تبليغاتX
گذری بر پرورش ا سب
پیشانی اسبها تا روز رستاخیز جایگاه خیر و برکت است. رسول اکرم ص
در گذشته بيمارى مشمشمه در اکثر‌ کشورهاى اروپائى شيوع داشت ولى با به‌کارگيرى روش‌هاى کنترل و مبارزه وقوع آن به‌تدريج در طول قرون کاهش يافته است. بيمارى مشمشه هنوز در کشورهاى آسيائى و آفريقائى و آمريکاى جنوبى وجود دارد و در ايالت متحده آمريکا و اروپاى غربى از سال ۱۹۳۸ تاکنون عفونت اکتسابى به‌طور طبيعى ديده نشده است.
بيمارى مشمشه از بيمارى‌هاى واگيردار و خطرناک تک سمى‌ها بوده از جمله بيمارى‌هاى مشترک بين انسان و دام مى‌باشد.
اين بيمارى در درجه اول به‌عنوان يکى از بيمارى‌هاى اسب، الاغ و قاطر شناخته شده و تصور مى‌شود ساير حيوانات چندان حساسيتى به آن ندارد ولى تحت شرايطى گوسفند و بز به آن مبتلا مى‌شوند. سگ و گربه با خوردن لاشه آلوده تک سمى‌ها بيمار مى‌گردند. گاو و خوک به بيمارى مقاوم‌تر هستند ولى پرندگان در مقابل بيمارى کاملاً مقاوم مى‌باشند. از حيوانات زمانى‌که در شرايط بهداشتى نامساعد، خستگى مفرط و کار سنگين و تغذيه بد قرار گيرند حساسيت بيشترى به بيمارى نشان مى‌دهند.
همان‌طور که در بالا گفته شد انسان به بيمارى مشمشه حساس است و ابتلاء به آن اغلب منجر به مرگ مى‌شود افرادى‌که در تماس نزديک با اسب‌ها، قاطرها و الاغ‌ها هستند و همچنين دامپزشکان و کارکنان آزمايشگاه‌ها بيشتر در معرض خطر ابتلاء قرار دارند. بيمارى از طريق مخاطات بيني، دستگاه گوارش، زخم‌ها و خراش‌ها جلدى و هواى تنفسى آلوده به انسان سرايت مى‌کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 12:9  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

بيمارى هارى در اسب Rabies
بيمارى هارى يکى از خطرناک‌ترين بيمارى‌هاى واگير و مشترک بين انسان و کليه حيوانات پستاندار مى‌باشد. عامل بيمارى ويروس مى‌باشد که در کليه حيوانات خونگرم ايجاد بيمارى کشنده مى‌نمايد. سگ و گربه بيشتر از ساير حيوانات نسبت به بيمارى هارى حساس مى‌باشند. ويروس عامل بيمارى در بزاق فراوان بوده و گاز گرفتن توسط حيوانات هار عادى‌ترين راه انتقال بيمارى به انسان و ساير دام‌ها مى‌باشد. ويروس اين بيمارى تمايل به دستگاه عصبى دارد و جراحاتى در اين بافت ايجاد مى‌کند.
علائم بيمارى در اسب:
اولين نشانه بيمارى وجود خارش در محل گازگرفتگى است. اسب بيمار مضطرب بوده غذا نمى‌خورد و مرتب محل گزش را با دندان خود مى‌کند، به پرستار و افرادى که به او نزديک مى‌شوند حمله مى‌کند و اگر فرار نکنند آنها را به‌شدت گاز مى‌گيرد. به‌تدريج نشانه‌هاى فلجى در عضلات گلوى دام ظاهر شده و حيوان با وجود تشنگى مفرط نمى‌تواند آب بخورد. فلجى کم‌کم به پاها رسيده، حيوان به زمين مى‌خورد و در مدت کوتاهى تلف مى‌شود.
آبله اسب Horsepox
آبله اسب قابل سرايت به انسان و گاو مى‌باشد. نشانى‌هاى بيمارى در اسب عبارت از وجود جراحات و دانه‌هائى در سطح داخلى دهان، زير زبان، لثه‌ها و لب مى‌باشد. دانه‌ها کم‌کم چرکى شده و حيوان دچار تب مى‌شود بزاق از گوشه دهان جارى شده و ميل به غذا ندارد. جراحات به‌تدريج وسعت يافته و به مخاط بينى نيز سرايت مى‌کند. کرّه اسب‌ها به بيمارى حساس‌تر بوده و گاهى تلف مى‌گردند. در صورتى‌که دانه‌هاى آبله در روى پاهاى حيوان و در ناحيه بخولق ظاهر شود اندکى لنگش ايجاد کرده کم‌کم دانه‌ها چرکى شده و روى آنها را دلمه خشک مى‌پوشاند و حال حيوان بهبود مى‌يابد.
آنسفاليت ويروسى اسب The Infectious Equine Encephalitis
آنسفاليت ويروسى از بيمارى‌هاى عفونى است که اسب‌ها را مبتلا ساخته و موجب ابتلاء انسان نيز مى‌شود. آنسفاليت ويروسى داراى انواع مختلف بوده و از آن جمله آنسفاليت ويروسى و نزوئلائى مى‌باشد. نشانى‌هاى بيمارى در اسب اختلال در شناسائي، عوارض عصبي، عدم تعادل، تب و فلجى مى‌باشد. دفع مدفوع و ادرار مشکل شده حيوان دايره راه مى‌رود و کم‌کم فلجى ظاهر مى‌شود و حيوان زمين‌گير و در مدت ۲ تا ۴ روز تلف مى‌گردد. تعدادى از اسب‌هائى که فلج نمى‌شوند زنده مى‌مانند. ناقل اصلى بيمارى پشه‌‌ها مى‌باشند ولى انتقال از اسب به اسب نيز امکان‌پذير است.
آنسفاليت ويروسى آمريکاى شمالي، شرقى و غربى و آنسفاليت ژاپنى نيز وجود دارد که کمتر اسب را مبتلا مى‌سازد. آنسفاليت ژاپنى در حقيقت يک بيمارى انسانى است که در بيشتر موارد انسان عفونت را به حيوانات منتقل مى‌سازد.
آنفلوانزاى ويروسى اسب Equine Viral Influenza
آنفلوانزاى اسب بيمارى مسرى بوده که در شرايط طبيعى تک‌سمى‌ها بيشتر به آن مبتلا مى‌شوند. در نقاطى که تعداد زيادى اسب در مجاورت هم قرار گيرند بيمارى به‌سرعت در بين آنها اشاعه مى‌يابد. اسب‌هاى جوان به بيمارى حساس‌تر مى‌باشند و زمانى‌که بيمارى شيوع پيدا کند اسب‌هاى مسن نيز به آن مبتلا مى‌شوند.
علائم بيمارى در اسب عبارت است از تب شديد، بى‌اشتهائى ريزش اشک، هجوم‌الدم بافت چشم و ريزش از بيني. در بعضى از موراد ذات‌الريه و کور شدن چشم نيز ديده مى‌شود که در اين‌صورت منجر به مرگ حيوان مى‌شود. امکان وجود يرقان و نفريت نيز در اسب گزارش شده است. بيمارى از طريق ترشحات بيني، عطسه يا سرفه به خارج پخش و سبب ابتلاء ساير اسب‌ها و ديگر موجودات مهره‌دار و از جمله انسان مى‌گردد.
تورم دهان طاولى Vesicular Stomatitis
اين بيمارى قابل سرايت به اسب، گاو، خوک و انسان مى‌باشد. دوره کمون بيمارى ۱ تا ۳ روز است علائم بيمارى تب و افزايش بزاق در هنگام غذا خوردن است که به‌تدريج دانه‌هائى در سطح زبان و روى لب‌ها ظاهر مى‌شود دانه‌ها طى ۴۸ ساعت پاره شده و تمام سطح زبان و لب‌ها را فرا مى‌گيرد و حيوان از خوراک مى‌افتد. ويروس عامل بيمارى از طريق ترشحات آلوده حيوان و گاهى از طريق حشرات انتقال مى‌يابد. بيمارى معمولاً خطرناک نيست و دام‌هاى مبتلا به‌زودى بهبود حاصل مى‌کنند
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 11:15  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

تعادل در سواركاري :

هر موجودي داراي مركز ثقلي است و تعادل هر موجودي با هماهنگي اين مركز ثقل با زمين حفظ مي شود و خط عمود فرضي رسم شده از مركز ثقل بر زمين خط ثقل ناميده مي شود . هر جسمي داراي فقط يك مركز ثقل است و از اين مركز به زمين هم فقط يك خط بنام خط ثقل عمود مي شود . هر موجودي با تكيه بر نقاط اتكاء مختلفي تعادل خود را حفظ مي كند . يك صندلي بر روي چهار پايه و يك اسب بر روي دو دست و دو پا و يك سواركار با نشستن بر روي اسب در حاليكه دو استخوان نشيمن و محل اتصال آنها در تماس با زين است حفظ تعادل مي كند و چنانچه اين تعادل بر هم بخورد ، موجود به حالت نامتعادل تغيير وضعيت مي دهد و هنگاميكه موجودي به حركت در ميآيد مركز ثقل او تغيير مي كند . در حالتهاي خاص از اجسام و يا وضعيت سوار بر روي اسب اين مركز ثقل مي تواند خارج از جسم قرار بگيرد . مانندگوي توخالي ، حلقه آهني و يا سواري به هنگام مسابقات اسب دواني و يا پرش .
سواركاري كه به درستي بر روي اسب مستقر مي شود مركز ثقل او تقريبا عمود بر مركز ثقل اسب مي شود و در هر حالتي كه اسب به خود مي گيرد حفظ ثقلي او منطبق است بر خط ثقل اسب و اين در حالتي است كه اسب ايستاده و يا روي سطحي صاف حركت مي كند و هر يك از حركتهاي اسب ، به مانند آوردن سر به بالا و يا بردن به پائين و هر نوع انحناء بدن به راست يا چپ مركز ثقل او را تا اندازه اي تغيير مي دهد و مربي اسب (سواركار) موظف است ثقل خود را در همه حالتها با ثقل اسب هماهنگ كند و فقط در اين صورت است كه اسب وزن سوار را به راحتي تحمل كرده و سوار هم حداكثر بهره برداري را از قدرت اسب مي نمايد .
تجسم اين حالت موقعي امكان پذير است كه با كوله باري بر پشت حركت مي كنيد و يا انتهاي ميله اي را بر نوك انگشت قرارداده و سعي مي كنيد در حال حركت آنرا حمل كنيد . به هنگام حمل وسيله اي بايد به جلو خم شوند تا بتوانند به راحتي حركت كنيد .
سواركار بايد به هنگام حركت اسب به جلو ، هماهنگ با سرعت اسب ، مركز ثقل خود را به سمت جلو ( جهت حركت اسب ) متمايل كند تا حدي كه مقداري جلوتر از مركز ثقل اسب قرار بگيرد و براي حفظ اين حالت بايد در حالت تعادل كامل در زين قرار گرفت ، يعني با اسب حركت كرده يا حركتهاي اسب را تعقيب كند .
اگر ثقل سوار از ثقل اسب عقب بماند ، فقط حمل مي شود سواركار بايد ابتداء ثقل خود را با اسب هماهنگ كند و سپس نشست خود را بر روي سه نقطه اتكاء تنظيم نمايد و حفظ اين دو حالت هماهنگ با هم امكان پذير نيست .
پس بايد يكي را برگزيد كه حالت نيم نشست را بوجود مي آورد در اين حالت سوار خود را به جلوي زين كشيده با پائين دادن پاشنه ها بيشتر اتكاء را بر روي رانها و پهناي ساق مستقر مي كند . در حركتهاي آرام (قدم ، يورتمه و چهار نعل جمع ) اين تضاد چندان مشهود نيست ولي اين مشكل عدم هماهنگي ثقل را در سوارهاي مبتدي و يا بدرستي آموزش نديده به وضوح مي توان ديد .
هماهنگي سواركار با اسب به هنگام اسب دواني و يا پرش كه سواركار ثقل خود را كاملا به جلو مي كشد ، نمايش نيست ، بلكه كمكي است به اسب براي بهبود دويدن و يا بهتر پريدن .
بهر حال از گستردگي بحث تعادل تا به همين جا بسنده كرده و اضافه مي كنيم كه ، سواركار ابتدا اسب را كمك مي كند تا متعادل و متوازن حركت كند و هر چه مراحل آموزش پيشرفته تر مي شود ، اين هماهنگي بيشتر شده و تا به جائي مي رسد كه سوار قادر مي شود به نفع حركت دلخواه خود تعادل اسب را بر هم زده و او را با ثقل خود هماهنگ كند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 11:3  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

