تبليغاتX
گذری بر پرورش ا سب
پیشانی اسبها تا روز رستاخیز جایگاه خیر و برکت است. رسول اکرم ص

وجوه تشابه و تفاوت چهارنعل با پرش از روي مانع

اگر عده اي بر اين باورند که پرش اسب از روي مانع ، مرحله اي از مراحل چهار نعل يعني شلنگي قوي و بلند تر است ، اشتباه مي کننند .

اين دو حرکت وجوهي متقاوت و در عين حال مشابه دارند .

در مقوله وجوه متفاوت کافي است گفته شود که ، مرحله تعليق چهار نعل با بلند شدن دست داخل از روي زمين شروع و با قرار گرفتن پاي خارج روي زمين تمام مي شود . در پرش اين حرکت واژگون است . تعليق در پرش با جدا شدن پاها از روي زمين شروع و با تماس يکي از دو دست روي زمين تمام مي شود .

با نگاهي به مراحل چهار نعل ، پاي خارج ، اريب خارج و دست داخل و تعليق به اين نتيجه مي رسيم که چهار نعل با پا شروع شده و به دست ختم مي شود .

در پرش شروع حرکت براي جهيدن از روي نقطه جهش ، قرار گرفتن يک دست روي آن است ، يعني ابتدا يکي از دستها ( دست اريب خارج ، مرحله دوم چهار نعل ) روي نقطه جهش قرار گرفته ، سپس دست ديگر به کنار آن کشيده شده ، اسب با کشيدن سر و گردن به پائين و جلو پا ها را به زير مي کشد .

آن را به جاي دستها قرار داده ، همزمان دستها را از روي زمين بلند کرده ، با فشار هر دو پا جهش را آغاز مي کند.

با فشار پاها براي جهش دست ها به زير بدن جمع مي شودند ، اسب به پرواز در مي آيد ، از سر تا به دم ، قوسي کماني شکل به خود گرفته پس از آن پا ها را جمع مي کند .

سومين مرحله که مرحله فرود باشد ، دستها باز مي شوند ، يکي از دو دست روي زمين قرار مي گيرد و پس از آن دست ديگر و سپس پاها .

يکي از وجوه تشابه : بالا آوردن کپل همزمان با شناور بودن تمام وزن روي يکي از دستها در چهار نعل است که اسب اين حرکت را در پرش دو بار انجام مي دهد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 20:23  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

رينگ ورم (ring worm) و رين رات (rain rot) در اسب.
 
وضعيت کلي پوست و پوشش بدن اسب نشان دهنده وضعيت سلامتي قابل اطمينان آن است. پوست صاف و براق از مشخصات يک اسب سالم است، در حاليکه پوست مات، زبر و خشن ممکن است نشان دهنده بسياري از مشکلات اساسي در اسب باشد. پوست اسب هميشه با حمله تعداد زيادي از عوامل گوناگون از جمله: ويروسها، باکتريها و ميکروبهاي بيماريزاي ديگر و همچنين گزش حشرات مواجه است.
علائم مربوط به بيماري پوستي متغير بوده و ممکن است از يک درگيري ساده پوست با زخمهاي جداگانه تا زخمهاي پيشرفته همراه با خارش و ريزش مو را شامل گردد.
دو شکل بيماري پوستي که در اسب بيشتر اتفاق مي افتند عبارت اند از: رينگ ورم (درما توفيتوزيس dermatophytosis) و رين رات (درماتوفيلوزيس dermatophylosis) .
رينگ ورم يک عفونت قارچي است که مي تواند از اسبي به اسب ديگر از طريق لوازم تيمار مشترک و لوازم سواري و ساز و برگ و يراق اسب منتقل گردد. رطوبت، تراکم جمعيت و شلوغ بودن گله و هواي تاريک و نمور جزء عوامل مساعد کننده بيماري محسوب مي گردند.
رينگ ورم اغلب در اسبان جوان (يک تا سه سال) و گاهي مسن تر ديده مي شود. در حيونات ضعيف و ناتوان رينگ ورم در ابتدا به شکل زخمهاي کوچک ظاهر گشته و به دنبال آن ريزش مو اتفاق افتاده و زخمها به شکل لکه هاي مدور و کروي شکل درآمده و دلمه روي آنها مي بندد.
در اينحالت چنانچه درمان انجام نگيرد زخمها پيشرفت کرده و بزرگ مي شوند، موها شکننده تر و ريزش موها بيشتر شده و زخمها التهاب پيدا مي کنند و متورم مي گردند.
زخمهاي رينگ ورم در اسب بيشتر در محل تماس با زين و تنگ اسب، صورت (اطراف چشم) و پاها ايجاد مي گردد. ممکن است اين زخمها با خراش شديد همراه باشند. ميزان انتقال قارچ مولد رينگ ورم بسيار سريع بوده و به راحتي مي تواند از اسبي به اسب ديگر منتقل شود. چنانچه در يک گله اسب به بيماري رينگ ورم مشکوک شديد، خيلي سريع اقدامات درماني و پيشگيري کننده مناسب از جمله جدا کردن اسب بيمار از بقيه گله، ضدعفوني کردن زخمهاي اسب بيمار و همچنين ضدعفوني نمودن وسايل و تجهيزات اسب مربوطه را انجام دهيد.
درمان شامل استفاده از داروهاي ضد قارچ مانند Clorox (به ميزان 1 به 10 در اب) و همچنين شامپوي ميکونازول (miconazole) است. درمان بايستي روزانه و تا پنج روز متوالي ادامه يافته و سپس به صورت هفتگي انجام گيرد تا زخمها به خوبي التيام يابند.

رين رات (rain rot)
به عنوان يک تاول مرطوب و گرم شناخته مي شود. اندامهاي حرکتي خصوصا قسمتهاي انتهائي آن درگير شده ولي ممکن است به يک مسموميت عمومي تبديل گردد. عمل بيماري نوعي باکتري است که خصوصياتي شبيه قارچها دارد. اين باکتري در خاک ، به ويژه در خاکهاي مرطوب و در زمين هائي که در امتداد نهرها و رودخانه ها قرار دارند مشاهده مي گردد.حيوانات بيمار اغلب بعنوان مخزن عفونت محسوب گشته در انتشار بيماري نقش دارند.
رعايت نکردن مسائل بهداشتي اسب داري ها و تحريکات پوستي ايجاد شده در اسب ها مانند تحريک ايجاد شده به دنبال گزش حشرات، از عوامل مستعد کنند بيماري هستند. در اين بيماري زخمهائي در پوست بدن اسب ايجاد گشته که ممکن است اين زخمها پيشرفت کرده و بزرگ و مدور شوند و بر روي آنها پوسته هاي زخم ظاهر گردند.
کندن و برداشتن دسته هاي مو که زخم در آن محل ايجاد کرده دردناک بوده و مي تواند موجب خونريزي گردد.
دامپزشکان اغلب ترجيح مي دهند زخمهاي ايجاد شده بر روي اسبان، کوچک نگه داشته شده و توسعه پيدا نکند تا اقدامات درماني به طور کامل موثر واقع گردد. زخمها عموما بر روي پشت، کپل، گردن و پاها مشاهده مي گردند.
قرار دادن حيوانات در محيط خشک موثر بوده و آنها را از گزش حشرات محافظت مي کند. استفاده از حمام ضدعفوني کننده اسبان که داراي شامپوي يدين (iodine) يا کلر هگزيدين (chlorohexidine) و يا پروکسيد بنزوئيل (benzoyl peroxide) باشد، به طور روزانه و به مدت 7 روز بسيار موثر است. گاهي اوقات تجويز آنتي بيوتيک ضروري است و آنها را بايد به مدت يک تا دو هفته استفاده کرد.
آفتاب گرم و آب و هواي خشک مي تواند در مراقبت از رين رات بسيار موثر باشد. مشکلات پوستي مانند از دست دادن مو، التهاب و آماس پيش از ايجاد خارش حتما بايد مدنظر قرار گيرد و چنانچه زخمها پيشرفت نموده، پوسته پوسته شده و ريزش مو و خونريزي ظاهر شده باشد، مي توان گفت بيماري تشديد شده و وخيم است.
در پايان ذکر اين نکته ضروري است که هيچوقت يک بيماري پوستي را نبايد ساده انگاشته و به آن اهميت ندهيم، بلکه براي تشخيص هر بيماري پوستي و درمان آن مطالعه و تحقيق و تفحص بيشتري نموده تا بهترين روشهاي درمان و پيشگيري را انتخاب نمائيم.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 20:8  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

بيماري لامينايتيس در اسب.
 

