست نيز ندارد.
تذكر مهم : كليه موارد حيوان گزيدگي چه اهلي و چه وحشي را بايد هار تلقي نمود و بيمار را بايد فوراً تحت اقدامات پيشگيري قرار داد؛ اين موضوع به قدري اهميت دارد كه اگر حيوان گزنده مثل سگ داراي قلاده و واكسيناسيون كامل نيز باشد، مي بايست اقدامات پيشگيري و درمان را براي فرد سريعاً انجام داد يعني داشتن سابقه واكسيناسيون حيوان مانعي براي انجام « سرو واكسيناسيون » فرد نيست. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 12:51 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
اسب را که به احتمال قوي مي توان زيستگاه و برخاستگاهش را ايران بدانيم در تمام ادوار تاريخي همواره در زندگي و در کار و در جنگ يار و ياور ما بوده و هنوز هم هست. کشور ما با وجود وضعيت اقليمي، اجتماعي و اقتصادي و بنا بر اقتضاي وضع و هدف پرورش دهندگان اسب داراي اشکال گوناگون مديريت پرورش اسب و اسبداري مي باشد. در حال حاضر مديريتهاي ناظر بر توليد، اقتصاد، نگهداري و پرورش اسب به شرح زير است: الف) پرورش اسب به شيوه عشايري: عشاير کشور ما بنا به اقتضاي وضع و به لحاظ سنت آبا و اجدادي به نگهداري و پرورش اسب اقدام و معمولا" بسته به وابستگيهاي آبا و اجدادي خود به ايل، عشيره و طايفه، نژاد و تيره، اسب خاصي را پرورش مي دهند، همانگونه که در خوزستان در نژاد برخي از قبايل عرب منطقه و از جمله ميرها، سنجابي ها و جافها در مناطق اسب کردي (کردستان، کرمانشاه و ...) و تراکمه در ترکمن صحرا. ب) پرورش اسب در روستاهاي کشور: روستاييان کشور ما از چند جنبه اقدام به پرورش اسب مي نمايند، از جمله آنها: ۱- پرورش اسب به منظور سواري: عده اي از روستاييان کشور ما از چند جنبه اقدام به پرورش يک و يا دو یا سه سر اسب جهت سواري پرورش مي دهند. ۲- پرورش اسب به منظور کره کشی و فروش مازاد توليد براي کسب درآمد: اين شيوه پرورش بيشتر در روستاهاي کردستان، کرمانشاه، آذربايجان غربي، خوزستان، گرگان و گنبد رايج بوده و در اين شيوه معمولا" روستاييان براي کره کشي و تکثير، اسبي را از نژاد خالص نگهداشته و از ماديانها کره کشي کرده و مازاد توليد خود را به معرض فروش مي گذارند. ۳- پرورش اسب به منظور توليد استر، قاطر و خرپوزگي: در اين شيوه که معمولا" پرورش اسب توام با پرورش الاغ مي باشد معمولا" روستايي و به عبارتي مدير توليد اقدام به قاطرکشي نموده و توليدات خود را در مناطق مختلف کشور به فروش مي رساند. از نمونه هاي بارز اين نوع مديريتهاي پرورشي روستايي (کره بند) برازجان واقع در استان بوشهر، مناطق قاطر کشي استانهاي آذربايجان، خراسان، لرستان، کردستان و اشگورات مازندران و گيلان مي باشد. ۴- پرورش اسب به منظور کار: در بعضي از روستاهاي کشور که داشتن خودرو براي روستايي مستلزم تخصيص سرمايه و هزينه بالا مي باشد از کار اين حيوان و نتاج آن براي: - حمل محصول غله، شالي و ديگر توليدات از مزرعه به سر جاده. - به منظور شخم در مزارع کوچک و مزارعي که ماشين آلات قابليت انعطاف و کفايت مانور اسب را ندارند. - براي حمل کود، بذر و نشا به مزرعه و شاليزار که به علت عدم وجود راه ارتباطي ماشين رو و يا علل ديگر منجمله گل و لاي، رفت و آمد خودرو به مزرعه غير ممکن است. - براي حمل محصول از مراتع و مزارع و جنگلهايي که راه ماشين رو نداشته و يا حمل محصول با ماشين به لحاظ قيمت گران تمام مي شود. براي حمل و نقل وسايل معيشتي روستاييان به مرکز دهستان، به ويژه در مواردي که هزينه حمل با ماشين مقرون به صرفه نيست. - به منظور حمل بيمار در فصول سرد يا شبانگاه که روستاييان دسترسي به خودرو نداشته و فوريت مداواي بيمار ايجاد مي کند. ج) پرورش اسب در شهرها و شهرستانها: در حال حاضر در شهرها پرورش دهندگان اسب به منظورهاي ذيل اقدام به پرورش و نگهداري اسب مي نمايند. ۱- پرورش اسب به وسيله موسسات و نهادهاي دولتي: ارتش جمهوري اسلامي ايران، سپاه پاسداران جمهوري اسلامي ايران، وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح، نيروهاي انتظامي کشور، اداره کل سوارکاري و پرورش اسب و ديگر نهادها و موسسات دولتي پرورش دهندگان اسب مي باشند. ۲- صاحبان اصطبلها و باشگاههاي خصوصي: اهداف اين مديريتها عبارتند از: شرکت در مسابقات ورزشي مانند کورس، درساژ، پرش، چوگان، سوارکاري و صحرانوردي. بديهي است شرکت در مسابقات در انحصار اين گروه نبوده و ديگر پرورش دهندگان و صاحبان اسب نيز در اين مسابقات شرکت مي کنند. آموزش سوارکاري به اشخاص مبتدي و تامين سرويس سوارکاري براي سوارکاراني که عاري از اسب شخصي مي باشند. پانسيون کردن اسبهاي اسبداراني که فاقد اصطبل بوده و براي نگهداري اسب خود نياز به اصطبل دارند. پرورش اسب به صورت تک اسبي، دو اسبي و يا چند اسبي در باغات و اصطبلهاي شخصي و خصوصي افراد به منظور سواري، شکار، سرگرمي، تفريح و مسابقه ايجاد تفريحات سالم در پارکها و تفرج گاهها کره کشي و ازدياد و توليد اسب و فروش آن تلفيقي از موارد ياد شده به ويژه خريد و فروش و دلالي اسب د) پرورش اسب به منظور تحقيقات و اصلاح نژاد: اين شيوه پرورش اسب که طبق برنامه مشخص اصلاح نژادي و به نژادي و حفظ ژنهاي مطلوب نژادي و تکثير آن انجام مي گيرد. براي حفظ کفايت علمي و فني در صلاحيت مديريتي مراکز تحقيقات و اداره کل پرورش و اصلاح نژاد دام، معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزي بوده و يا با نظارت مستقيم اين اداره کل به وسيله بخش تعاوني و خصوصي اداره انجام مي گيرد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 11:40 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
ارزيابي شکل ظاهري بدن در اسب يکي از روشهاي ارزيابي فنوتيپي حيوانات ارزيابي شکل ظاهري است. شکل ظاهري مطلوب در اسب شامل تناسب ساختار عضلاني، استخوانبندي بدن و اندامها نسبت به يکديگر ميباشد. شکل ظاهري در اسب قابل توارث است (وراثتپذيري ۱۵/۰ تا ۵۰/۰) و همبستگي صفت با عملکرد حيوان زياد ميباشد(۷/۰ تا ۹/۰). در ارزيابي شکل ظاهري، تعادل حيوان، سلامت اندامهاي مختلف (نظير دستها، پاها و غيره) و يا وجود ناهنجاريهاي بدني و حرکتي بررسي ميشود. يک اسب ايدهآل بايد داراي تعادل باشد. حيوان متعادل داراي استخوان شانه بلند و شيبدار، پشت کوتاه و شکم طويل بوده و اندامهاي مختلف آن بايد با يکديگر متناسب است. ساختار سر و گردن در استعداد سواري اسب اهميت دارند. ساختار بخش جلويي بر طول گامها، نرم دويدن و قدرت حرکت اثر دارد. حدود ۶۰ تا ۶۵ درصد از وزن بدن بر روي پاهاي جلو ميباشد و درنتيجه بيشتر ناهنجاريهاي ناشي از ضربه در پاهاي جلو اتفاق ميافتد. شانه بايد بلند، شيبدار و عضلاني باشد. شيبدار بودن شانه سبب حرکت آزاد عضو به طرف جلو و حداکثر طول گام مي شود و نيز ضربات وارده در هنگام راه رفتن را کاهش ميدهد. استخوان قلم بايد کوتاه و داراي رباطهاي محکم و کاملا مشخص باشد. برخي ناهنجاريهاي ساختاري در زانو نظير انحراف زانو به جلو يا عقب، پاهاي پرانتزي و غيره سبب نامطلوب بودن شکل ظاهري و کاهش عملکرد ميشود. مفصل بخلوق، بخلوق و سمها نيز بايد در ارزيابي شکل ظاهري مورد بررسي قرار گيرد. بدن از قسمت جدوگاه، قفسه سينه و پشت تشکيل شده است و شکل آن بر تعادل، ظرفيت و قدرت دويدن تاثير دارد. جدوگاه بايد برجسته بوده و قابليت قرار دادن زين را داشته باشد. دندهها بايد بلند و قوسدار باشد. براي مناسب بودن شکل ظاهري، پشت بايد کوتاه، مستقيم و عضلاني باشد. بهدليل نقش قسمت عقب حيوان در هدايت اسب به جلو، ساختار آن اثر بسيار زيادي بر دويدن حيوان دارد. در يک اسب ايدهآل بايد استخوان ران کوتاه، درشت ني بلند و قلم پاي عقب نيز کوتاه باشد. مفصل خرگوشي و مفصل بخلوق ضربات وارده در موقع راه رفتن را خنثي ميکنند. برخي ناهنجاريهاي پاهاي عقب نظير مفصل خرگوشي داسي شکل، مفصل خرگوشي گاوي شکل و غيره بر عملکرد و شکل ظاهري اسب اثر دارد. در قضاوت شکل ظاهري بايد عضلاني بودن بدن را نيز مورد توجه قرار داد. عضلات بايد دراز، صاف و کاملا مشخص باشد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 13:55 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|||
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 10:15 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||||
|
|
|
|
|
صفات مطلوب در ارزيابي اسب: conformation 3 سري ديدگاه درخصوص ارزيابي تيپ در اسب وجود دارد. 1) كانفرميشن يا تناسب اندام از نقطه نظر اين ديدگاه مهم تركيب مناسب اندامها و اعضاي بدن است در كنار همديگر و بدست دادن وضعيت قابل قبولي از عملكرد حيوان مورد بررسي قرار ميگيرد. 2) ديدگاه فانكشنال functional: صفاتي را در اين گروه مورد بررسي قرار ميدهند كه به دوام عمر اسب مربوط ميشود. (مثلاً اسب لنگش نداشته باشد، كور نباشد، مشكلات تنفسي نداشته باشد و...) 3) ديدگاه شورينگ Show Ring صفات مربوط در اسبهاي خونگرم: پيشاني بايد عريض وسيع و مسطح و صاف باشد از ديدگاه زيبايي شناسي اگر پيشاني اسب بالاتر از روبيني آن باشد. روبيني اگر پهن باشد (Dish face) زيباتر نشان ميدهد اگر روبيني خيلي برآمده باشد حالت گوسفندي ميگيرد. اگر پيشاني خيلي برجسته باشد حالت خرگوش ميگيرد. ناحيه مغزين بايد خيلي وسيع و بزرگ باشد اين ناحيه به جهت اعمال تنفس خيلي مهم ميباشد. مغزين نبايد در حالت استراحت تكان زيادي بخورد و بعد از كار بايد سريعاً متوقف شود در غير اينصورت مشكل تنفسي دارد. لب بايد باريك و محكم باشد اين ناحيه بايد كلين clean باشد. طوري باشد كه رباطها و اتصالات قابل ديد باشند و پوست كاملاً چسبيده باشد. چشم بايد شفاف و برجسته و پلكها با شيب منظم روي چشم قرار بگيرد مهمترين اختلال چشم كوري است كه علارغم زيبايي اسب غيرقابل چشمپوشي نيست. 1ـ اسبهاي چشم شيشهاي: در اين اسبها عنبيه رنگدانه ندارد. 2ـ اسبهاي چشم خمار 3ـ چشم قوشي: در اسبهاي سمندي كه چشمشان قهوهاي رنگ است) 4ـ اينراپيون: حالتي است در چشم كه مژههاي پلك پايين به داخل چشم منحرف ميشود. 5ـ اكستراپيون: حالتي است كه پلك به بيرون برميگردد و بيرون ميزند. گودي بالاي چشم هرچه بيشتر باشد حيوان پيرتر است. بعضي اسبداران با تزريق آب سعي در پر كردن اين گودي دارند تا اسبشان پير نشان ندهد. اما اگر با انگشت به آن ناحيه فشار دهيم و صداي جِزجِز شنيده شد اين تقلب برملا ميشود. گوش كوچك يا متوسط زيباست اما گوش بزرگ نازيبا به نظر ميرسد. زنده بودن يا آلِرت بودن گوش يا تيز بودن گوش امتياز زيادي دارد. اگر اسب گوشها را به طور متناوب و در جهت مخالف دو گوش تكان دهد نشانه اضطرابش است. زير گلوي اسب هرچه پهنتر باشد بهتر است اگر زير گلو تنگ باشد نامطلوب ميباشد چون دستگاه تنفس تحت فشار قرار ميگيرد. نژاد عرب زير گلويش پهن و وسيع است و خيلي منا ميباشد. صفت زيرگلو روي اتصال سر به گردن تاثير ميگذارد. اتصال سر به گردن بايد عمود به سر باشد و سر با خط عمود زاويه 45 درجه داشته باشد. اتصال زير گلو هرچه بيشتر باشد بهتر است. اگر گردن قوي باشد اتصال سر به گردن خيلي كم وسعت است و تعادل حيوان زياد پايدار نيست در اين حالت به سر حالت دزيده گفته ميشود انگار اسب ميخواهد سرش را بدزدد. اگر مفصل آرنج به بدن خيلي بچسبد toe out حاصل ميشود اگر مفصل آرنج از بدن جدا باشد toe in حاصل ميشود. ساعد بايد طويل و عضلهاي باشد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 11:46 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
ثبت علائم ظاهري اسب يا signalment: منظور از اين روش ثبت كليه علائم و رنگهاي طبيعي اسب است. اين علائم شامل رنگ صورت و پا، خطوط پشت، رنگ بدن اسب و پيچش موها ميباشد. اين مشخصات در دفتر ثبت نژاد ثبت ميشوند. استفاده از اين سيستم احتياج به مشاهده كنندگان ماهر، هنرمندان خوب، تغيير مناسب رنگ و صداقت دارد. خالكوبي Lip tattoo: اين روش عبارت است از به جا گذاشتن يك رنگ ثابت و پاك نشدني روي بافتهاي زيرپوست در سطح داخلي لبهاي اسب كه سالهاي زيادي مورد استفاده اسبداران و بخصوص مداحبان اسبهاي مسابقه بوده است. اين روش داراي نواقصي از جمله محدود بودن اطلاعات قابل ثبت روي لبها ميباشد. خالكوبي لبهاي كره اسبها به دليل كوچك بودن سطح لب به مراتب محدودتر است علاوه بر خالكوبي اسبهاي جوان به مرور محو ميشود و نيز به دليل استفاده از شمارههاي ميخي شكل يا ميخدار احتمال انتقال بيماري و بخصوص كمخوني عفوني افزايش مييابد. از سوي ديگر پرتو اشعه ليزر ميتواند خالكوبي لب را به طور كلي محو كند. داغ گرم يا Hot Branding جنس آهن هست يا روي آتش يا با استفاده از انرژي برق كاملاً داغ ميشود و با استفاده از آن براي شمارهزني و ايجاد علامت خاصي روي بدن اسب استفاده ميشود. معايب داغ گرم: 1ـ داغ گرم براي اسب دردناك است 2ـ با شمارهها يا حروف بزرگ كه بتوان آنها را از فاصله دور خواند اطلاعات محدودي را ميتوان روي بدن اسب ثبت كرد. 3ـ داغ گرم براي مزارع يا فارمهاي پرورش اسب استفاده ميشود ولي در سيستم كلاسيك از داغ گرم استفاده نميكنند . روش دوم براي ثبت علائم ظاهري داغ زني سم Hoof Branding: عبارت است از ثبت داغ روي ديواره سم از شمارههايي از جنس آهن استفاده ميشود كه كوچك هستند. مشخصات شماره موردنظر را روي ديواره سم ايجاد ميكنند اين روش همان عيب داغ گرم را دارد. در عوض هيچگونه درد و بيقراري در اسب ايجاد نميكند. عيب ديگر هر 6 ماه، 7 ماه يكبار بايد عوض شود يا تجديد شود چون سم رشد ميكند و يا در معرض اجسام خارجي (سنگ و...) بيشتر قرار ميگيرد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 17:49 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان عزیز از امروز مطالبی تحت عنوان ارزیابی تیپ را روی وبلاگم مذارم تا کسانی که می خواهند بیشتر در مورد اسب اطلاعات داشته باشند بتوانند استفاده کنند.
