X
تبلیغات
گذری بر پرورش ا سب
پیشانی اسبها تا روز رستاخیز جایگاه خیر و برکت است. رسول اکرم ص

منشا پيدايش فالابلا به اسب هاي آمريكاي لاتين بر مي گردد كه اسپانيوليها در جنگ ها از آنها استفاده مي كرده اند و بعد از جنگ به علت شكست و كشته شدن سوارها آنها را در دشت وسيع Pampas رها كرده اند . اين حيوانات مسافتهاي بسيار طولاني را در شرايط آفتاب شديد ، بادهاي سرد ، طوفانهاي خشن و خشكي سرزمين براي پيدا كردن آب و چراگاه طي مي كردند و بر همين اساس ساختار بدني و بيولوژيكي آنها به سمت افزايش مقاومت و پايداري در اين شرايط تغيير و تكامل پيدا كرد و در نسل هاي آنها جهشهاي ژنتيكي ايجاد شد . بنابر تحقيقات به عمل آمده اجداد تيره فالابلا براي اولين بار قبل از نيمه قرن 19 در قبيله Mapuche هندوها در جنوب بوينوس آيرس در ايالت آرژانتين ديده شده است . پس از چندين نسل با پرورش خويشاوندي و بر اثر انتخاب طبيعي نژاد فالابلا به يك نژاد هماهنگ و سازگار از لحاظ ساختار بدني با قد كمتر از يك متر تبديل شد و توليد نسل پي در پي منجر به توليد اسبهاي بسيار كوچك و بسيار موزون تر نسبت به نسل قبل شد و قد آنها مرتباَ كوتاهتر شده است كه به استاندارد كنوني آن يعني 75 سانتي متر رسيده است . در سال 1868 Patrick Newell Falabella پرورش دهنده اسب در آرژانتين بعد از مرگش گله اسب خود را به پسرش Juan Falabella سپرد ، Juan با دو رگ گيري اين اسبها با نژاد Shetland اروپايي گله جديدي ايجاد كرد كه شبيه اسبهاي مينياتور بود. بعد از مرگ Juan پسر او Emilio Falabella و بعد از او نيز پسرش Julio Falabella نگهداري از اسبها را به عهده گرفت و از اينجا بود كه اين اسبچه ها Falabella نام گرفتند .

لازم به ذكر است كه شجره همه فالابلاها در انجمن پرورش دهندگان فالابلا
( A.C.C.F ) با مديريت Estabecimentos Falabella ثبت شده است.

ويژگيها و خصوصيات نژادي فالابلا :


فالابلا پوني نيست بلكه يك اسب مينياتور است با قد متوسط 70 – 77 سانتيمتر در اسبهاي جوان 2 – 3 ساله ، قد اسبهاي بالغ 76 – 83 سانتيمتر است . ( البته موارد استثنا ي كوتاهتر و بلندتر هم هست ) اين اسبهاي كوتاه قد بدني كاملاً هماهنگ و موزون دارند .
تنوع رنگ بسيار زيادي دارند . رنگ غالب در آنها سياه و قهوه اي است و رنگهاي Pinto , Bay , Appaloosa نيز در آنها ديده مي شود .

پوست براق و درخشنده اي دارند .
قدرت تطابق با شرايط محيطي به آنها اجازه مي دهد كه شرايط آب و هوايي بسيار طاقت فرسا را به خوبي بتوانند تحمل كنند .
حيواناتي آرام و بسيار باهوش هستند و سريع تعليم مي بينند .
سر ظريف ، پاهاي كوچك و سم هايي باريك دارند با گامهايي محكم كه از آنها يك اسب پرنده ساخته است .
دو جفت دنده و دو مهره در ستون مهره هاي آنها كمتر از ديگر اسبها است و كوچكترين آنها قد 48 سانتيمتر و وزن 14 كيلوگرم دارد .
خوراك آنها مانند ديگر اسبها ست و به سرعت اهلي شده و در فضاي بسيار كوچك قابل نگهداري و پرورش هستند .
طول دوره آبستني نزديك 13 ماه است .
اسبهاي خوبي براي تفريح ( سواركاري ) مخصوصاً براي كودكان مي باشند .
طول عمر آنها از اسبهاي ديگر بيشتر است( بيشتر از 40 سال ). بنابراين با خيال راحت مي توان يك اسب مسن تر خريداري نمود و حتي براي توليد نسل از آن استفاده كرد .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:29  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 




 
 
 

اين بيماري اصولاً به همراه يك التهاب در قسمت فوقاني دستگاه تنفس بروز مينمايد . بيشتر واگيرها در اسب جوان كمتر از 2 سال و به ويژه در سنين بين 2 تا 6 ماه بروز مي كند .

علايم بيماري :
تب خفيف تا شديد ، سرفه كه ابتدا خشك بوده و سپس مرطوب مي گردد و ترشحات بيني كه گاهاً به صورت آبكي ديده مي شود .

اسبهايي كه در شرايط نامساعد محيط خارج نگهداري مي شوند ، دوره بيماري را بدون عارضه گذرانده ولي اسب هايي كه كار مي كنند و يا در حمل و نقل مورد استفاده قرار مي گيرند و يا اينكه در معرض شرايط نامساعد جوي واقع مي شوند سرفه در آنها شديدتر شده و حتي ممكن است به عوارضي چون برونشيت ، ذات الريه و خيز پاها دچار شوند .اما خوشبختانه ميزان مرگ و مير حدود 1 تا 3 درصد مي باشد .

عامل بيماري ناشي از ويروس تيپ A بوده كه داراي دو نوع A1 و A2 مي باشد .

انتقال بيماري در اسب از طريق استنشاق هوايي بوده كه قطرات آلوده ترشحات دستگاه تنفسي اسب هاي بيمار در هوا پراكنده شده و باعث انتقال بيماري مي شود . از اين رو در زمان كوتاهي اين ويروس قادر است اسب هاي موجود در آن محيط را آلوده كند و در ضمن انتشار به وسيله اشيا آلوده نيز امكان پذير است . به طور كلي مسابقات اسبدواني ، نمايشگاههاي عرضه اسب و محيط هايي كه جراحي هاي اسب در آنجا انجام مي شود اماكن مناسبي براي انتشار اين بيماري در سطح جهاني محسوب مي شود .