چه عواملي موجب بروز لامينايتيس مي گردند؟
علت واقعي لامينايتيس هنوز ناشناخته است. اما در اثر عوامل گوناگون ممکن است لامينيايتيس ايجاد گردد که رايج ترين آنها به شرح زير مي باشد:
1- مصرف بيش از حد علوفه غني از انرژي معمولا اين نوع علوفه را کربوهيدرات بالا در فصول بهار و پائيز موجود مي باشد.
2- غذا دادن به اسبان به ميزان زياد، هنگاميکه اسبان داخل اصطبل بوده و به آخور دسترسي دارند و يا زمانيکه وعده هاي غذائي بسيار حجيمي در اختيار يک اسب قرار مي گيرد.
3- چاقي، احتمال دچار شدن حيوانات را به بيماري لامينايتيس بيشتر مي کند.
4- مسموميت خون، درنتيجه ورود سمومي که به نحوي وارد خون شده و در آن جريان مي يابند. اين حالت به واسطه برخي عوامل بروز مي کند که عبارت اند از: اسهال، پريتونيت، متريت و جفت ماندگي پس از زايمان.
5- آسيب و ضربه، صدمه و يا ضربه بسيار سخت (بويژه در اسبهاي سواري) و يا تحمل وزن زياد در حاليکه يکي از اندامهاي حرکتي در اثر آسيب بي حرکت و ثابت شده است، مي تواند باعث بروز يک حمله گردد.
6- برخي از داروها به خصوص کورتيکواستروئيدها موجب افزايش انقباض سرخرگي در پا شده و در اثر آن جريان خون در آن منطقه محدود مي گردد.
7- استرسها امکان پيشرفت لامينايتيس را در اسبان افزايش مي دهند. مانند استرس ناشي از يک سفر طولاني که در اين حالت سطوح بالائي از هورمونهاي کوتيکواستروئيد آزاد مي گردد که تقريبا اثري مشابه تجويز کورتيکواستروئيدها دارد.
8- يک جيره غذائي متشکل از علوفه آبدار به ميزان زياد و يا موادي با بازده غذائي کم مي توانند موجب بروز لامينايتيس گردد.

سير حوادثي که منجر به لامينايتيس مي شود به شرح زير است:
الف- وجود غذا به مقدار بسيار زياد در داخل معده. محلول کربوهيدرات که بايد در روده کوچک هضم گردد به داخل روده بزرگ سرازير مي شود.
ب- تعادل باکتريائي در روده بزرگ به هم خورده و باکتريهائي که از محيط قندي استفاده مي کنند غالب مي گردند و باکتريهاي هضم کننده فيبر از تعدادشان کاسته مي شود. در واقع باکتري هاي دوستدار محلول کربوهيدرات از باکتريهاي هضم کننده الياف پيشي مي گيرند.
ج- مرگ و گسيختگي باکتريهاي هضم کننده الياف به سبب وضعيت اسيدي منجر به آزاد شدن آندوتوکسينها (سموم) مي گردند. همچنين محيط اسيدي قابليت نفوذ ديواره روده را افزايش داده و سموم وارد جريان خون مي گردند. بنا بر اين فشار خون و گردش خون تحت تاثير قرار گرفته و لامينايتيس را به دنبال خواهد داشت.

تغذيه و مديريت دراسبي که دچار لامينايتيس است
1- معمولا مالکين اسب بر اين باور هستند که بايد اسبان يا اسبچه هاي مبتلا را گرسنه نگهداشت. آيا شما يه يک شخص بيمار گرسنگي مي دهيد. ارائه يک رژيم غذائي حاوي الياف سلولزي که مواد معدني و ويتامينها مکمل اين رژيم غذائي مي باشند به منظور فعال نگهداشتن متابوليسم و سوخت و ساز درون سلولي اسب يا اسبچه حياتي مي باشد.
2- عوامل ايجاد کننده بيماري را از بين ببريد.
3- حيوان را گرسنه نگه نداريد زيرا احتمال بروز سندرم هيپر ليپميا وجود دارد. اين امر زماني کاملا تحقق مي يابد که سطوح بالائي از چربي به منظور پاسخگوئي به پديده گرسنگي به داخل خون آزاد مي شوند.
4- از آنجا که مبتلايان به لنگش دچار کمبود کلسيم مي باشند. استفاده از يونجه يا کاه يونجه خرد شده مفيد است که مي تواند جوابگوي نياز کلسيم بدن باشد. جيره پيشنهادي اسبان مبتلا شامل يونجه خرد شده همراه با مکملهاي معدني و ويتامينها به اضافه علوفه خشک و آب است.

به حداقل رساندن احتمال خطر لامينايتيس
1- پيشگيري از بيماري به مراتب بهتر از درمان بيماري مي باشد.
2- اسب را حتي الامکان در برابر عوامل ايجاد کننده لامينايتيس قرار ندهيد.
3- هرگز اجازه ندهيد که اسب يا اسبچه شما بيش از اندازه چاق شود.
4- اطمينان حاصل کنيد که نعلبند شما عمل غيار کردن و تراشيدن سم را به دقت و منظم انجام مي دهد.
5- چراندن گله را به خصوص در فصل بهار محدود نمائيد. آگاه باشيد که غالبا علوفه آبدار در فصل پائيز نيز وجود خواهد داشت.
6- چنانچه در کنترل چرا و چريدن گله در يک محدوده خاص ناتوان مانديد از پوزه بند براي مدت زمان کوتاه استفاده نمائيد. يک پوزه بند شامل يک دريچه مشبک در قسمت تحتاني است که اجازه نوشيدن و جويدن را به اسبچه مي دهد.
7- در صورتي که اسبچه در داخل طويله بسته شده است و يا در چراگاهي خالي از علوفه به سر مي برد، مقداري علوفه خشک يا کاه برايش فراهم نمائيد.
8- جيره غذائي حاوي فيبر فراوان و کربوهيدرات کم به حيوان بخورانيد. چنانچه به حيوانات خود پائين تر از مقادير استاندارد و توصيه شده غذا مي خورانيد،به منظور تهيه يک جيره غذائي متعادل استفاده از مکملهاي معدني و ويتامينها را در نظر بگيريد.

تشخيص لامينايتيس
1- اسب وزن بدنش را از سمتي به سمت ديگر منتقل مي کند.
2- سخت راه رفتن
3- سمها به هنگام لمس کردن گرم به نظر مي رسند.
4- ضربانهاي قوي نبض در سرخرگ انگشتي اطراف بخلق.
5- اسب به سمت عقب رفته (پاها جلوتر از حد معمول) تا فشار ناشي از وزن، کمتر به پاها وارد آيد.

توصيه هائي سودمند به منظور جلوگيري از لامينايتيس
1- مقادير زيادي از علوفه خشبي و داراي فيبر بالا به حيوان بخورانيد.
2- تغييرات جيره کنسانتره را به تدريج و به آرامي و در يک دوره دو هفته اي انجام دهيد.
3- کنسانتره ها را کوچک نگاه داشته و با غلظتهاي مناسب با توجه به وزن و شرايط حيوان در جيره غذائي وارد کنيد و چنانچه به غذاي بيشتري نياز باشد يک وعده غذائي ديگر بدان بيفزائيد.
4- مراقب وزن اسب خود باشيد و جيره غذائي اسبان چاق را کنترل نمائيد.
5- يک جيره غذائي حاوي مقادير زيادي روغن و مخلوطي از الياف (فيبر) درشت و يا يک جيره غذائي حاوي مقادير زيادي مکعبهاي اليافي را به حيوان بدهيد.

توصيه هاي لازم جهت اداره نمودن اسبهاي مبتلا به لامينايتيس
1- در جيره غذائي حيوان علوفه هائي با ارزش غذائي پائين اضافه کنيد مانند کاه و يولاف (جو دو سر)
2- ميزان علوفه خشک و پر حجم را کم کرده و آنرا با کاه مخلوط کنيد. (رقيق کردن)
3- اسبان را از ميدانهاي شني براي مدتي خارج کنيد. (اگرچه اين عمل به راحتي قابل انجام نباشد)
4- از حصارها و نرده هاي الکتريکي به منظور محدود نمودن دسترسي به علوفه استفاده نمائيد.
5- علفها و چمنها را کوتاه نگه داريد .
6- ميزان کار و فعاليت را پيش از افزايش جيره غذائي زياد کنيد.
7- از روغن بعنوان يک منبع انرژي استفاده نمائيد. مانند روغن سويا و يا روغن سبزيجات خالص.
8- به تناوب و به مقدار کم به حيوان غذا دهيد تا منجر به پر شدن بيش از حد معده حيوان نگردد.
9- به منظور کار کشيدن از حيوان اقدام به غذادهي ننمائيد.
10- بجمع مواد قندي (Fructan) را در نظر داشته باشيد.
11- حيوانات را به چراگاه هاي سرد و يخ زده (پادوک) نبريد.
12- در صورتي که مي بايد اسبان را به چراگاه هاي لخت و کم علوفه ببريد، هوا را در نظر گرفته و از پوزه بند استفاده نمائيد تا استرس کمتري به حيوان وارد شود.