بخش اول ارزيابي تيپ اهميت و اهداف ثبت مشخصات و ركورد: اهميت استفاده از يك سيستم جامع براي تعيين هويت وشناسايي يك اسب از بين هزاران اسب زماني مشخص ميگردد كه بخواهيم اسبي را انتخاب كنيم شناسايي كنيم بخريم يا بفروشيم. در سيستمهاي جديد شماره رمز يا كد شناسايي است پس از تعيين هويت به كامپيوتر داده ميشود. با استفاده از اين اطلاعات كارت تعيين هويت اسب نيز صادر ميگردد. يك كارت هويت اسب شامل شماره تعيين هويت است يا كد شناسايي به نام، نشاني، صاحب اسب، نژاد، جنس، رنگ، علائم سفيد يا لكهاي سفيد white marking شماره دفتر ثبت نژاد يا Breed Registry، داغ، نشان خالكوبي، وضعيت دنداني، نوع پيچش مو ( خوشه) Hair whorl pathern و ساير مشخصات هستند. لازم به ذكر است كه براي تعيين هويت از روشهاي مختلفي استفاده ميشود و نميتوان صرفاً به يك روشاتكا كرد. سوابق اسب (Records)
در بسياري از كشورهاي جهان من جمله ايالات متحده آمريكا جوامع اصلاح نژاد و توليد مثل دام يا مراكز داراي فرمهايي مستعد كه سوابق اسبها را ميتوان در آن نگهداري كرد و از اين طريق اسبهاي اصيل و رجيستر را معرفي كرد.
سوابق توليدمثل و توليد هم براي نريان و هم براي ماديان حفظ ميشود لازم به ذكر است كه اين فرمها در هر منطقه با منطقه ديگر در جامعهاي نسبت به جامعه ديگر فرق ميكند. اطلاعات تيپي كه حفظ شده براي نريان شامل نام نريان يا سيلمي، شماره ثبت علامتهاي مشخصه است. همچنين در اين فرمها نام صاحب ماديان، نرمان توليدمثل ماديان به تاريخ سرومس (جفتگيري) نام ماديان، نژاد، شماره ثبت، همچنين سوابق تيپي كه حفظ شده در مورد ماديانها شامل تاريخ تولد، پدر يا Sire مادر يا Dam، تعداد دفعات آبستني، تعداد كرههاي متولد شده زنده از اين ماديان و سوابق ظاهري كرههاي آن.سوابق بهداشتي نيز غالباً در مورد سوابق ماديانها حفظ ميشود.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 9:47 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
- نژادهاي قديمي اسب ايران اسب قدرتمند نسايي را تشکيل دادند. - اسب نسايي از غرب ايران به بين النهرين و سپس عربستان و ديگر ممالک عربي برده شد. - با توجه به نبود اسب در صحاري عربستان و مصر، اسب هاي برده شده اهميت و قدر و منزلت خاصي داشتند و در نزد روساي قبايل به بهترين نحو نگهداري و پرورش يافتند.
- قبيله هاي عرب تعصب خود بر روي تبار قبيله اي را در مورد اسب هاي ارزشمند و زيبايشان نيز حفظ کردند و با توجه بسيار به تکثير و پرورش آنها پرداختند و تيره هاي مختلف اسب عرب پديد آمد. - توجه به شکوه و زيبايي خيره کننده هر اسب که برتري مالک آن را ثابت مي کرد، انتخاب جهت بهبود نژاد را به سمت گزينش اسب هاي زيباتر و ظريف تر برد. - از طرفي نياز به استفاده در شرايط سخت بيابان هاي بي آب و علف، انتخاب اسب هاي قويتر و با استقامت بيشتر را لازم نمود. - بدين ترتيب اسب عرب با زيبايي هر چه تمام تر و قدرت بالا در طي قرن ها به صورت نژادي ارزشمند درآمد.
- نقش اعراب و قبايل مختلف آن در ايجاد اين نژاد با ارزش و محبوب انکار ناپذير مي باشد. - در جريان جنگ هاي صليبي، اروپاييان با اين اسب توانا و زيبا آشنا شدند و شهرت آنان به قدري شد که حتي هر اسب شرقي را عربي خطاب مي کردند. پس از اين دوران اسب هاي عرب به اروپا راه يافتند. - در سال هاي پس از جنگ جهاني دوم اصلاحات فراواني بر روي نژاد اسب عرب صورت گرفت و بيشتر به سمت گزينش اسب هاي زيباتر و ظريف تر حرکت نمود. در اين مسير بخش قابل توجهي از توان اسب عرب که شامل قدرت آن نيز مي شد، کمرنگ شده و زيبايي مخصوصا" سر پر اهميت تر گشت. - نقش قبايل عرب ساکن ايران در بهبود اين نژاد و اهتمام فراواني که در نگهداري و پرورش اين نژاد داشته اند بسيار ارزشمند بوده است. - اسبي که امروزه در دنيا به نام عرب ايراني مطرح است، از سرشاخه هاي قديميترين اسب هاي خالص عرب مي باشد که در نتيجه بهبود نژادي قبايل عرب، اسبان ارزشمندي به دست آمدند. اين گروه، خصوصيات اسبان عرب باستاني را بيش حفظ کرده اند و دست نخورده تر باقي مانده اند.
- نحوه اصلاح نژاد و پرورش اين اسب ها، توليد اسب هاي مرغوبي را باعث شد که هم در زيبايي و تناسب و هم در توان و قدرت نمونه بودند. اين گروه که به نام اسب عرب ايراني معروف مي باشد، با وجود همه ضربه هايي که ديده همچنان تا روزگار ما باقي مانده است و از ذخاير ارزشمند ژنتيکي کشورمان محسوب مي شود. - هر چند که ورود خون اسب هاي عرب وارداتي طي ساليان گذشته، تعداد زيادي از جمعيت اين ذخيره ارزشمند را به شدت از خلوص تاريخي خود خارج نموده است، اما توجه به ارزش واقعي اين اسب هاي تاريخي طي سال هاي اخير، اميدواري به حفظ آنها را زنده کرده است. - هنوز هم مي توان اسب هاي بي نظير عرب ايراني را که هم از نظر زيبايي مثال زدني هستند و هم از نظر قدرت، سرعت و استقامت نمونه، در گوشه و کنار ايران زمين پيدا کرد. - خصوصيات: سر کوچک و سبک، گوش ها کوتاه، پيشاني صاف يا کمي برجسته، گردن بلند و کماني، فاصله زياد بين چشم ها، فک عميق، پشت کوتاه، کپل افقي و دم پر پشت و در هنگام حرکت بالا، قلم ها کوتاه، استقامت زياد در مسيرهاي طولاني.
- اگر به اين نکته مهم توجه کنيم که اين تيپ از اسب عرب فقط مخصوص ايران بوده و برعکس اسب هاي داراي خون مصري و آمريکايي و ... در جاي جاي زمين، يافت نمي شود، ارزش و اهميت حفظ اين گنجينه تاريخي را بيشتر خواهيم دانست. - موفقيت کشورهاي توليد کننده اسبان عرب زيبايي امروزي در آن است که اسب هايي توليد مي کنند که از لحاظ زيبايي، ديگران توان توليد آنها را ندارند. ما هم قدر داشته هايمان را داشته باشيم و گوهرهايي توليد نماييم که قدرت، سرعت، استقامت و زيبايي را همزمان دارند و ديگران از داشتن آن محرومند. بي شک آينده متعلق به کساني است که بازار بي رقيب جهاني را در انحضار خود خواهند داشت.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 17:9 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
توجه توجه
سلام به اسب دوستان عزیز: تو این فکر بودم که یک مطلب جدید روبذارم تو وبلاگ اما گفتم یک تنوع بدم به همین دلیل یک مسابقه میذارم که هرکس درست جواب بده براش ده تا از بهترین عکس های اسب رو میفرستم. بهترین نژاد اسب برای پرش کدام است؟ زودجواب بدید که وقت تنگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 11:2 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
||||
|
|||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 14:37 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 14:25 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 14:20 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه دهم آذر 1386ساعت 11:12 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 11:35 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
استخوان پیشانی باریک,جدوگاه معلوم صورت کشیده,فاصله دوگوش زیاد,پوست ظریف و موی نرم,گوشها نسبتا بلند,کاکل و یال کم پشت
,چشمها دو طرف استخوان صورت,فاصله دو فک مناسب با اندام اسب,رنگ قالب کهر و کرنگ,اتصال سر و گردن ظریف و متحرک
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 11:30 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
||||
|
|||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 16:16 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 16:0 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||
|
|
|
|
|
اگر به نژادهای مختلف اسب در دنیا علاقه مندید و زبان انگلیسیتون هم بد نیست در ادامه چند لینک دانلود گذاشتم که هر کدام توضیحی مختصر در مورد نژادی خاص میده همشون ebook هستند و راحت با adobe acrobat reader اجرا میشن. اما توضیحی مختصر در مورد هر کدام: کوارتر (Quarter) اسب های نژاد کوارتر چارشانه و خشن و قوی و عضلانی و محکم هستند. تقریبا به هر رنگی که تصور کنید وجود دارند و از اسب های کوارتر آمریکایی عضلانی تر و قوی تر هستند. این اسب ها بیشتر برای سواری شخصی استفاده می شوند. این هم لینک دانلود همراه تصویر: ![]() پینت (American Paints) اسب های نژاد پینت به خاطر وجود لکه های مشخص و منحصر به فرد در روی پوستشان به این نام خوانده می شوند. گاهی Pintos یا Piebalds نیز خوانده می شوند اسب های پینت آمریکایی عضلانی و نیرومند و باهوش هستند و خیلی سریع تعلیم می بینند. این هم لینک دانلود همراه تصویر: ![]() آپالوساس (Appaloosas) این اسب ها اسمشان را از رود خانه Palouse یعنی جایی که برای اولین بار پرورش یافتند به دست آورده اند. مشخصه آنها وجود نقاط خال خالی روی پوست و نیز تطبیق پذیری و همه کاره بودن می باشد. این هم لینک دانلود همراه تصویر: ![]() کوارتر آمریکایی (American Quarters) کوارتر آمریکایی یک تیره جداگانه می باشد. وجه تسمیه اسب کوارتر به خاطر توانایی این اسب در مسابقات یک چهارم مایل (quarter a mile) می باشد. نژادی همه کاره می باشند که بدن محکم و عضلانی آنها توانایی مانورهای پیچیده و بغرنج را فراهم می کند. این استعدادها باعث شده که از آنها در کارهای مزرعه و سوارکاری نمایشی و سواری آزاد به بهترین نحو استفاده شود. لازم به ذکر است که اسب های کابوی های آمریکایی در زمان خودشان از این نژاد بوده. این هم لینک دانلود همراه تصویر: ![]() تروبرد (Thoroughbreds) این نژاد هم که معرف حضور همه است و شما می توانید دور محوطه ای به اندازه یک استخر همانند میدان مسابقه با او بتازید. این هم لینک دانلود همراه تصویر: ![]() عرب (Arabians) این اسب زیبا هم که جد بسیاری از اسب های گونه های کنونی شناخته می شود احتیاج به معرفی نداره. این هم لینک دانلود همراه تصویر: ![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 11:20 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 9:53 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