كنترل و پيشگيري :
جهت ايجاد ايمني در اسب واكسيناسيون توصيه مي شود ، اسبها بايد با 2 دوز واكسن به فاصله 6 تا 12 هفته مهيه كوبي شده و هر ساله نيز مقدار دوز توصيه شده تزريق گردد .

مراعات اصول بهداشت در جلوگيري از انتشار بيماري در انسان و حيوان موثر است . وسايل نقليه اي كه در انتقال اسب ها به كار مي روند بايد در فواصل نقا و انتقالات كاملاً ضدعفوني شوند . حركت انبوه اسبان به دلايلي از محلي به محل ديگر سرعت انتشار بيماري را تقويت مي كند . مجزا نگهداشتن دام هايي كه تازه به محلي وارد شده اند در كنترل بيماري موثر خواهد بود


درمان :
درمان خاصي وجود ندارد اما استفاده از آنتي بيوتيك هاي وسيع الطيف جهت جلوگيري از عفونت هاي ثانويه توصيه مي شود . اما مهمترين راه درمان پرستاري مناسب از اسب ها ، رعايت كردن تمام مقررات بهداشتي ، استراحت كافي ، عدم فعاليت . تهويه مناسب ، تعويض علوفه و وسايل آلوده ، دماي مناسب و جلوگيري از عفونت هاي ثانويه مي باشد .

 
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:27  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

آزتك اسب مكزيكي است . اكثريت اسب هاي مكزيك از اسب هاي اسپانيايي هستند .

آزتك از آميزش اسبهاي آندولسي و كواترهاي آمريكايي حاصل شده است و امروزه اسيب سواران مكزيكي براي كار در مزرعه و تفريح آزتك را به ديگر نژادها ترجيح ميدهند .

اولين آزتك ، استاليان Casarejo است كه در سال 1972 متولد شد و از تلاقي استاليان اسپانيايي به نام Ocultada و ماديان آمريكايي Americana حاصل شده است .

در نوامبر 1992 در مكزيك انجمن بين المللي اسب آزتك تاسيس شد و هدف اصلي آن گسترش و شناساندن اين نژاد به ديگر نقاط بود . در همان زمان در كانادا نيز انجمن اسب آزتك ( AzHAC ) و در آمريكا ( AzHAUS ) تاسيس شد .


مشخصات آزتك :

آزتك از اسبهاي خونگرم و بسيار جذاب است . سري زيبا ، چشمهاي براق و كوچك ، گوشهاي تيز ، گردن عضلاني ، جدوگاه بلند ، پشت كوتاه و قوي ، كپل پهن و عريض ، قفسه سينه عميق ، دنده هاي كماني ، پاهاي قوي ، دم و يال بلند دارد و انواع رنگها در اين نژاد ديده ميشود .

آزتك اسب تعليم پذير خوبي است و براي مسابقات پرش نيز مناسب است

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 15:53  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 

 

اصلاح سم و نعلبندي

ساختمان سم

سم شامل سه قسمت ديواره، کف و قوباغه است که تمامي آنها از جنس شاخي بوده و احساس ندارند و به همين علت است که مي توان آنها را بريد و يا ميخ به درون آنها کوبيد. تفاوت اين قسمتها در ميزان رطوبت موجود در آنهاست که در قورباغه بيشترين و در ديواره کمترين ميزان رطوبت وجود دارد. بالاي سم تاج قرار دارد که رشد سم از آن قسمت صورت مي گيرد، پس سم از بالا به پايين رشد مي کند مانند ناخن انسان.

ديواره قسمتي است که وقتي سم در حالت عادي روي زمين قرار دارد ما از سم مي بينيم، در اطراف سم کشيده شده و سم را در تمام جهات محافظت مي کند. روي ديواره يک لايه محافظ قرار دارد که از تبخير رطوبت سم که در زير لايه شاخي است جلوگيري مي کند و آنچه مهم است اين است که نبايد اين لايه محافظ را مثلا" با سوهان زدن از بين برد چون باعث خشک و شکننده شدن سم مي شود.

کف سم سطح زميني سم را مي پوشاند و عمل آن محافظت از هرگونه جراحت از پايين به سم است. نکته قابل توجه که متاسفانه کمتر مورد دقت قرار مي گيرد اينکه نعلبند بايد از تراشيدن زياد و نازک کردن اين ناحيه خودداري کند. يک مورد جالب آنکه کف سم کمي انحنا دارد و کاملا" تخت و صاف نيست، تقعر دارد و گود است و اتکاء اسب به ديواره هاست و اين باعث مي شود که نوعي چسبندگي قلاب مانند با زمين ايجاد شود و در نتيجه سم فقط با برداشتن از روي زمين قابل حرکت است و اين مساله باعث عدم لغزش و سر خوردن اسب مي شود.

ساختمان سم

قورباغه يکي از مهمترين قسمتهاي سم است که سه عمل مهم انجام مي دهد. اول آنکه نخستين محلي از سم که موقع گذاشتن پا به زمين مي آيد قورباغه است و با توجه به جنس آن، قورباغه مانند عاج کفش باعث چسبندگي و عدم ليزخوردن مي شود. همچنين شکل مخصوص آن که در جلو نوک تيز و در عقب پهن است در موقع سواري به جلو تمايل يافته و به قدرت ترمزي آن کمک مي کند، ضمن آنکه شيارهاي مرکزي و کناري آن هم در وظيفه ضد سرخوردن قورباغه موثر است.

دومين کار قورباغه خاصيت ضربه گيري و تقسيم فشار آن است که در موقع تماس پا با زمين کمي از فشار را جذب و بقيه را به طرف بالا و به بالشتک نرم ميان پا و بالاي قورباغه منتقل مي کند و نيز باعث تقسيم فشار به طور مساوي مي شود.

سومين عمل مهم قورباغه وظيفه پمپاژ خون است که مانند قلب دوم عمل مي کند و اگر با زمين تماس نداشته باشد به مرور سم جمع مي شود.