تغذيه اسبان مبتلا به لامينايتيس
زماني که اسب يا اسبچه شما به لامينايتيس مبتلا باش بهتر است که کارهاي زير را انجام دهيد:
1- حداقل يک درصد وزن بدن حيوان به او علوفه خشبي و با فيبر بالا بدهيد. (علف خشک يا کاه يولاف) اين ميزان علوفه را در وعده هاي غذائي متناوب تقسيم نمائيد.
2- جيره هاي غذائي کم حجم را به صورت متناوب و مکرر به حيوان بخورانيد.
3- مکملهاي مناسب را به منظور تامين تمامي ويتامينها و مواد معدني مورد نياز بدن حيوان به او بخورانيد.

در حالي که اسب شما بهبود مي يابد نکات زير را به منظور کاهش خطر حمله اي ديگر در نظر بگيريد:
1- در جيره غذائي حيوان حجم غلات را به کمترين حد ممکن برسانيد.
2- از منابع انرژي که کند آزاد مي شوند استفاده نمائيد. (از قبيل فيبر و روغن)
3- افزايش وزن را کنترل نموده و شرايط بدني حيوان را تا حدود سه سالگي مورد بررسي و کنترل قرار دهيد.

محمدرضا اسدي
عضو هيات علمي سايت فارميران
عضو هيات علمي مجتمع آموزشي شهيد زمانپور

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 20:0  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

معاني كلمات اختصاري و انجمن هاي مختلف سواركاري در دنيا

 

كلمات اختصاري انجمنهاي مختلف سوار كاري دنيا

انجمن مدارس سواركاري انگلستان

Association of British riding schools

A.B.R.S.

انجمن اسب عرب

Arab horse society

A.H.S.

انجمن نمايش اسب آمريكا

American horse shows association

A.H.S.A.

انجمن كالسكه راني انگلستان

British driving association

B.D.S.

فدراسيون سواركاري انگلستان

British equestrain  federation

B.E.F.

انجمن ميادين ورزشي انگلستان

British fields sports society

B.F.S.S.

انجمن اسب انگلستان

British horse society

B.H.S.

انجمن كمك مربيان اسب انگلستان

British horse society assistant instructor

B.H.S.A.I.

انجمن مربيان و اساتيد انگلستان

British horse society instructor

B.H.S.I.

انجمن پرش با اسب انگلستان

British show jumping association

B.S.J.A.

انجمن نمايش پوني انگلستان

British show pony society

B.S.P.S.

انجمن دامپزشكي انگلستان

British veterinary association

B.V.A.

دانشنامه ، انجمن اسب انگلستان

Diploma of the British horse society

D.B.H.S.

انجمن مسابقات استقامت ، اسب و پوني

Endurance horse and pony society

E.H.P.S.

عضو ، انجمن اسب انگلستان

Fellow of British horse society

F.B.H.S.

فدراسيون بين المللي سواركاري

Federation equestrain international

F.E.I.

انجمن توسعه شكار و شكارچيان

Hunters` improvement society

H.I.S.

انجمن بين المللي اسبچه خزر

International caspian society

I.C.S.B
رئيس انجمن مربوط به سگهاي شكارچي روباه

Master of foxhounds associateion

M.F.H.

انجمن ملي پوني

National pony association

N.P.S.

انجمن ملي ، رديابي و شكار با اسب

National steeplechase and hunt association

N.S.H.A.

باشگاه پوني

Pony club

P.C.

پوني آمريكا

Pony of the Americas

P.O.A.

پوني انگلستان

Pony of Britain

P.O.B.

باشگاه سواركاري

Riding club

R.C.

نمايشگاه بين المللي سلطنتي اسب

Royal international horse show

R.I.H.S.

انجمن سلطنتي حمايت از حيوانات    (درمقابل خشونت)

Royal society for the preventation of cruelty of animals

R.S.P.C.A.

فدراسيون ملي سواركاري آفريقاي جنوبي

South Africa national equestrain federation

S.A.N.E.F.

سازمان جهاني اسب عرب

World Arabian horse organization W.A.H.O

انجمن پوني و اسبچه ولز انگلستان

Welsh pony and cob society

W.P.C.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 20:55  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

چرا اخته كنيم ؟

1- اسبهاي نر مانند حيوانات ديگر همجنس خود پس از بلوغ بد خلق و وحشي مي شوند و گاهي  بدخلق وحشي مي شوند و گاهي عادات بد و حتي خطرناك پيدا مي كنند .
گاز گرفتن
– لگد زدن –
صدمه زدن به اسبهاي ديگر و اشخاصي كه با آنها سر و كار دارند و برخي اوقات اتفاقاتي كه ممكن است باعث مرگ شود و اين از نتايج وضع رواني اسبها در اين دوره از زندگي آنها است .
نگهداري اسبهاي نر هميشه گرانتر تمام مي شود زيرا بايد پيوسته در اطاقكهاي انفرادي نگهداري شوند كه به توجه دائمي نياز دارند.

2- خلق و خوي بد اغلب اسبهاي اخته نشده را حيواناتي غير قابل اعتماد مي كند . در مسابقات    نمي توان بر روي چنين اسبهائي حساب كرد و بخصوص اگر مادياني در اطراف باشد ممكن است غير قابل كنترل شوند و وضع ناخوشايندي بوجود آورند كه باعث صدمه خوردن سواركار و اسبهاي ديگر و خود حيوان شود .
حالت وحشي حيوان بر روي تربيت كننده و سواركار و صاحب اسب اثر مي گذارد و باعث مي شود كه آنها از حيوان بترسند . اسب اين وضع را درك مي كند و ترس اشخاص را تشخيص مي دهد .اين ترس او را وحشي تر مي كند تا جائي كه كاملا غير قابل كنترل و خطرناك مي شود. در اين موقعيت تربيت كننده و خدمه و سواركار براي اعمال كنترل ناچار به استفاده از روشهاي غلط      مي شوند و شلاق زدن و آزار بدني را براي فرمانبردار كردن حيوان مورد استفاده قرار مي دهند.

3-     اسب از تنبيهات بيزار است و بتدريج كينه سواركار و تربيت كننده خود را بدل مي گيرد و گاهي بر عليه آنها چنان مي شورد كه باعث صدمه فراوان و حتي مرگ آنها مي شود .
اخته كردن اسب بر هيچيك از توانائي ها و كيفيات مطلوب حيوان اثر نمي گذارد و فقط خلق و خوي وحشيانه اش را ناپديد مي كند . حتي فكر اينكه اخته كردن نيروي بدني يا سرعت اسب را كم مي كند اشتباه محض است
كافيست كه نگاهي به مسابقات اسبدواني و برندگان آن بياندازيم و يا در مسابقات سه روزه مي بينيم كليه برندگان آنها از اسبهاي اخته بوده اند .
بنابراين اخته كردن كليه كيفيتهاي لازم براي رقابت و مسابقه اسبها را محفوظ نگه مي دارد خواه اين رقابتها پرش و يا مسابقات سرعت باشد و يا شكار و چوگان و غيره
…
اسب اخته شده قابل اعتمادتر است ، خوش اخلاق تر است و براي كودكان و سواركاران تازه كار و آنانكه براي تفريح سواركاري مي كنند مناسب است چنين اسبي از نظر اقتصادي بسيار با صرفه تر است زيرا خرج نگهداري آن به مراتب كمتر و زندگي قابل استفاده اش طولاني تر است .

 در چه سني اخته كنيم ؟ بهتر است كه اسب را در جواني و قبل از اينكه عادتهاي بد و خوي ناخوشايند بيابد اخته كنيم . بهترين موقع هنگامي است كه حيوان به بلوغ رسيده باشد ، معمولا بين يكسال و نيم تا دو سالگي موقع مناسبي است . اسبانيكه ديرتر به بلوغ مي رسند طبيعتا ديرتر اخته مي شوند زيرا بيضه هاي آنها ديرتر پائين مي افتد . گرچه بهترين موقع اخته كردن هنگامي است كه حيوان هنوز بد خلق نشده  باشد ليكن اسب را مي توان در هر سني اخته كرد .
اگر حيوان خلق بد و عادات ناخوشايند را پيدا كرده باشد اخته كردن نتيجه مطلوب را در بر نخواهد داشت ليكن بي اثر نيز نيست و تاثير آن تقريبا هميشه مثبت است .