نظافت ونگهداري وسايل(روش نظافت زين وبرگ ) در اين مقاله مصور روش پاك كردن زين و برگ را با روش آقاي ” برت كرافتس ” نشان ميدهيم . با وجود اينكه اصول اوليه اين كار ثابت است , روش استفاده ا ز قواعد متفاوت ميباشد، بطوريكه حتي تصور ميرود دو نفر متخصص هم براي پاك كردن زين ا ز يك روش و حركات بدني يكسان استفاده نكنند . در مورد مواد پاكننده , سليقه ها حتي در انتخاب نوع كله گير و روغن و صابون متفاوت است . در تصاوير متن اين مقاله روش منتخب آقاي كرافتس را كه يكي ا ز سراجهاي برجسته است و راهنمايي هاي او نمايانگر اعتبار و چيرگي اوست شرح ميدهيم معدودي ازمردم با شناخت هدف اصلي و صحيح،مبادرت به تميز كردن زين وبرگ مي كنند . اكثر افراد ا ز قبيل صاحبان اسب , كارگران اصطبل , شاگردان سواري و ا فراد كمكي , عمل پا ك كردن زين را سرسري و توام با عجله انجام ميدهند . در صورتيكه اگر به اهميت و علت تميز كردن زين و برگ توجه داشتند علاقه و پشتكار بيشتري نشان ميدهند، زيرا تميز كردن زين وبرگ بعلت رابطه مستقيم با امنيت و آسايش جسمي و رواني سوار واسب و همچنين جنبه اقتصادي آن حائز اهميت فراوان است . دوخت هاي خشك و شكننده و پوسيده ناگهان پاره شده و ميتوانند باعث حوداث ناگواري شوند . پس ضمن نظافت زين , زدون عرق , و نرم نگاهداشتن قسمتهاي چرمي آن، متوجه نقائص موجود در دوختها , چرمها ي پوسيده و مستعمل و عيوب قسمتهاي فلزي هم ميشويم , بدين ترتيب ميتوانيم ا ز بروز حوادث هم جلوگيري كنيم . از نظر اقتصاديقيمت زين و برگ گرا ن است و چنانچه مورد توجه و مراقبت قرا ر نگيرد . از قيمت آن بشدت كاسته ميشود و بر عكس ا گر د رشرايط خوبي نگاهداري شود زين وبرگ عمر طولاني خواهد كرد. چون اصولاً با دوام است . زين وبرگي كه ا ز آن خوب نگهداري كنند سرمايه مالي مفيد و با ارزشي هم خواهد بود . از نظر راحتي اسب و سوارحتي زين وبرگي كه درست اندازه و متناسب با اسب باشد , قسمتهاي زير و كثيف آن ميتواند باعث بروز زخم ( زين زدگي ) شود و سواري كه از وسائل كثيف و ناامن استفاده ميكند هرگز احساس ايمني و راحتي نخواهد كرد . ازنظر روانياگر معتقد باشيم كه لباس و كفش كثيف تأثير نا مطلوبي در روحيه انسان دارد , بايد اعتراف كنيم كه زين و برگ كثيف هم تأثير خوبي در روحيه سوار ندارد بلكه اين بي توجهي به شخصيت سوار لطمه زده و به اسب نيز در حقيقت توهين شده است . بكار بردن زين وبرگ مرتب و تميز هم راحت تر است و هم لذت سواري را بيشتر ميكند . چنانچه وضعيت مالي اجازه دهد توصيه ميكنيم پس از هر بار سواري وسائل را تميز كنيد واگر يك زين زياد مورد استفاده قرا ر ميگيرد و نظافت پس ا ز هر با ر سواري امكان ندا رد، در اينصورت بايد پس ا ز هر با ر استفاده قسمتهاي چرمي را خشك کرده, دهنه را هم شسته و خشك کرده و هر روز پس از پايان كا ردقيقاً آنرا تميز كرد . زين و برگ تميز , نرم راحت داراي برق و جلائي است كه نشان ميدهد بآن خوب رسيدگي شده است . اگر وسائل د رموقع ورود به زين خانه مرطوب باشد , بايد آنرا خشك كرد و قسمتهاي گلي را شست . تنگ , قسمتهاي چرمي و ركاب ها را از زين جدا كرده و در جاي خشك و گرمي ( نه داغ ) آويزان كرد . وسايل هرگز نبايد درنزدیکی منبع حرارت قرار گيرد و گرنه خشك و شكننده خواهند شد . اگر سينه بندها پلاستيكي باشند قابل شستشو است ولي اگر از جنس نوار بوده و كثيف شوند بايد تعويض شوند . سينه بند پوست آهوي سفيد با ” بلانكو ” پاك ميشود . قسمتهاي سه گانه ” مارتنگال ” هم بايستي شسته و خشك شوند .اگر مدت زيادي زين د رجاي خشك ومرطوب بدون استفاده بماند ممكنست كپك بزند , د راينصورت شستشو جايز نيست چون كپك بدرستي زايل نميشود كپكها بايد با پارچه ای خشك زدوده شوند و اگر لكه آنها روي چرم ميماند بايد سفيده تخم مرغ روي آن ماليد تاخشك شود . اين عمل اكثراً كپك ها را ريشه كن ميكند . زين وبرگي كه مدت زيادي د رانبار مانده وخشك شده است بايد ابتدا با آب گرم آنرا شست و به روغن پاچه گاو آغشته كرد .غير از اين مورد روغن پاچه گاو موارد استفاده ديگري هم دارد كه بموقع خواهيم گفت . قبل از اينكه زين را براي مدت زيادي كنار بگذاريم بايد آنرا تميز و روغن مالي كنيم و قسمتهاي آستري ( سرژ ) را با پودر ضد بيد آغشته كنيم . كار عاقلا نه ديگر اينست كه زين را درون يك كيسه از جنس پوليتن قراردهيم و قسمت انتهاي كيسه رامحكم ببنديم و هرچند وقت يكبار آنرا وارسي كنم . در مورد اينكه يك زين نو قبل از شستشو با صابون چند با ر ميبايست روغن مالي شود ” برت كرفتس ” معتقد است كه زين نو قبل از روغن مالي بايد نرم باشد بين نرمي و صافي تفاوت است . وقتي چرم صاف است ميتركد و دو ام آن كم ميشود نكته ديگر اينكه روغن جسم سنگيني است براي آزمايش يك حلب آنرا بدست بگيريد تا سنگيني آن را احساس كنيد . اگر بيش از حد احتياج، به زين روغن بماليد وزن آن افزايش مي يابد. هرگاه احساس كرديد زين شما زيادتر از حد معمول بروغن آغشته شده است مقداري بلانكو را با آب مخلوط كرده بصورت خمير در آورده و روي سطح زين بماليد و در آفتاب قراردهيد . گرماي خورشيد روغن را بيرون كشيده و جذب بلانكو مي كند . معمولاً كلگير و ساير وسائل چرمي فراموش ميشوند , بهمين جهت قبل ا ز رسيدگي بكار زين، يكبار آنها را روغن ميماليم و سپس به صابون زدن زين ميپردازيم . دو بار روغن مالي براي نظافت معمولي يعني غير از مواقع انبار كردن يا چرمهاي سفت شده و تركيده كافي است . زيني كه مورد استفاده قرارميگيرد و صابون مالي ميشود احتياج به روغن ندارد . تنگ هاي چرمي كه آستر فلانل دارند بايد مرتباً روغن مالي شوند . اين عمل باعث ميشود نرمي تنگ هميشه حفظ شود . بايد اشاره كنم زيني كه بعنوان مدل در تصاوير از آن استفاده شده يك تكه اضافي در زير برگه ها دارد .دليل انتخاب اين است كه طرز پاك كردن تكه اضافي راهم نشان دهيم و گرنه روش پاك كردن يك زين تمام چرم احتياج به تصوير ندارد . پاك كردن ا ثر باقيماندگي ها ئي كه ا ز سايش چكمه به برگه ها ميماند و معمولاً سياه و ثابت و عميق ميشوند موجب دشواري كار است . طريقه پاك كردن اين چرم ها د رتصوير شماره پنج نشان داده است . براي تعداد كمي اززين ها ( زينهاي رسمي يا زينهاي قواي پليس ) ا ز همان موا د جلا دهنده چكمه بكار ميبرند . البته اين دستور براي زينهاي معمولي توصيه نميشود . اگر چه اين ماده براي زين ضروري ندا رد و آنرا براق ميكند , باعث ليزي و لغزندگي آن مي شود . زين هائي كه بايك صابون مناسب پاك شده و چرمي كه پس ا ز خشك شدن با پارچه تميزي برق افتاده است چسبندگي كافي و مختصري به سورا ميدهد . مكانهاي مختلفي براي پاك كردن زين توصيه شده است ولي در اين مقاله به دو دليل ميزي مورد استفاده قرارگرفته است . يكي بدليل مسطح بودن آن و ديگر اينكه نشان دهد وجود جا زيني ان چنان واجب نيست . در نظر داشته باشيد كه از چنگك هم براي ركاب هاي چرمي تنگ چرمي و دسته جلوها استفاده نشده است . كرافتس ميگويد : در مناسب بودن قلاب و چنگك براي آويختن وسائل چرمي شک نیستولی امکان دارد که وسائل ازروی ان با شدت به پایین کشیده شوند واین عمل باعث فشار سخت وزائد به چرم ها وسگکها شود .قلاب وچنگک برای اویختن وسائل چرمی پس ا ز پا ك شدن مناسب است . تنگ هاي نايلوني را بايد با آب گرم و صابون مايع تميز كرد . در تصوير شماره یک ( قسمت دوم مقاله ) بهترين نوع آويختن تنگ برا ي خشك شدن نشان دا ده است . بمجرد اينكه لوازم پاك شد بايد آنها را آ ويخت , قسمت بالاي آنها را بصورت قوسي و زين را تميز در جاي خود قرارداد . هرگز نبايد دسته جلوها را روي چنگال با يك ميله فلزي قراردا د , چون چرمها در محل خميدگي ( نقطه اتكا ء ) ميتركند . پاك كردن زين و برگ بخش مهمي از زندگي يك سوار است . شديداً بايد روي مفهوم واقعي مؤثر پاكيزگي تكيه كرد . اميدواريم توضيحات آقاي سرت كرافتس اطلاعات مفيد ي د راين باره بشما داده باشد . يك ـ وسائل تميز كردن زين و برگ آنطور كه آقاي كرافتس مورد استفاده قرار ميدهد روي يك ميز ( كه با روميزي نايلن پوشيده شده ) چيده شده است . رديف جلوي سطل , از چپ به راست ظرف روغن رقيق ( روغن چرخ ) اسفنج برا ي شستشوي اوليه , ( فشردن اسفنج از پا رچه آسانتر است ) قوطي صابون زين، ظرف روغن پاچه گاو قالب صابون گليسيرين ( اين صابون از صابون قوطي سخت تر ميباشد و براي ماليدن آن به چرم احتياج به زحمت بيشتري است ولي خيلي بهتر جلا ميدهد ) . رديف جلو , پارچه شستشو براي ماليدن صابون زين منافذ اين پارچه صابون را بهتر جذب ميكند و باعث ميشود چيز ي ا ز آن هدر نرود . فرچه نرم براي واكس زدن , يك پارچه پشمي براي ماليدن روغن پاچه گاو، يك تكه جیر براي خشك كردن زين پس از شستشو و پيش ا ز استفاده از صابون برس سيمي ( برنجي ) براي پاك كردن قسمتهاي پوستي یا جیر،برگه ها و تكه هاي اضافي زير آنها . دو ـ مقدار كمي مايع پاك كنند ه ( ضد عفوني كننده نباشد ) را در سطلي كه تا نيمه محتوي آب گرم است بريزيد , تنگ ها , ركابها همچنين حفاظ تنگ ها راا ززين جدا كرده و ارونه روي ميز قرا ردهيد و يك پارچه روي همه آنها بياندازيد انداختن يك پوشش نايلوني اين حسن را دارد كه پاك كردن آب وصابون از روي آن و همچنين خشك كردنش آسانتر است . اگر چندين زين را يكجا تميز ميكنيد و احتمال دارد كه تنگها با هم جابجا ( عوض ) شوند ميتوانيم حفاظ آنها را از زين جدا نكنيم . پس از فشار دادن اسفنج در آب و صابون تمام برگه هاي چرمي را بشوئيد و براي زين هائي كه لبه هاي پشمي , پارچه اي يا كتاني دارند برس كشيدن كافي است تا آنجا كه ممكنست كمتر آب بكار ببريد چون درزها ميپوسند و آب وارد لايه برگه ها ميشود و اگر چوب بكار رفته باشد پوسيده ميشود و قسمتهاي فلزي زنگ ميزند .
سوم ـ تنگه جير را كمي مرطوب كنيد و تا ميتوانيد رطوبت را از سطح چرم جذب كنيد . تمام قسمتهاي زين را فوراً پس از شستشو خشك كنيد و مواظب باشيد كه قسمت داخلي قاچ خوب خشك شود تا از نفوذ آب به لايه ها جلوگيري شود . چهار ـ زين را ا ز پهلو روي ميز بگذاريد ( مطمئن باشيدكه برگه قسمت زيرين صاف است ) برگه بيروني را با اسفنج آغشته بصابون بشويئد , برگه ديگر را هم بهمين نحو پاك كنيد . اگر زين داراي يك عرق گير متصل بخود است آنرا مرطوب نكنيد طرز نظافت آنرا توضيح خواهم داد . پنج ـ از لبه گرد صابون زين ،ميتوان براي زدودن سياهيهائي كه بر ا ثر سائيدن چكمه به برگه ها بوجود آمده استفاده كرد . اگر از چكمه هاي پلاستيكي استفاده ميكنيد . بآن قسمت از چكمه كه با برگه ها تماس دارد، وازلين بماليد , بدين ترتيب محل ا صطكاك نرم تر ميشود و مانع نفوذ سياهي مي شود . سياهي كه از سايش چكمه هاي چرمي بجا ميماند سخت تراست . چنانچه مرتباً ا ز آنها استفاده ميكنيد يك بار در ماه فرچه واكس را به متيل آغشته كرده و سپس واكس بزنيد . باين ترتيب سياهي كه روي برگه ها بجا ميماند كاذب بوده و با ناخن يا، د رقوطي ( كه بي خطر است و چرم را پاره نمي كند ) زدوده ميشود . از در قوطي ميتوان براي پاك كردن چربي اضافه سطح داخل بندهاي چرمي استفاده كرد و بعد آنها را شست . تصوير شماره شش ـ با استفاده از تكه جير , قسمت خارجي برگه را خشك كنيد و دقت كنيد درست تا قسمت اتصال ركاب خشك شود .