جالب اينکه قورباغه هر چه بيشتر کار کند بزرگتر و قويتر مي شود، پس بايد توجه داشت که پس از نعلبندي در حرکت قورباغه با زمين تماس داشته باشد تا خوب عمل کند.

 

نعلبندي

نعلبندي يعني اندازه نمودن و جفت کردن يک حلقه آهن يا استيل به پاي اسب که مانع از فرسايش بيش از حد ديواره و کف سم و زخم سم و لنگش مي شود.

نعلبندي شش مرحله مشخص دارد که عبارتند از:

۱- نعل برداري: پا را بالا آورده و به کمک چکش و تيزبر پرچ ميخها را انجام داده سپس از سمت پاشنه به کمک گاز انبر و به صورت اهرمي شروع به برداشتن نعل مي کنيم. بايد مراقب بود که ميخها به ديواره آسيبي نرساند و همه ميخها خارج شده باشند.

۲- قيار (آماده سازي): در اين مرحله سم را براي زدن نعل جديد آماده می کنند که بيشتر شامل برداشتن بافت شاخي سم، ديواره، قطعات جدا شده و خراشيده کف و قورباغه مي باشد که به دليل وجود نعل ساييده نشده اند و بلند شده، پس بايد به اندازه طبيعي خود برگردند. براي قيار بيشتر از چاقوي سم تراش استفاده مي شود ضمن آنکه به کمک چکش و چاقوي سم بري و نيز گاز سم چين مي توان قسمتهاي لازم را کوتاه کرد. در اين مرحله بريدن سم به اندازه کافي، رعايت نسبت ارتفاع پاشنه به پنجه و تراشيدن سم در سمت داخل و خارج آن به يک اندازه مهم است. در پايان سطح زميني سم را سوهان زده و صاف مي کنيم.

۳- آهنگري و نعل سازي: تسمه هاي آهني و دراز را در کوره سرخ کرده و با استفاده از ضربات چکش به شکل نعل دست يا پا در آورده و سپس سوراخ مي کنند. همچنين از نعلهاي آماده هم مي توان استفاده کرد.

۴- نعلبندي و اندازه نمودن نعل: دو روش نعل بندي وجود دارد، يکي نعل بندي گرم که نعل ساخته شده در مرحله قبل را موقعيکه هنوز کمي داغ است با انبر مخصوص گرفته و متناسب با اندازه سم آن را تنگ يا گشاد کرده و در صورت نياز کوتاه مي کنند سپس بر روي سم گذاشته تا به اندازه نعل بافت شاخي را بسوزاند، اين يک روش کامل است.

روش دوم نعل بندي سرد است که نعل آماده را استفاده مي کنند و نيازي به کوره ندارد.

۵- ميخکوبي: نعل آماده و اندازه شده را روي سم قرار داده، يکي از ميخهاي پنجه را کوبيده و سپس با جابجايي نعل آن را در جاي اصلي خود قرار مي دهيم به طوريکه پنجه و پاشنه در مکان اصلي خود قرار بگيرند. ميخها را يکي بعد از ديگري به آرامي و با دقت بسيار کوبيده و مراقب هستيم که سر ميخ نه زياد بالاي سم و نه زياد پايين آن بيرون آيد. سپس سر ميخها را با قلاب چکش کاملا" برگردانده و آن را مي برند و فقط به اندازه اي باقي مي گذارند که بتوان آن را پرچ کرد. معمولا" چهار ميخ در سمت خارج و سه ميخ در سمت داخل استفاده مي شود. نوک ميخها به صورت مورب است که سمت مورب آن بايد به طرف داخل و سمت صاف آن به سمت خارج باشد تا ميخ وارد بافت زنده سم نشود.

۶- پرداخت، اتمام و تکميل: نعلبند قسمت پرچ شده ميخ را محکم کرده و با چکش کاملا" مي خواباند و در آخر آنها را با سوهان نرم و صاف مي نمايد. در پايان لبه هاي تيز ديواره سم را با سوهان صاف مي کنيم و تا از بريدن و تکه شدن ديواره جلوگيري به عمل آيد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:42  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 

رنگها و علايم در اسب

رنگ مو به وجود و يا عدم وجود مواد رنگي قرمز، زرد و سياه در سلولهاي مو بستگي دارد. وجود اين رنگها به صورت تنها و يا به صورت جمع و در نسبتهاي گوناگون و يا فراواني يکي از رنگها، رنگهاي مختلف مو را به وجود مي آورند. عواملي از قبيل پيري و يا جراحت و در نتيجه ايجاد نا منظمي و خرابي در سلولهاي پوست و مو، باعث تبديل شدن موهاي بدن به رنگ سفيد مي شوند.

بعضي از رنگها دايمي بوده و بدون هيچ تغييري از بدو تولد تا مرگ وجود دارند و در بعضي نيز همزمان با بالا رفتن سن اسب، رنگها دچار تغيير ميگردند. به آندسته از رنگها که تغيير نمي کنند "رنگ اصلي" يا "رنگ ساده" و به رنگهاي قابل تغيير "رنگ مرکب" يا "رنگ جانبي" اطلاق مي گردد.

رنگهاي کرنگ، طلايي، سياه، کهر و سمند جزو رنگهاي اصلي و تمامي رنگهاي نيله، موشي، خاکستري و ابرش از رنگهاي مرکبند که به شرح آنها مي پردازيم:

 

کرنگ

در اين رنگ بدن با موهايي به رنگ قرمز دارچيني يا شبيه رنگ چايي تا زرد پر رنگ پوشيده شده است. رنگ دم، يال و قسمتهاي پاييني دست و پا نيز به همان رنگ بدن است و انواع آن بر اساس رنگهاي تيره و يا روشن موهاي قرمز عبارتند از، کرنگ روشن، کرنگ معمولي، کرنگ طلايي، کرنگ گيلاسي، کرنگ مسي، کرنگ شيرقهوه اي، کرنگ تيره (سير) که تمامي بدن قهوه اي سير است، کرنگ سوخته.