 جراحي :   اخته كردن عملي نسبتا ، بسيار ساده است و با جنبه استثناء براي اسب بي خطر است ، عمل بايد حتما بوسيله يك دامپزشك جراح صورت گيرد كه در صورت بروز هر گونه اشكالي از عهده كار برآيد. اخته كردن در ايران متاسفانه شهرت خوبي ندارد . علت آن اينست كه اغلب اشخاص بي تجربه و ناوارد در گذشته عمل مزبور را انجام داده اند و اسبهاي اخته شده نيز پس از عمل مورد مواظبت و مراقبت بهداشتي لازم قرار نگرفته اند .
عمل جراحي پس از اينكه محل مورد نظر با دقت شسته و استرليزه شده در حاليكه اسب ايستاده است و با كمك داروهاي بي حس كننده موضعي و يا بوسيله داروهاي بيهوشي در حاليكه حيوان دراز كشيده است انجام مي گردد. كيسه محتوي بيضه بطول ده تا پانزده سانتيمتر شكافته مي شود و بيضه خارج مي گردد. رگها و مجراهاي متصل به بيضه بوسيله گيره هاي جراحي بسته شده و سپس قطع مي گردند.عمل براي خارج كردن بيضه دوم عينا تكرار مي شود .
در اين عمل مانند هر عمل جراحي ديگر مقداري خونريزي وجود خواهد داشت كه بيشتر رگهاي پوست شكافته شده كيسه محتوي بيضه ها است و اهميت چنداني ندارد . در ميان اسبها خونريزي شديد و خطرناك كم ديده مي شود زيرا تعداد بسيار كمي از اسبها به خونريزي مزمن مبتلا مي شوند
شكافهاي ايجاد شده پس از خارج ساختن بيضه ها دوخته نمي شوند. دليل آن اينستكه بيضه هاي خارج شده حجم قابل ملاحظه اي را در داخل كيسه اشغال مي كرده اند و در صورتيكه بخيه زده شوند مقدار زيادي خونابه و سرم بدن و مايعات لنفاوي در كيسه جمع مي شوند و باعث ورم كيسه و عفونت مي گردد . بنابراين شكافهاي مزبور بحال خود گذارده مي شوند تا مواد نامبرده بتوانند از داخل كيسه ها خارج شوند . خونابه و ساير تراوشات بايد روزانه با آب سرد از روي پاهاي حيوان شسته شود ليكن نبايد اجازه داد كه آب مستقيما بر روي زخم پاشيده شود .
براي اينكه تراوشات بخوبي از شكافها خارج شوند بايد اسب را ورزش داد ، روز بعد از جراحي بايد اسب را سوار شد يا براي مدتي حدود يك ساعت يرتمه برد .
اين برنامه را بايد براي مدت دو هفته ادامه داد . پرش از روي مانع ها كوتاه نيز بي ضرر است ولي بايد هوشيار بود كه كثافات از سطح زمين بر روي زخم پاشيده نشود .
با همه مراقبت ها موضع جراجي شده قدري ورم خواهد كرد كه در اسبهاي سالخورده از اسبهاي جوان و چاق بيشتر محسوس است . درصورتيكه ورم فوق به عفونت مربوط نباشد طبيعي است و نبايد باعث نگراني باشد .
بدين ترتيب شكافها نيز كم كم سرتاسر جوش مي خورند. بهبود كامل سه هفته طول مي كشد.
عمل اخته اگر در محل مخصوص و مدرن جراحي اسب انجام نگيرد و در امكاني كه وجود احتمال باكتري ها و ميكروبها وجود دارد انجام بگيرد مي تواند منشاء خطراتي براي حيوان اخته شده باشند. علاوه بر محيط مناسب و تميز دامپزشك جراح احتمال خطر عفونت را با شستن دقيق و سائيدن محل جراحي با محلولهاي ضد عفوني به حداقل مي رساند . او احتمالا براي پيشگيري از عفونت براي مدت پنج تا شش روز مقداري داروي آنتي بيوتيك نيز تجويز خواهد كرد .
محل استراحت اسبهاي اخته شده بايد كاملا تميز نگه داشته شود . كاه تميز براي خوابيدن حيوان بايد فرآهم گردد و فضولات اسب از محل برداشته شود .محل خوابيدن تميز تا زماني كه زخم كاملا بهبود يابد مي بايست ادامه داشته باشد .
بدين ترتيب است كه اسب مي تواند دراز بكشد و استراحت كند .بستن حيوان بطوريكه مجبور باشد دائما سرپا بايستد نه تنها باعث ناراحتي و خستگي حيوان مي شود بلكه ممكن است اشكالات خطر ناك ديگري را نيز بوجود آورد .
بايد توجه داشت كه زخم عمل اخته محل مناسبي براي فعاليت ويروس كزاز است در صورتيكه كزاز باعث عفونت شود خطر مرگ حيوان وجود خواهد داشت از طرفي بايد آگاه بود كه پهن و فضولات اسب خود انباشته از ويروس كزاز است .
دامپزشك جراح بهنگام عمل اخته واكسن كزاز نيز به اسب مي زند . ليكن در صورتيكه اين اولين باري است كه حيوان واكسينه مي شود امكان دارد نتواند با سرعت كافي خود را براي دفاع در مقابل بيماري كزاز آماده كند . از طرفي چون هر زخمي محل احتمالي مناسبي براي فعاليت ويروس كزاز است توصيه مي شود كه تمام صاحبان اسب اطمينان حاصل كنند كه اسبهايشان بهر حال بوسيله دامپزشك واكسينه شده باشند .
در تعداد بسيار محدودي از اسبها بيماري فتق بروز مي كند و در مورد اسباني كه تازه اخته شده اند اين ناراحتي باعث مي شود كه مقداري از روده هاي حيوان به داخل كيسه بيضوي راه يابد و يا از شكافها خارج شود. اين ناراحتي بكلي مربوط به عمل اخته كردن نيست . بايد دانست كه اگر اسبي پس از اخته شدن دچار فتق شود بدون عمل اخته نيز دير يا زود بدان مبتلا مي شده است . بهرحال اين ناراحتي بندرت ظاهر مي شود .ولي اگر بروز كند يا هر قسمتي از بافتهاي داخلي در ميان شكافها قرار بگيرد بايد فورا مورد توجه دامپزشك جراح قرار گيرد .زيرا شكافها با وجود آنها التيام نخواهد يافت .
مراقبت هاي قبل از عمل جراحي اخته شامل 12 تا 24 ساعت گرسنگي و تشنگي است . معمولا اگر داروي بيهوشي مصرف شود حيوان را براي 24 ساعت گرسنه و تشنه نگه مي دارند .برخي اوقات از ميزان غله حيوان كاشته مي شود زيرا غله باعث ورم پس از عمل جراحي مي شود .

 خلاصه :
- اخته متداول ترين عمل جراحي است كه بر روي اسبهاي  نر انجام مي گيرد .
- در صورتيكه بوسيله يك دامپزشك جراح اين عمل انجام گيرد و پس از جراحي در محل بهداشتي و مناسبي از اسب نگهداري شود خالي از خطر است .
- اخته كردن باعث مي شود كه نگهداري اسب از نظر اقتصادي بصرفه تر ، زندگي موثرش طولاني تر و سواري آن بي خطرتر باشد. در مسابقات خوش خوي و بدون عادات بد بوده و چه در اصطبل و چه در ميدان كنترل پذير تر خواهد بود .
- اسبها بايد قبل از اينكه عادات بد پيدا كنند معمولا بين يك سال و نيم تا دو سالگي اخته شوند ولي بطور كلي در هر سني مي توان اسب را اخته كرد .
- دستورات دامپزشك جراح قبل از عمل جراحي و پس از آن بايد با دقت و كامل اجرا گردد .
- اخته شدن هيچگونه اثر سوئي در توانائي هاي اسب نخواهد داشت .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 20:52  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

اصول تغذيه

 
 تغذيه :
   اسبي كه تشنه و يا گرسنه است و يا بد تغذيه مي شود هيچگاه به درستي سواري نمي دهد . غذا بايد داراي دو خاصيت عمده باشد ، حرارت بدن اسب را ثابت نگهدارد و انرژي لازم را براي زنده ماندن در درجه اول و سپس كارهاي اضافه خواسته شده او را تامين نمايد.
غذا بايد متناسب با كار و سن و وزن اسب بوده و تامين كننده نيازهاي رشد و انرژي او باشد. ( براي اسبي با متوسط 10 سال سن و 160 سانتي متر قد و 400 كيلو وزن كه در روز بين دو تا چهار ساعت كار مي كند 4 كيلو خوراك و 4 كيلو جو كافي است . آب تميز و بهداشتي همواره بايد در دسترس اسب باشد . مگر به هنگام خستگي زياد و يا عرق دار بودن بدن .
آب 60% وزن بدن را تشكيل مي دهد و عامل جذب غذاست ، 78 تا 82 درصد از خون را تشكيل مي دهد . حرارت بدن را تنظيم و به دفع مواد زايد كمك مي كند .
معده اسب نسبت به جثه او كوچك بوده و به تعدد دفعات غذا به مقدار كم به او فرصت هضم آسان و راحت تر را مي دهد .
غذا بايد حاوي مواد ازته ، چربي ، مواد هيدرو كربنه ، مواد معدني و ويتامين ها باشد . كه انواع صيفي ( يونجه ، شبدر ، ذرت ) غلات (جو ، چاودار) و ميوه ها تامين كننده نيازهاي حياتي اسب مي باشند .
پرخوري و يا كم خوري هر دو زيان آور هستند .