اين حركتها مهيج و لذت بخش ترين مراحل آموزش و سواركاري هستند . اگر تمام مراحل اوليه ، مقدماتي و متوسط آموزش موفقيت آميز باشد . مي توان آموزش را در اين مرحله شروع كرد و همواره سوار بايد اول از خود و پس از آن اسبش را بي طرفانه مورد انتقاد قرار دهد
گام برداري اسب بايد منظم و آزادانه ، همواره با آنچنان تعادلي باشد كه به راحتي و سبك بارانه حركت ها را اجرا كند . قسمت عقب او بايد كاملا فعال بوده و حداكثر تحرك ممكن را توليد كند . او بايد در تمام قسمتها از عقب ، كمر ، آرواره هاي پائيني و …. نرم بوده ، اثرهاي تعادلي و تحركي ساق ، نشست و دستهاي سوار را قبول كند . اين اثرها بايد به قدري نرم و روان باشد كه بنظر برسد اين خود اسب است كه همه كارها را انجام مي دهد. تحرك ، فعاليت و نرمي مفاصل بايد عاري از هرگونه درگيري باشند ، وقتي اسب با آرامش و بدون عجله به اثرها جواب داد ، حركت را با دقت لازم كه ناشي از تعادل جسمي و رواني اوست انجام مي دهد

حركت هاي پيشرفته

تلاش اسب و سوار براي اجراي حركت هاي مشكل

تلاش اسب و سوار براي اجراي حركت هاي مشكل

اسبي كه به  درستي آموزش ديده باشد ، تا حد ممكن تلاش مي كند حركتهاي مشكل را اجرا كند و از ارضاء سواركار خود لذت مي برد. اسبهاي درساژ هم مانند اسبهاي پرش ، ارابه ، و …. از اجراي حركت هاي صحيح لذت مي برند  واضح است اسبي كه به درستي آموزش نديده و شاهد رفتار صحيحي با خود نبوده بهنگام پرش بطرف موانع حمله كرده ، و هيچ گاه در نمي بابد كه از او چه مي خواهند. اين گونه عكس العملها ممكن است ناشي از حركتهاي سواركاري زياده خواه و از خود راضي باشد كه نمي تواند قابليتهاي اسبش را درك كند. ممكن است اسب احساس كند ، آنچه از او خواسته شده ، انجام داده ، ولي بدون تشويق و بها دادن به تلاش او ، پريشان ، منقبض و ناخشنود مي شود
انتقاد از خود و صرف زمان براي تربيت براي تربيت اسب از اهميت به سزائي برخوردار است

هيچ كسي كامل نيست و نمي توان سواركاري را پيدا كرد كه از حركتي عجولانه و يا ناتواني در تفهيم مطلبي در طول آموزش متاسف نشده باشد. اگر اشتباهي رخ داده باشد ابتدا اسب واكنش نشان مي دهد و سپس سواركار در پي رفع آن برآمده و جبران مافات خواهد كرد . بعنوان مثال ممكن است از اسب خواسته شود تعويض دست به هنگام چهار نعل روي هوا انجام دهد . او چندين بار اشتباه مي كند . ممكن است سوار بيش از حد روي اثرها پافشاري كرده به خشونت روي آورده، اسب را پريشان كند و نتيجه اي هم عايدش نشود . واضح است كه مشكلي پيش آمده و بايد بلافاصله حركت قطع شود و موقعيت مورد بررسي قرار گيرد
بخصوص وضعيت سوار به عقب برگشته ، از نو تعادل و تجمع نرمش و حركت نوساني اسب را كامل كنيم . در اين مرحله تمرين تعويض دست روي هوا را چند روزي كنار گذارده ، تعويض ساده دست و كار روي دو محور را تمرين كنيم ، تا تجمع اسب بهبود پيدا كند .وقتي به تعادل حقيقي خود و اسب اطمينان پيدا كرديد ، دوباره تمرين تعويض دست روي هوا را از سر بگيريد ، دقت كنيد فقط چند بار حركت را تمرين كرده و در صورت جواب مساعد اسب ، او را كلافه نكنيم و حتي در صورت پيشرفتي جزئي راضي شده و هدف بهبود تدريجي باشد
آگاهي از مشكلات بسيار مهمتر از خود مشكل است . موضوع حياتي شعور سواركار است و اينكه تا چه حد اسبش را احساس مي كند . اسب موجودي است زنده ، متحرك و حساس كه امكان دارد همانند طفلي از كار دل زده شود . به هنگام كار درساژ با اسب بايد سوار در حداكثر تمركز بوده و تمامي حواس اسب را به خود جلب كند . اسب فقط قادر است آنچه از او خواسته مي شود انجام دهد و تعادل ، توجه و نظم گامهاي او زماني به اوج مي رسند كه نشست ، ساقها ، دستها و بطور كلي تمامي اندام و نحوه حركت سوار در هماهنگي كامل با حركتهاي اسب باشند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 10:40  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

روند تکاملي اسب در مشرق زمين:   ايران يا همان پارس يکي از شاخص ترين اقوام مشرق زمين بود که در روند تکاملي اسب شرقي نقش داشت .
در شمال شرقي اين ناحيه سه زيرگونه از اسبهاي وحشي وجود داشتند که مبناي تکامل اسبهاي شرقي محسوب مي شوند.
اين اسبها عبارتند از : اسب هاي لاغر و باريک اندام ترکمن . اسب هاي متوسط القامه سکائي و اسبهاي کوچک اندام کوهستاني که دليل اثبات آنها فسيلهاي کشف شده در اين مناطق مي باشد .
اين اسبها امروزه نيز وجود دارند و با نامهاي ترکمن - يابو و اسبچه خزر شناخته شده هستند.
پراکندگي و توسعه جمعيت اسبچه خزر را مي توان در وسعتي از گپه داغ در رشته کوه البرز تا کوههاي زاگرس مشاهده کرد . اين اسب جزء اولين اسبهاي رام شده توسط سومري ها ( خوزستان امروزي ) محسوب مي شود و در زمان پادشاهي اشکانيان و ساسانيان اين اسب در خدمت انسان بوده است تا اينکه به مرور زمان از صحنه روزگار محو شد .

روند تکاملي اسب در مشرق زمين

در سال 1965 مجددا اين گونه از اسبها در گله هاي نيمه وحشي سواحل درياي خزر ديده شدند که مي توان اين امر را يک بازگشت ژنتيکي تلقي کرد.
متعاقب اين کشف تلاشهائي جهت ازدياد نسل اين اسبها صورت گرفت که عمده آنها در خارج از کشور بود .
در بين سالهاي 1965 تا 1993 تعداد 30 راس از اين اسبچه ها صادر و تعداد 1200 راس نيز در انجمن بين المللي اسبچه خزر ( واقع در انگلستان ) ثبت شدند.
در کشورهائي همچون : انگلستان – آمريکا – زلاندنو – فرانسه – سوئد – نروژ و ايران نيز چنين انجمني وجود دارد
اسب سکائي داراي پراکندگي و توسعه جمعيتي است که محدوده آن از شمال شرق ايران شروع شده و تا سيبري در شمال و از غرب تا اروپاي شرقي ادامه دارد .
اگرچه امروزه تعداد کمي از اين اسبها باقي مانده است اما به استناد تحقيقات دکتر Gus Cothran اين تعداد خالص مي باشند .
به احتمال قوي مي بايست گله هاي بزرگي از اين اسبها با همان مشخصه هاي خوني در قزاقستان وجود داشته باشد ولي تا کنون هيچگونه مطالعات ژنتيکي براي اثبات اين امر بر روي آنها صورت نگرفته است . در ايران باستان از اين اسبها براي باربري و حمل و نقل استفاده مي شد .
پراکندگي و توسعه گله هاي اسب ترکمن شامل محدوده اي است که از ساحل شرقي درياي خزر شروع شده و تا دامنه هاي شمالي البرز ادامه دارد و از کپه داغ تا کوههاي تيان شان نيز گسترش يافته است .
در تمامي اين مناطق اين اسبها داراي همان مشخصه هاي فيزيکي و ساختار اندامي مي باشند که در اسبهاي ترکمن امروزي قابل روئيت است . يعني اندام باريک با ساقهاي بلند از طرف ديگر حجاري هاي موجود در قزاقستان و نقاشي هاي سبو ها و تنگهاي يوناني مبين اين موضوع مي باشد .

روند تکاملي اسب در مشرق زمين

زمان دقيق اهلي شدن اين گونه از اسب کاملا مشخص نيست . اما از نمونه هاي استخواني کشف شده قدمتي معادل 1600 سال قبل از ميلاد مسيح را در مصر و 1000 سال قبل از ميلاد را در يونان نشان مي دهد.
فراواني گله هاي اين نوع اسب در زمان قديم چشمگير بوده ولي امروزه تعداد بسيار کمي از آنها باقي مانده است.
در زمان پادشاهي داريوش ساليانه تعداد 30000 راس از اين اسبها به ممالک ديگر صادر مي شد که اين تعداد امروزه به 400 راس در سال تقليل يافته است .
يکي از عمده ترين دلايل اين انقراض را مي توان وارد کردن اسبهاي ترابرد و عدم شرکت اسبهاي ترکمن در مسابقات اسب داواني دانست . اسبهاي ترکمن در حقيقت اجداد اسبهاي تيزتک و چالاک امروزي مشرق زمين هستند
Dendogram ها بيانگر اين واقعيت هستند که اسبچه خزر اولين جد اسبهاي مشرق زمين بوده است و بعد از آن اسبهاي يابو و ترکمن قرار دارند . بعد از اين سه تيره - اسبهاي کرد را مي توان پدر اسبهاي دو خون مشرق زمين محسوب کرد .
در زمان قديم اين اسب ( اسب کرد ) بنام هاي : آشوري – Nisaean - پارتي – ساساني و ..... معروف بوده است
آنطور که مي گويند اسب عرب پارسي بعد از اسب هاي بدوي عرب بوجودآمده است.
اسبهاي دو خون شرقي تلفيقي از اسبچه خزر – يابو و اسب ترکمن مي باشند. در يک تقسيم بندي ژنتيکي که در مقياس 1 به 10 صورت گرفته است يابو داراي 9 شاخص ژنتيکي و اسبچه خزر و ترکمن داراي 8 شاخص مي باشند.

تكامل اسب ايران

در نمودار بالا اسب ترکمن و اسب استپ هاي روسيه داراي يک رتبه هستند . خط ارتباطي که از ترازهاي اسب بومي پارسي – ترکمن و اسبهاي استپهاي روسيه رسم شده است مستقيما به ترازهاي اسبهاي امروزي يعني يابو – ترکمن و اسبچه خزر متصل مي شوند .
اسب کرد داراي رتبه بالاتري نسبت به اسب عرب و اسب پارسي مي باشد .
به رغم مشکلات بالقوه اي که در امر نشانه گذاري ژنتيکي وجود دارد در يک Dendogram قابل قبول مي توان مبناي اسبهاي تاريخي را مشخص کرد.

نمودار شماره 1

در نمودار شماره 1 (بالا) 6 شاخه اصلي وجود دارد .در داخل اين چارت اسب عرب يک گروه فشرده را به خود اختصاص داده است . اسبها کرد و آخال تکه مستقلا داراي يک شاخه هشتند . اسبچه خزر مبناي زير گروهي است که يابو و ترکمن را شامل مي شود . اين گروه در حقيقت اجداد اسبهاي مشرق زمين هستند و اسبچه خزر داراي قدمت بيشتري نسبت به سايرين است .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 10:34  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

اصول كلي رفتار با اسب:

رفتار خوش ، ارتباط و انضباط اصول ، خوش رفتاري ، ارتباط و انضباط ، به همان اندازه كه در رفتار انسان با ديگر انسانها داراي اهميت است درمورد رفتار با اسب نيز داراي جايگاه خاص خود مي باشد

خوش رفتاري:

همانگونه كه بازتاب رفتاري انسان ها نمودار تربيت آنها ست رفتار اسب ها نيز نشان دهنده نوع تربيت آنهاست . اسب ها به طور كلي نه فقط به پرستارشان وابسته هستند بلكه نسبت به رفتار و خصوصيات اخلاقي پرستار ، مراقب يا سواركارشان نيز از خود حساسيت نشان مي دهند.
به عنوان مثال ، مالك يا مراقب يا سواركار بد اخلاق اسبي شرور تحويل مي دهد كه بد نام شده و طالب همانگونه رفتار است .

اسب براي خوش رفتاري بايد آموزش داده شود و ساده ترين اين آموزش ها عبارتند از :آرامش كامل به هنگام تيمار ، بلند كردن دست و پاها با آرامش براي نظافت و اگر سوار خواست سوار شود ، ايست و بي حركت ماندن پس از استقرار كامل سوار روي زين و به فرمان او حركت كند . هر آنكس كه با اسب سرو كار دارد بايد خود بياموزد كه چگونه خوش رفتاري را به اسب آموزش دهد .