در نوع اين موهاي يال، دم و قسمتهاي بالايي سم به مراتب روشن تر بوده و اگر برنگ زرد کاهي باشند به آنها کرنگ يال سفيد يا کرنگ مو گاوي گفته مي شود.

 

طلايي (سفيد)

رنگ بدن زرد مايل به قرمز بوده و موهاي دم، يال و قستهاي بالايي سم نيز به همان رنگ . يا اندکي روشن تر مي باشند. انواع اين رنگ عبارتند از، طلايي روشن (سفيد مات، سفيد بدون درخشش)، طلايي مايل به قرمز (سفيد پشت گلي)، طلايي تيره (سفيد کثيف، تقريبا" زرد رنگ)

 

سياه

تمامي بدن، يال، دم و دست و پاها نيز با موهاي سياه پوشيده شده است و انواع آن عبارتند از، سياه تيره، سياه يکدست (قره کهر).

 

کهر

موهاي پوششي بدن همانند رنگ کرنگ مي باشد، فقط يال، دم، دست و پا سياه است. بعضا" در پشت و شانه خطوط قاطري يا گورخري ديده مي شود. انواع آن بر اساس واريته هاي رنگي موهاي قرمز پششي عبارتند از، کهر روشن، کهر تيره، کهر گيلاسي، کهر شاه بلوطي و کهر سوخته.

 

سمند

رنگ موهاي پوششي بدن همانند رنگ طلايي است، فقط موهاي يال، دم و قسمتهاي پاييني دست و پا سياه است. بعضا" در پشت خط قاطري قابل رويت است. انواع آن عبارتند از، سمند روشن، سمند يزيدي (يال و دم روشن تر از رنگ بدن) و سمند تيره.

 

نيله

در ميان موهاي تيره رنگ اسب به مرور زمان موهاي سفيد ظاهر مي شود که به آن نيله مي گويند. انواع آن عبارتند از:

- نيله روشن: موهاي سياه کم و موهاي سفيد زياد هستند.

- نيله سرخون: بيش از آنکه رنگ خاکستري نشان بدهد رنگ اسب سرخي مي زند.

- نيله گلگون (لکه دار): رنگ نيله به صورت لکه هاي منظمي در پوست موجود است.

- نيله خالدار

- نيله مگسي: در اوايل تولد بدن سياه بوده و به تدريج به سفيدي مي رود. اينگونه اسبان در سنين پيري داراي لکه هايي به شکل مگس روي بدن مي شوند.

- نيله مرجاني

- قره نيله: تعداد موهاي سياه خيلي زياد است و رنگ اسب به سياهي مي زند.

- سنجابي (موشي): پوشش بدن به رنگ سنجاب و يا موش مي باشد.

نيله خاکستري: در اين نوع پوشش و بدن با رنگ مخلوطي از قرمز و سفيد است.

 

ابرش

بدن با موهاي قرمز، سياه و سفيد پوشيده شده است و رنگ يال و دم و قسمتهايي پاييني دست و پاها در همان رنگ بدن و يا به رنگ سياه است. انواع آن عبارتند از، ابرش روشن، ابرش معمولي، ابرش تيره (موهاي سياه بيش از سرخ و سفيد روي پوست است)، ابرش خالدار.

 

سمند گرگي (رنگ گرگي)

قسمتهاي انتهايي موهاي تشکيل دهنده اسب زرد و نوک آنها سياه و يا داراي رنگ تيره است. موهاي يال، دم و قسمتهاي نزديک سم سياه مي باشد. از نظر شکل عمومي شبيه گرگ و يا سگ گرگي است. انواع آن عبارتند از، معمولي، سير، روشن.

واريته انواع رنگهاي مورد ذکر اکثرا: با هم مخلوط مي شوند. بنابراين از اينکه بتوان رنگهاي مرکب را جزو کدام دسته از رنگها به حساب آورد خيلي مشکل مي شود، لذا با توجه به رنگ اصلي، مقدار و يا نسبت آن با ديگر رنگها مي توانيم در رابطه با رنگ اسب حکم صادر نماييم.

در بعضي از کشورها و در برخي از نژادها، اسبان ابلق نيز ديده مي شوند. در بدن اسبان ابلق، پوست و موي به رنگ سفيد به صورت جزاير بسيار بزرگ مشاهده مي گردد. موهاي تيره به رنگ سياه، قرمز، زرد و يا مخلوطي از اين رنگها هستند. به اين نوع رنگها بر اساس رنگ موهاي تيره رنگ، ابلق سياه، ابلق سمند، ابلق نيله، ابلق کرنگ، ابلق کهر و ابلق گرگي گفته مي شود.

ابلق گاوي: اگر رنگ سفيد غالب باشد به آن ابلق کهر و اگر رنگ کهر غالب باشد به آن کهر ابلق گفته مي شود.

 

نشانه هاي اسب، خصوصيات و انواع آنها

به لکه هاي سفيد رنگ موجود در سر و قسمتهاي پايين دست و پا، "نشانه" گفته مي شود. خط قاطري اسبان کهر و سمند نيز جزو نشانه هاي اسب به شمار مي رود. به آندسته از بخشهاي تيره رنگ موجود در هر قسمت از بدن حيوان که به رنگ خيلي روشن باشند نيز نشانه گفته مي شود.

سم اسبان رنگ مخصوصي دارند، رنگهاي سفيد، سياه و ابلق سم از نشانه هاي سم هستند.

در بعضي مواقع به خال هاي قرمز، خاکستري و سياه موجود در ميان موهاي سفيد بدن لکه گفته مي شود. لکه ها جزو نشانه ها نبوده و به عنوان انواع رنگها قابل قبولند. به اين رنگها "نيله لکه اي" گفته مي شود.

نشانه هاي سفيد رنگ موجود در سر اسب، روي بيني، اطراف دهان و دور لبها نيز ديده مي شوند. نشانه هاي موجود در پيشاني اسب بر اساس بزرگي و شکل بدينگونه نامگذاري مي شوند:

چندين موي سفيد در پيشاني، ستاره در پيشاني، گلوله برفي، هلال (رو به سمت راست، رو به سمت چپ)، حلقه، ستاره، گلوله برفي شطرنجي، خنجر، سفيد خالدار، سفيد لکه اي.