نكاتي در مورد تغذيه اسبهائي كه در مرتع و يا پادوك هستند :   اسبهائي كه در طول فصول سرد در مرتع به سر مي برند بايد تغذيه اضافي داشته باشند . گله عادت دارد در اطراف دروازه ها و هر جائي كه خوراك باشد تجمع كند كه اين خود موردي است براي جنگ و دعوا . براي به حداقل راساندن اين موارد بايد به نكات ايمني زير توجه داشت :

- به تعداد اسبها بايد ظروف خوراك تعبيه شود كه بهتر است يك ظرف هم اضافه باشد تا از سرشاخ شدن آنها با يكديگر جلوگيري كند .
- ظروف خوراك هرچه بيشتر از هم فاصله داشته باشند .
- بسته هاي علوفه هم تا حد ممكن از يك ديگر دور باشند .
- تعداد بسته هاي علوفه بيشتر از تعداد اسبها باشد .
- تغذيه يكي دو اسب در داخل گله ايمن تر است تا آنها را جدا كرده و در محل ديگري تغذيه كنيم .
- هرگز با ظرفي مملو از خوراك ميان گله اسبها نرويد .

نكاتي در مورد تغذيه اسبهائي كه در مرتع و يا پادوك هستند


- علوفه هاي سمي متنوعي وجود دارند كه خوردنش براي اسب كشنده است و مي بايست هرگونه گياه سمي در اسرع وقت از مرتع و اطراف حصارها تا آنجا كه ممكن است جمع آوري و نابود شود .

 نمونه ای از گياهان سمي  :

 نمونه ای از گياهان
 نمونه ای از گياهان
 نمونه ای از گياهان  نمونه ای از گياهان
 نمونه ای از گياهان

- اگر مديريت نگهداري و مراقبت مزرعه ، پادوك و يا مرتع قابل قبول باشد ، محيطي امن آرام و ساكت براي آرامش و چراي اسبها آماده كرده ايد .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 20:49  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

  اسبان بومى ايران
به طور كلى مى توان گفت براساس مقتضيات جغرافيايى اسب بومى ايران خيلى درشت اندام نبوده اما در عوض قوى و صبور و اطمينان بخش است. اين اسبان قرن هاى متمادى براى انجام كار هاى سخت مورد استفاده قرار گرفته اند. از معروف ترين اين اسبان مى توان از اسبان فلات ايران كه اكثراً خونى از اسب عرب ايرانى دريافت كرده اند به اسبان لرى، بختيارى، دره شورى، قشقايى و همچنين اسب تالشى اشاره كرد.

 

 

اسب هاى ايران به لحاظ وابستگى به نژادهاى مختلف

 

اسب هاى نژاد اصيل ايرانى: در تاريخ و فرهنگ مردم به نام نژاد خاص ناميده شده و داراى مشخصات و تيره نژادى هستند، انبوهى از اين اسب ها موجود و برخى از آنها داراى جمعيت نژادى محدود هستند. اين نژادها عبارتند از:
الف _ اسب نژاد اصيل عرب ايران: به گواهى تاريخ خاستگاه اصلى آن ايران بوده و اكنون در سراسر دنيا پراكنده و به نام اسب عرب ناميده مى شود. مركز اصلى نگهدارى آن بيشتر استان هاى خوزستان، لرستان، ايلام، تهران، كرمان، اصفهان، يزد، خراسان و فارس است و به احتمال قوى جمعيتى بيش از 40 هزار سر را شامل مى شود.
ب _ اسب نژاد تركمن ايران: قسمت اعظم جمعيت اين نژاد منطقه تركمن صحرا بوده و همانند اسب عرب داراى تيره هاى متعدد نژادى از قبيل آخال تكه و يموت است.

ج- اسب نژاد كرد ايرانى: اين نژاد اسب علاوه بر پاره اى ديگر از نقاط ايران در مناطق كردستان، كرمانشاه، ايلام، زنجان و آذربايجان غربى و ديگر استان هاى همجوار پراكنده است.
د _ اسبچه خزر ايرانى: خاستگاه نژادى آن دامنه هاى شمالى سلسله جبال البرز بوده و براى زيستن در جنگل هاى انبوه شكل يافته است و داراى بوله محكم، سم هاى بادوام و قد كوتاه بوده و براى عبور از جنگل و مناطق پرگل و لاى و بارانى مناسب است.
هـ ـ اسب نژاد چناران ايرانى: در دوره نادرشاه افشار از آميزش مكرر اسب نژاد عرب و نژاد تركمن به وجود آمده و داراى صفات ويژه قابل انتقال به نتايج خود است و پراكنش جغرافيايى اين اسب در ايران قسمتى از استان خراسان است.
ى - اسب نژاد قره باغ ايرانى: اين نژاد اسم خود را از قره باغ منطقه قفقاز گرفته و پس از جدايى آن منطقه از ايران در جنگ عباس ميرزا وليعهد فتحعلى شاه ايلخى عظيم (پرنس ميگرادوف) به ايران آمده و در آذربايجان پراكنده شده است.
و - اسب سيستانى: تنها اسب خونسرد ايرانى بوده و داراى جثه اى تنومند كه در سن بلوغ وزن آن از ديگر اسب هاى نژاد ايرانى سنگين تر است و پراكنش آن در سيستان و بلوچستان است.
توده هاى اسب هاى ايرانى: در كتب دامپرورى و تاريخ و اسب نامه ها و در فرهنگ مردم از آنها به نام اسب هاى بختيارى، قشقايى و تركى، شاهسون، طالشى، باصرى، دره شورى و ورامينى نام برده مى شود.

 

گروه اسب هاى فلات ايران: به عبارتى به آن پلاتوپرشين گفته مى شود.

 

گروه اسب هايى كه طى 60 سال اخيراً به كشور وارد شده اند: اسب هاى نونيوس (Nonius)، فوروويوس(Frovius) ، آردنه (Ardene)، يورا (Yura) و اسب هاى شبه جزيره بالكان به نام گيدران. اين اسب ها در ايلخى هاى دولتى ورامين، بجنورد و مراغه با اسب هاى نژاد ايرانى آميخته شده اند. نژاد خارجى قابل ذكرى كه در حد جمعيت قابل ذكر به ايران وارد شده و در حال حاضر نزديك به 200 سر از آن در كشور پراكنده است، اسب تروبرد مى باشد. اين نژاد در تركمن صحرا و تهران با اسب هاى تركمن ايرانى آميخته شده و دوخون هاى متعددى با ضرايب مختلف به وجود آورده است. طبق آخرين آمار جمعيت اسبى كشور بيش از 150 هزار سر است.

این هم عکسی از یک اسب با نژاد تروبرد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 20:41  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

رفتار شناسي اسب:   بنظر مي رسد گله هاي رميده و يا در حال چراي اسب نقاشي شده در دشت هاي دور دست ، آنچنان قرابتي با اسبهاي اهلي درون اصطبلها كه ايام را به خوردن ، كاركردن و يا چريدن در پادكها مي گذرانند را نداشته باشند . علي رغم اينكه تا چه اندازه اين اسبها اهلي و رام شده باشند، اعمال و رفتارشان را از اجداد وحشي خود به ارث برده و حفظ كرده اند .
اگر با اسب سر و كار داريم بايد بر رفتار او اشراف داشته باشيم تا از واكنش هاي او در قبال محرك هاي خاص آگاه بوده و زبان گوياي اندام او و اصوات هشدار دهنده اش را هم بدانيم . عمده دليل بر اين آگاهي ، ايمني است براي اجتناب از هر گونه خطر و يا آسيب احتمالي. ديگر ويژگي اين آگاهي حفظ سلامت جسم و روان اوست كه به موقع از بيماري و يا ناخشنودي او مطلع شده در پي رفع آن برآييم .

روش طبيعي زندگي اسب :   امروزه گله هاي اندكي آنهم در دور افتاده ترين نقاط كره زمين به زندگي ادامه مي دهند . در اين روش زندگي طبيعي و آزادانه ، آنها چراگاهها ، سبزينه زارها ، بوته زارها را براي پيدا كردن آب و غذا درمي نوردند . زندگي در گله حافظ امنيت آنها است و اين گله را سيلمي برتر محافظت مي كند و احتمال خطر قريب الوقوع را هشدار مي دهد .
اسب وحشي بايد واكنش هاي سريعي داشته باشد تا بتواند به زندگي ادامه دهد . كره هاي نو زائيده شده بايد به سرعت سرپا بايستند تا اگر گله رميد ، آنرا همراهي كنند . اسب فقط به هنگامي كه گير مي افتد با لگد ؤ سر دست زدن و يا گاز گرفتن به دفاع بر مي خيزد. ضامن تنازع بقا در اسب شنوائي خوب ، ديد وسيع و سرعت در فرار به هنگام لزوم است .
هنوز هم بسياري از ويژگي هاي و غرايز اسب هاي وحشي در اهالي هاي امروزي به چشم مي خورد براي اطلاع از واكنش هاي خاص اسب بايد اين غرايز و ويژگي را بشناسيم .

وجوه تمايز – مشخصات:   اسب داراي وجوه تمايز و مشخصاتي است كه بخشي از طبيعت او هستند . رفتار و روش متمايز زندگي اش او را از ساير موجودات متمايز مي كند .