هفت ـ قسمت زير برگه ها را با اسفنج آغشته به صابون بشوئيد , تسمه هاي تنگ و تمام لبه ها را نيز پاك كنيد . هشت ـ تمام قسمتهاي مرطوب شده را با جير خشك كنيد تنگ و ركابها را ،ميان جير بگيريد و از بالا به پائين بكشيد نه ـ در تمام زمان شستشو مراقب علائم كهنگي باشيد , در اين تصوير سوراخي كه شروع به گشاد شدن كرده در تسمه تنگ نمايان است , همچنين نقطه اتصال ( دوخت ) تنگ به زين شروع به شكافتن كرده . دهم ـ وقتيكه تمام زين را شستيد به خوبي خشك كرديد بايد خوب صابون مالي كنيد , دستمالي را كمي مرطوب كنيد و آ ن را چند با ر تا كرده و با قشر نازكي ا ز صابون قوطي يا قالبي آغشته كنيد . عمل تف كردن به صابون زين،دوستان را از استفاده ا زآن منصرف ميكند و اصولاً زين سازان معتقدند صابون همان مقدار رطوبت كه براي نم كردن سطح صابون لازم است د ربر دارد . يازدهم ـ پارچه آغشته به صابون زين را محكم به درزها فشاردهيد وتمام جاهاي چرمي كه دردسترس است را، تا داخل قاچ آغشته كنيد . دوازدهم ـ زين را وارونه كنيد و پارچه صابوني را به قسمتهاي زيرين برگه تا منتهي اليه آن بماليد . سيزدهم ـ يكي ا ز برگه ها را روي ميز قرار دهيد و صابون را محكم به قسمتهاي خارجي آ ن بماليد . فشار لازم را در اين حالت ميتوان وارد آورد , در حالكيه اگر زين روي جازيني يا اسب باشد باين خوبي مسلط نيستيم . چهارده ـ زين را طوري روي ميز بگذاريد كه بتوانيد محل نشستن ( خانه زين ) قاچ جلو و عقب و رويه محل اتصال ركاب را براحتي صابون بماليد ( بخصوص قسمت لبه ها را همانطو ر كه د رعكس مشاهده ميكنيد صابون بماليد . پانزده ـ اگر دقت نكنيد , چرك وباقيمانده صابون در شكافها و خطوط دوخت ( محل اتصال ) جمع ميشود و ميتوانيد مطابق عكس با ناخن شست اين درزها را پا ك كنيد و صابون زين را با دقت بيشتري در اين محلها بكار ببريد . شانزدهم ـ با استفاده از يك برس فلزي يا ا گر در دسترس نداريد يك تكه سنباده مستعمل به آرامي سطح جير ( پوستي ) را پاك كنيد, هرگز براي اين قسمتها چه زير و چه روي آن را روغن پاچه گاو استفاده نكنيد چون روغن باعث ميشود مواد اسفنجي داخل لايه نرم شده و در نتيجه تاب بردارد . تكه هاي جير در زين باعث چسبندگي بيشتر سواركاران ميشود و براي راه پيمائي هائي كه اسب زياد عرق كرده ويا اجباراً از آب عبور ميكند مناسب است , ولي چون در شكار زين هاي جير دار آلوده به گل ميشوند و نظافت آنهامشكل مي شود زين ساده مناسب تر است . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 11:38 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
||||
|
|||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:34 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:20 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:13 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||
|
|
|
|||||
|
||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:7 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||||||
|
|
|
||||
|
|||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 8:0 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||
|
|
|
|
|
نعلبندي براي بهبود كيفيت
نعلبندي ممكن است پيشگيري كننده ( preventive ) ، تصحيحي ( corrective ) و درماني ( therapeutic ) باشد .
اصلاح سم و نعلبندي پيشگيري كننده با برقراري تعادل ، حمايت و حفاظت از سم مشخص مي شود . اهداف نعلبندب پيشگيري كننده تامين كيفيت مطلوب براي مدت طولاني به منظور كارايي مناسب حيوان مي باشد . اصلاح سم و نعلبندي تصحيحي شامل ايجاد تغيير در سم به منظور تاثير بر نحوه ايستايي يا گام حيوان و در مواردي نحوه برخاست سم مي باشد . نعلبندي تصحيحي مناسب وضعيت غير طبيعي را به اندام حركتي تحميل نمي نمايد بلكه اين امكان را فراهم مي سازد كه سم و اندام حركتي وضعيت مطلوبي را كشف نموده و حركتي طبيعي تر داشته باشد و عمل برخاست سم به صورت مناسب تري انجام گيرد . نعلبندي درماني براي محافظت يا حمايت از سم يا اندام حركتي آسيب ديده صورت مي گيرد و به منظور جلوگيري ، تشويق و يا انجام حركتي تا زمان التيام ضايعه طراحي مي شود . نعلبندي تصحيحي و درماني ممكن است در درمان بعضي از لنگش ها مفيد باشد در حالي كه بر ساير لنگش ها تاثير مفيدي نداشته باشد . هرچند نعلبندي بر بعضي لنگش ها تاثيري ندارد اما نعلبندي پيشگيري كننده بايد جزيي از برنامه هاي معمول مراقبت از سم در اسب ها باشد .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 14:41 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
خبث طینت اسب ها:
بعلت دوره های طولانی تنبلی و بیکاری یا نگهداری در شرایط بد ، بعضی اوقات اسب ها عادات بدی را نشان می دهند که خبث طینت خوانده می شود.عادی ترین خبث طینت های اسب ها خوردن قسمت های فلزی دهانه اسب در اثر چموشی مکیدن هوا،کشیدن افسار و لگد زدن است. رفتاری است که بموجب آن بعضی از قسمت های خوراک دان را گاز میگیرند.Cribbing در این حالت اسب دندانهای جلوئی بلائی را روی اشیائی گاز Wind Sucking گرفته و به عقب می کشد.در همان موقع مکش هوا در معده انجام می شود.این دو حالت معمولا با هم رخ می دهند.ثابت کردن یک بند چرمی عریض در اطراف گلو گاه به نحوی که حنجره را تحت تاثیر قرار دهد.به هنگام فشار روی دندانهای قدامی قرار داده می شود.جلوگیری یا قطع این خبث طینت اسب را سبب می شود. کشیدن افسار وقتی بوقوع می پیوندد که اسب خود را در جهت مخالف افسار بسته بکشد.با بکار بردن افسار سنگین یا زنجیر سنگین یا طناب در اطراف گردن بهنگام بستن اسب به پیشگیری از این خبث طینت اسب کمک می کند.هر گاه سم یا کف پا روی دیوار های آخور باشد ، اسب ممکن است علائم لگد زدن را نشان بدهد.مفاصل خرگوشی پوشش دار و پا های عقبی جای زخم زنجیر های سنگین از سقف و آویزان کردن کیسه های سنگین کاه از سقف از متد های مورد تصور برای متوقف کردن خباثت اسب است.گاهی بز را شاخ هایش را بریده و در کنار اسب در آخور آن قرار می دهند و گاهی هم لاستیک های ماشین را از سقف آویزان می کنند برای دهنک زدن یا خبث طینت اسب. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 15:32 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
1.بلند و مقید کردن دست اسب لوازم:یک رشته طناب به طول 2 الی 3 متر و قطر یک سانتی متر موارد عمل: برای معاینه و انجام اقدامات درمانی و تشخیص و برای اصلاح سم روش عمل: ابتدا حیوان را در محل آرام نگاه داشته( به یاد بیاورید همان نکات ابتدائی را که بهتر است برای این کار از مهتر و یا مربی اسب استفاده کرد)و در صورت شرور بودن اسب از کلاه ماسک یا می توان از لواشه استفاده کرد آنگاه تکنسین از کنار به حیوان نزدیک می شود و پس از نوازش وی ،طنابی را که از قبل گره کوچکی به شکل حلقه در یکی از انتهای آن ایجاد شده است،در اطراف مفصل قلمی-بند انگشتی مورد نظر قرار می دهد و انتهای دیگر طناب را از حلقه طناب عبور می دهد و با کشیدن آن،حلقه طناب را در اطراف مفصل مزبور محکم می کند و سپس دنباله طناب را از پشت جدو گاه عبور می دهد.در اثر کشیدن طناب دست حیوان از ناحیه مچ دست به روی خود خم شده و از روی زمین بلند می شود.شکل 1 در صورتی که حیوان در داخل تراوایل قرار گرفته باشد می توان دنباله طناب را پس از عبور از ناحیه جدوگاه از روی میله افقی تراوایل نیز عبور داد و در پایان چند مرتبه ان را بالای زانو،بازو و قلم پیچید و در همانجا گره زد.اگر حیوان خارج از تراوایل قرار داشته باشد باید بدون عبور دادن طناب از روی جدوگاه،آن را در بالای زانو پیچیده و محکم کرد.شکل2
در روش دیگر می توان پس از بلند کردن دست ، انتهای طناب را از روی ناحیه جدوگاه عبور داده و پس از دور زدن گردن ، سر آزاد طناب را از زیر طناب در ناحیه استخوان کتف ،عبور داده و در نهایت انتهای آن را به سمت سر حیوان آورده ، کشیده و محکم نگه داشت.شکل 3
به این ترتیب وزن دست حیوان به ناحیه جدوگاه آن منتقل شده و فرد مقید کننده می تواند بودن احساس خستگی،برای مدت نسبتا طولانی حیوان را به همین وضعیت نگه دارد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 15:21 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
جشنواره اسب استهبان که تا چند روز دیگر در کشور برگزار می شود به امید خداوند باعث می شود که توجه به پرورش اسب و علاقه مندی به یادگیری آموزش سوارکاری در ایران بیشتر وبهتر شود |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 14:13 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
استانداردهاي محل نگهداري اسب :اصطبل : از آنجائي كه اسب بيشتر اوقات شبانه روز را در اصطبل بسر مي برد محل نگهداري او بايد داراي شرايط زير باشد : - آفتابگير باشد ، تا هم خود اسب و هم محيط اطراف او در معرض تابش نور خورشيد بوده و در معرض امراض ناشي از عدم تابش نور قرار نگيرد. اسب بطور مداوم خود را تخليه ميكند و محيطي مناسب براي رشد و نمو ميكروبها بوجود مي آورد و ميكروب امراضي از قبيل كزاز در محيط آلوده اصطبلي بدون نور آفتاب ، براحتي زندگي مي كنند. - داراي فضاي كافي بوده تا اسب براحتي در آن گردش كرده و بخوابد و بلند شود . اسبها در صورت احساس امنيت و داشتن فضاي كافي براحتي مي خوابند . - حرارت ثابتي داشته باشد . - ديوارهاي آن از مصالحي ساخته شده باشد كه در اثر سايش اندامهاي اسب با آنها ،او را زخمي نكند . - آخورها و كف آن قابل شستشو باشد و هر چند روز يكبار بخصوص آخورها ، تميز شوند . بستر نرم و پوشيده از كلش يا خاك اره باشد تا براحتي قابل حمل و نقل بوده و هرچند روز يكبار تعويض شوند . - درب و يا دربها به اندازه كافي فضا براي ورود و خروج اسب داشته باشند . - حصارهاي بين اتاقكها طوري تعبيه شوند كه اسبها براحتي يكديگر را ديده و از مصاحبت با يكديگر لذت ببرند . مزرعه ، پادوك يا مرتع: اسبها بايد مدتي آزادانه در مرتع ، مزرعه ، پادوكها رها باشند . گذشته از علف كه غذاي طبيعي اسب است ، وقت گذراني در محوطه باز به او آرامش مي دهد . بعضي از اسبها به طور دائم آزاد هستند و برخي به تناوب ، هفته اي يا ماهي را آزادانه سر مي كنند . اسبهاي درون اصطبلي كه تمام مدت هم زير فشار كار هستند معمولا تعطيلات خود را در محوطه آزاد مي گذرانند . مهم نيست اسب چه مدت آزاد باشد ، مهم اين است كه اطمينان داشته باشيم حصار محوطه اي كه در آن رها شده ايمن است. آنچه را كه بايد درفضاي آزاد مد نظر داشت . قبل از آنكه اسب را رها كنيم نكاتي زير است |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 14:52 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