اسب براي خوش رفتاري بايد آموزش داده شود

ارتباط:

آنهائي كه با اسب سرو كار دارند بايد بياموزند كه در امر آموزش مثبت بوده و كارشان تداوم داشته باشد اگر خواسته هاي آموزش دهنده مبهم و متغيير باشد اسب به سرعت سردرگم مي شود . بنابر اين لازم است بدانيم كه چه نكته اي را چگونه بياموزيم و اين امكان پذير نيست مگر روش صحيح كار با اسب را آموخته و به هنگام كار با او كاملا متكي به نفس باشيم .

انضباط و تشويق:

به هنگام كار با اسب انضباط اهميت خاصي دارد . اگر حركتي غلط را اصلاح كرده و حركت صحيح را پاداش بدهيم ، اسب به زودي در مي يابد كه كدامين حركت ها صحيح است و سعي در تداوم آنها خواهد داشت . به اين نحو اسبي خوش رفتار خواهيد داشت كه به داشتن او افتخار مي كنيد و نتيجه اش زندگي بهتر براي اسب است . اسب نيازمند پرستاري مسئولانه و مهربانانه همراه با قاطعيت است تا نظم پذير شود .
اين موجودات وحشي ، علي رغم اينكه هزاران سال است كه اهلي شده و تحت تربيت قرار گرفته اند ، همچنان غرايز اجدادي خود را حفظ كرده اند. اسب نه فقط مي تواند تو سري خور و عصبي با شد بلكه مي تواند به موجودي كاملا شرور و موذي تبديل شود . چه بسا كه پي آمد نگهداري و تربيت غلط و عدم انضباط واكنش هاي خطرناكي باشد .
اسب نبايد اجازه داشته باشد رفتار غلط را ادامه دهد كه در اين صورت به سرعت چگونگي تداوم آن را آموخته و آنرا جزو عادات خود قرار مي دهد .
حركت غلط اسب يابد قاطعانه و با صدائي كمي بلند سرزنش شود . اغلب اين روش موثر مي افتد ، ايجاد كمي تفاوت در صدا و قاطعانه بيان شدن آن كافي به نظر مي رسد . اگر تربيت كننده اي به طور دائم بر سر اسبش فرياد بكشد فقط او را ناراحت كرده و خودش هم به نظر مي رسد احمق و يا بد اخلاق باشد . خلاصه اينكه سرزنش مداوم بيهوده است و اسب به صداي بلند خو گرفته و برايش عادت مي شود .
اگر صداي قاطع و كمي بلند موثر نيافتد ، ضربه هاي كف دست روي گردن ، كپل و در صورتي كه گاز مي گيرد روه پوزه لازم است. تنبيه بايد بلافاصله باشد تا اسب دريابد كه از او چه مي خواهند .
به محض اينكه اسب درسش را آموخت دادن پاداش واجب مي شود كه مي تواند ضربه هاي ملايم كف دست روي گردن ، صدائي مهربان و يا حبه اي قند باشد .در اين صورت او پي مي برد كه پي آمد رفتار صحيحش خوش رفتاري است . اسبها موجوداتي دوست داشتني هستند كه براحتي با انسان دوست شده و خوش رفتاري اعتماد آنها را جلب كرده و متكي به نفس مي شوند و خوش رفتارتر شده و به موجوداتي دوست داشتني تبديل مي شوند .
روان اسب ها در كره گي نسبتا پاك است و رفتار آنها در آينده پي آمد چگونگي خوش و يا بد رفتاري آنها در طول دوران نگهداري آنها است .

چگونگي رفتار با اسب :

همانگونه كه گفته شد ، اين روش هدفش استحكام پايه هاي ايمني است ولي در اين مقوله و ضمائم آن هدف روش برخورد ، كار كردن با اسب و نحوه رفتار با اوست .
اسب موجودي زنده داراي صفات ويژه و غرايزي است كه بر روي واكنش ها اثر مي گذارد . اسب ها همانند انسانها رابطه علت و معلولي برقرار نكرده و منطق خاصي حاكم بر رفتارشان نيست . از آنجا كه اسب از ابتدا شكار بوده نه شكارچي زمينه هاي رشد غرايز و احساسات آنها بيشتر در سمت مظلوم واقع شدن بوده است تا موجودي مهاجم .
هنوز هم بيشتر سازه كارهاي اسب دفاعي است كه اغلب در زمينه كار با اسب بازدهي مفيدي دارد. با اين وجود بايد به خاطر بسپاريم كه همواره رفتارهاي اسب غير قابل پيش بيني است كه امكان دارد به جراحت و يا مرگ منتهي شود . حتي در كنار اسب كاملا قابل اعتماد احتياط را از دست ندهيد .
نگهداري صحيح در توسعه شخصيت اسب از اهميت خاصي برخوردار است . به عنوان مثال اگر تنگ اسبي به ناگهان و يكباره سفت كشيده شود ، پوستش را به درد آورده و نمي تواند برگردد و به شما بگويد كه ببخشيد ، تنم درد گرفت ، او مي تواند دندان قروچه اي كرده و يا دست و پايش را بلند كند . روش ارتباطي او منحصر به تظاهرات اندامي اوست . اگر رفتاري خشونت آميز با او تداوم داشته باشد او نا اميد شده و قدرت خود براي جلوگيري و يا رفع آن استفاده خواهد كرد .

چگونگي رفتار با اسب


چگونگي نزديك شدن به اسب در اصطبل:

مي بايست به صراحت گفت كه اسب درون اصطبل حالت به تله افتادن را دارد اگرچه نمي توان گفت كه همگي هم اين چنين برداشتي دارند ولي امكان دارد كه اسبي عصبي ، شرور و يا به شدت عصباني در چنين شرايطي واكنش از خود نشان دهد. حتي ممكن است اسبي بسيار خوش اخلاق هم به خصوص به هنگام خوراك دادن نخواهد كه خلوتش آشفته شود . همواره به آرامي از طرفين و سمتي كه فضا باز تر است به اسب نزديك شويد. فرياد كنان و دوان دوان و جست و خيز كنان به اسب نزديك شدن فقط او را سرآسيمه مي كند . به آرامي با اوصحبت كرده و ترجيحا نامش را صدا كنيد .
در نزديك شدن به اسب غريبه از حمله ناگهاني او بر حضر باشيد . خوشبختانه اين عمل از تعداد كمي اسب سر مي زند ولي بهتر است در برخورد با اسب غريبه نكات ايمني را رعايت كرد تا متاسف نشد . دست دراز كردن از روي درب اصطبل براي نوازش اسب برايش تعجب برانگيز است و ممكن است واكنش او نسبت به اين حركت حمله به طرف در و يا فرار به طرف ديگر اصطبل باشد
.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 13:10  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

فلسفه طراحان مسير:  اولين سوالي كه به ذهن هر طراح مسيري مي رسد اين است كه ، هدف من از طرح اين مسير چيست
مسئله به هيچ وجه اين نيست كه صبح مسابقه بدون هيچگونه طرحي پا به ميدان مسابقه گذارده و با حداقل مواد اوليه
تير و پايه و بغل مانع و
تعدادي مانع پشت هم رديف كرده و اميدوار باشيد كه چند سوار خبره مسئول بي برنامه گي شما خواهند بود .
تاوان نبوغ تحمل سختي هاست . براي طراح مسيري حتي اگر كوچكترين رويداد باشد ، بايد قبل از شروع طراحي ، از ميدان مسابقه بازديد كرد ، فهرست مواد اوليه و وسايل موچود
انواع موانع ،  پايه ها و بغل موانع
تهيه شود . پس از طراحي مسيرها روي كاغذ در فكر هر چه بهتر و زيباتر جلوه كردن مسابقه را مرور مي كنيم .
برنامه رويداد را گرفته ، فهرست شركت كنندگان را در دست داشته ، ساعت شروع مسابقه ها را دانسته ، براي هر مسابقه مسيري طراحي كرده زمان شروع و پايان و مدت زمان لازم براي تغيير موانع و مسير را پيش بيني كرده تا هر مسابقه اي در موقع اعلام شده ، شروع شود و چه بسا موارد ديگر .
طراح مسير بايد پنج هدف به ترتيب اولويت براي خود تعيين كند و دست يابي به هر يك او را به سوي هدف بعدي رهنمون مي كند . خلاصه كلام ، جواب به اين سوال كه : آيا به آنچه خواسته بودم رسيدم ؟ در پايان رويداد داده مي شود. حال به شرح اين اهداف و مشخصات آنها
مي پردازيم.

هدف اول :  تدارك رويدادي مهيج براي تماشاگران ، با برگزاري مسابقه پرش با كيفيت قابل قبول و خاتمه اي تكان دهنده.

تدارك رويدادي مهيج براي تماشاگران

مسير مناسب مسيري است كه اسب و سوار به راحتي از آن عبور كنند. اگر مسير طراحي شده شما را به خوبي طي نكردند ، نه اسب و نه سوار بلكه خود را سرزنش كنيد . مسيري كه براي يكي از شركت كنندگان زنگ تفريح است ، ممكن است براي ديگر شركت كنندگان با توانائي متفاوت زجرآور باشد. اين تنها شامل ابعاد موانع نمي باشد و مسيري كه توسط اسب طي مي شود را نيز در برمي گيرد
سادگي ، جوهر مسيري مناسب است و هر چه اسب ها بي تجربه تر باشند ،‌بايد خطوط مستقيم و رو به جلوي بيشتري در مسير وجود داشته باشد . درباره تعداد موانع و طول مسير در موارد ديگر بحث خواهيم كرد . ولي براي هيجان انگيز تر كردن رقابت ، آخرين بخش بايد همواره مشكل باشد. هرگز مسير مسابقه را با دو يا سه مانع ساده كه درصد خطا روي آنها را پائين مي آورد تمام نكنيد.
مسابقه شما بايد هيجان را به اوج برساند و به همين دليل است كه مسابقه هائي با پرش نهائي بر مبناي سرعت بيشتر و خطاي كمتر ، مطمئن ترين روش براي موفقيت است .
با پيروي از اين روش ، مسير طراحي شده زماني اوج هيجان را بوجود مي آورد ، كه با عبور موفقيت آميز هر سواري از آخرين مانع ، آهي رضايت بخش از دل تماشاگران برآمده و يا با خطائي روي آن ، آه حسرتشان شنيده شود.

موانع پي در پي هم مي توانند به هيجان انگيز كردن مسابقه كمك كنند . مشكل ترين قسمت اين نوع موانع بخش سوم آن مي باشد . بذيهي است كه در يك مسابقه بزرگ ، هر سه قسمت مشكل مي باشند ولي در مسابقه هاي ساده                   مي توان مسير را به نحوي طراحي كرد كه اولين مانع اسب را مشتاقانه دعوت به پريدن كند ، دومين مانع آزمايشي خواهد بود براي تحت كنترل بودن اسب و شجاعت او در حركت به طرف مانع و عبور از روي آن و سومين مانع بيانگر ميزان ميدان داري او . از طرفي هم موانع پي در پي بايد هيجان آور بوده و عبور صحيح از روي آنها ( قسمت سوم ) فرياد خوشحالي و عدم موفقيت در پريدن از روي آنها ، حسرت تماشاگران را به دنبال داشته باشد.

بنابراين ،‌براي رساندن مسابقه به اوج هيجان طراح مسير مي تواند از سه عامل استفاده كند :

پاياني تكان دهنده

فواصل موانع متوالي

مسير نزديك شدن به مانع

‌براي رساندن مسابقه به اوج هيجان

هدف دوم :  احساس رضايت حاصل از اتمام مسير ، حتي اگر اسب و سوار نتوانسته باشند آن را بدون خطا طي كنند.
جوهر اسب داري و سواركاري در تمام زمينه ها آهنگ حركت است . پس يك مسير طراحي شده ، براي مسابقه پرش ، دعوتي است از شركت كنندگان براي حركتي روان و آهنگين در طول آن. اسب بايد به رواني در حاليكه تحرك او تحت كنترل است به جلو حركت كند . نه اينكه با اثرهاي دائمي برو
بايست حركتي تهوع آور و مقطع داشته باشد . آزمون واقعي مسيري با شكوه ، زماني است كه شركت كننده اي پس از انداختن چند مانع و عبور از خط پايان دستجلو ها را رها ، اسبش را نوازش كرده و مي پرسد : آيا اسبم خوب نپريد ؟
اسب و سوار مبارزه را دوست دارند و هر چه بهتر كه زمينه يك مبارزه منصفانه فراهم شود . بسته به قدرت اسب و سوار و تجربه آنها ، عبور از موانع بلند پروازي آنان را در حالي ارضاء مي كند كه به راحتي و با گام هاي مرتب به موانع نزديك شوند ، نه اينكه پس از فرود از مانعي سر اسب را به دنبال مانعي كه محل تعبيه آن غلط است ، به اين طرف و آن طرف بكشند .