اجتماعي بودن :   اسبها به زندگي در كنار يكديگر و گاهي در كنار ديگر حيوانات نيازمندند. از زماني كه اسبها به وسيله شكارچيان شكر مي شدند. زندگي گله وار امنيت آنها را ضمانت مي كرده است چرا كه تعدد ، شانس بقاء را بيشتر كرده ، امنيت بخش بوده و فرار را تسريع مي كرده است .
ممكن است در اغلب اوقات اسبها را در حال نزاع و درگيري با يكديگر ببينيم . كه اين ناشي از خصيصه اجتماعي بودنش است و تنهائي او را خمود و كج خلق مي كند . اگر اسبي در محوطه اي محصور به تنهائي رها شود ، به وضوح ديده مي شود كه سرآسيمه و شيهه كشان به اين طرف و آن طرف دويده و حتي از نرده ها مي پرد تا خود را به ديگران و در كنارشان برساند . بعضي از اسبها از بودن در كنار حيواناتي مثل گاو و گوسفند هم راضي به نظر مي رسند ولي به ندرت تنهائي را دوست دارند .
اين خصيصه اجتماعي بودن ، گاهي موجب دردسر سواركاران سوار بر اسب هاي جوان و يا به خوبي تربيت نشده مي شود. ممكن است اسب ميل به سواري دادن نداشته و يا سوارآنچنان قاطع نباشد كه او را وادار به ترك گروه و يا خروج از محوطه اصطبل نمايد . از طرف ديگر ممكن است از اين خصيصه در جهت خواسته سوار بهره برداري كرد ، يعني جواني نه آنچنان مشتاق را سوار بر اسبي پير و آموخته به حركت در مسيري از مسابقه پرش واداشت .

پرسه زني :   اسب ها در طبيعت به دنبال غذا از مرتعي به مرتع ديگر پرسه زده و چرا مي كنند. بيشتر اسب ها امروزه در حصارها نگهداري مي شوند ولي اين خصيصه را همچنان حفظ كرده اند. ممكن است اسبي در حال چريدن در محلي ناگهان به محل ديگري نقل مكان كند. نكته جالب ، غريزه ميل به منزل است كه در اسبهاي اهلي همچنان به قوت خود باقي است . چه بسا اتفاق افتاده كه اسبي رم كرده باسوار يا بدون سوار راهي منزل شده و حتي اگر سوار راه را گم كرده باشد اسب او را به طرف آن رهنمون كرده است . اسبها هميشه با شلنگهاي كشيده تري به طرف منزل حركت مي كنند.

چرنده:   اسب چرنده ايست كه از هر نوع سبزينه اي تغذيه مي كند . او در 24 ساعت بين 16 تا 20 ساعت بطور پيوسته و كم كم مي چرد و زمان استراحتش كوتاه است . اين نحوه چراي كم كم ، پيوسته خوردن ناميده مي شود كه در اين صورت نحوه تغذيه اسبهاي اهلي كه علوفه مخصوص و در دفعات خاص چرانده مي شوند با اين غريزه متفاوت است .

ساز و كار دفاعي :   بيشتر واكنشهاي اسبها بازتاب اين حقيقت است كه آنها قرباني شكارچيان بوده اند. وسيله دفاعي آنها به ترتيب اولويت فرار و سپس جنگ است. اولين واكنش فرار است و در صورت گير افتادن به لگد پراني ، جفتك اندازي و الاكلنگ و سردست زدن مي پردازند ، كه در اين حالت از ضربات دست همانند پا استفاده مي شود .

كنجكاوي:   اسبها شديدا كنجكاوند و اغلب براي كشف غير معمول ها به اين طرف و آنطرف سر مي زنند ، از اين خصيصه مي توان براي به دام انداختن اسبهاي دست نيافتني در مزارع استفاده كرد .

قانون سلسله مراتب :   به طريق اولي اسبها آزادي خواه نيستند و به همين دليل به هنگام زندگي آرام و در صورت هجوم دسته اي گرگ وقت را براي شور درباره فرار كردن يا نكردن تلف نمي كنند. در اين حالت به تبعيت از رهبري سيلمي قالب ، پا به فرار مي گذارند. اين سيلمي محافظ گله و راهنماي آنها به طرف آب و علوفه است . در بيشتر اوقات اين نقش رهبري را براي اسبهاي اهلي ، انسان عهده دار مي شود. در گله اسبهاي وحشي سيلمي و يا ماديان قالب عهده دار رهبري است كه اين رهبريت تحت قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب قدرت صورت مي پذيرد و براي عهده دار شدن اين نقش قدرت و قاطعيت نقش اساسي ايفا مي كند .
قانون اطاعت از برتر يا سلسله مراتب برداشته شده از قانون حاكم بر جوامع ماكيان هاست كه با نوك زدن به يكديگر برتري خود را به رخ كشيده و ضعيف تر تسليم شده و تمكين مي كند.

تقليد:   اسبها از يكديگر تقليد كرده و از همين طريق عادات بد از قبيل تيك و اين پا و آن پا كردن را فرا مي گيرند .

حافظه قوي:   حافظه اسب به خصوص در مورد تنبيه ها دردناك بسيار قوي است . اگر در مقاطعي از طول عمر تربيتي با او بد رفتاري شود ، در شرايط مشابه او تبديل به موجودي ناخوشايند خواهد شد و بنابراين خوش رفتاري با او از همان بدو شروع به كار و نوجواني داراي اهميت بسزائي است .

فهرست صفات ويژه براي به خاطر سپاري
:   زندگي اجتماعي (گله) ، چرنده ، پرسه زن ، تقليد كننده ، كنجكاوي ، حافظه برتر ، فرار كننده و جنگنده ، تابع قانون اطاعت برتر .

غرايز
:   اسبها داراي رفتارهاي غريزي قوي اي هستند . اين غرايز ارثي اند ، كه بصورت بازتاب هاي احساسي به شرائط و عوامل تاثيرگذار تجلي مي كنند . اين بازتاب ها را مي توان در اندام يا بيني آنها مشاهده كرد.

ترس:   در فضاي باز اسب ترسيده رم ميكند. او به سرعت به دور خود مي چرخد و بعد فرار مي كند . گاهي ديده مي شود كه پديده اي باعث فرار او شده او رميده و سپس بازگشته و به آن خيره شده است. اگر پديده آنچنان تهديد كننده نباشد . او با سر به پائين كشيده شده و فرنه كنان در حاليكه همچنان خود را آماده فرار كردن نگه مي دارد ، به موضوع نزديك مي شود .
در حال سواري ممكن است صدائي و يا حركتي ناگهاني اسب را به جهيدن به طرف مخالف آن وادارد كه اگر خطر ادامه داشته باشد ممكن است به سرعت چرخيده و رم كند.

در اصطبل اسب تا حد ممكن خود را از موضوع مورد ترس دور نگه مي كند و به گوشه اي از آن پناه مي برد. سر را بالا ميگيرد ، مورد ترسناك را با چشماني از حدقه درآمده و خيره مي نگرد ، پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كند ، گوشهايش سيخ و جنبنده اند تا هر صدائي را با سرعت بشنوند. بدن خود را در امتداد موضوع ترسناك نگه داشته و تا مي تواند آن را بالا كشيده و عضلات خود را منقبض مي كند .

عصبيت :   سر را بالا گرفته چشمان را از حدقه بيرون زده و هوشيارند. پره هاي بيني باز شده و فرنه مي كشد يا صدائي خرخر گونه از بيني خارج مي كند. گوشهاي سيخ ، جنبان و حساسند. اندام كشيده شده و منقيض آماده فرار. اسب ممكن است بلرزد ، رعشه بگيرد و يا عرق كند. ضربان قلبش تندتر مي شود و به تناوب پهن مي اندازد.

خشم: اسب عصباني سرش را كمي پائين مي گيرد . گوش ها را به عقب مي خواباند. گردن را به جلو مي كشد. چشمان تنگ مي شوند ، لب ها را براي نشان دادن دندان ها از هم باز مي كند. حالت پرخاش جويانه به خود مي گيرد و عقب خود را به طرفين مي چرخاند. ممكن است سعي كند لگد زده و يا گاز بگيرد.

درد:   ضربات دردناك اسب را مي رماند . اگر گير بيافتد ، گردنش افراشته چشمان تنگ و ممكن است سردست زده لگد بزند و يا گاز بگيرد .
مهمترين بازتاب ضربه هاي دردناك ماندگاري و خاطره ناخوشايند آنست كه ممكن است نه فقط رم كند بلكه با الاكلنگ و يا سردست زدن سوار را به زمين بزند. الاكلنگ واكنشي است در قبال خطري از پشت ، كه ممكن است ناشي از پريدن گرگي درند بر پشت اسبي بوده باشد. الاكلنگ را مي توان نشاني از شادي يا هيجان هم دانست .

خوشنودي:   اسب در اين حالت در آرامش كامل و راحت ، عضلاتش شل ، پوستش شفاف است . گوشهايش به آرامي در جستجوي صدا مي جنبند.

ناخشنودي :   اسب در اين حالت در خود فرو رفته ، خمود ، بي روحيه ، بي حال است و يا برخوردي خصمانه دارد. سرش پائين ، چشمان بي حال و نگاه خسته ، گوشها افتاده و پوستش كدر است . ادامه اين حالت اسب را به ناهنجاري هاي درون اصطبل و يا پرخاش جوئي مبتلا مي كند.