به نشانه هاي روي منخرين "لک سفيد" گفته مي شود و انواع آن عبارتند از:

لکه سفيد کامل، نيم لکه سفيد، لکه سفيد قطع شده، لکه سفيد نازک، لکه سفيد پهن، لکه سفيد خالدار، لکه سفيد لکدار. اگر لکه سفيد به سمت پهلوها گسترش يافته باشد و صورت را کاملا پوشانده باشد به اين اسب "خوش روي" گفته مي شود.

به نشانه هاي سفيد رنگي که در دهان و گرداگرد آن باشند "خالدار" مي گويند.

به لکه هاي روي پاي اسب که گاهي تا زانو يا شانه مي رسد "لکه سفيد" گفته مي شود. لکه هاي سفيد بر اساس محلش، وسعت و شکل بدينگونه نامگذاري مي شوند: نشانه لکه سفيد، اثر لکه سفيد، نيم لکه سفيد، تمام لکه سفيد، لکه سفيد بلند، لکه سفيد چکمه اي.

لکه هاي سفيد بر اساس شکل لبه هايشان، به دندانه دار، نامنظم و درهم و بر اساس وجود يا عدم وجود به موهاي رنگي، خالدار و کک مکي تقسيم مي شوند. قسمتهاي متشکل از موهاي سفيد و يا سياه و يا ديگر رنگهاي تيره که در هر جاي بدن مشاهده مي شوند بر اساس محل و وسعت مشخص مي گردند و حتي با اسامي مشابه نامگذاري مي شوند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:40  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 

گزارش هيوا نيوز از حرفه ناشناخته نعلبندي
حرفه ای عجیب با درآمدی عجیب تر
 

«نمیدانیم چرا وقتی میگوییم نعل بندیم، نگاهی از سر حیرت به ما می اندازند و بعد از ته دل می خندند. هرزگاهی هم در لفافه ای از توهین، شغلمان را به مسخره می گیرند و می گویند اگر درس خوانده بودی الان نعل نمی بستی!»

این اظهارات یکی از نعل بندان حرفه ای جوان است که با داشتن مدرک دانشگاهی در رشته موسیقی از فرط علاقه به اسب به شغل نعل بندی روی آورده و هم اکنون از کم اطلاعی مردم در رشته نعل بندی به شدت گله مند است.
علی اوصانلو،که اکنون یکی از نعل بندهای مطرح کشور است، با بیان این که حرفه نعل بندی یکی از حرفه های کاملا تخصصی است می گوید: از آنجا که کمتر کسی با این حرفه آشناست، طبیعی است که نتواند با آن ارتباط برقرار کند اما اظهارات نسنجیده برخی افراد درباره کلاس این حرفه اغلب موجب رنجش فعالان در این حوزه می شود.
وی می افزاید: دقت و حساسیت در شغل مذکور به اندازه ای اهمیت دارد که در صورت بی دقتی نعل بند، ممکن است یا جان اسب به خطر بیافتد و یا حتی جان نعلبند!
اوصانلو با اشاره به وجود انجمن فدراسیون برای حل برخی از مسایل سوارکاران، می گوید: از آنجا که هیچ کس کار ما را به عنوان یک حرفه قبول ندارد ما بدون انجمن صنفی مانده ایم.
وی در ادامه ضمن انتقاد از نبود قرنطینه برای نگهداری اسب های کشور، ادامه می دهد:امروزه که مسابقات به شیوه ای بسیار جدی تر از گذشته برگزار می شود، توجه به مسایل اسب های مسابقه ای نیز باید شکل جدی تری به خود گیرد در حالی که مسوولان کمتر به این مهم توجه دارند.
اوصانلو با توضیح این مطلب که حرفه نعل بندی در جامعه سوارکاری کار بسیار بالا و با پرستیژی است می گوید: اما هنوز هم برخی از دامپزشکان که آشنایی چندانی با حرفه ما ندارند از عملکرد ما تعجب می کنند و پس از انکه توضیحات زیادی به آنها ارایه می شود تازه به سختی کار پی می برند.
وی با اشاره به برخی اقدامات تخصصی در حرفه نعل بندی، قیار کردن اسب را مورد توجه قرار می دهد و می گوید: این کار دشوارترین مرحله نعل بندی است زیرا اگر نعل بند نتواند سم اسب را به میزان کافی آرایش دهد پس از نعل بندی دست و پای اسب ممکن است کج شود.
اوصانلو با تاکید براینکه نعل بندان حرفه ای پس از مدتی به اسبها و رفتار آنها به طور کامل آشنایی پیدا می کنند می افزاید: اسب نیز وقتی نعل بند را می شناسد دست و پایش را به آسانی به او می دهد و از نعل بندی نمی هراسد.
این نعل بند حرفه ای همچنین ازکم اهمیت جلوه دادن این حرفه انتقاد می کند و می گوید: کشورهای خارجی حتی اقدام به پر کردن دندانهای اسب هایشان می کنند اما ما هنوز نتوانسته ایم حرفه نعل بندی را در شان خود به جامعه معرفی کنیم.
وی به مدلهای مختلف نعل بندی اشاره می کند و می گوید: نعل بندی خاص (اگوار) که به شکل گرد و بیضی وجود دارد همچنین نعل بندی شی یرهیل از جمله نعل بندی های متفاوتی است که با فشار آوردن و برداشتن یک سمت سم صورت می گیرد.
اوصانلو زمان تجدید نعل بندی اسب ها را هر 45 روز یکبار عنوان می کند و می افزاید: برای آنکه دست و پای اسب دچار آسیب نشود پودرهایی که به آن خوراک سم می گویند وجود دارد که این خوراک موجب رشد سریع سم می شود وبا گنجاندن این پودر در وعده غذایی اسبها می توان مشکل رشد سم آنها را برطرف کرد.
وی ضمن اظهار تاسف از ادعای برخی افراد مبنی بر عدم ضرورت نعل بندی برای اسبها تاکید می کند: اسبهای ورزشی باید نعل بندی شوند هر روز به سمشان روغن زده شود زیرا مانند اسبهای باربری نیستند که با فشار سم آنها به زمین اسب قیار شود.
وی با توضیح این مطلب که درجه بندی یکی دیگر از مسائل مورد توجه در حرفه نعل بندی است می گوید: یک نعل بند حرفه ای می داند که درجه حالت تعادل سم اسب در کدام قسمت قرار گرفته است چنانکه با یکبار دیدن سمهای آن می داند که اسب کجای دست و پای خود را بیشتر به زمین می گذارد.
وی همچنین با اشاره به اینکه در کف دست و پای اسب برجستگی به نام قورباغه وجود دارد که کار اصلی پمپاژ خون به ناحیه دست و پایی اسب را انجام می دهد تصریح می کند: ناحیه ی قورباغه اغلب به شکل 7 قیان می شود و در صورتیکه نعل بند قیچی خود را به این ناحیه به طور اشتباهی وارد کند اسب بی قرار می شود و دیگر حاضر به ادامه نعل بندی نیست چنانکه حتی ممکن است به نعل بند خود آسیب وارد کند.
نعل بندی تنها برای نگهداری سم اسب اعمال نمی شود زیرا این کار دلیلی است برای حرکت نرم و آسانتر دست و پای حیوان.
اوصانلو ضمن اظهار تاسف از اینکه نعل بندان نمی توانند مشکلات حرفه ای خود را به آسانی به زبان بیاورند ادامه می دهد: با وجودی که میانگین درآمد نعل بندان حرفه ای در ماه به 4 میلیون تومان می رسد اما این حرفه در خارج از کشور آنقدر پر اهمیت است که برخی کارشناسان خارجی ضمن دعوت از ما پیشنهاداتی به میزان 5 برابر بشتر از دستمزدمان در داخل کشور به ما ارائه می دهند.
وی در ادامه سختی کار خود را در نظر می گیرد و می گوید: تحمل بوی غیر قابل تحمل سم هنگام نعل بندی دقت بیش از حد برای چیدن سم و تلقین آرامش به اسب هنگام این کار همچنین جلب اعتماد این حیوان برای نعل بندی حرفه ای کاری بسیار دشوار است که هنوز کسی در ایران به آن توجه نکرده است.
اوصانلو در پایان سخنان خود وجود اسپانسرهای بسیار قوی برای پیش برد این حرفه را بسیار ضروری تلقی می کند و می افزاید: در صورتیکه مسئولان کمی توجه نسبت به سوارکاری و اهمیت آن در کشور از خود نشان می دادند ایران یکی از برندگان اصلی مسابقات سوارکاری و چوگان در دنیا می شد. اما متاسفانه تمام ورزش کشور ما به فوتبال ختم شده و تنها فوتبالیست ها هستند که در جامعه ورزشی کشور مورد اهمیت ویژه قرار گرفته اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:35  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 