هدف سوم :   كم كردن اخراجي ها تا حد ممكن در حاليكه تعداد بي خطا ها را نوع رويداد تعيين مي كند .
ديدن اسب ها و سواركاراني كه پي در پي ، از روي اسب به زمين مي غلطند ، مسمئز كننده است و اگر اين اتفاق خارج از حد و اندازه معمول در يك مسابقه باشد طراح مسير بايد در نوع تفكر خود تجديد نظر كند.
زمين خوردن از اسب در طول يك مسابقه در بخشي موارد اجتناب ناپذير و در عين حال كاملا مغاير جذب تماشاگران به ميدان مسابقه است .
فلسفه حضور تماشاگران در هر ميدان مسابقه به تماشا نشستن هنر هنرمنداني است كه خود او در قالب آنها مبيند و يا شيفته آن هنر است و خود قادر به انجامش نيست .
ولي در اين حرفه ، هنر يعني بيرون آوردن نشاط از دل خطر . اين همان نكته ايست كه برگزار كنند مسابقه و معمار مسير در پي خلق آن هستند . پس بايد در نظر داشته باشيم كه ورزشكار در پي پيروزي است و مسير طراحي شده ، آزموني است براي سنجش و معيار اين پيروزي و در عين حال بايد آنچنان زمينه براي همه شركت كنندگان فرآهم باشد تا هر چه ممكن اخراجي كمتر باشد . مفسر در اين مورد مي تواند به طور مشخص به كمك بيايد ،‌زيرا مردم همواره آنچه مي شنوند باور مي كنند و مي توان آنها را واداشت ، تا هيجان ناشي از تلاش شركت كنندگان را احساس كنند . هر      مسابقه اي با توجه به سطح آن تعداد خاصي بي خطا را مطلبد. در مسابقه هاي خوب سواري (هانتر) كه تعداد اندكي هم تماشاگر دارند ، زمان اختصاص داده شده مي تواند معيار باشد . در مسابقه هاي مبتدي ها بهتر است در حدود يك سوم از شركت كنندگان در دور اول بي خطا باشند ، در مسابقه هائي كه به خاطر تماشاگر برگزار مي شود و بر مبناي جدول
A با يك پرش نهائي است ، بايد تعداد بي خطاهاي را پيدا كرده به دور دوم به حد كافي باشند ، تا پايان مسابقه هيجان انگيزتر شود . تعدادي در حدود پنج تا هشت بي خطا دليلي بر ساده بودن مسير نيست . اين تعداد بي خطا متضمن پرش نهائي واقعا هيجان انگيز است . با تعداد كمتر شما خطر كرده ايد و تعداد بيشتر مسابقه را ملال آور مي كند . البته هميشه بايد تعداد شركت كنندگان را درنظر داشت ، ولي اگر از بين بيست و پنج شركت كننده پنج بي خطا و از بين چهل شركت كننده هشت بي خطا داشتيد ، چندان هم بي راه نرفته ايد.

هدف چهارم :   رعايت زمانبندي براي كمك به برگزار كنندگان.
طراح مسير به هنگام طراحي مسيرهاي مختلف يك رويداد ، در خانه بهتر مي تواند زمانبندي را پيش بيني كند تا ميدان مسابقه . يك ساعت قبل از شروع اولين مسابقه ، ميدان بايد از هر نظر آماده باشد . اگر ممكن باشد مي بايست همه چير روز قبل از مسابقه آماده باشد چرا كه همه چيز براي برگزار كنندگان مسابقه هر چه بهتر جلوه كند . پس از اتمام اولين مسابقه هر چه زمان بيشتري در اختيار داشته باشيد ، امكان آماده كردن مسير بعدي فرآهم تر خواهد بود .
تغير مسير براي مسابقه الزامي است ، و تغييرات نيازمند صرف وقت و داشتن برنامه دقيق است . ولي معماري مسير خبره ، در زماني كه جوائز دوره قبل داده مي شود ، مسير جديد را حاضر مي كند . همواره بايد يك قدم از رويدادها جلوتر بود ، بعنوان مثال در طول برگزاري دور اول ، گروه معماري مسير بايد در جريان تمام اموري كه مي بايست براي پرش نهائي انجام شود  قرار داده شوند. در طول برگزاري پرش نهائي به نحوي كه مزاحم شركت كننده ها نشويم و جلوي ديد تماشاگران را نگيريم ، موانع دور بعدي كه در پرش نهائي استفاده نشده اند را آماده كرده و در زمان توزيع جوائز بقيه آنان را كه در پرش نهائي استفاده شده اند نيز  آماده كنيم .
طول مسير بايد بر مبناي زمان داده شده طراحي شود و اگر وقت تنگ است از طراحي مسيرهاي طولاني با تعداد زيادي مانع خودداري كنيد . محل خط شروع را به نحوي انتخاب كنيد كه در حال خروج سوار قبلي ، سوار بعدي بتواند وارد شود . ولي هرگز نخواهيد كه اسب (‌به خصوص اسب هاي جوان ) به محض ورود به ميدان مسابقه ، مسابقه را شروع كند. خط پايان را خيلي دور از درب خروج تعبيه نكنيد ، تا سوار پس از پايان مسابقه براي خروج از ميدان بيش از حد وقت تلف نكند .

هدف پنجم :   پس از پايان مسابقه مسير هاي طراحي شده ، مديريت و زمانبندي خود را به نقد بكشيد ، تا متوجه شويد كه چه اندازه به اهداف از پيش تعيين شده دست پيدا كرده ايد .

سوال هاي زير را براي خود طرح كنيد :
- آيا هر يك از مسابقه ها به اندازه كافي هيجان انگيز بودند ؟
-
 آيا همگي با هيجان پيش بيني شده به پايان رسيدند ؟
-
آيا پرش ها عالي بودند ؟
-
 آيا اسب ها بالاتر از استاندارد خود بودند ؟
-
چند اسب اخراج شدند و چرا ؟
-
آيا زمانهاي شروع و پايان طبق پيش بيني بودند ؟
- اگر اين چنين نشد ، آيا مقصر من بودم كه اين چنين نشد؟
 
اينها بخشي از سوالاتي بودند كه بايد هر معمار مسير متعهدي پس از پايان هر رويدادي از خود بپرسد. اگر جوابها مطابق ميل نبودند ، در پي علت برآمده و از اشتباهات خود براي آينده پند بگيريد .
معمار مسير همانند سواركاري است كه همواره بايد در پي آموختن باشد و آن لحظه اي كه فكر كرد ديگر نيازي به آموختن ندارد ، بايد اين كار را رها كند. معمار مسير خود بايد سرسخت ترين منتقد خود بوده و هيچ عذر و بهانه اي براي خود نتراشد. ممكن است مسيرهاي طراحي شده و زمانبندي ها و نحوه برگزاري به اهداف از پيش تعيين شده دست پيدا كرده باشند و اگر اينچنين نشده باشد ، كار در جائي ايراد داشته است . گاهي طراحان مسير مورد انتقاد قرار مي گيرند ، اغلب تائيد مي شوند و گاهي مورد تائيد نيستند . بعد از مسابقه در صورت امكان به انتقادها گوش فرا دهيد. اگر قبل از شروع مسابقه از طرح خود راضي بوديد به هيچ وجه تحت تاثير هيچ فشار خارجي آن را تغيير ندهيد ، مگر با مشاوره با داوران . تجربه نشان داده كه هرگونه تغييري ( به خصوص زير فشار و يا تحت تاثير شركت كنندگان ) اشتباه محض مي باشد . و بهتر است روي عقيده خود پافشاري كرد. ولي اگر تغيير نداديد و متوجه شديد كه طرح اشتباه بوده، از آن درس بگيريد . شما براي سواران شجاع و اسب هاي با ارزش مانع مي چينيد و هيچ آدم بي مسئوليت و نادان نبايد جرات اعتراض به خود بدهد.
با شرح اين پنج هدف ، مشخصه هاي مسيري قابل قبول تبيين شد. مسير طراحي شده زماني قابل قبول است كه تماشاگران را به هيجان بياورد ، به اسبها اعتماد به نفس داده و غرور سواران را ارضاء كند.
 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 13:6  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

                

برداشته شده ا ز مجله اسب شماره 8

هر اسبداری علاقه مند است بداند اسبش چقدر عمر می کند؟ و طول عمر متوسط او چقدر است. به خصوص اگر اسبش با ارزش و از نژاد خوبی بوده و از نظر اصلاح نژاد بسیار بسیار مفید باشد.

مواظبت و دقت در نگهداری اسب ،یکی از مهمترین عوامل موثر در طول عمر طبیعی اسب است وشاید دقت در نگهداری و پرورش اسب مهمتر از ترکیب ژنتیکی ونژاد باشد.

شرح عکس ها

             این دو تابلوی نقاشی از (جیمز وارد) است که دو اسب جنگی نامدار از نبرد (واترلو) را نشان    می دهد (کپنهاگن ، 1836- 1808) کهری از نژاد تاروبردکه در طول جنگها ( دوک ولینگتن) را بر پشت خود حمل می کرد. او با تشریفات به خاک سپرده شد.

(مارنگو نیله ای از نژاد اصیل) محبوب ترین اسب جنگی ناپلئون غنیمت جنگی او ا ز نبرد ابوگیر در مصردر سال 1799. بنا به گفته مورخین این اسب 36 سال عمر کردو اسکلت او در موزه ملی ارتش ، واقع در اکادمی ارتش سلتنطی انگلستان در شهر سوری به نمایش گزاشته شد.

 

در این بحث منظور از طول عمر دوره طبیعی زندگی است که بیماری یا تصادفی ان را قطع نکند.به عنوان مثال اگرفک (تراولر) اسب مورد علاقه ژنرال (رابرت لی) قفل نشده و ناچار از اعدامش نبودنند شاید به مراتب بیش ا ز 14 سا ل زندگی می کرد.

     یکی از نژادها ی خوب از نظر داشتن عمر طولانی (تاروبرد) است که اکثر اسبهای این نژاد میانگین عمری طولانی دارند. یکی از مهمترین دلایل طول عمر غیر از نژاد ،دقت در پرورش و تغذیه در طول سالهای فعال مسابقه و تولید مثل است.

از نژادهای دیگر که عمر به نسبت بلند تری دارند (کوارتر هورس) است. 13سیلمی از این نژاد به طور متوسط5 /24 سال عمر کرده اند که کوتاه ترین(سیکس روند)20سال و کوتاه ترین انها ( ژانوس )34سال عمر کرد نند. برای تعین طول عمر بهتر است به نژاد اکتفا نکنیم،بلکه به طور کلی و بدون توجه به آن، مسن ترین هر نژاد را مشخص کنیم . هر پدیده عجیب و استسنائی در تاریخ ثبت میشود ومردم ان را به خا طر می سپارند. نمونه هائی از طول عمر های استسنائی:

 

   گورخری38ساله، مادیان اصیل 48ساله ، الاغی 47ساله و پونی شتلند48ساله به ثبت رسیده است .

 

از عجایب اینکه چند سال پیش مادیانی به نام ( سافولک)در سن 39سالگی کره ای به دنیا آورد، ولی از بقیه

 ماجرا که چند سال عمر کرد، اطلاعی در دست نیست. (توپولینو)51 سال عمر  1960 - 9 190             

خود را در ارتش ایتالیا سپری کرد. گفته میشود (کلور) اسب دکتر(یوریا ماینر)53 و به گفته ای 55سال        1924 – 1871عمر کرد.            

                     

نویسنده مقاله عقیده دارد برای مقایسه سن موجودات ، باید علاوه بر طول عمر ، سن بلوغ و سن تکامل را هم در نظر گرفت. به عنوان مثال ، انسان در 14سالگی  بالغ ،در21سالگی کامل شده و به طور متوسط 74سال عمر می کند و اگر عمرش دراز باشد تا بیش از 120سال هم زنده می ماند. ولی در اسب بلوغ در 5/1سالگی و تکامل در 5 سالگی است. مقایسه این ارقام نشان می دهد که عمر اسب به طور متوسط نصف انسان و در حدود27 سال  است.