توجه جلب شده:   گردن كماني ، پره هاي دماغ گشاد ، گوشها جنبان ، بدون انقباض ، چشمان براق ، پوزه به جلو كشيده شده و كنجكاو .

هيجان زده :   سر بالا گرفته مي شود ، تنفس تند ، پره هاي بيني باز و فرنه كنان ، گوشها سيخ و چشمان براقند. اسب ورجه ورجه كرده و احتمالا الاكلنگ مي كند ، بدن هوشيار ، دم سيخ و ممكن است عرق كند .

شرارت:   گوشها به عقب ولي نه كاملا خوابيده ، چشمان تنگ با نگاههاي معني دار ، پره هاي دماغ بسته ، اسب ممكن است لگد گاوي و يا از عقب بزند .

بازيگوشي:   ممكن است با دست زمين را بكند . به سرعت حركت كرده ، دويده شلنگاهيش كوتاه باشد و الاكلنگ كند كره ها بيشتر بازي مي كنند ولي اسبهاي مسن هم گاهي از بازيگوشي غافل نيستند.

هوشياري:   گوشها سيخ و جنبان ، چشم ها شفاف و هشيار ، بدن بدون انقباض ولي آماده است .

نبرد بر سر قلمرو:   ممكن است ، با گردن كشيده شده ، به پائين باشد و يا با گردن كماني به بالا نگه داشته شود. دندان ها ممكن است نمايان و لب ها تهديد كننده باشند ، گوشها كاملا به عقب خوابيده ، چشمها تنگ و تهديد كننده . بدن كشيده و تهديد كننده ، گاهي با دست زمين را مي كنند . يا عقب خود را به طرفين مي چرخانند و آماده لگد زدن هستند .

اصوات:   صداي اسب مي تواند مبين احساسات دروني او و يا عملي باشد كه در شرف انجام آن است .

شيهه:   براي دعوت اسب هاي ديگر و يا وسيله ايست براي جلب توجه ، اغلب اين صدا به هنگام جدا شدن كره از مادر شنيده مي شود .

شيهه ملايم :   اين نوع صدا به هنگام هيجان و يا ايجاد تنشي شنيده مي شود .

هرهر:   دعوت از اسبي در نزديك . اظهار آشنائي با شخص نزديك شونده و اظهار خوشحالي . به خصوص به هنگام دادن خوراك لذيذ.

صداي خارج شده از دماغ:   نشان دهنده هيجان ، خوشحالي است . ممكن است به عنوان اولين علائم ترس هم شنيده شود و يا اسب خواسته باشد دماغ خود را تميز كند .

شيهه جيغ مانند:   نشان دهنده خشم ، پرخاش جوئي ، ترس و درد است .

فرنه:   به هنگام تعيين قلمرو و بو كردن پهن به گوش مي رسد.

Below:   نسق گيري ، معمولا به هنگام درگيري سيلمي ها شنيده مي شود.

جيغ:   صداي ماديان به هنگام فحلي و كره ها به هنگام بازي است و ممكن است مادياني به هنگام تنبيه كره اش هم اين صدا را خارج كند .

آه:  صدائي كه مي تواند نشان دهنده رضايت كامل و يا خستگي باشد .
سواركاران ، پرستاران و اسبداران پس از مدتي كه با اسب سر و كار داشته باشند با اين صداها به خوبي آشنا شده و آن را به عنوان زبان و بيان اسب تلقي مي كنند . به عنوان مثال مراقبي با شنيدن صداي جيغ از داخل پادوك اطمينان پيدا مي كند كه درگيري اتفاق افتاده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 20:39  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 




Gil with Magnum Psyche


 


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 20:31  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

,


 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 20:22  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

آخال تکه
اسبچه خزر
قره‌باخ
عرب ایرانی
یموت ترکمن
آخال تکه
خون‌گرم / خون سرد: خون‌گرم
منشاء : استپ‌ها
ارتفاع: ۱۵ وجب (هر وجب برابر است با چهار اينچ و هر اينچ ۵۴/۲ سانتى‌متراست).
رنگ: قرمز مايل به زردى (سمند) شاه بلوطى - خاکسترى يا سياه و اکثراً نيلى
بافت بدن: زيبا - سرکشيده - پروفيل مستقيم - گردن و پا کشيده - پشت طويل - دم کوتاه - پاى کشيده با استخوان‌هاى سبک و قومى - دم ابريشمى مانند
خصوصيات: مقاوم - قابل تطبيق با دماى متغيير - سريع و چهار نعل بلند.
موارد استفاده: سوارى
اسبچه خزر
خون‌گرم / خون سرد: خون‌گرم
منشاء: ايران
ارتفاع: ۲/۱۲ - ۱۰ وجب
رنگ: قهوه‌اى - سمند - شاه بلوطى
بافت بدن: سر شبيه حالت سر اسب عرب با استخوانبندى محکم
خصوصيات: پاى قوى و محکم
موارد استفاده: حمل و نقل - سوارى
قره‌باخ
خون‌گرم / خون سرد: خون‌گرم
منشاء: کوهستان‌هاى قره‌باغ
ارتفاع: ۲/۱۴ وجب
رنگ: قهوه‌اى پررنگ، سمند و يا شاه بلوطى و نيلى
بافت بدن: يک اسب قوى کوهستان، سر متناسب، دمى کوتاه، و پاهاى متناسب و پرانرژى
خصوصيات: پرانرژى و خوش‌رفتار
موارد استفاده: سواري، چوگان‌بازى و مسابقه‌اى
عرب ايرانى
خون‌گرم / خون سرد: خون‌گرم
منشاء: ايران
ارتفاع: ۱۵ وجب
رنگ: خاکسترى و يا سمند
بافت بدن: عالى و زيبا، بافت کل بدن همانند اسب عرب
خصوصيات: داراى سابقه‌اى بهتر از عرب صحرائى
موارد استفاده: مشابه اسب عرب
يموت ترکمن
خون‌گرم / خون سرد: خون‌گرم
منشاء: -
ارتفاع: ۲/۱۵ وجب
رنگ: رنگ‌هاى يکنواخت
بافت بدن: سينه باريک - سبک ولى با بافت محکم
خصوصيات: حرکت يکنواخت و روان - سريع مقاوم
موارد استفاده: يک ذخيره ژنى در آميخته‌گرى‌ها، سوارى و مسابقه‌اى

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 9:53  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