قبول کردن آبخوري (دهنه) و اهميت تعادل در سوارکاري

 

 

قراردادن اسب در ميان اثرات يا رساندن اسب به حالتي که پذيراي اثرات سوارکار باشد همانند پختن يک کيک است. در واقع تمامي مواد تشکيل دهنده يک کيک لازم است تا آن کيک پف کرده و بالا آيد و به اصطلاح عمل بيايد.

اصطلاح قبول کردن دهنه (Accepting the bit) بيشتر مي تواند مصداق داشته باشد تا اصطلاحاتي که گاهي اوقات مي شنويم مانند به دهنه يا On the bit.

در واقع با قبول کردن آبخوري، ما مي خواهيم که اسب اثرات (پاها، نشست و دست ها) سوارکار را قبول کند. در اين حالت اسب مي بايست آرام، نرم و انعطاف پذير، ملايم و زيرک، مطيع و همينطور مشتاق به سواري باشد.

براي اينکه يک اسب اثرات سوارکار را قبول کند مي بايست مطمئن شويم که سوارکار اثراتي را به کار مي برد که اسب مي تواند آنها را بفهمد. لزوما" سوارکار بايد داراي يک نشست قوي، مستقل و متعادل باشد تا بتواند مشوق و محرک اسب در جهت حرکت دادن قسمت خلفي و کمر گردد. دست هاي سوارکار مي بايست نرم و مستقل از ديگر اجزاي بدن و در عين حال ثابت باشد، به صورتي که اسب بتواند تماسي نرم و مطمئن با دست جلوهاي سوارکار برقرار نمايد.

يک اسب زماني آبخوري را قبول مي کند که:

-         از لحاظ ذهني و فيزيکي کاملا" آرامش داشته باشد

-         توسط اثرات سوارکار به جلو حرکت کند

-         مستقيم و در يک خط صاف يا به صورت منحني روي يک دايره حرکت کند

-         داراي آهنگ و ريتم حرکت و بنابراين تعادل باشد

-         حالت طبيعي قوس پشت سر را بدون هيچ گونه مقاومتي در دهانش حفظ نمايد.

در اين حالت احساس آرامش را در چشمان اسب مي توان ديد و هيچ کدام از گوش ها به سمت عقب نخوابيده است مگر آنکه جايي در ميان کار منتظر فرمان بعدي سوارکار باشد.

 

اهميت تعادل

اگر سوارکاري نتواند تعادل خود را حفظ نمايد در واقع غير ممکن خواهد بود که اسب را در تعادل نگه دارد و زماني مي توان به قدرت تشخيص و درک مفهوم تعادل دست پيدا کرد که مدت زماني را زير نظر يک استاد مناسب و قابل، مشغول تحصيل شد.

سواري کردن بدون رکاب مي تواند فوايد بسياري را براي عميق تر کردن نشست سوارکار، بهبودي و همچنين پيشرفت تعادل سوارکار داشته باشد. شايان ذکر است که در رسيدن به تعادل، نشست مي بايست قوي و مستقل اما بدون فشار بيش از اندازه عمل نمايد.