چگونه اسب انتخاب كنيم ؟ اسبهايي كه اشكال اندام و يا اخلاقي دارند: درچندين سال گذشته توليد اسب پيشرفت شاياني كرده است. اسبهاي ورزشي امروزه از كميت قابل توجهي برخوردارند. عليرغم اين نكات بايد بدانيم كه هيچ اسبي كامل نيست. همه آرزوي داشتن اسبي كامل داريم، ولي پيدا كردن آن چندان هم ساده نيست. هنر تربيت اسب پي بردن به تواناييهاي بالقوه اسب و پرورش آن تا حد ممكن است .بايد بدانيم كه چگونه و تا چه اندازهاي ميتوانيم به نقائص اخلاقي و اندامي اسب پي ببريم. اين آگاهي نياز به تجربهاي گران و كار كردن سالهاي متمادي با اسبهاي مختلف دارد. بايد بدانيم كه تربيت هر اسب با اسب ديگر متفاوت و داراي راز و رمز خاصي است. ولي چهارچوب كلي آن همين اصول اوليه تربيت اسب است كه دربارهاش بحث كرديم. به هرحال روشهايي وجود دارند كه درباره نحوه كار با اسبهايي كه خوش اخلاِق نيستند و نقصي در اندامشان وجود دارد، بحث ميكنند. معني اين بحث اين نيست كه مباني اصول اوليه ناديده گرفته ميشوند بلكه عليرغم مشكلات، فقط ممكن است اين اصول جابهجا شوند. بداخلاقي: اسب با خصوصيات اخلاقي و اندام خاصي خود به دنيا ميآيد. با استفاده از اصول صحيح آموزش و محيط سالم ميتواند اسب را براي سواري دادن به كار كشيد. از طرف ديگر چنانچه روش آموزش و نگهداري غلط در پيش گرفته شود، نتيجه عكس آنچه گفته شد خواهد بود. اصلاح مشكلات طبيعي اسب مشكل است. تجربه ثابت كرده است كه عليرغم صرف وقت و تلاش مضاعف چنانچه موفقيتي مناسب بهوجود آيد مشكل نهفته خودنمايي خواهد كرد. اسب عصبي: اين گونه اسبها در روبرو شدن با موقعيتهاي غيرمعمول از قبيل صداي غريب، و حركتهاي سريع و يا پرچم رم ميكنند: اين گونه اسبها در اثر كار دقيق و نگهداري صحيح و حوصله آرام ميشوند. اگر اسب در حركت عصبي است و يا از اشياء روي زمين رم ميكند، كار بسيار مشكل خواهد شد. تجربه من نشان داده كه اين گونه اسبها هرگز كاملاً آرامش پيدا نميكنند. مربي فقط بايد محدوديتها را در نظر بگيرد و برعكس حساسيتهاي زيادي و يا عصبيتهاي خاصي ميتواند مورد استفاده قرار بگيرد. خود من ترجيح ميدهم با اسبي سرحال، اگر چه كمي عصبي و نگران كار كنم تا اسبي تنبل. اسب عصبي براي سواركاري با حوصله بدون حركت اضافه و آرام روي اسب، هديهاي آسماني است. چنين اسبي كمترين اثرها را نياز دارد و سوار هم كه آرامش خود را روز او حفظ ميكند و زماني ميرسد كه اسب اثر ساِق را پذيرفته و به جلو رانده ميشود. در اين بازي برنده سواركار با حوصله است ولي سوار كار بيحوصله هيچگاه نبايد اسب عصبي سوار شود. اسب تنبل: اسب تنبل سوار را به جنون ميكشد. در ابتدا ميبايست پيبرد كه اسب ذاتاً تنبل است يا اين كه دلائلي باعث اين تنبلي است. به عنوان مثال، ممكن است اسب به آمادگي مطلوب نرسيده باشد. مثلاً چاقِ يا لاغر باشد، بيمار بوده و يا اثرهاي سوار را نميفهمد. بهتر است اسب تنبل را همراه با اسبي چالاك به صحرا ببريم. اگر او همچنان ميل به حركت نداشت، سوار اثرها را قويتر كند. و در موقع مناسب او ضربات مقطع و شديد شلاِق را به كار خواهد گرفت و اگر اسب به جلو پريد بايد او را نوازش كرد. اين تمرين بايد تا آن جا كه تكرار شود تا اسب منظور سوار را دريافته به سادگي به اثرها جواب دهد. مهم اين است كه سوار اسب را به حركت به جلو وادار كند. او ميبايست اين فشارها را به مرور كاهش دهد تا اسب را نسبت به آنها بيتفاوت نشود. اسب كله شق: اين گونه اسبي قادر به تحرك و اعمال قدرت است و مايل نيست آنها را در خدمت سوار كار بيتفاوت بگذارد. و نكته اين جاست كه اسب پي ببرد سوار آنقدرها خبره و مصمم نيست. اسب به سرعت به اين موضوع پي برده و سردست ميزند و مشكل بتوان اين حركت را از سرش انداخت. براي حل اين مشكل سواري مورد نياز است كه به زين چسبيده و بدون اين كه اسب اجازه نافرماني بدهد او را به جلو هدايت كند. به محض اطاعت اسب سوار بايد او را نوازش كرده و اطمينان اسب را جلب كند. به محض اين كه سوار احساس كند اسب ميخواهد رم كند و يا سردست بزند، بايد يكي از دستجلوها را كشيده و مانع حركت او شود و دقت كند كه حركت طولاني نباشد، چه ممكن است اسب روي سواركار به غلطد. نامتناسب بودن اندام: امروزه اسبهايي كه داراي مشكلاتي در اندام هستند به ندرت براي فروش به عنوان اسب ورزشي ارائه ميشوند. اگر اين عدم تناسب فقط مربوط به ضعف دست و پاها و مفاصل باشد، با مراقبت و پيگيري و حفاظت ميتوان اين نقاط ضعيف آنها را همراه با پرورش ساير اندامها پروراند. البته گفتن اين مطلب بسيار ساده و عمل آن بسيار مشكل است. نامتناسب بودن گردن: امروزه اين اسبها كمتر براي فروش ارائه ميشوند. اگر علاوه برنامتناسب بودن گردن فك پايين هم سنگين و بزرگ باشد، احتمال درست كردن چنين اسبي خيلي ضعيف است. بزرگي و سنگيني فك پايين به اسب اجازه نميدهد به آبخوري شود. چرا كه استخوان بزرگ فك پايين روي گردن فشار آورده و اجازه فعاليت را از آن ميگيرد. من پيشنهاد ميكنم با چنين اسبي كار نشود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 14:47 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
چگونه اسب انتخاب كنيم ؟ اسبهايي كه اشكال اندام و يا اخلاقي دارند: درچندين سال گذشته توليد اسب پيشرفت شاياني كرده است. اسبهاي ورزشي امروزه از كميت قابل توجهي برخوردارند. عليرغم اين نكات بايد بدانيم كه هيچ اسبي كامل نيست. همه آرزوي داشتن اسبي كامل داريم، ولي پيدا كردن آن چندان هم ساده نيست. هنر تربيت اسب پي بردن به تواناييهاي بالقوه اسب و پرورش آن تا حد ممكن است .بايد بدانيم كه چگونه و تا چه اندازهاي ميتوانيم به نقائص اخلاقي و اندامي اسب پي ببريم. اين آگاهي نياز به تجربهاي گران و كار كردن سالهاي متمادي با اسبهاي مختلف دارد. بايد بدانيم كه تربيت هر اسب با اسب ديگر متفاوت و داراي راز و رمز خاصي است. ولي چهارچوب كلي آن همين اصول اوليه تربيت اسب است كه دربارهاش بحث كرديم. به هرحال روشهايي وجود دارند كه درباره نحوه كار با اسبهايي كه خوش اخلاِق نيستند و نقصي در اندامشان وجود دارد، بحث ميكنند. معني اين بحث اين نيست كه مباني اصول اوليه ناديده گرفته ميشوند بلكه عليرغم مشكلات، فقط ممكن است اين اصول جابهجا شوند. بداخلاقي: اسب با خصوصيات اخلاقي و اندام خاصي خود به دنيا ميآيد. با استفاده از اصول صحيح آموزش و محيط سالم ميتواند اسب را براي سواري دادن به كار كشيد. از طرف ديگر چنانچه روش آموزش و نگهداري غلط در پيش گرفته شود، نتيجه عكس آنچه گفته شد خواهد بود. اصلاح مشكلات طبيعي اسب مشكل است. تجربه ثابت كرده است كه عليرغم صرف وقت و تلاش مضاعف چنانچه موفقيتي مناسب بهوجود آيد مشكل نهفته خودنمايي خواهد كرد. اسب عصبي: اين گونه اسبها در روبرو شدن با موقعيتهاي غيرمعمول از قبيل صداي غريب، و حركتهاي سريع و يا پرچم رم ميكنند: اين گونه اسبها در اثر كار دقيق و نگهداري صحيح و حوصله آرام ميشوند. اگر اسب در حركت عصبي است و يا از اشياء روي زمين رم ميكند، كار بسيار مشكل خواهد شد. تجربه من نشان داده كه اين گونه اسبها هرگز كاملاً آرامش پيدا نميكنند. مربي فقط بايد محدوديتها را در نظر بگيرد و برعكس حساسيتهاي زيادي و يا عصبيتهاي خاصي ميتواند مورد استفاده قرار بگيرد. خود من ترجيح ميدهم با اسبي سرحال، اگر چه كمي عصبي و نگران كار كنم تا اسبي تنبل. اسب عصبي براي سواركاري با حوصله بدون حركت اضافه و آرام روي اسب، هديهاي آسماني است. چنين اسبي كمترين اثرها را نياز دارد و سوار هم كه آرامش خود را روز او حفظ ميكند و زماني ميرسد كه اسب اثر ساِق را پذيرفته و به جلو رانده ميشود. در اين بازي برنده سواركار با حوصله است ولي سوار كار بيحوصله هيچگاه نبايد اسب عصبي سوار شود. اسب تنبل: اسب تنبل سوار را به جنون ميكشد. در ابتدا ميبايست پيبرد كه اسب ذاتاً تنبل است يا اين كه دلائلي باعث اين تنبلي است. به عنوان مثال، ممكن است اسب به آمادگي مطلوب نرسيده باشد. مثلاً چاقِ يا لاغر باشد، بيمار بوده و يا اثرهاي سوار را نميفهمد. بهتر است اسب تنبل را همراه با اسبي چالاك به صحرا ببريم. اگر او همچنان ميل به حركت نداشت، سوار اثرها را قويتر كند. و در موقع مناسب او ضربات مقطع و شديد شلاِق را به كار خواهد گرفت و اگر اسب به جلو پريد بايد او را نوازش كرد. اين تمرين بايد تا آن جا كه تكرار شود تا اسب منظور سوار را دريافته به سادگي به اثرها جواب دهد. مهم اين است كه سوار اسب را به حركت به جلو وادار كند. او ميبايست اين فشارها را به مرور كاهش دهد تا اسب را نسبت به آنها بيتفاوت نشود. اسب كله شق: اين گونه اسبي قادر به تحرك و اعمال قدرت است و مايل نيست آنها را در خدمت سوار كار بيتفاوت بگذارد. و نكته اين جاست كه اسب پي ببرد سوار آنقدرها خبره و مصمم نيست. اسب به سرعت به اين موضوع پي برده و سردست ميزند و مشكل بتوان اين حركت را از سرش انداخت. براي حل اين مشكل سواري مورد نياز است كه به زين چسبيده و بدون اين كه اسب اجازه نافرماني بدهد او را به جلو هدايت كند. به محض اطاعت اسب سوار بايد او را نوازش كرده و اطمينان اسب را جلب كند. به محض اين كه سوار احساس كند اسب ميخواهد رم كند و يا سردست بزند، بايد يكي از دستجلوها را كشيده و مانع حركت او شود و دقت كند كه حركت طولاني نباشد، چه ممكن است اسب روي سواركار به غلطد. نامتناسب بودن اندام: امروزه اسبهايي كه داراي مشكلاتي در اندام هستند به ندرت براي فروش به عنوان اسب ورزشي ارائه ميشوند. اگر اين عدم تناسب فقط مربوط به ضعف دست و پاها و مفاصل باشد، با مراقبت و پيگيري و حفاظت ميتوان اين نقاط ضعيف آنها را همراه با پرورش ساير اندامها پروراند. البته گفتن اين مطلب بسيار ساده و عمل آن بسيار مشكل است. نامتناسب بودن گردن: امروزه اين اسبها كمتر براي فروش ارائه ميشوند. اگر علاوه برنامتناسب بودن گردن فك پايين هم سنگين و بزرگ باشد، احتمال درست كردن چنين اسبي خيلي ضعيف است. بزرگي و سنگيني فك پايين به اسب اجازه نميدهد به آبخوري شود. چرا كه استخوان بزرگ فك پايين روي گردن فشار آورده و اجازه فعاليت را از آن ميگيرد. من پيشنهاد ميكنم با چنين اسبي كار نشود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 14:43 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
خاستگاه و تكامل اسب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 14:18 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
تغذيه |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 14:15 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
ده رمز آشنايي با اسب يك سواركار خوب ميتواند اسب را به انجام كاري وادار كند ولي بهترين سواركار كسي است كه اسب را طوري تربيت كند كه با ميل خودش كاري را انجام دهد نه به زور اسبهاي جوان را از هر دو طرف تمرين دهيد. نه فقط به روش سنتي گذشته از طرف چپ تا درآينده وقتي از طرف ديگر (راست) به آنها نزديك ميشويد از شما نترسند. زبان اسب، زباني كاملاً قابل پيشبيني، قابل تشخيص و تأثيرگذار است. وظيفه ماست تا جايي كه امكان دارد اين زبان را ياد بگيريم. منطقي نيست كه از اسبمان بخواهيم كه هيچ وقت نترسد. ولي ميتوانيم طوري تربيتش كنيم كه در هنگام ترس هم واكنشي كنترل شده از خودش نشان دهد. به خاطر داشته باشيد كه هروقت اسب را آزرده خاطر كنيد حق اينكه از شما بترسد را دارد. يك سواركار واقعي از ارزش برقراري ارتباط دوستي با اسب خود غافل نميشود. مقاله علمي : كتاب اسرار چند گانه نوشته «كلي ماركس» از دست پروردگان سوار كار با نفوذ كاليفرنيايي «مانتي رابرتز» يا همان كسي كه او را نجواگر واقعي اسب نام نهادهاند ميباشد. هر چه ميگذرد روش به هم پيوستن اسب و انسان مانتي رابرتز به عنوان بهترين راه ممكن براي تعليم اسبهاي جوان و ارتباط برقرار كردن با اسبهايي كه مشكلات رفتاري دارند بيش از پيش در اذهان سواركاران جا باز ميكند. مانتي در روش خود كه آن را «ايكاس» Equsمينامد به جاي خيره شدن در چشمهاي اسب يا بستن و محدود كردن حيوان از زبان اندامي براي ارتباط با اسبها استفاده ميكند كه درحقيقت تقليدي از زبان اندامي خود اسب ميباشد. روش او مستلزم داشتن درك عميقي از خصوصيات روحي اسب يا همان روانشناسي اسب ميباشد كه ما را قادر ميسازد تا اسبها را به روشي كاملاً دلسوزانه، مؤثر و بيخطر تربيت كنيم. «مانتي» معتقد است كه همه افراد جامعه اسب ميتوانند «ايكاس» را ياد بگيرند و به همين منظور دانش خود را از طريق سخن رانيها، نمايشها، كتابها و ويدئوها و در انگلستان از طريق كلاسهاي سواركاري «كلي ماركس» و همچنين نوشتن مقالاتي براي مجله «اسب و سواركار» (Horse & Riders) به گوش مخاطبان خود ميرساند. در