مدیریت مناسب برای پرورش اسب
نکات اساسى که در مديريت پرورش اسب بايد مورد توجه قرار گيرد:
۱. تعيين نوع اسبى که در يک منطقه بايد پرورش يابد.
در امر تعيين نوع اسب پرورشى در يک منطقه بايد شريط:
- خاک
- اقليم
- و زراعت آن منطقه موردتوجه قرار گيرد.
يک پرورش‌دهنده خوب بايد در نوع اسبى که مى‌خواهيد پرورش دهد رشد و جثه مورددلخواه، نوع بافت بدن و جنبه عملکرد و نوع استفاده از اسب را مدنظر داشته باشد و در جهت نيل به اين اهداف فعاليت کند. نوع پرورش که بايد از طرف اشخاصى که در رابطه با نگهدارى اسب داراى اطلاعات و معلومات ضرورى هستند با توجه به فعاليت و دقت زياد در جهت تأمين درآمد مناسب تحت شرايط اقتصادى خوب باشد. در صورت عدم تحقق اين امر، احتمال موفقيت دائمى پرورش اسب بسيار ضعيف خواهد بود. به همان نسبت نوع پرورشى که هيچ‌گونه مناسبتى با شرايط خاک و اقليم و ديگر شرايط محيطى از همان ابتداى تولد بر روى بافت و قابليت اسب به طرز بارزى اثر دارد.
شرايط اقليمى منطقه تأثير زيادى در مقاوم بودن و خشن بودن اسبى که در آن منطقه پرورش خواهد يافت دارد. ضمناً شرايط اقليمى نيز بر روى بافت و نوع اسب پرورشى مؤثر است. به‌طور کلى اقليم بسيار سرد باعث مى‌شود تا اسب جمع و جور، با پوشش موئى انبوه، و اصالت اندکى داشته باشد. اما در اقليم گرم اسب اصيل با بافت ظريف، پوست نازک با پوشش موئى اندک به‌وجود مى‌آيد. اقليم مرطوب نيز باعث مى‌شود تا اسب درشت هيکل و سنگين بوده و حرکت کندى داشته باشد و نياز بيشترى به علوفه حس نمايد. اما در مقابل اقليم خشک سبب ريزبودن جثه، غيرعضلانى بودن حيوان، سرحال بودن حيوان شده و مزاج اسب را عصبى بار آورده و باعث مى‌شود اسب‌ها نسبت به علوفه قانع باشند. اگر نژادهاى اسب تطبيق يافته به آب و هواى معتدل و ملايم به مناطق سردسير و يا گرمسير و خشک انتقال يافته باشند، مسئله پرورش آنها مطابق دلخواه و موفقيت‌آميز مشکل خواهد بود و اغلب نتيجه منفى خواهد داد.
براى اينکه يک مؤسسه پرورش اسب از نظر سرمايه سوددهى داشته باشد بايد ماديان‌هاى تخمى و اسب‌هائى که نمى‌توان آنها را با قيمت خوب به بازار عرضه نمود در کارهاى مزرعه به‌کار گرفت.
لذا بايد اين‌گونه اسب‌ها مناسب با نياز کارى درون دامدارى باشند. اين امر به‌ويژه در دامدارى‌هاى کوچک روستائى حائز اهميت است.
در رابطه با نوع اسبى که مى‌بايست در شرايط متفاوت پرورش دهيم بايد گفت خاک هرچقدر که سنگينى و سفت هم باشد و زراعت هرچقدر که آنتيسيف انجام گيرد بايد نژاد اسب پرورش يافته نيز به همان نسبت داراى جثه وزنى باشد. لذا از قديم‌الايام در مناطقى که خاک آن سنگين بوده و زراعت پيشرفته‌اى داشت اسب‌هاى خونسرد مورد توجه بود و در اين‌گونه مناطق اسب‌هاى خونسرد از نوع کارى توسعه يافته بود. اما در سال‌هاى اخير به‌دليل توسعه و گسترش ماشين‌آلات در کارهاى زراعي، در مؤسسات بزرگ دامدارى به‌جاى اسب‌هاى کارى خونسرد، تراکتور و ديگر وسايل موتورى به‌کار گرفته شد.
در مناطقى که زراعت آن پيشرفتى نداشته و نيازى به قدرت کشش زياد نبوده و به‌ضرورت کارى حيوانات مجبور به حمل بار در مسافت‌هاى طولانى بودند اسب‌هاى خونگرم با سرعت بالا و مقاوم ترجيح داده مى‌شد و اين‌گونه اسب‌ها پرورش داده مى‌شد.
در برنامه‌ريزى براى پرورش يک نژاد اسبي، بايد رشد و نمو علوفه منطقه و وضع تغذيه حيوان از نظر دور نماند. بافت خاک و ميزان بارندگى بر روى رشد و نمو علوفه و شرايط تغذيه تأثير بزرگى دارد. ضمناً کشت علوفه در اين قبيل مؤسسات دامدارى نيز داراى اهميت بسيارى است.
در مناطق کم‌باران و خاک نامرغوب، مراتع کم‌محصول و نتيجتاً مقدار علوفه دستى نيز کاهش مى‌يابد. در اين مناطق فقط اسب‌ها سبک و خونگرم قابل پرورش مى‌باشند.
در اراضى با خاک خوب از نظر پوشش نباتى و خاک آهکى غنى و باران کافى يا اراضى قابل آبيارى با مرتع عالى و يا يونجه‌دار، بايد اسب خونگرم با استخوان‌بندى قوى و ليفتيک نسبتاً خوب پرورش يابد.
به‌طور کلى نژاد اسب پروش يافته هرچقدر که داراى جثه سنگين و داراى رشد سريع باشد به‌همان نسبت نيز به تغذيه زياد احتياج دارد و اين يک واقعيت آشکار از نظر پرورش‌دهندگان مى‌باشد. اسب‌هاى خونسرد فقط در مناطقى با خاک مناسب بارندگى زياد و مراتع غنى به‌خوبى پرورش مى‌يابند. براى رشد و نمو خوب اين‌گونه اسب‌ها بايد اقليم معتدلى در منطقه حکم‌فرما باشد.
حيواناتى‌که از مدت‌هاى مديد به شرايط آب و هوائى مشخص عادت کرده‌اند اگر براى پرورش به مناطقى کاملاً متفاوت انتقال داده شوند، مدت کوتاهى پس از بين رفتن اثر خاک و آب و هوا، ماهيت خود را آشکار مى‌سازند. شرايط محيطى منطقه از قبيل آب و هوا، خاک اگر نسبت به منطقه پرورش يافته اصلى در تضاد بيشترى بوده باشد در خصوصيات نژادى اسب‌ها نيز به‌همان نسبت تغييرات بيشترى بروز مى‌کند.
مثال‌هاى زير اثر عميق شرايط محيط بر روى پرورش اسب را آشکارا به ما نشان مى‌دهد. اسب عرب به‌خاطر اينکه از قرون گذشته تحت شرايط مشکل آب و هوائى در صحراهاى سوزان و خشک و در شرايط بد تغذيه‌اى مورد پرورش قرار گرفته است، داراى بافت بدنى عضلاني، قدکوتاه و جثه کوچک مى‌باشد. اما اين اسب در کشورهاى اروپائى و مخصوصاً در نواحى پست نزديک سواحل دريا در مراتع خوب و آب و هواى نسبتاً مرطوب عضلانى بودن خود را کم و بيش از دست مى‌دهد، جثه‌اش سنگين‌تر مى‌شود و ارتفاع از جدوگاه بيشتر مى‌گردد. اما اسب‌هاى خونسرد در مناطق خشک وزن کم کرده و جثهٔ آنها ريزتر مى‌شود. اسب‌هاى خونسرد و داراى جثه وزين بمانند اسب‌هاى خونسرد پرشرون و اسب‌هاى بلژيکى که به مناطق خشک و استپ روسيه انتقال داده شده‌اند پس از چند ژنراسيون تعدادى از خصوصيات ويژه خود را تغيير داده‌اند. در اين نژادها، استخوان‌ها نازک شده و بافت بدن اندکى عضلانى و سبک شده است.
مبارزه با اين شرايط سخت طبيعت و خاک مشکل است و به درد هيچ چيزى جزء هزينه مخارج اضافى نمى‌خورد. اسبى که نتواند خود را با شرايط محيطى مشخص تطبيق دهد هرچقدر که خوب تغذيه شود و بدون هيچ‌گونه وقفه‌اى از منطقه‌ پرورش يافته تخمى‌هاى تازه آورده شود به مرور زمان کم و بيش دچار تغييراتى خواهد شد.
در پرورش اسب، افرادى که با اين کار مشغول هستند نقش بزرگى دارند. در مناطقى که عشق و علاقه براى پرورش اسب وجود نداشته باشد و عرف و عادتى براى پرورش اسب موجود نباشد و افرادى نيز داراى تجربه و اطلاعات کافى نباشند امکان دستيابى به موفقيتى در اين‌‌ مورد بسيار مشکل است به همان نسبت در جاهائى‌که وضع نگهدارى و تغذيه مطلوب نباشد پرورش اسب‌هائى که به نگهدارى و اصطبل خوب عادت کرده‌اند چندان نتيجه‌اى دربر نخواهد داشت.
اگر منظور از ايجاد مؤسسه و سرمايه‌گذاري، پرورش اسب مقاوم در يک دوره سوددِه طولانى مى‌باشد نگهدارى دائمى اسب در اصطبل و بزرگ کردن کرّه‌ها در اصطبل بى‌‌اندازه خطرناک است. کرّه‌هاى در حال رشد و مخصوصاً کرّه‌هاى از شير گرفته شده در مراتع وسيع در شرايط متغير آب و هوائى و در زير باد و آفتاب بايد امکان فعاليت و حرکت اضافى داشته باشند.
بنابراين در رابطه با تصميم نهائى پيرامون نوع اسب و يا نژادى که مى‌بايست در يک منطقه پرورش يابد بايد شرايط موجود اقتصادي، زراعت و طبيعت مورد بررسى قرار گرفته و نوع پرورش مناسب با اين شرايط مدنظر قرار گيرند.
با توجه به شرايط موجود کشورمان از توضيحات فوق چنين استنباط مى‌شود که:
۱. کشور ما از نظر داشتن مناطقى با بارندگى کم ، پوشش گياهى اندک و به‌عبارتى از نظر مراتع فقير بسيار غنى است. چنانکه مناطق مرکزى و جنوب شرقى و جنوب از اين نوع مناطق مى‌باشند. ما بايد اسبان کوچک اندام اما مقاوم به شرايط بد آب و هوائى و قانع براى غذاى کم اين مناطق را با نگهدارى منظم و تغذيه خوب پرورش دهيم. براى اصلاح اسب‌هاى بومى اين اسب‌ها با استخوان‌بندى قوى و پرخور مناسب نيستند. اصلاح اسب عرب به شرط روبه‌راه کردن شرايط تغذيه‌اى مناطق مذکور، بسيار مناسب هستند.
۲. در مناطقى از قبيل مناطق کوهستانى زاگرس (آذربايجان، لرستان، کردستان، کرمانشاه، همدان) که خاک، آب و هوا و زراعت آن براى پوشش گياهى بسيار مناسب هستند بايد اسب‌هائى با بافت بدنى نسبتاً قوى و خونگرم پرورش يابند و بهترين نژاد براى اين مناطق اسب‌هاى خونگرم کردى و قره‌باغ مى‌باشند.
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 9:45  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  |