کار روزانه اسب بايد به سه بخش تقسيم گردد:

ابتدا گرم کردن (Warm Up)، سپس کار و در پايان سرد کردن (Cool down).

در گرم کردن اسب را به کار با قدم هاي بلندتر از معمول، يورتمه و حتي چهارنعل تشويق مي نماييم. اسب بايد هميشه به شکل صحيح هدايت شود (آرام، مستقيم و به جلو). در روي يک دايره به شعاع 20 متر حرکت کنيد، همينطور مي توانيد آن را به دو دايره چسبيده به هم شبيه به عدد هشت انگليسي (Figure 8) در اندازه هاي مختلف تبديل کنيد.

همچنين اين تمرينات مقدماتي مي تواند در حالت کار (Work) مورد استفاده قرار گيرد تا آنجا که بتوانيم اسب را تحت اثرات قرارداده و اين حالت را حفظ نماييم.

در دايره 20 متري مي توان از حرکات انتقالي مانند قدم به يورتمه و انتقال دوباره به قدم و نيز کوتاه کردن و بلند و کشيده تر کردن گام استفاده نمود. اين تمرينات مي تواند در جهت بهبود تعادل و متوجه ساختن اسب به کار گرفته شود. افزايش و کاهش شعاع دايره توسط فشار ساق سوارکار باعث نرم شدن و افزايش انعطاف پذيري پهلوها يا دو سمت جانبي اسب خواهد شد.

همچنين سه تا پنج حرکت مارپيچ که با تغيير جهت حرکت اسب همراه خواهد بود کمک زيادي در برقراري تعادل بر روي هر دو دست يا هر دو سمت اسب به صورت مساوي خواهد داشت.

حالت کار بايد به صورت فاصله دار از لحاظ زماني و با دوره هايي از استراحت همراه باشد.

مرحله خنک کردن

در اين مرحله مجددا" اسب را تشويق مي نماييم به کار در گام هاي کشيده اما هميشه به شکل خوب و صحيح (به جلو، مستقيم با آهنگ، آرام و در تعادل).

يکي از نکات مهمي که بايد هميشه مورد توجه قراردهيم تطابق و سازگاري اسب و سوارکار است.

وقتي که يک اسب را انتخاب مي کنيم بايد فاکتور هايي از جمله اندازه مناسب، خلق و خوي، تجربه و کارآزمودگي و درجه آموزش را مورد توجه قراردهيم. به عنوان مثال براي يک سوارکار مبتدي بسيار دشوار است که بر روي اسبي با يورتمه پر تحرک و بلند بنشيند. هميشه اسبي را انتخاب نماييد که از لحاظ سطح کارآزمودگي با ترکيب بدني و توانايي سوارکار مطابقت داشته باشد.

در مورد به دهنه کردن اسب يا قبول آبخوري از طرف اسب يا به فرمان کردن آن با قراردادن اسب تحت اثرات، بسيار نوشته و گفته شده است اما توجه هوشمندانه و به خاطر سپردن نکات فوق و رعايت آنها به سادگي، هم اسب و هم سوارکار در مسير پيشرفت قرار خواهند گرفت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:31  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

معرفی مسابقات
• رقابتهای پرش با اسب FEI تحت نظارت فدراسیون جهانی سواركاری (Federation Equestrian International) برگزار می‌گردد.
• حداقل سن شركت‌كنندگان: 16 سال
• تعداد شركت‌كنندگان: بین 60 الی 70 سواركار
• سه نفر برگزیده مسابقات در رنكینگ بین‌المللی فدراسیون سواركاری تعیین رتبه خواهند شد.
• 10 جایزه ویژه در هر روز برای ده سواركار

مسابقات جهانی پرش FEI بعنوان بخشی از جشنواره اسب رولكس شامل بخش‌های مفرح برای همه افراد خانواده خواهد بود.

• نمایش آثار هنری: نمایشگاهی از نقاشی، عكس و مجسمه‌های هنرمندان ایرانی با موضوع " ایران، اسب و هنر" به همراه دیدنیهایی از موزه‌های تهران.
• سواری پونی برای كودكان.
• محوطه ویژه تفریح و بازی كودكان.
• اجرای نمایش‌های موزیكال توسط گروه تركمن.
• بخش پذیرایی از میهمانان ویژه.
• قرعه‌كشی و اعطای جوائز.
• رستوران و كافی‌شاپ‌های متنوع.
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:17  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

مسابقات سوارکاری در فرانسه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:31  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

ذوالجناح يعني صاحب دو بال و پر، در فرهنگ عزاداري سرور شهيدان، نام اسب امام حسين (ع) است که حضرت در روز عاشورا بر آن سوار بود. ذوالجناح در تعزيه و دسته هاي سوک امام سوم از اهميت و احترام خاصي برخوردار است. ذوالجناح را در ضمن به عنوان عقل فعال به حساب آورده و آن را به براق تشبيه مي کنند. حاجي ميرزا حسن صفي عليشاه در «زبدة الاسرار» گويد:

بار ديگر ذوالجناح تيز پي

راه ميدان بلا را کرد طي

قصد ما در اين بيان از ذوالجناح

عقل باشد گر تو داني اصطلاح

گرچه عقل از عشق دور است آشکار

عشق، بر عقلست در معني، سوار

 

مينياتور عصر عاشورا

مينياتور عصر عاشورا اثر استاد محمود فرشچيان - منبع: http://www.farshchian.org

عمان ساماني در «گنجة الاسرار» که رمز شهادت سرور آزادگان را بر پايه عرفان بيان مي کند، گويد:

پا نهاد از روي همت در رکاب

کرد با اسب از سر شفقت، خطاب

کاي سبک پر، ذوالجناح تيزتک

گرد نعلت سرمه چشم ملک

اي سماوي جلوه قدسي خرام

اي ز مبدا تا معادت نيم نگاه

اي به رفتار از تفکر، تيزتر

وز براق عقل، چابک خيزتر

روي به کوي دوست، منهاج منست

ديده واکن، وقت معراج منست

بد به شب معراج آن گيتي فروز

اي عجب، معراج من باشد به روز

تو براق آسمان پيماي من

روز عاشورا شب اسراي من

بس حقوقا کز مَنت بر ذمت است

اي سمت نازم زمان همت است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:55  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