پس اسبداران باید اطمینان داشته باشند که با تغذیه،نگهداری صحیح و پیشگیری ازبیماریها بر طول عمر اسبهایشان افزوده خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:59  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

كه داراي اثر دايمي روي دهان و سر اسب، در هنگام حركت است، معمولاً يا در اسب‌هايي كه سر مي‌زنند و با زدن سر خود به صورت سواركار ايجاد حادثه و صدمه مي‌كنند، يا در اسب‌هايي (كه مانند اسب چوگان) حركت سريع و شديد و توقف ناگهاني آنها حين انجام كار زياد است حتي در اسب‌هايي كه سر زن نيستند، به كار گرفته مي‌شود، بنابراين با كاربرد اين نوع تعليمي، به حركات عمودي سر حيوان محدود شده و سر تا حد معيني بالا مي‌آيد و صورت سواركار از ضربه مصون مي‌ماند (شكل 5-8)
كاربرد هر دو گونه تعليمي در سواري آزاد، مفيد و بلامانع است ولي در پرش با اسب مارتنگال متحرك به كار برده مي‌شود تا اسب در روي مانع هر اندازه كه بخواهد سر و پوزه را جلو ببرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:55  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

وسيله‌اي كه براي اصلاح اسب‌هايي كه داراي گردن دراز و بلند هستند، كمك مؤثري به شمار مي‌آيد.
شامبون دو تسمه است كه از تنگ دو طرف سر اسب رفته ، از حلقه‌هاي بناگوشي كلگي اسب گذشته، در حلقه‌هاي دهانه استوار مي‌شوند. اين تعليمي باعث مي‌شود كه سر اسب پايين نگه داشته شود. استفاده از شامبون بايد در زمان اندك و كوتاه كردن طول تسمه‌ها تدريجي باشد تا براي اسب ايجاد دردهاي استخواني و ماهيچه‌اي نكند.

se
, learn
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:52  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

اين‌ لغت‌ فرانسوي‌، و معني‌ آن‌ در لغت‌نامه‌، نظم‌ دادن‌ و مرتب‌ و منظم‌ كردن‌ است‌. پس‌ در حقيقت‌، نظم‌ دادن‌ به‌ حركت‌هاي‌ طبيعي‌ اسب‌ را مي‌توان‌ درساژ ناميد.
درساژ، مادر ورزشهاي‌ سواركاري‌ است‌ و اگر به‌ آن‌ بها داده‌ نشود و اسب‌ به‌ درستي‌ تربيت‌ نشود هيچگاه‌ قادر نيست‌ از تمام‌ توان‌ براي‌ اجراي‌ حركتهايش‌ بهره‌ بگيرد.
هراسبي‌، حتي‌ اسبي‌ كه‌ به‌ گاري‌ بسته‌ مي‌شود، نياز دارد تا بطور اصولي‌ وپايه‌اي‌ براي‌ آن‌ كار آموزش‌ ببيند. اسبي‌ كه‌ براي‌ سواري‌ آزاد در نظر گرفته‌ مي‌شود و صرفاً وظيفه‌اي‌ تفريحي‌ و سرگرم‌ كننده‌اي‌ را عهده‌دار است‌، هم‌ نياز دارد آموزش‌ ببيند. يعني‌ حركتهايش‌ نظم‌ و تربيت‌ داشته‌ باشد، به‌ عنوان‌ مثال‌ اگر سوارش‌ در بيابان‌ از او پياده‌ شد، به‌ آرامي‌ در كنارش‌ ايستاده‌ و اجازه‌ بدهد دوباره‌ به‌ راحتي‌ سوارش‌ شود. همين‌ خود مي‌تواند درساژ باشد. پس‌ مي‌توان‌ گفت‌ درساژ در ابتدا يعني‌، آشنا كردن‌ كره‌ به‌ گلگير و نظافت‌ و بلند كردن‌ دست‌ و پا تا آخرين‌ مراحل‌ هنر نمايشي‌ كه‌ خرامش‌ و يورتمه‌ در جا و... باشد.
يك‌ سواركار بايد خود به‌ درستي‌ آموزش‌ ديده‌ باشد مثل‌ طفلي‌ كه‌ وارد دبستان‌ مي‌شود و تا به‌ دكتري‌ رسيدن‌ زحمت‌ و مرارت‌ و دود چراغ‌ خوردن‌ لازم‌ دارد، طي‌ مراحل‌ ابتدايي‌ تا دكتراي‌ اين‌ رشته‌ هم‌ مرارت‌ دارد.

درساژ

گامهاي‌ انتقالي‌:   در شروع‌ آموزش‌ اسب‌ درساژ، بايد نحوة‌ صحيح‌ حركت‌ با گامهاي‌ طبيعي‌ - متعادل‌ و آهنگين‌ - همان‌ روشي‌ كه‌ در يورتمه‌ به‌ آن‌ رسيده‌، به‌ او آموخته‌ و اسب‌ ياد بگيرد به‌ نرمي‌ و زيبائي‌ هرچه‌ تمامتر از گامي‌ به‌ گامي‌ ديگر حركت‌ انتقالي‌ مستقيم‌ و يا معكوس‌ انجام‌ دهد.

نيم‌ توقف‌:   نيم‌ توقف‌ از با اهميت‌ترين‌ اصول‌ سواركاري‌ است‌ و بايد خيلي‌ زود به‌ اسب‌ آموخته‌ شود. با اجراي‌ نيم‌ توقف‌ اسب‌ را به‌ تعادل‌ مجدد يا متعادل‌تر شدن‌ دعوت‌ مي‌كنيم‌. نيم‌ توقف‌ به‌ مثل‌ مبتدائي‌ براي‌ خبر، اسب‌ را براي‌ اجراي‌ حركت‌ بعدي‌ هشيار و آماده‌ مي‌كند.
پس‌، ابتدا بايد نيم‌ توقف‌ داد و سپس‌ حركت‌ بعدي‌ را با اجراي‌ اثرهاي‌ مناسب‌ آن‌ حركت‌، از اسب‌ خواست‌.
براي‌ آموزش‌ نيم‌ توقف‌ سوار بايد وضعيت‌ خود راروي‌ اسب‌ تصحيح‌ كند. با فشار ساقها، اسب‌ را به‌ جلو رانده‌، انگشتان‌ دستهايش‌ به‌ آرامي‌ جمع‌ شوند. نشست‌ خيلي‌ جزئي‌ سبك‌ شده‌ و به‌ محض‌ دريافت‌ جواب‌ مساعد از اسب‌، انگشتان‌ دستها باز مي‌شوند تا اسب‌ با استفاده‌ از پاها، خود را جمع‌ كند.
سوار بعد از اين‌ او را با گام‌ معمولي‌ يا هرگام‌ دلخواه‌ ديگري‌ به‌ حركت‌ واميدارد. پس‌ از آموزش‌ نيم‌ توقف‌ به‌ اسب‌، از مزاياي‌ بيشمار همكاري‌ او با خود بهره‌مند خواهيد شد.
براي‌ آموزش‌ نيم‌ توقف‌ به‌ اسب‌ جوان‌، قدم‌ برويد در وسط‌ خط‌ حصار، تكرار رو كرده‌ بطرف‌ مركز ميدان‌ حركت‌ كنيد، در مركز اثرهاي‌ ايست‌ را اجرا كنيد.
اين‌ تمرين‌ را حداقل‌ 20 بار تكرار كنيد تا اسب‌ خود را با اثر وفق‌ داده‌ و ايست‌ كند، پس‌ از مكثي‌ كوتاه‌ دوباره‌ حركت‌ كنيد.
به‌ گام‌ يورتمه‌ برويدو با اجراي‌ اثرهاي‌ حركت‌ انتقالي‌ معكوس‌ او را به‌ قدم‌ بياندازيد. همزمان‌ با اثرهاي‌ نشيمن‌، ساِق و دست‌ از صدا هم‌ استفاده‌ كنيد. هنگاميكه‌ اسب‌ به‌ اثرهاي‌ بازدارنده‌ و انتقالي‌ معكوس‌ جواب‌ داده‌ با استفاده‌ مجدد از اثرهاي‌ نشيمني‌ و ساِق و آزاد شدن‌ انگشتان‌ دستها، مجدداً او را در همان‌ گام‌ قبلي‌ به‌ جلو برانيد. پس‌ از اينكه‌ مطمئن‌ شديد اسب‌ روي‌ خط‌ وسط‌ به‌ اثرهاي‌ انتقالي‌ معكوس‌ و مستقيم‌ جواب‌ مي‌دهد، اثرهاي‌ نيم‌توقف‌ را در جاي‌ جاي‌ محوطه‌ تمرين‌ به‌ اجرا بگذاريد تا، اسب‌ در گام‌ يورتمه‌ و پي‌در پي‌ به‌ اثرهاي‌ نيم‌ توقف‌ به‌ درستي‌ جواب‌ بدهد. پس‌ از اينكه‌ اسب‌ در گامهاي‌ سه‌ گانه‌ قدم‌، يورتمه‌ و چهارنعل‌ متعادل‌ شد، مي‌توانيد نيم‌ توقف‌ را در اين‌ گامها هم‌ به‌ اجرا بگذاريد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:47  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:43  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

مقررات سواركاري

كليات :
1- مسابقه پرش با اسب نوعي امتحان براي اسب و سواركار در شرايط مختلف در مسيري از موانع است كه در طي اين آزمون
آزادي ، انرژي مهارت و اطاعت اسب و همچنين قدرت سواركار سنجيده مي شود .
2- در طي يك مسابقه ممکن است سواركار بخاطر ارتکاب خطاهاي مختلف ، جريمه شود . بنابراين بسته به نوع مسابقه سواركاري كه كمترين خطا و يا كمترين زمان و يا بيشترين امتياز را كسب کرده برنده مسابقه است
.
3- منظور نهائي ، يكنواختي و استاندارد نمودن مسابقات پرش با اسب نيست بلکه ايجاد جاذبه و تنوع يكي از مهمترين عوامل در ايجاد علاقه براي سواركار و تماشاچي است
.
4- با توجه به اين  مطالب يکسان بودن شرايط مسابقه براي کليه شرکت کنندگان ضروري است و راه رسيدن به اين هدف تهيه و چاپ قوانين و اجراء دقيق آن در حين مسابقه مي باشد
.
5- سن اسبهاي شركت كننده در بازيهاي المپيك ، قهرماني جهان حداقل 8 سال است . اسبهاي شركت كننده در كليه مسابقات بين المللي ديگر بايستي حداقل داراي 6 سال تمام باشند.

مانژهاي پرش با اسب :  ميدان مسابقه پرش با اسب بايد محصور بوده و در هنگاميكه اسب داخل ميدان است بايد كليه وروديها و خروجي ها بسته باشند.

ميادين تمرين و مانع تمرين :
1-
سواركاران تنها يكبار مجاز به آمدن به داخل مانژ مسابقه جهت بازديد مسير مسابقه هستند ( اين مسئله شامل باراژ نيزمي باشد
).
جازه ورود به ميدان جهت بازديد مسير توسط هيات داوران بوسيله تابلوي ( ميدان باز است )و يا بلندگوي عمومي به سواركاران اعلام مي گردد
.
همچنين در مسابقات دو راندي كه راند دوم مسابقه متفاوت از راند اول است سواركاران مي توانند قبل از شروع راند دوم نيز مسير مسابقه را بازديد كنند.
2-  برگزار كنندگان مسابقات در مانژهاي سرپوشيده در شرايط خاص بدليل محدوديت مکاني ممكن است  اجازه تمرين  در مانژ اصلي را بدهند
.
3-در مواقعي كه ابعاد ميدان تمرين اجازه تمرين را ندهد يك مانع كه جزو مسير مسابقه نيست را
مي توان در مانژ اصلي براي تمرين درنظر گرفت.
4-  اين مانع مي تواند يك مانع عريض به ابعاد : 40/1 متر در ارتفاع و 60/1 متر در عرض   و يا يک مانع  عمومي به ارتفاع حداكثر 140  ( داراي پرچم قرمز و سفيد  )  ياشد. شماره براي اين مانع گذاشته نمي شود . براي پريدن از اين مانع تنها دو بار مي توان سعي كرد و در صورت سعي بيشتر سواركار ممكن است جريمه نقدي يا محروم شود 5-سواركاران حق تلاش يا پرش از موانع مسابقه را درحين رژه قبل از مسابقه ندارند. انجام اين كار ممكن است جريمه نقدي و يا محروميت به همراه داشته باشد
.
6-   برنده مسابقه ممكن است براي مطبوعات يك مانع بپرد كه اين مانع نبايستي جزء موانع دور بعدي باشد .

پريدن بر خلاف جهت از اين مانع ممكن است موجب محروميت سواركار شود . براي پرش از اين مانع سواركار 90ثانيه وقت دارد كه اين وقت از لحظه زدن زنگ توسط داوران شروع مي شود . امتناع يا انداختن اين موانع بعنوان يك تلاش به حساب مي آيد . اگر انداختن همراه با امتناع باشد سواركار براي تلاش بعدي بايد منتظر تصحيح مانع شود ،( زمان نگه داشته خواهد شد) . هئيت داوران زنگ شروع مسابقه را پس از تلاشهاي سوار كار براي پرش از اين مانع يا اتمام 90 ثانيه بصدا در مي آورند . پس از زده شدن زنگ سواركار تنها مي تواند يك بار براي پرش از اين مانع سعي كرده و در حدفاصل 45 ثانيه مسابقه اصلي را شروع كند .