ادامه مطلب مانتي «كلي ماركس» دانش خود را در مورد اسبها دراختيار شما قرار خواهند داد. لطفاً قبل از اينكه حتي به فكر تربيت اسب خودتان بيفتيد آنها را بخوانيد! رمز اول : اسب حيواني است پرشي نه جنگيدني : هرگز از اهميتي كه اين مسأله در تربيت اسب دارد غافل نشويد. در جهان وحش «اسب» هميشه نقش طعمه را داشته است تا اينكه حيواني شكارچي باشد. وقتي شما به جاي اينكه نقش ميزبان را داشته باشيد نقش غذا را بازي كنيد ديدگاه كاملاً متفاوتي نسبت به زندگي خواهيد داشت. «مانتي رابرتز» بر اين عقيده است كه خانمها خيلي بهتر از آقايان اين ديدگاه اسب را درك ميكنند چرا كه آنها معناي آسيبپذيري را در شرايطي از جمله وقتي كه دير وقت در خياباني قدم ميزنند يا وقتي كه تنها مسافر قطار هستند و ناگهان مردي وارد كوپه ميشود حس كردهاند. البته پيشينه زندگي و طرز تربيت ما در گذشته تأثير مستقيمي بر روي واكنش ما در چنين مواردي دارد. اين مسأله در مورد اسبها هم صدق ميكند. اصلاً منطقي نيست كه از اسبمان بخواهيم كه هيچ وقت نترسد. ولي ميتوانيم طوري تربيتش كنيم كه در هنگام ترس هم واكنشي كنترل شده از خودش نشان دهد. به خاطر داشته باشيد كه هر وقت اسب را آزردهخاطر كنيد حق اينكه از شما بترسد را دارد! رمز دوم : اسبها احساسات بسيار پيشرفتهاي دارند : همه ميدانند كه سگها دوست دارند رضايت خاطر افراد را به خود جلب كنند و با تحسين و تشويق ميتوان آنها را آموزش داد اين مسأله در مورد اسبها نيز صدق ميكند گرچه اين خصلت ذاتي آنها خيلي دست كم گرفته شده است. درست است كه اسبها و سگها يكي نيستند ولي احتمالاً اين تناقض ناشي از مدت زماني است كه به منظور تعليم صرف هريك از اين دو گونه ميكنيم. اسبها طبيعتي اجتماعي دارند و متقابلاً نياز به دوستي و معاشرت هم دارند، اگر حيواني از تيره خودشان در دسترس نباشد آنها با موجودات ديگر از جمله انسانها خو خواهند گرفت. همانطور كه هر رابطهاي در زندگي براي شما از اهميت خاصي برخوردار است اگر رابطه شما با اسبان هم برايتان مهم است بايد كمي از وقتتان را هم صرف معاشرت با او كنيد. يك سواري مختصر و برگشتن سركار، دغدغههاي روزمره چيزي نيست كه بتوان اسمش را معاشرت گذاشت. «اين استارك» در طي مصاحبهاي كه بعد از مسابقات المپيك آتلانتا با او انجام شده بود گفته بود من ده دقيقه از روز را فقط صرف نوازش كردن و صحبت كردن با اسبم ميكنم. اگر چنين جملهاي را از زبان يك سواركار زن شنيده بوديم شايد كمتر تعجب ميكرديم چون اصولاً خصلت لطافت و نرمي در مورد خانمها بيشتر صدق ميكند تا آقايان. ناگفته نماند كه يك سواركار واقعي هرگز از ارزش برقراري ارتباط دوستي با اسب خود غافل نميشود. حتي «زئوفون» هم كه آنقدرها نسبت به اسبها احساساتي نبود 23 قرن پيش در مورد آنها چنين گفته است: وقتي اسب شما با ديدن چيزي رم ميكند و تمايلي به نزديك شدن به آن ندارد بايد به او نشان دهيد كه هيچ دليلي براي ترسيدن وجود ندارد لااقل براي اسب شجاعي همچون او. اما اگر باز هم از رفتن به سمت شيئي سرباز زد شيئي كه از نظر اسبتان ترسناك است او را لمس كرده و سپس او را به آرامي به سمت آن شيئي هدايت كنيد. كورش كبير 13 ساله بود كه از دست سربازان بزدل و دست و پا چلفتياش كه از پس مهار كردن و سواري گرفتن از اسب زيبا و سرحالش برنميآمدند به تنگ آمد. هنگامي كه كورش گفت من بهتر از شما از پس اين اسب برميآيم، مورد تمسخر سربازانش قرارگرفت ولي او نااميد نشد و شجاعانه به سمت اسب دويد و افسارش را گرفت و سراسب را به سمت خورشيد برگرداند چرا كه ميدانست اسب از سايه خودش ترسيده است. كورش بعد از اندكي ناز و نوازش و بدون اينكه كوچكترين صدمهاي به اسب وارد كند سوارش شد. از آن به بعد «بوسفالاس» اسب جنگي محبوب كورش شد. پيروزيهاي بسياري از سوار بر او بدست آورد. چندي بعدي شهري را به افتخار او به همين نام نهاد. يك سواركار خوب ميتواند اسب را به انجام كاري وادار كند ولي بهترين سواركار كسي است كه اسب را طوري تربيت كند كه با ميل خودش كاري را انجام دهد نه به زور! اسبها موجوداتي اجتماعي هستند و از معاشرت با ديگر اسبها لذت ميبرند. اگر اهميتي براي رابطه خود با اسبتان قائل هستيد اندكي هم زمان صرف معاشرت با او كنيد. رمز سوم : اسبها مغز فندقي نيستند ! چند وقت پيش سواركاري به كشور ما آمد تا كارهاي خودش را به نمايش بگذارد چندين بار در حين برنامههايش از اسب به عنوان حيواني با مغزي اندازه گرد و نام برد. آيا گفتهاش صرفاً لطيفهاي بود براي تحقير كردن اسب؟ يا اينكه حضار گرامي واقعاً هيچ اطلاعي از آناتومي اسب نداشتند؟ بد نيست بدانيد كه اندازة مغز يك حيوان ربطي به هوش و درايت آن ندارد عوامل بسياري از جمله اندازة مغز در ارتباط با بدن حيوان يا به بياني بهتر تعامل قسمتهاي مختلف مغز با بدن حيوان نيز دخيل هستند. آمار به ما نشان ميدهد كه مغز اسب داراي وزني در حدود 23 اونس (650 گرم) ميباشد. قسمت جلوي مغز از لايههاي هم پوشاني تشكيل شده است. لايه بيروني نئوكورتكس (Neocor Tex) به پردازش اعمالي نظير فكر كردن، تصور كردن، برنامهريزي و صحبت كردن اختصاص داده شده است. اندازه نئوكورتكس در مغز انسان تقريباً در برابر مغز اسب ميباشد. لايه بعدي لايمبيك سيستم (limbic system) نام دارد كه ارتباط آن با حواسي نظير واكنشهاي عاطفي، درد و لذتبردن توسط اكثر محققان پذيرفته شده است. لازم به يادآوري است كه فرآيند يادگيري هم در همين لايه انجام ميشود. جالب است بدانيد كه اين بخش از مغز اسب و انسان تقريباً هم اندازهاند كه بيشك دليل محكمي بر اين ادعاست كه اسبها موجوداتي عاطفي هستند. رمز چهارم : اسبها ميبايست اجسام را از هر دو طرف ببينند : در مقايسه با عملكرد مغز انسان مغز اسب توانايي اندكي در برقراري ارتباط بين نيمكره چپ و راست دارد. اگر هميشه اسب خود را از يك طرف تمرين ميدهيد (همان طرفي كه به شما نزديكتر است) احتمالاً در هنگام نزديك شدن به او از سمت ديگر، با عكسالعمل غيرمنتظرهاي رو به رو خواهيد شد. پس وقتي كه براي اولينبار سوار اسبي ميشويد مراقب گردش كردنش به سمت راست باشيد گرچه ممكن است شما را با چشم ديگرش ديده باشد، اگر اسبي از جناح نزديكتر بهتر از جناح دورتر با شما همكاري ميكند صرفاً به اين خاطر است كه شما اسبتان را فقط از سمت نزديكتر به خودتان تعليم دادهايد. البته خلاف اين مطلب نيز صادق است يعني اگر اسبي هنگام تعليم در طرفي كه به شما دورتر است، بهتر عمل ميكند، احتمالاً يا تمرينات در سمت نزديك خشن بوده يا ضربه شديدي از آن سمت به اسب وارد شده است. اسبهاي جوان را از هر دو طرف تمرين دهيد نه فقط به روش سنتي گذشته از طرف چپ تا درآينده وقتي از طرف ديگر (راست) به آنها نزديك ميشويد از شما نترسند. رمز پنجم : اسب براي يادگيري به آرامش نياز دارد : شايد شما بتوانيد يك اسب مضطرب را وادار كنيد كه به اصطبل وارد شود يا از چيزي كه قبلاً از آن ميترسيد عبور كند يا حتي از روي موانع بپرد ولي مجبور كردن اسب به انجام يك كار با يادگيري يك رفتار جديد زمين تا آسمان فرق ميكند. مسلماً وقتي اسب از نبودن شلاق جارو يا چيزهايي كه از آن ميترسيده اطمينان حاصل كند كار مربي خيلي سختتر خواهد شد. طي جلسات تمرين اسب بايد از آرامش كامل برخوردار، و ذهنش پذيراي تعاليم جديد باشد. خيلي وقتها مربي جلسه تمرين را با هدف خاصي آغاز ميكند ولي در پايان به نتيجهاي ميرسد كه هيچ ربطي به هدف اوليهاش نداشته است. به عنوان مثال ممكن است مربي يكي از جلسات تمرين را صرف آموزش اسب براي رفتن به داخل اصطبل يا تريلر كند و براي رسيدن به اين هدف از فشار استفاده كند به اين طريق كه هر بار كه افسار را ميكشد به اسب فرصت بدهد تا ياد بگيرد چطور خودش را از فشار وارده خلاص كند و هر بار كه در رفتار اسب كوچكترين پيشرفتي حاصل ميشود با دادن پاداش او را به ادامه كار تشويق كند. اگر براي مدتي اين تمرين ادامه پيدا كند اسب به راحتي وارد اصطبل يا تريلر خواهد شد و مهمتر از آن حس اعتمادش نسبت به مربي افزايش خواهد يافت. به خاطر داشته باشيد كه اين يادگيري بايد پلهپله و به تدريج انجام شود. خيلي از مربيها تا چشمشان به اسب ميافتد ميخواهند اسب را به هر طريقي كه شده وارد اصطبل كنند ولي اسم اين روش را نميتوان تمرين گذاشت. پس هميشه به اين فكر باشيد كه تمرينات را پيش ببريد تا اينكه به فكر سرعت يادگيري باشيد. رمز ششم : اسبها تحسين كردن شما را كاملاً درك ميكنند : قبل از هر چيز بايد با اسب يك رابطه عاطفي برقرار كنيد تا جلب رضايت شما براي او مهم باشد. بنابراين نتايجي كه شما از ناز و نوازش اسب خواهيد گرفت بسيار قابل توجه است. اگر چه اين تنها زبان براي برقراري ارتباط با اسب نيست ولي اسبها ميتوانند ياد بگيرند كه چطور از اين پاداشها لذت ببرند. بهترين لذت وقتي است كه شما فشار را از روي اسب برميداريد كه اين كار خودش بزرگترين پاداش براي او به حساب ميآيد. اگر شما پس از اينكه اسبتان از پس انجام حركت مشكلي برآمد از آن پياده شويد و «تنگ» او را شل كنيد آن حركت به عنوان يك حركت خوب در ذهن او حك خواهد شد. تشويق در عمل : در دوران مسابقات آماتور، پرش با اسب به دو اسب مسابقهاي سركش برخوردم كه همه به من ميگفتند اين دو هرگز نخواهند پريد. ولي حدس بزنيد بعداً چه اتفاقي افتاد. با وجود اينكه شش روز در هفته با آنها به سواري ميرفتم. روزهاي تعطيل هم دوست داشتم به سواري بروم. وقتي اسب اولي را چهار نعل به طرف بستههاي شاخ و برگ درختها هدايت كردم خيلي راحت و بدون دردسر از روي آنها عبور كرد. دفعه بعدي دو مرتبه همين اتفاق تكرار شد اما اين بار از اسب پياده شدم و به خانه برگشتيم. به مدت پنج هفته يكشنبهها من اين كار را تكرار ميكردم و هر دفعه نسبت به قبل پيشرفت كمي حاصل ميشد تا اينكه يك روز بالاخره موفق شد از روي نردههاي كوتاه حصيري به راحتي عبور كند. ديگر وقت آن رسيده بود كه آن را به دست حرفهايها بسپارم. در اولين مسابقهاش برنده شد. آن روز خيليها ناراحت شدند چون هيچكس روي آن اسب شرط نسبته بود. البته هيچكس هم نپرسيد چطور اين اسب از تمرينهاي يكشنبه ناگهان به يك اسب پرشي تبديل شد. من هم هيچ وقت راجع به آن حرفي نزدم. رمز هفتم : اسبها نسبت به لمس شدن بسيار حساس هستند : اسبها با نوازش يكديگر براي برقراري رابطه دوستي استفاده ميكنند. تحريكات حسي در اسبها از اهميت ويژهاي برخوردار است. يك اسب ميتواند مزاحمت يك مگس را روي پوستش حس كند و به راحتي آن را دور كند، اما بسياري از انسانها با اسبها رفتار خشني دارند و ظاهراً اسب را با تراكتور اشتباه گرفتهاند. «لندا تلينگتن جونز» تحقيقات بسيار جالبي بر روي تحريكات حسي اسبها انجام داده كه اشاره به آنها در اينجا مقدور نيست. حتي يك مربي معمولي هم بايد به حساسيت اسب نسبت به تحريكات حسي و لذتي كه اسب از اين تحريكات ميبرد توجه داشته باشد (رابطه بين فيزيولوژي و روانشناسي). از جمله اين روابط حسي ميتوان به آرامشي كه اسب از پايين آوردن سرش بدان دست مييابد اشاره كرد. رمز هشتم : برداشت اسبها از غذا نسبت به برداشتي كه حيوانات درنده از غذا به عنوان پاداش دارند كاملاً متفاوت است : پاداش غذايي در مورد حيوانات وحشي چون سگها و ماهيها و خرسها اثر مطلوبي دارد چرا كه اين حيوانات طبيعتي شكارگر دارند و همواره در كمين غذا نشستهاند و چنانچه موفق به شكار نشوند با گرسنگي مواجه خواهند شد. حيواني مثل اسب كه هميشه در طبيعت نقش طعمه را داشته هرگز مثل حيوانات شكارگر غذا و پاداش را به هم مرتبط نميداند. غذا هميشه در اطرافش وجود داشته و هيچ وقت در كمين علوفه نبوده و يا اينكه بخواهد به دنبال علوفه بدود. ممكن است استفاده از غذا براي فرستادن اسب گرسنه به داخل اصطبل يا گرفتار كردن آن جواب بدهد ولي اگر نتوانيم در نبود. غذا آن را به داخل اصطبل هدايت كنيم حاكي از اين مطلب است كه تعليمات، تأثير مفيدي بر روي حيوان نداشته است. بعضي اوقات اسبهايي را ديدهايم كه پس از گرفتن غذا چند قدم به عقب ميروند. غذا دادن ميتواند خوي گاز گرفتن و رفتارهاي هلدادن را نيز در مورد اسب تقويت كند. از طرف ديگر غذا دادن به عنوان وسيلهاي براي ايجاد ارتباط و همبستگي ميتواند مفيد واقع شود همچنين ميتوان از آن به عنوان وسيلهاي براي ايجاد حواسپرتي در اسب استفاده كرد. اين روش بخصوص در هنگام فيزيوتراپي وقتي كه ميخواهيم اسب گردنش را برگرداند بسيار مفيد واقع ميشود. رمز نهم : اسبها از زبان اندامي واضح و قابل فهم (كپيبرداري) استفاده ميكنند كه مانتي آن را Equus ايكاس (ارتباط برقرار كردن) مينامد : فرض كنيد به فرانسه برويم و مردم آنجا را وادار كنيم با ما انگليسي صحبت كنند چنين رفتاري نه تنها بيادبانه است بلكه ممكن است باعث شود در نظر آنها فردي خودخواه جلوه كنيم. مسلماً در پي چنين رفتاري نخواهيم توانست ارتباط گرمي با آنها برقرار كنيم. در مورد اسبها هم چنين است. در تاريخ ششهزار ساله سواركاري هميشه از اسبها انتظار ميرفته كه از چيزي كه ما ميخواستيم به آنها بفهمانيم سر دربياورند. آيا وقت آن نرسيده كه ما هم كمي به خودمان سختي بدهيم يا آنچه آنها سعي ميكنند. به ما بفهمانند را درك كنيم؟ بعضي اوقات وقتي در ارتباط با اسبها به مشكل برميخورم به ياد كتاب پرفروش «مردان مريخي و زنان ونوسي» ميافتم كه نويسندة آن بر اين باور است كه در يك رابطه هر دو طرف بايد سعي كنند تا همديگر را درك كنند. زبان اسب، زباني كاملاً قابل پيشبيني، قابل تشخيص و تأثيرگذار است. وظيفه ماست تا جايي كه امكان دارد اين زبان را ياد بگيريم. رمز دهم : كافيست سه مرتبه يك حركت را به اسب نشان دهيد تا آنرا ياد بگيرد : براي اسبها مهم است كه بدانند چه چيزهايي برايشان خطرآفرين است تا بتوانند به موقع از آنها فرار كنند و گرفتار نشوند. البته اين مسأله تا حدودي يك توانايي ذاتي است. به همان اندازه كه احساس خطر در اسبها اهميت دارد درك موقعيتهاي بيخطر هم برايشان مهم است. در غير اين صورت اسب تا آخر عمر از خشخش برگهايي كه سر راهش افتاده است فرار خواهد كرد. به طور طبيعي در دنياي وحش حيوانات كم سن و سالتر با الگوبرداري از عكسالعمل مادر و ديگر اعضاي گله نسبت به محركها هدايت ميشوند. آنها بسيار سريع اينگونه عكسالعملها را ياد ميگيرند و در زندگي آينده خود به كار ميگيرند. يادگيري مورد بحث ما با يادگيري كه به طور طبيعي در دنياي وحش اتفاق ميافتد زمين تا آسمان فرق ميكند و منظور از آن چيزهايي است كه اسب از بدو تولد تا موقعي كه از آن سواري گرفته شود ياد ميگيرد. اسبهاي تحت تعليم كه آمادگي يادگيري را داشته باشند معمولاً بعد از سه بار تكرار تمرين حركت مورد نظر را از بر ميشوند. اگر اسب مورد تعليم بعد از سه مرتبه حركت مورد نظر را ياد نگرفت به احتمال زياد شما حركت را به درستي به آن نشان ندادهايد و شايد هم لازم شود در روش تعليم خود تجديدنظر كنيد. اين مسأله در مورد يادگيري انسان هم صدق ميكند. خوشبختانه مربيان سواركاري گذشته كه فقط با فرياد كشيدن سعي داشتند سواركار را آموزش دهند جاي خود را به مربيان جديدي نظير «ماري و انلس» دادهاند كه به خوبي ميدانند با تغيير روش آموزش ميتوان سواركارهاي خوبي را تربيت كرد. اغلب مردم فكر ميكنند كه اگر از روشي براي انجام كاري استفاده كردند و نتيجه مثبت گرفتند، بدون توجه به تغيير شرايط انتظار دارند آن روش هميشه برايشان نتيجهاي مطلوب به بار آورد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 16:14 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
دستگاه گوارش به ترتييب از قسمتهاي زير تشکيل شده است: ۱- دهان: از لبها آغاز و به حلق ختم مي شود، در محوطه دهاني زبان و دندانها قرار داشته و غدد بزاقي با ترشحات خود به عنوان اولين عامل شيميايي به هضم کمک مي کنند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 11:28 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
رکاب
![]() ![]() در دو مدل آلومینیوم و لاستیکی ساخته شده است و هر دو مدل دارای پوشش اضافی در جلو برای محافظت از پا هستند. این قطعه مخصوصا برای افرادی که کفشهای سواری و یا کفشهای بدون پاشنه استفاده میکنند قابل توجه است. برای سواریهای طولانی بسیار مناسب و وزن آن 360 گرم است. در کل یک وسیله جالب برای افرادی که احساس درد دارند و افرادی که ساعتها روی اسب هستند. گرفته شده از:بانک اطلاعاتی اسب ایران |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 18:35 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 9:27 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||
|
|||||||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم شهریور 1386ساعت 9:18 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||||
|
|
|
|||
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 16:29 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||||
|
|
|
|||||
|
||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 16:26 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||||||
|
|
|
|
|
الف ـ داخلی 1ـ مسابقات پرش با اسب 1-1- جایزه بزرگ چهارمين جام ارگ جدید 4 الی 10 فروردین ماه ارگ جدید (بم) 2-1- جایزه بزرگ چهارمین جام میلاد 21 ارديبهشت ماه تهران 3-1- جایزه بزرگ سومین جام پادیسان 4 خرداد ماه تهران 4-1- شانزدهمین دوره مسابقات جام یگانگی 21 الی 25 خردادماه تهران 5-1- جایزه بزرگ پنجمين جام مادر 15 تیرماه تهران 6-1- جایزه بزرگ پنجمین جام ولوو 5 مردادماه تهران 7-1- چهاردهمین دوره مسابقات جام پیشرفت 29 مرداد الی 2 شهریور مشهد یا تهران 8-1- قهرمانی کشور نوجوانان و جوانان و بین المللی زیر 14 سال 14 و 16 شهریورماه تهران 9-1- دهمین دوره مسابقات جام فدراسیون بین المللی (FEI) 25 و 27 مهر ماه تهران 10-1- قهرمانی کشور بزرگسالان 11 و 14 و 18 آبان ماه تهران 2- مسابقات سواري استقامت 1-2- سواری استقامت كردان 14 اردیبهشت ماه تهران (کردان) 2-2- سواری استقامت چهارمحال وبختياري 11 خردادماه چهارمحال و بختياري 3-2- سواري استقامت فارس 22 تيرماه فارس 3-2- سواری استقامت يزد 9 شهريورماه یزد 4-2- سواري استقامت FEI 4 آبان ماه لرستان 5-2- سواري استقامت قهرماني كشور 25 آبان ماه تهران 3- مسابقات درساژ 1-3- جام یگانگی 24 خردادماه تهران 2-3- جام پیشرفت 1 شهریورماه تهران – مشهد 3-3- درساژ 26 مهر ماه تهران 4-3- قهرمانی کشور 16 آبان ماه تهران 4- دومین دوره لیگ قهرمانی باشگاههای کشور 1-4- دور اول لیگ (يك راندي) 22 خرداد ماه تهران 2-4- دور دوم لیگ (يك راندي) 30 مرداد ماه تهران – مشهد 3-4- دور سوم لیگ (دو راندي) 25 مهر ماه تهران 4-4- دور چهارم لیگ (دو راندي) 27 مهر ماه تهران 5- جشنواره و مسابقات زیبایی اسب اصیل 1-5- جشنواره اسب اصيل يزد 14 اردیبهشت ماه يزد 2-5- جشنواره اسب ترکمن 28 ارديبهشت ماه خراسان شمالی 3-5- جشنواره اسب كرد 18 خرداد ماه كرمانشاه 5-5- جشنواره زیبایی اسبچه خزر 9 شهریور ماه گيلان 6-5- جشنواره اسب اصیل ایرانی (عرب) 4 آبان ماه اصفهان
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 16:27 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
||||
|
.
|
|||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 13:18 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||
|
|
|
|
|
سوگند به اسبهایی که در تاختن، نفسشان به شماره می افتد و سوگند به اسبهایی که به هنگام شتاب، از برخورد سمهایشان با سنگها، آتش برمی افروزند. صبحگاهان (دشمنان حق) را به غارت می گیرند و گرد و غبار برانگیخته، گرداگرد سپاه دشمن حلقه می زنند و آنان را محاصره می کنند.(قرآن سوره والعادیات)
آیا تو را یارای آن هست که به اسب نیرو بخشی یا گردنش را به یال بیارایی و او را مانند ملخ به جست و خیز در آوری؟ چه سهمگین است شیهه با شکوهش، به زمین سم کوبد و از نیروی خود شادمان است. به جنگجو پذیره شود، به ترس بخندد، از شمشیر رو نگرداند، هر چند که ترکش و ناوک و نیزه درخشان بر او گذرد، خشمگین و خروشان زمین در نوردد و از آوای کرنا از تکاپو باز نماند. با خروش کرنا، های های برآورد و از دور پهنه کارزار را دریابد. (تورات-کتاب ایوب پیامبر باب 29 - فقرات19 - 25 )
تلفیق اسب و دریا شیرین ترین آرزوی زندگی من است. تجسم کن تو آزاد و رها در ساحل ایستاده ای. بعد اریب در هوا، بر اسبی در حال تاخت می پری و ساحل را با تمام وسعتش در زیر نعلهای اسبت می لرزانی. ذرات ماسه که بر هوا بر می خیزند و به تنت می نشینند، تو را لبریز از لذت
می کنند. سر اسب را عمود بر دریا می چرخانی و می رانی به سمت دریا. درست در آن جایی که موجهای غلطان خود را بی محابا بر ساحل می کوبند، بر روی هم می لغزند و به عقب سُر می خورند. در آنجا که شکاف بین ماسه ها حریصانه و شهوتناک حبابهای باقی مانده را می بلعند، لگام می کشی. می ایستی و چشم می دوزی به موجهای خروشان، به عظمت دریا، به افق رنگین با طیف طولانی رنگهای زرد تشکیل دهنده غروب. به آنجا که دریا وآسمان دو آبی بی انتها به وصال هم می رسند و پر می شوی از انرژی سرشار اسب سرکشی که متواضعانه و مطیعانه به تو رکاب داده است. می توانی تا ابد بایستی و نظاره کنی و از لذت محاط بودن بر محیط سیراب گردی...
به یاد ندارم در طول مدت عمرم در خواب حرف زده باشم؛ جز چند موردی که به گزارش اطرافیان زمزمه هایی در مورد دریا یا اسب داشته ام. اما زمانی رسید که روزمرگی زندگی آن چنان مرا اسیر خود کرد که حتی رویاها و آرزوهایم را به دست فراموشی سپردم. تا آن روز که کارپرداز مرکز از راه رسید با کتابی در دست. روی جلد کتاب عنوان درشت "اسب" درج شده بود با تصویر اسبی در تلالو رنگهای الوان غروب خورشید. تورق بر آن کتاب، عشق اسب را باز در من زنده کرد. احتمالأ همکارم به مدد تجربه و سابقه سوارکاری اش متوجه این علاقه دیرین من گردید که بی مقدمه پرسید "چرا یکبار سری به باشگاههای سوارکاری نمی زنی؟" پیشنهاد وسوسه برانگیزی بود. همان روز غروب به مجموعه تفریحی و سوارکاری بهشت رفتم.
تا روی تخت های مشرف به مانژ، در انتظار دم کشیدن چایی نشسته بودم و به اسبهای در حال یورتمه و سوارکاران قبراقشان نگاه می کردم، یاد آرزوی دیرینم افتادم. همیشه وقتی هنگام غروب، کنار دریا بودم، پیش خود مجسم می کردم که بر اسبی هورخش سوارم و از لذت تاختن و رهاشدن، مسرور. حال، اما تکه دوم رویایم را در دست داشتم و در حسرت تکه اول مانده بودم. به روش همیشگی متوسل شدم. به قدرت تخیل دیوار بلند بتونی ته مانژ را برداشتم و به جایش امواج خروشان دریا را متصور گشتم. هنوز شیرینی این تصویر به تمامی توسط مخاط چشایی وجودم ادراک نشده بود که حرفها و توضیحات سرپرست باشگاه به جایش مزه ای مابین تلخی و شوری نشاند. او از خطر منقرض شدن نژادهای اصیل ایرانی گفت تا مشکلات پرورش اسب. از کم لطفی مسئولین نسبت به این موجود یگانه گفت تا بی توجهی فدارسیون سوارکاری. می گفت:" اینکه در مسابقات بین المللی، ایرانیان حق بردن اسب خود را ندارند و مجبورند با اسب های عاریه ای مسابقه دهند، باعث می شود که سوارکاران ما نتوانند، آنطور که باید و شاید قابلیت های خود را به عرصه نمایش بگذارند. دلم گرفت، مگر نه اینکه مهمترین قسمت هنر سوارکار ایجاد نزدیکی احساس، عاطفه، دوستی و فرمانبرداری در اسبش است، آن چنان که گویی جزئی از پیکر اوست؟ و همه اینها با یک اسب عاریه ای چطور ممکن است؟!