زنگ :
1-زنگ ابزاري است جهت برقراري ارتباط با شركت كنندگان و مسئول بصدا درآوردن آن  يكي از اعضاء هيئت داوران است .زنگ در موارد زير کاربرد دارد :

1-1-  جهت اعلام باز بودن مانژ جهت بازديد از مسير مسابقه .
2-1-اعلام اجازه شروع مسابقه به سواركار پس از زدن زنگ که سواركار بايستي خط شروع را در جهت درست ظرف مدت 45 ثانيه قطع كند . سيستم زمانگيري اتوماتيك شمارش معكوس 45 ثانيه را روي صفحه نتايج نشان مي دهد ،‌بطوري كه براي سواركاران به وضوح قابل مشاهده باشد اگر سواركار ظرف مدت 45 ثانيه مسابقه را شروع نكند زمان مسابقه وي پس از 45 ثانيه شروع خواهد شد . زمين خوردن و كليه نافرماني ها طي فاصله زدن زنگ و شروع مسابقه خطا محسوب نمي شود و
lدر فاصله زماني 45 ثانيه داوران مي توانند در موارد بروز برخي از مسائل زمان را نگه دارند .
3-1-
 بمنظور متوقف کردن سواركار در حين مسابقه( به هر دليلي ) و يا اجازه براي ادامه آن
  .
4-1- اعلام اجازه ادامه دادن مسابقه به سواركاري كه مانع آن پس از امتناع افتاده است و همچنين پس از تصحيح مانع و يا آماده بودن مسير
.
5-1-اعلام دستور اخراج  يك سواركار به وسيله به صدا درآوردن ممتد و يا تكراري زنگ .

2-اگر سواركار به زنگ داوران توجه نكند ممكن است بنا به نظر داوران اخراج شود .

3- اگر پس از وقفه زماني قبل از زدن زنگ سعي در پرش از مانع نموده و يا از مانع بپرد اخراج   مي شود .
1-3-
مسئوليت ماندن در نزديكي موانع قبل از زدن زنگ مجدد با سواركار است .
2-3-
اين وظيفه داوران است كه زنگ مجدد را در لحظه اي بزند كه سواركار در موقعيت خوبي قرار دارد .
3-3-
 پس از نگه داشتن زمان به هر دليلي سواركار بايست تا ايجاد شرايط مناسب جهت ادامه مسير در نزديكي مانع مذكور باقي بماند و هيات داوران نيز بايد زنك را در لحظه اي به صدار درآورند كه سواركار موقعيت مناسبي  نسبت به مانع داشته باشد (  يعني سواركار در نزديكي مانعي كه نسبت به آن امتناع كرده و يا آن را انداخته است قرار نداشته باشد) . هيات داوران وظيفه اي  ندارد كه زمان را در شرايط مناسب  به نفع سواركار  باز نمايند  لذا با زدن زنگ زمان نيز باز خواهد شد .

مسير مسابقه و اندازه گيري :
1 -مسير مسابقه خط سيري است كه سواركار از دروازه شروع تا دروازه پايان طي ميكند ، اين مسير بايستي با دقت تمام بخصوص در محل گردشها اندازه گيري شود ( خط سير طبيعي كه اسب طي مي کند.  از مركز موانع است ).
2- در مسابقات مهم هيات داوران بايد به همراه طراح مسير و يا در صورت امكان با ناظر فني مسابقه مسير را مجددا اندازه گيري کنند و در اين صورت هيچ گونه تغييري در زمان مجاز جايز نمي باشد .
3-در صورتي كه هيات داوران تشخيص دهد كه خطائي در اندازه گيري مسير مسابقه (پس از پرش سه نفر كه مسير را بدون نافرماني و يا افتادن طي نموده اند ) رخ داده است مي توانند مسير مسابقه را مجددا اندازه گيري نموده و مجددا زمان مجاز جديدي را اعلام کنند و زمان نفرات قبلي  نيز  مي بايست با زمان جديد تصحيح و محاسبه شود
.
4- اگر
شرايط زمين و آب و هوا مناسب باشد هيات داوران مي توانند پيش از شروع مسابقه سرعت مسابقه را تغيير دهند .
5-
 كل طول مسير مسابقه نبايستي از 60 برابر تعداد موانع بيشتر باشد .
6- فاصله خط شروع تا مانع اول و خط پايان تا مانع آخر بين 6 تا حداكثر 15 متر است  و اين دو خط بايستي با پرچم هاي قرمز و سفيد و حروف S (شروع) و F (پايان) مشخص شده باشند .

نقشه مسير:

1-  يك نقشه از مسير مسابقه كه در آن كليه اطلاعات دقيق مسير  نشان داده شده است مي بايستي حداقل نيم ساعت قبل از شروع مسابقه در نزديكي ميدان تمرين نصب و همچنين يك نسخه نيز به هيات داوران تسليم شود .

2-  شماره موانع به ترتيب عبور از آنها مي بايست در کنار موانع نصب شوند  .
3- موانع متوالي که داراي يك شماره تكراري هستند با حروف c , b , a که در كنار آن قرار دارد ( مانند ( 8a , 8b , 8c ) مشخص مي شوند.

4- موارد زير بايد در نقشه مسير مسابقه مشخص شوند :
1-4- خط شروع و پايان .
2-4-محدوده  قرارگيري موانع ، نوع موانع ( عمودي اكسر
تريپل بار) ، شماره موانع .
3-4-
نقاط چرخش اجباري .
4-4- خط سير سواركار  را مي توان با يكسري خطوط شكسته نشان داد . ضمنا مسيرهاي اجباري نيز بايد با خطوط توپر  مشخص شوند
.
5-4-
جدول داوري مورد استفاده .
6-4-
موانع ، طول مسير ، زمان مجاز و محدود و يا زمان ثابت برخي از مسابقات مخصوص .
7-4- نوع موانع متوالي ( باز بسته
نيمه باز ) .
8-4- كليه تغييرات و يا تصحيحات هيئت داوران در مورد مسير .

تغييرات در مسير مسابقه :
1- 
اگر شرايط طوري ايجاب كند كه پس از نصب نقشه مسير تغييري در مسير بوجود آيد ، اين تغيير بايد فقط با نظر هيات داروان انجام شود و به اطلاع كليه سواركاران شركت كننده و سرپرست تيم ها در مسابقه برسد .
2- اگر به دليل شرايط بد جوي ، نور و يا غيره متوقف کردن مسابقه ضروري باشد پس از شروع مجدد بايستي مسير و موانع به همان شكل اوليه خود باشند و مسابقه نيز از همان نقطه اي كه متوقف شده است مجددا شروع شود .
3-  در موارد خاص مانند خرابي زمين مانژ و يا .......... بنا به تشخيص هيات داوران ممکن است محل يكي از موانع  كمي تغيير کند .
در مورد موانعي كه امكان تغيير محل آن وجود ندارد مانند مانع آب ثابت ممكن است آن مانع از مسير مسابقه حذف شود. لذا كليه خطاي انجام شده روي آن مانع براي سواركاران قبلي نيز در نظر گرفته نخواهد شد .
( خطاي اخراج و خطاي زماني به حساب سواركاران گذاشته خواهد شد)
.
4-  در صورتي كه ضروري باشد زمان مجاز و محدود مسابقه پس از اعمال تغيير محل يا حذف مانع مجدد محاسبه خواهد شد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:40  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

Cantor
کلمه استفاده شده در سواری انگلیسی برای یورتمه 3 زمانه در سیستم سواری غربی چهارنعل آرام یا تاخت رفتن نامیده میشود.
Colt
اسب نر اخته نشده زیر 4 سال
Conditioned response
زمانی که اسب آموزش داده میشود تا در برابر محرکی خاصی رفتار خاصی نشان دهد.
Conformation
ساختار کلی بدنی اسب,بستگی به نیاز شما از استفاده از اسب دارد.
Dam
مادر کره
Dapples
خالهای گرد رنگی روی پوست اسب
D.V.M.
دارو ساز دام
Easy keeper
اسبی که وزنش رابراحتی حفظ میکند
Farrier
نعلبند
Filly
مادیان زیر 4 سال
Flake
یک دهم عدل(بسته)یونجه
Foal
اسب یا پونی تا زیر 2 سال

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:35  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

horse , photo

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 12:33  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:38  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:30  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 16:25  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

ذخيره انرژي عجيب در اسب

اسبها هنگامي كه آرام راه مي روند، نيمي از كار ماهيچه اي مورد نياز را انجام مي دهند. همچنين شتر و ديگر حيوانات با استقامت، داراي ماهيچه هاي پاي مخصوص و زردپي بلندي هستند كه مانند فنر عمل مي كنند. زردپي ها هنگامي كه اسب گام برمي دارد، از قبل جمع مي شوند و انرژي ذخيره شده را موقع برداشتن گام به شكل انرژي حركتي آزاد مي كنند.
فرايند دويدن در بدن اسب به شكلي بهينه مي شود. زيرا حيوان براي گام بعدي از طريق صرفه جويي در كار ماهيچه اي، انرژي كمتري از دست مي دهد. در حقيقت، ماهيچه هاي داراي زردپي بلند هنگام حركات سريع كار نمي كنند و بيشترين فعاليت را ماهيچه هاي ديگر انجام مي دهند. اين نوع ماهيچه ها فقط وظيفه دارند تكانهاي ماهيچه اي را كاهش دهند و از پا در مقابل جراحات محافظت كنند. استخوان مياني پنجه پاي اسب داخل سم قرار دارد و بيشترين فشار روي رديف مياني استخوانهاي پنجه است. با هر گام، تكانهايي در پا به وجود مي آيد و در نتيجه، زردپي ها به نوسان در مي آيند. اگر اين عمل مدت زيادي طول بكشد، باعث آسيب ديدن زردپي يا پارگي آن و بروز عفونت در اسب مي شود. ماهيچه ها مقدار زيادي انرژي را كه هنگام دويدن حاصل شده است و براي زردپي مضر است، مصرف مي كنند. به عبارت ديگر، در ساختار پاي اسب نوعي تطابق ذخيره انرژي با گامهاي استقامتي صورت پذيرفته است. ماهيچه ها وظيفه تغيير نحوه كار را به عهده دارند و در فرايند دويدن يا گام برداشتن شركت نمي كنند، بلكه وظيفه كاهش لرزش و تكان ها را به عهده دارند.
در انسان، اين وظيفه به عهده زردپي پشت پا است كه كار ذخيره انرژي را نيز انجام مي دهد. اينكه يك فرد، دونده اي خوب و با استقامت باشد، به طول زردپي پشت پاي او بستگي دارد. دونده هاي خوب ماراتون، زردپي بلند دارند. ماهيچه هاي بدن انسان در عمل استقامت، مانند ماهيچه هاي اسب عمل نمي كنند. در انسان، قسمتي از انرژي مورد نياز براي دويدن در انحناي پا ذخيره مي شود كه عملي مانند فنر انجام مي دهد. اما اسب در دو 100 متر، با سرعتي معادل 70 كيلومتر در ساعت به دو برابر سرعت انسان مي رسد و در هر سرعتي از قدرت استقامت بيشتري برخوردار است.
بر گرفته از سايت welt.de

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 15:43  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 

به گفته محققان آمريكايي، مردان مي توانند تقريباً ۱۰ درصد سريعتر از زنان بدوند. ولي عامل جنسیت هيچ تاثيري در سرعت دويدن حیوانات ندارد.
پاولين انتين از دانشگاه آريزوناي شمالي اظهار كرد: « تفاوت سرعت در جنس نر و ماده اسبها حدود ۱/۲درصد است. » او نتايج مسابقات دو ميان انسانها،سگهاو اسبها را مقايسه كرده است ومی گوید:
« اگر چه در مسابقات دو اسبهاي نر و ماده را از هم جدا مي كنند، اما يك ماديان مي تواند سريعتر از يك اسب نر بدود و سرعت دو سگهاي نر و ماده نيز يكي است.»
بنا بر حدس اين محقق تفاوت سرعت در ميان جنس نر و ماده انسان نشات گرفته از شرایط زندگی اوليه آنهاست. احتمالاً با اختراع ابزار شکار، بيشتر مردان به شكار می رفتند. كاري كه سريع دويدن از ضروريات آن است و در عوض، زنان در خانه می ماندند تا از کودکان مراقبت كنند. همچنين وقتي كه با دقت به اندام مرد و زن بنگريم، در مي يابيم كه مردان براي دويدن آماده تر هستند. آنها قلبي بزرگتر و عضلات بيشتري دارند و آسانتر مي توانند هوا را مبادله كنند
.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 15:33  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

اسب و رفتارهاي غير طبيعي

اسب حيواني است که از ديرباز زندگي خود را آزادانه در مراتع سپري مي نموده است ولي انسان متمدن به دلايل مختلف اين حيوان را به اصطبلهاي محصور محدود نموده و با سوء مديريتهاي خود باعث ايجاد رفتارها و عادات غير طبيعي در اسب تحت عناوين: اختلال عصبي، اختلال رواني، رفتارهاي کليشه اي و عادات ناپسند، گرديده است. از نمونه هاي اين عادات مي توان به موارد زير اشاره کرد:

رفتارهاي عصبي، گاز گرفتن، چرخش در جايگاه، گاز گرفتن لبه ها، جفتک زدن، سم کوبيدن، گاز گرفتن بدن خود، حرکت پاندولي سر و گردن، بلع هوا و چوب جويدن (۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۰، ۱۱ و ۱۲).