یادم افتاد که خیلی وقت پیش در جایی خوانده بودم که پروفسور هرتسفلد و سرآرتور کیث، ایران را مرکز تمدن و فرهنگ پیش از تاریخ می دانند. آنها در این باره چنین می گویند:" از این که فلات ایران در واپسین مرحله عصر حجر( هزاره پنجم پیش از میلاد) تمدنی بسیار پیشرفته بوده، هیچ تردیدی نیست" همچنین پرفسور چایلو گفته است:" اسب برای نخستین بار در فلات ایران اهلی شده است. آریایی ها مردمی دامپرور، سوارکار و جنگجو بودند. آنها از نخستین مرمانی بودند که اسب وحشی را رام کردند. هم آنان بودند که استفاده از اسب را برای کشیدن ارابه های جنگی به مردم بابل، مصر و یونان آموختند. "
همزمان با این یادآوری در قفسه سینه ام مشابه همان دردی پیچید که سالها پیش، وقتی معلم تاریخ مفاد عهدنامه ترکمن چای را توضیح می داد، تجربه اش کرده بودم. چطور کشوری می تواند داعیه پایه گذاری تمدن و فرهنگی را داشته باشد که خود از استفاده از آن محروم است؟!
قلبم گرفته، سرم سنگین و بدنم سست و خرد شده بود. می گویند خداوند هیچ کدام از مخلوقاتش را مثل هم نیافریده و طبیعت هرکس با دیگری متفاوت است. اگر چنین باشد با هیچ توصیف دقیقی حالم را نخواهید فهمید. به خانه که رسیدم عزمم را جزم کردم که تمام هوش و حواسم را از اسب، اسب سواری و... برگیرم و به جای دیگری معطوف کنم. قرار بود در چند روز آینده، جلسه سیاووش خوانی داشته باشیم. تمام نتهایی که در مورد این شخصیت اسطوره ای برداشته بودم، دورم چیدم. حتما برای شما هم پیش آمده که وقتی چیزی در ذهنتان لانه کرده در زمین و آسمان و هر آنچه پیش روی دارید، نقشش را می بینید! اولین چیزی که در مورد سیاووش خواندم این چند خط بود:
سیاووش در زمره پهلوانان پاک سرشت و مظلوم ایران به شمار می رود. نام او در زبان پهلوی "سیاووخش" به معنی "دارنده اسب سیاه" است. کلمه اسب در نام بسیاری از پهلوانان و شاهان ایرانی دیده می شود.سلسله کیانی از زمان لهراسب به بعد را خاندان "اسپه" می نامند زیرا کلمه اسب، یا اسپ در نامهای گشتاسپ( دارنده اسب از کار افتاده)، لهراسب( دارنده اسب تیزرو)، زراسب(دارنده اسب طلایی)، و... دیده می شود که نشانگر اهمیت اسب در میان حیوانات و نقش کلیدی آن در زندگی آریاییهاست!
فرهنگ نامهای ایرانی را برداشتم. حتی با نگاهی سرسری هم می توان شمار زیادی از نامهایی را یافت که از کلمه اسب مشتق گشته اند.
هیتاسب: دارنده اسب بسته شده
مهراسب: دارنده اسب خورشید
گرشاسب: دارنده اسب لاغر
طهماسب: دارنده اسب نیرومند
اراسب: دارنده اسب نیرومند
ارجاسب: دارنده اسب گرانبها
ارشاسب: دارنده اسب های نر
گشتاسب و ویشتاسب: دارنده اسب از کار افتاده
ایزدگشسب: دارنده اسب نر ایزدی
از آن روز به بعد در باب هر چه می خواندم چشمانم ناخوداگاه کلمه اسب، تاریخ و ایران را جستجو می کرد.
مثلا داشتم گزارشات میراث فرهنگی را می خواندم که این مطلب را دیدم: "غارشناسان در بررسی و مطالعات نقش برجسته های تخت جمشید توانستند بیش از 13 حیوان را که در دوره هخامنشی در منطقه مرودشت زندگی می کردند را شناسایی کنند. لازم به ذکر است که تخت جمشید مجموعه کامل از سازه ها و بقایای مربوط به دوره هخامنشی، مقارن با حکومت داریوش اول است."
فردای آن روز هنگام جستجو درگوگل خیلی اتفاقی به این مقاله از دکتر تورج دریایی برخوردم: "... در دی ماه 1381 سفری به فرانسه کردم و دیدم نمایشگاه بزرگی در مورد سوار و سوارکاری در دنیای عرب ترتیب داده اند. هرجا می رفتم پوسترهای این نمایشگاه به چشم می خورد. اما متأسفانه این نمایشگاه فقط نام عرب را یدک می کشید هفتاد درصد در مورد فرهنگ وتاریخ اسب سواری در ایران بود، البته بدون ذکر نامی از ایران! شما در آنجا از بشقاب های ساسانی می دیدی با شکلهایی از اسب سواری و چوگان بازی تا نسخه های نفیس شاهنامه های مختلف با عکسهایی از سوارکاران اسطوره ای...!"
و بعد به این مطلب: " پروفسور گیرشمن، باستان شناس معروف می گوید: قدیمی ترین محل سکونت بشری در جهان، در دشت سیلک کاشان است و "اسب" در حدود 25000 سال پیش در آسیای مرکزی در ایران، مورد استفاده قرار می گرفته است. آریایی ها مردمی دامپرور، سوارکار و جنگجو بودند. آنها از نخستین مللی بودند که اسب وحشی را رام کردند. آنان بودند که استفاده از اسب را برای کشیدن ارابه های جنگی به مردم بابل، مصر و یونان آموختند."
جالب است که حتی در مورد وجوه نامگذاری اصفهان هم که مطالعه می کردم به مواردی مرتبط با اسب بر خوردم. توجه بفرمایید"...آنچه منطقی تر از همه به نظر می رسد وجه تسمیه ای است که حمزه اصفهانی اختیار کرده مبنی بر اینکه لفظ اصفهان از اسفاهان، و اسفاهان از اسپاهان به معنای سپاهها ولشکرها گرفته شده است. از این رو اصفهان را اسپاهان به معنای مرکز سپاه می خواندند که از دیر باز، از زمان کاوه آهنگر مردم اصفهان به سپاهی گری شهرت داشتند و در دوره ساسانیان، سپاهیان اصفهانی با درفش کاویانی در مقابل شاهان مانور می داده اند. همچنین منظور از کلمه "اساوره ای" که در بین تازیان شهرت دارد، همان سوران برجسته اصفهانی هستند. از آنجا که اصفهان مرکز سپاه بوده، عجیب نیست وقتی می بینیم که بیشتر از بیست محل از دیه و دهکده بزرگ و کوچک با کلمه اسب و ریشه کهن "اسپه" در دور و بر اصفهان وجود دارد.
بر حسب دلایل و مدارک مستدل اثبات شده است که نام اصفهان یا اسپاهان از ریشه کلمه "اصب" (فرم تازی واژه) معادل "اسپ" یا "اسپه" (فرم اوستایی و فارسی باستان) گرفته شده است.
لازم به ذکر است نه تنها اصفهان که شهر ها و دیه های مختلفی از واژه "اسپ" مشتق شده اند که اگر بخواهم نام همه را بیاورم لیست بلند بالایی خواهد شد لیکن به همین چند اسم بسنده می کنم: اسفرنجان(گرگان-گلپایگان)، اسفدران(مرودشت)، اسفاد(بیرجند)، اسبستان(قزوین)، اسفاران(کرج)، اسفدان(نطنز) و..."
در همین بین سعادتی پیش آمد و دو سه جلسه ای با جناب آقای دکتر یحیی رضایی نژاد استاد دانشگاه صنعتی اصفهان در گروه علوم دامی، متخصص "پرورش اسب" و نویسنده" کتابی که مرا به این سمت سوق داد"، به گفتگو بنشینم. خاطرات زیبا و شنیدنی در مورد اسب و سوارکاری داشتند. خاطراتی که در آنها نه فقط تجربیاتی مرتبط با اسب، بلکه علومی از قبیل فرهنگ، جامعه شناسی، مردم شناسی، قومیت شناسی، روانشناسی و... در آنها مستور بود. وقتی عشق دکتر را نسبت به اسب که گویی تمام وجودش را تحت الشعاع قرار داده بود دیدم، حقیقتا به احساس خودم شک کردم، نکند علاقه من به اسب و سوارکاری ناشی از یک بوالهوسی زودگذر باشد؟!
طی این جلسات هوم بر آن شد از شماره آینده با استفاده از علم و تجربه جناب دکتر رضایی نژاد (بعنوان متخصص پرورش اسب و ورزشکار)، پزشکان، روانپزشکان و متخصصین مختلف به یکی دیگر از مباحث تلفیقی و نو تحت عنوان "اسب و درمان" بپردازیم.
در خاتمه بعنوان حسن ختام تکه هایی از کتاب دکتر که به تاریخچه اسب در ایران باستان بر می گردد و مرتبط با بحث این شماره ما است می آورم:
"تنها حیوانی که در سفر تکاملی و تاریخی با انسان همراه بوده و همگامی کرده و می کند اسب است. چه آنگاه که انسان را خورشی بیش نبود و چه زمانی که عامل شکار و موفقیت های او در درازنای تکامل و تاریخ قرار گرفت. آریائیان با نیروی اسب، پادشاهی پانصد ساله خود را برپا کردند. خشایارشاه با یک و نیم میلیون راس اسب به غرب یورش برد."(پیش گفتار- صفحه یک)
"مروج الذهب مسعودی نام چهارده تن از نیاکان زرتشت را برشمرده که چهار تن از آنان با واژه اسپ دیده می شوند، این چنین: وروشسب، اورودسپ، اویکدسپ، هیچت اسپ (یعنی دارنده هجده اسب)" (صفحه 8- بند1-3)
"زمان شروع اسب در عربستان نباید قدیمی تر از پایان سده چهارم پیش از میلاد باشد."
به گواهی کارنامه ایران باستان، ایرانیان دوست داران اسب، این حیوان دلیر بوده و از دیر باز ایران زمین، پرورشگاه اسب ها بوده است، آن چنان که در سراسر گیتی اسب های این مرز و بوم به خوبی شناخته شده بودند.
هرودوت در 500 سال قبل از میلاد نوشته است: ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی سه چیز می آموزند: اسب سواری، تیراندازی و راستگویی.
استرابون جغرافیایی نویس یونانی در پایان سده اول قبل از میلاد درباره عادات و رسوم ایرانی ها می نویسد: ایرانیان جوان از پنج تا بیست و پنج سالگی کمان کشیدن، زوبین انداختن، بر اسب نشستن و راست گفتن را می آموزند.
هرودوت می نویسد: کشور ایران دارای اسب های زیبا و مرغوبی است و بزرگ ترین آموزشگاه سوارکاری دنیا محسوب می گردد. اغلب بزرگان، از اطراف و اکناف برای یادگیری این فن به طور صحیح به این کشور روی می آورند.
هرودیاس درباره پارت ها می نویسد: پارت ها کمان و اسبشان را مانند رومی ها فقط در هنگام جنگ لازم ندارند بلکه از کودکی با آن بزرگ می شوند.
گزنفون می نویسد: در میان سرزمین ها، ایران بزرگ و کشورهای همسایه، سرزمین ماد یا ایران غربی از حیث اسب های خود نام بردار بود. به ویژه نسا که در همین بخش از ایران دارای چراگاههای پهناور بوده و اسب هایی دیگری که در زیبایی و بزرگی و پایداری و چالاکی بی مانند بودند |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 10:42 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
برای آنان که اسب را دوست دارند
کتابها و جزوه هاي موجود به زبان فارسي درباره پرورش اسب - اسب و اسبداري، زنده ياد مبشري - شناسايي سن اسب به کمک دندان، دکتر ابراهيم پور - تغذيه اسب، دکتر ابراهيم پور - رنگ و مشخصات و زيبايي شناسي اسب، دکتر ابراهيم پور - شناخت زيبايي و تناسب اندام اسب، دکتر ابراهيم پور نعلبندي طبي، زنده ياد استاد حضرتي، بازنويسي مهدي جمشيدخاني - اسب و ترکمن، به کوشش غلامرضا ايمانيان، ناشر: کوبه، 1370 - پرورش عملي اسب، تاليف و ترجمه دکتر مسعود هاشمي، ناشر: انتشارات فرهنگ جامع، شابک: 964-5532-12-4، 1374 - پرورش اسب کردي، ابراهيم حسني نژاد - اسب، تاليف ابراهيم اکبر پوران بدر، انتشارات عميدي، شابک: 964-6008-04-6، 1375 - پرورش اسب (تغذيه، توليد مثل، تربيت)، تاليف دکتر ابوالقاسم مرادي، دکتر محمد رضا ايرواني نياي تهراني، دکتر مهدي ابراهيمي جعفري، ناشر: مرکز نشر سپهر-نشر نيکخواه، شابک: 964-6123-20-1، 1377 - پرورش اسب و ورزش سوارکاري، تاليف حسن اوحدي نيا، ناشر: انتشارات علم و قلم، شابک: 964-90680-2-3، 1378 - اسب نامه هاي فارسي، به کوشش نادر کريميان سردشتي، ناشر: سازمان ميراث فرهنگي کشور (پژوهشکده مردم شناسي)، شابک: 964-6027-75X، سال 1379 - اسبچه خزر، به کوشش دکتر شهرام درداري، دکتر جلال ميريان، مهندس محمد رضا دست افشان، ناشر: سازمان ميراث فرهنگي کشور (پژوهشکده مردم شناسي)، شابک: 964-6027-76-8، 1379 - تکامل و نژادهاي اسب، مهنس پيشنماززاده - جايگاه اسب، مهنس پيشنماززاده - رنگها و علايم در اسب اصيل، مهنس پيشنماززاده - اندامهاي مختلف اسب، مهنس پيشنماززاده - سم و نعلبندي، مهنس فرزانه فر |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 10:22 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
||
|
وجوه تشابه و تفاوت چهارنعل با پرش از روي مانع
|
|||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:23 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 20:8 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 20:0 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 20:55 توسط سید مجتبی خسروانی نیک
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||