حدود ۵ الي ۲۰ درصد از اسبهاي محصور در اصطبل چنين رفتاري را از خود نشان داده و سندرم تا کنون در حيوانات آزاد گزارش نشده است (۸).

از ديد رفتارشناسي اين اعمال به صورت زير طبقه بندي مي شوند:

۱- رفتارهايي که چندين مرتبه تکرار مي شوند، زيرا علل مسبب آنها پابرجا و ممتد است. به عنوان مثال اگر يک ماديان را از کره اش جدا نمايند طبيعي است که مادر مرتب به زمين پنجه بکشد و اين عمل را تا پيوستن به کره خود انجام دهد. اينگونه رفتارها متفاوت بوده و بستگي به تغييرات محيطي دارند.

۲- رفتارهايي که کليشه اي مي شوند: زماني که رفتار و عادتي مرتب و در زمانهاي زيادي تکرار شود نسبت به يک محرک طبيعي پيدا کرده و آسان و سريع در برابر چنان محرکهايي تکرار خواهد شد. پاداش مي تواند اين پروسه را سريعتر کند که لزومي نداشته و بدون پاداش هم پيشرفت مي کند. در اين حالت ما يک رفتار و عادتي ثابت داريم که با کوچکترين محرکي بروز و ظهور پيدا مي کند.

۳- رفتارهاي کليشه اي شده: با گذشت زمان به نظر مي رسد اين رفتارها فقط با يک محرک خاص ايجاد نمي شوند بلکه هر زمان حيوان به يک درجه از تحريک برسد پديد آمده يا کلا" خود به خودي بروز مي يابند. به عبارتي اين رفتارها از آن علل مسبب اصلي خود آزاد مي شوند. در اين زمان يک تغيير در محيط، تغيير در رفتار را در پي نخواهد داشت و اين رفتار به عنوان علامتي از آن چه در گذشته بوده است باقي مي ماند.

با اين طبقه بندي، علت مشکل بودن درمان اين رفتارها مشخص شد، هم چنين طبقه بندي فوق لزوم دريافت يک تاريخچه و معاينه دقيق جهت تفريق آنها از يکديگر را نشان مي دهد (۸).

عواملي که باعث اينگونه رفتارهاي تکرار شونده مي گردند عبارتند از:

۱- حيوان فرا مي گيرد به محرکهاي وسيعي پاسخ بدهد. فرض کنيد اسب در موقع غذا به در اصطبل ضربه مي زند و هنگامي که شما وارد محوطه اصطبلها مي شويد با ديدن شما و اينکه زودتر يا ديرتر از ديگر اسبها غذا به او داده شود عکس العمل نشان داده و حتي عمل حرکت پاندولي سر و گردن را از خود نشان مي دهد، زماني که اسب تغذيه شد غذا را پاداش براي خود مي داند و از آن به بعد هر زمان شما را مي بيند اين عمل را انجام مي دهد به عبارتي به محرکهاي وسيعي پاسخ مي دهد.

۲- عجز و ناتواني: اسب مواردي را مشاهده مي کند در حاليکه نمي تواند عملي انجام دهد، به عنوان مثال اسبي که در اصطبل است نمي تواند ارتباط اجتماعي با بقيه اسبها برقرار کند. اسب يک موجود شديدا" اجتماعي است ولي به دليل اصطبل و محيط بسته از اين عمل محروم شده است، پس صدا، بو و ديدن بقيه اسبها او را تحريک مي کند تا اين رفتارهاي جايگزين مثل حرکت پاندولي سر و گردن انجام دهد.

همچنين ممکن است رفتارهايي ديده شود که با اين ناتواني ها و محدوديتها ارتباط دارند که به صورت زير بيان مي شود:

الف) رفتارهاي پاسخي: پاسخي طبيعي نسبت به محرکي که نمي شود به آن دسترسي پيدا کرد. در اين مورد ممکن است اسب در باکس دور برود به دليل اينکه نمي تواند در محوطه راه برود، که امکان دارد تکرار شده و حالت کليشه اي يافته که به آن چرخش در جايگاه گويند.

ب) رفتارهاي جايگزيني: به دليل محدوديتهايي که در يک رفتار داردبه رفتار ديگري روي مي آورد. مانند چوب جويدن که به علت محدوديهايي که در غذا خوردن وجود دارد جايگزين غذا خوردن مي شود.

ج) بايدها يا نبايدها: توالي از اعمال متضاد که يا خود به خودي يا اختياري مي باشند. به نظر مي رسد اسب از گروهش جدا شده و دو مرتبه بر مي گردد. اين حالت را از عاملهاي بالقوه مسبب در حرکت پاندولي سر و گردن نام برده اند.

د) رفتارهاي عصبي: نوع ديگري از پاسخ به برخي محدوديتها مي باشد، از نمونه اين رفتارها مي توان به جفتک به در، گازگرفتن لبه ها و بلع هوا اشاره کرد که ممکن است جويدن چوب، بلع هوا يا گاز گرفتن لبه ها جايگزين قطع غذا شده باشد (۸).

اسبها به جهت اينکه انرژي خود را به نحوي تخليه کنند به عادتهاي بد رو مي آورند که اين عادات براي خود اسب و فردي که با اسب سر و کار دارد خطرناک بوده و حتي در برخي موارد مي تواند توان توليد مثلي سيلمي را کاهش دهد (۹). اين رفتارها بيشتر در اسبهاي عصبي ديده مي شود (۴) و بيشتر به علت سر رفتن حوصله اسب يا بيکاري پديد مي آيد و جزو ناهنجاريهايي طبقه بندي مي شوند که از تواناييهاي طبيعي اسب و بازدهي آن مي کاهد (۳).

تنهايي در جايگاه

تعدادي از رايج ترين رفتارهاي نامطلوب در اسب در ذيل توضيح داده مي شود:

 

جفتک به در و ديوار جايگاه

يکي از مخربترين رفتارها لگد زدن به در و ديوار اصطبل مي باشد که نه تنها ضررهاي مادي به اصطبل مي زند بلکه به خود اسب هم صدمات جدي وارد مي کند. ضربه به اندامهاي اسب بر اثر لگد زدن به ديوار مي تواند به رباطها، وترها، عضلات و مفاصل آسيب برساند که البته اين موارد جزو عيوب ظاهري هستند و از لحاظ زيبايي اهميت دارند اما اگر ادامه يابد مي تواند به يک عيب ساختاري منتهي شود. عواملي که سبب مي شوند اسب به اين کار اقدام کند عبارتند از:

۱- عصبانيت: حبس کردن اسب، وقتي شاهد دويدن و بازي کردن ديگر اسبها مي باشد.

۲- زمان تغذيه: هنگامي که در زمان تغذيه، فرد تغذيه دهنده وارد سالن مي شود اين عمل را انجام مي دهند که نشان از بي طاقتي است که بعد از مدتي به صورت رفتار غير قابل جلوگيري در مي آيد. ديگر اينکه اسبها در اصطبل غذاي کنسانتره خورده که حداکثر يک ساعت طول مي کشد در حاليکه در طبيعت يک اسب در طول روز ۱۶ ساعت به چرا مي پردازد، در نتيجه اسبها کسل شده، پس با ضربه زدن مي خواهد جلب توجه کند يا اينکه فقط کاري کرده باشد، اين حالت با دادن غذاهاي علوفه اي و فيبري بر طرف مي شود.

۳- فضا و ارتباط: سعي کنيد اسبها را نار هم نگه داريد . نگهداري دوستانه اسبها کنار هم استرسها را کم مي کند، در حاليکه تماس فيزيکي ندارند، اما حضور يک اسب دوست مي تواند اثر آرام بخش شديدي داشته باشد. جداسازي حيواني که اجتماعي است باعث عصبيت آن مي شود. حتي مي توان يک بز آرام يا جوجه را در اصطبل در کنار اسب نگهداري کرد که با آن زندگي کند، البته اين روشها بايد بسته به محل حدس زده شده و مناسبها اجرا گردد.

۴- تنهاگرايي: برخي اسبها ترجيح مي دهند که خودشان باشند چرا که بدين صورت رشد يافته و تربيت شده اند. اگر اسب کناري به اصطبل او بيايد حس مي کند محلش مورد تهديد واقع شده و عکس العمل نشان داده و لگد مي زند.

۵- محيط جديد: اگر اسبي به اصطبل جديد منتقل شود و يا در کنار اسبهاي جديد ديگري برود و لگد بزند، اين حالت را ممکن است در برگشت به محل قبلي خود حفظ کند. ماديان فحل و نرياني در کنار نريان ديگر نيز مي تواند باعث اين حالت شود (۲، ۵ و ۷).

 

گازگرفتن لبه ها

يک رفتار اکتسابي است که اسب جسمي را مثل لبه آخور يا درب اصطبل يا هر چيز جامدي را با دندانهاي جلويي گرفته، سپس گردن خود را کماني کرده و با دپرس کردن زبان و بالا کشيدن خنجره به سمت بالا و عقب هوا را مي بلعد و صداي خرخر مانندي توليد مي کند. به صورت اوليه به خاطر سر رفتن حوصله و بيکاري در اسبهايي که به مدت طولاني در باکس هستند و تمرين ندارند پديد مي آيد.

اين اعمال باعث صدمه به دندانهاي پيش، دل دردهاي متناوب، تجمع گاز در روده و ... خواهد شد.

اين حالت بايد از جويدن چوب و از گنده خواري به دليل کمبود مواد معدني تفريق گردد. اصطبلهاي چوبي ممکن است باعث تشويق اين عمل شوند. در هر سني ديده مي شود اما در اسبهاي مسن که کار کمتري دارند بيشتر مشاهده مي گردد (۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹ و ۱۰).

 

بلع هوا

رفتاري است که اسب گردن خود را خم و کماني کرده و هوا را مي بلعد که مي تواند جسمي را بگيرد و يا بدون گرفتن جسمي اين عمل را انجام دهد.

اين رفتار نيز به خاطر سر رفتن حوصله و بيکاري در اسبها پديد مي آيد و مي تواند باعث دل درد، کاهش اشتها، صدمات دنداني، اتساع معده و سوء هضم گردد.

بايد توجه داشت که يک اسب مي تواند هواخوار باشد بدون اينکه لبه را گاز بگيرد اما لبه را گاز مي گيرد تا هوا را ببلعد (۲، ۳، ۵، ۸، ۹، ۱۰).

 

حرکت پاندولي سر و گردن

به رفتاري اطلاق مي شود که اسب در داخل اصطبل سر و گردن خود را به صورت آهنگين و به حالت پاندولي از يک طرف به طرف ديگر تکان مي دهد و هماهنگ با آن وزن را از يک اندام قدامي به اندام قدامي مقابل رها مي کند که باعث صدمه به اندامهاي حرکتي قدامي و همچنين از دست دادن انرژي بدن و خستگي مي گردد. اين حالت نيز بر اثر بيکاري و سر رفتن حوصله در اسب صورت مي گيرد و مي بايستي مراقب تقليد ديگر اسبها نيز بود (۲، ۳، ۴، ۵، ۸، ۹ و ۱۰).

 

چوب جويدن

اسبها ذاتا" اصرار بر جويدن دارند، اما اين اسبها قسمتهاي داخلي اصطبلهاي چوبي را مي جوند زيرا ميل سيري ناپذيري نسبت به فيبر دارند. همچنين مي تواند به علت خمودگي و يا از کمبود مواد معدني باشد. اين رفتار اگر با شدت ادامه يابد مي تواند باعث کاهش صدماتي در دستگاه گوارش به علت بلع خرده هاي چوب گردد (۷ و ۸).

 

گاز گرفتن بدن خود

اين عمل بر خلاف بقيه رفتارها تنها يک تظاهر سر رفتن حوصله نمي باشد بلکه سب و صاحبش را شديدا" پريشان مي کند. در اين حالت اسب پاها، شانه ها و کتف خود را گاز مي گيرد و صدمات قابل توجهي به خود مي زند.

اين حالت به خصوص بعد از جفتگيري بروز مي کند. اگر اين دليل اصلي باشد مي توان با شستن نريان بعد از جفتگيري اين حالت را کاهش داد زيرا حدس مي زنند مربوط به بوي ماديان باشد. اما اگر نريان به صورت عادت اين عمل را انجام مي دهد کار زيادي نمي توان براي آن انجام داد و با پوزه بند مي توان از صدمه زدن به خودش جلوگيري کرد (۲، ۹ و ۱۲).

 

گاز گرفتن

بيشتر در سيلميها ديده مي شود ولي در اخته ها و ماديانها هم ديده شده است اما چون نريان بيشتر عصبي مي شود پس بيشتر احتمال گاز گرفتن وجود دارد. حتي در مواقع تيمار کردن اسب اين عمل را از روي شيطنت انجام مي دهد اما حاصل دردناکي دارد و نبايد تشويق شود (۵ و ۹).

 

پر نوشي

به علت سر رفتن حوصله پديد مي آيد که به صورت آشاميدن و ادرار کردن مکرر مشاهده مي گردد که با محدود کردن آب در دسترس حيوان اين عمل قطع مي شود (۱۰).

 

رفتارهاي عصبي

برخي سيلميها رفتارهاي عصبي شديدي از خود نشان مي دهند که باعث صدمه به حمل کننده و ماديان خواهد شد. اين حالتها به خاطر طرز خاص مهار کردن، محيط هاي خاص يا افراد خاص بروز مي کند. بنابراين با حذف اين موقعيتها از اين حالت جلوگيري خواهد شد. به هر حال همه اين موارد مربوط به عدم مديريت مناسب در دوران جواني اسب مي باشد (۹).

 

خود ارضايي

در نريانهايي که کاري براي انجام دادن ندارند و بيکارند ديده مي شود به خصوص آنهايي که با محدوديتهاي جنسي روبرو هستند. آلت تناسلي را از داخل پوشش خود خارج کرده و به زير شکم مالش مي دهند. در موارد شديد باعث انزال و هدر رفتن اسپرمها خواهد شد. اين حالت با کم کردن اوقات بيکاري اسب و همچنين اطمينان از فعاليتهاي جنسي مناسب کاهش مي يابد. اسبهاي تيزر اگر اجازه جفتگيري نيابند اين حالت را پيدا مي کنند. درمان مشکل است اما نتايج خوبي با کارگذاري حلقه هاي اطراف آلت گزارش شده است که باعث درد در موقع خود ارضايي مي شود اما زماني که اين حلقه را برداريد بار دير عادت قبلي از سر گرفته خواهد شد (۹).

 

درمان

در درمان اين حالات تذکر اين نکته ضروري مي باشد که مهار کردنهاي فيزيکي باعث وخيم تر شدن وضع خواهد شد.

ممکن است برخي از رفتارهاي کليشه اي نشان از بيماري اوليه عمومي باشد. به عنوان مثال تکان دادن سر مي تواند در پاسخ به حشرات مزاحم يا نشان از هيجان باشد و يا اينکه نشان از يک بيماري باشد.

کوک (۱۹۸۰) حدود ۵۸ مورد را جهت تکان دادن مداوم سر ارايه کرد که اگر درمان نشوند مي توانند به رفتارهاي کليشه اي تبديل شده که حتي بعد از درمان هم باقي بمانند.

غير ممکن است که يک علت را جهت رفتار کليشه اي عنوان کرد. اين رفتارهاي کليشه اي يک نشانه است نه تشخيص. همه اسبها در يک محيط خاص به اين رفتارها رو نمي آورند، بنابراين حدس زده مي شود مسايل ژنتيکي و ارثي هم دخيل باشد. مک گروي و همکاران (۱۹۹۵) عاملهاي مختلفي را در بالا بردن ريسک اين رفتارها دخيل دانسته اند که عبارتند از:

۱- علوفه کمتر از ۸/۶ کيلوگرم در روز

۲- بستر غير از کاه

۳- محوطه ها و اصطبلهايي که کمتر از ۷۵ سر اسب دارند

۴- باکسهايي که کمترين ارتباط را با اسبهاي اطراف دارند

۵- استفاده از يونجه تنها به عنوان منبع علوفه

۶- نبودن پادوک

به عنوان درمان موارد زير پيشنهاد شده است:

۱- پيشگيري

۲- از بين بردن مسبب

۳- عوض کردن محيط

۴- تغيير رفتار به رفتارهايي که مشکل ساز نباشند

۵- تشويق رفتارهاي خوب تا از بروز عادات بد جلوگيري شود

بهترين روش آن است که علت را بيابيم. در برخي موارد بهتر است اسب را به حال خود رها کرده و با آن رفتار آن را پذيرفت (۸).

راههاي اختصاصي زير نيز عنوان شده است:

جهت بلع هوا و گازگرفتن لبه ها: مي توان اجسام دندانگير را جمع آوري کرد، لبه ها را حذف نمود و تمام محل را با Cribox يا Creostote يا رنگ تند مزه مشابه آغشته نمود. مي توان از پوزه بند يا تسمه ممانعت کننده که اطراف گلو بسته مي شود و از کشش عضلات گردن که باعث بلع هوا مي شود جلوگيري مي کند استفاده نمود. راه ديگر اين است که اسب را در محوطه رها و آزاد گذاشت. راه حل نهايي عمل جراحي است که عضلات و عصبي که در اين عمل دخالت دارند قطع مي شود. از جراحي ديگري که ابتدا در اسکانديناوي صورت مي گرفته نيز مي توان ياد کرد. در اين روش دو حفره دايمي در دو طرف دهان اسب ايجاد مي کنند. اين حفرات از ايجاد خلا در دهان و حلق که لازمه بلع هواست جلوگيري مي کند. بيهوشي عمومي لازم است ولي عمل بسيار ساده اي مي باشد. يک برش ۵ سانتيمتري افقي در اطراف دندان اول گونه اي داده و تا دهان ادامه مي يابد. لايه مخاطي به پوست متصل مي شود تا يک فيستول دايمي داشته باشيم. براي اطمينان از عدم بسته شدن مجرا يک کانولاي پلاستيکي را به مدت ۶ ماه کار مي گذارند. اين عمل در هر دو طرف اجرا مي گردد. در چند روز اول حيوان در آشاميدن آب مشکلاتي دارد اما به سرعت عادت مي کند (۱، ۳، ۴، ۵، ۸ و ۱۰).

جهت حرکت پاندولي سر و گردن: اينگونه اسبها بايد جدا نگهداري شوند تا از تقليد ديگر اسبها جلوگيري به عمل آيد، غذا را کم و متناوب در اختيارشان بايد گذاشت. آزاد گذاشتن حي.ان يا استفاده از وسيله ممانعت کننده اين عمل بهترين راه حل است هر چند آنهايي که مزمن شده اند باز اين عمل را در اصطبل انجام مي دهند (۳، ۵، ۹ و ۱۰).

جهت رفتارهاي عصبي: اگر اين رفتارها غير قابل کنترل است نريان را مي توان اخته کرد. ۹۵٪ موارد اسب اخته ديگر آن حالت عصبي را از خود بروز نمي دهد اما اگر به خاطر ارزش آن بايد حفظ شود پس اقدامات تامين امنيت جهت حمل کننده و ماديان بايد در نظر گرفته شود. حتي برخي مواقع فقط با تلقيح مصنوعي مي توان از آنها توليد نسل به عمل آورد (۹).

جهت گاز گرفتن: اين عمل بايستي در سنين پايين با کشيدن و ضربه دهنه و ضربه روي پوزه جهت سرزنش کردن اصلاح شود. اگر اين عادت ادامه يابد چنين نرياني غير قابل حمل و نقل مي شود. چنين نريانهايي در موقعيتهاي خاص گاز مي گيرند که حتي الامکان بايستي از به وجود آمدن اين فرصتها جلوگيري کرد (۹).

جهت گاز گرفتن بدن خود: مهار فيزيکي لازم است و اسبهاي کمي به حالت اوليه بر مي گردند (۱۲).

جهت جفتک به در ديوار جايگاه: با حفاظت دستها و پاها با بانداژ و محافظتهاي نفاصل و همچنين ديوارهاي پد گذاري شده از آسيب اين کار مي توان جلوگيري کرد (۷).

جهت پر کردن اوقات اسب مي توان از اسباب بازيهايي جهت او استفاده کرد اما بايستي مراقب بود که باعث بدتر شدن وضع نشويم (۷ و ۸).

برخي منابع با توجه به اينکه علت اين رفتارها را ترشح اندورفينهاي طبيعي در بدن دانسته اند استفاده از Naloxane را به عنوان درمان پيشنهاد کرده اند.

در پايان مجددا" اشاره مي گردد اين رفتارها به دليل سوء مديريتها پديد مي آيد، پس با مديريت مناسب در دوران کره گي و فراهم آوردن شرايط مناسب مي توان از عادات فوق جلوگيري نمود.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 15:18  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 14:49  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

نخستین جشنواره «اسب اصیل تركمن» با هدف پیشرفت در پرورش این نژاد اصیل با انتخاب اسب های برتر در استان گلستان برگزار شد.
نخستین جشنواره «اسب اصیل تركمن» با هدف پیشرفت در پرورش این نژاد اصیل با انتخاب اسب های برتر در استان گلستان برگزار شد.
غلامعلی سوسرایی فرماندار شهرستان گنبدكاووس در مراسمی كه به همین مناسبت برگزار شد، گفت: پرورش اسب تركمن یكی از قابلیت های استان است كه می تواند میزان اشتغال در منطقه را افزایش دهد.
سوسرایی افزود: هم اكنون جمعیت اسب اصیل تركمن محدود شده و از این رو مسئولان استان از تمام افراد علاقه مند به سرمایه گذاری در پرورش اسب استقبال می كنند.
بیژن جهان پناه قائم مقام مدیركل دفتر ترویج وزارت جهاد كشاورزی نیز در این مراسم گفت: اسب تركمن یكی از مناسب ترین اسب ها برای سواری است كه امروزه به دلیل برنامه ریزی های نامناسب در معرض خطر قرار دارد.
وی با بیان این كه اكنون ۱۵۵هزار رأس اسب در ایران وجود دارد، گفت: از این تعداد ۱۰درصد به صورت صنعتی، ۵۰درصد نیمه سنتی و ۴۰درصد توسط ایلات و عشایر پرورش یافته اند.
این مقام وزارت جهاد كشاورزی ادامه داد: هم اكنون تعداد كمی از مراكز پرورش اسب پیشرفته هستند و تعداد آنها نیز رو به تزاید نیست و لازم است به صورت برنامه ریزی شده به پرورش اسب نگاه شود.
جهان پناه در ادامه به مشكلات پرورش اسب تركمن پرداخت و گفت: همه دست اندركارانی كه ساز و كار حمایت در این مقوله را دارند در ترمیم این بخش كمك كنند.
وی افزود: كمبودهای موجود در زمینه ورزش سواركاری، ایجاد بانك ژن، كتاب نسل اسب ها، شناسنامه دار ساختن آنها و ایجاد آزمایشگاه های مرجع، زیر ساخت های لازم برای مطالعات پرورش اسب است كه باید به آن پرداخته شود.
وی با بیان این كه اسب تركمن یكی از تیره های اصیل اسب و ایرانی است افزود: مناطق مختلف ایران خاستگاه اسب های مخصوص به خود است كه اسب اصیل عرب با حدود ،۱۲۰۰ اسب كرد با ۲۷۰۰ و اسبچه خزر با حدود ۵۰۰ رأس از جمله آنها است.
● انتخاب اسب های زیبای تركمن
در این جشنواره كه ۴۸ اسب اصیل تركمن از استان های گلستان و خراسان شمالی حضور داشتند ۲۱ اسب زیبا به عنوان برترین انتخاب شدند. محمد تقی دمیرچی یكی از داوران جشنواره گفت: زیبایی سر، نمای حركتی، اسكلت بدنی و اصالت اسب ها معیار انتخاب آنها است. این جشنواره در ۷ گروه و در رده سنی زیر ۲ سال تا بالای ۴ سال برای اسب های اصیل تركمن برگزار شده است.
علاقه مندان زیادی از ۲ استان و همچنین گردشگرانی از كشورهای انگلیس و مجارستان در این جشنواره كه در مجموعه سواركاری گنبدكاووس برگزار شد، شركت داشتند. این جشنواره با اهدای جوایز ۵۰۰ ، ۳۰۰ و ۲۰۰هزار تومانی به نفرات اول تا سوم هر گروه پایان یافت.
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 14:41  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 16:51  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  |