فرخي سيستاني:

چه مرکبيست به زير تو آن مبارک خنگ

که نگذرد به گه تاختن، از او طيار

چو روز باد، روان، پاره يي ز ابر سپيد

تو ابر ديدي کو زير زين بود هموار

چو ابر باشد و از نعل او جهان، پر برق

اگر ز ابر، جهد برق، بس شگفت مدار

نهنگ دريا خانه ست و ديو دشت وطن

پلنگ کوه پناهست و شير بيشه حصار

 

منوچهري دامغاني:

حبّذا اسبي محجّل مرکبي تازي نژاد

نعل او پروين نشان و سم او خاراشکن

بارکش چون گاوميش وحمله برچون نره شير

گامزن چون ژنده پيل و بانگزن، چون کرگدن

يوزجست و رنگ خيز و گرگ پوي و غرم تک

ببرجه، آخهو دو و روباه حيله، گور دن

----------------------------------------

مرکبي، طياره يي، که پاره يي

شخ نوردي، که کني، وادي جهي

تيزگوشي، پهن پشتي، ابلقي

گرد سمي، خرد مويي، فربهي

-------------------------------------------

شبي گيسو فروهشته به دامن

پلاسين معجر و قيرينه گرزن

مـــــرا در زيــر ران انــدر کمـيـتــي

کشنده ني و سرکش ني و توسن

همي راندم فرس را من به تقريب

چــو انگشتان مـرد ارغنون زن

سر از البرز، برزد قرص خورشيد

چو خون آلوده دزدي سر ز مکمن

-----------------------------------------------

آفــرين زان مرکب شبديز رنگ رخش رو

آنکه روز جنگ بر پشتش نهد زين زرنگ

دست او و پاي او و سم او و چشم او

آنِ شير و آنِ پيل و آنِ گور و آنِ رنگ

بــا شدن، بـا آمدن،بـا رفتن وبرگشتنش

ابر، گرد و باد کند و برق سست و چرخ لنگ

 

حکيم ابونصر اسدي طوسي:

سيه چشم و گيسو فش و مشک دم

پري پوي و آهو تک و گور سم

که اندام و مه تازش و چرخ گرد

زمين کوب و دريا بر و ره نورد

از انديشه دل، سبک پوي تر

ز راي خردمند، ره جوي تر

همي بست از گرد، تک چشم مهر

همي کافت، از شيهه گوش سپهر

 

محمّد بن حسام خوسفي:

در وصف اسب حضرت علي (ع) گويد:

تيزتک، چابک عنان، پولاد سم، خارا شکن

خرد سر، کوچک دهان، لاغر ميان، فربه سرين

شير صولت، پيل پيکر، کوه کن، دريا شکاف

رعد هيبت، برق سرعت، باد جنبش، تيزبين

خيزران دم،عنبرين بش،ساده دندان،سوده موي

دشت پيما، کوه فرسا، تندرو، محکم کمين

در دم آتـش، سـمـنـدر، در دل دريـا نـهـنـگ

بي قران،در هر قران،لابل، چو صاحب،بي قرين

اينت، مرکب، اينت، راکب، اينت مرد

اي سزاي آفرين بر جان پاکت، آفرين

 

خواجوي کرماني:

در «هماي و همايون» از خوبي اسب سخن گفته و در «ديوان» خويش از ناتواني اسبي که به او هديه داده بودند شکايت نموده است:

پريوش مهي بر نوندي سوار

به زيرش يکي بور دريا گذار

جهنده، چو برق و رونده، چو ابر

پـــرنده چو مرغ و دلاور چو ببر

-----------------------------------

بنده را داد، زرده يي که بود

ســــبز خنگ سپهـــر، حيرانش

ميخ دستان سام، بر دستش

داغ بهــــــرام گــــور، بــــر رانش

ســــــالها يادگـــار بهمن و تور

در شب، آخر کشيده ساسانش

شب مولد، اوان دعوت نــــوح

روز پيـــــــري، زمــــــان طوفانش

مادياني که رخش کره اوست

پــروريده بــه شيــــــر پستــانش

نعل بندي که نعل او مي بست

کـــــاوه آورد، پتـک و سندانــــش

گرد پيري نشسته بر پشتش

کثــــرت سن، شکسته دندانش

از تداويـــــــر چـــرخ، بگســته

رســــن تــار تــار شـــــريـــــانش

کرده گرگان طمع در او ليکن

چـــــــرخ کرده، نصيب کـــرمانش

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:34  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

بيماري هاي اسب

برخي از مهمترين بيماري هايي که اسبان به آنها دچار مي شوند را در زير به طور خلاصه مي آوريم. لازم به ذکر است که بيماريهايي که بين انسان و اسب مشتر ک هستند در قسمت بيماريهاي مشترک آورده شده اند:

بيماري استخوان زورقي

يکي از بيماريهاي مهمي که دست و پاي حيوان به آن مبتلا مي شود بيماري استخوان زورقي مي باشد که طي مسافت زياد در زمين هاي خشک و سخت و يا سرعت خيلي زياد از عوامل ايجاد آن مي باشد و بيشتر در دستهاي حيوان مشاهده مي شود.

اين بيماري عبارت است از تورم استخوان کوچک زورقي و قسمتي از تاندوني که در تماس با آن هست. در نتيجه اين تورم به تدريج تومور استخواني تيزي در استخوان پيدا مي شود که فوق العاده دردناک است و همينطور که بيماري پيشرفت مي کند قسمتهاي استخوان زورقي و اطراف آن به حالت مرده در مي آيند و سياه مي شوند.

در ابتداي اين بيماري علايم معمولا" غير مشخص هستند. اولين علامت پيدا شدن ناراحتي در دستهاي اسب مي باشد. آزمايش دقيق نشان مي دهد که پاشنه ها و قسمت جسم قورباغه سم اسب گرم هستند و همانطور که بيماري پيشرفت مي کند جسم قورباغه کوچک شده و پاشنه ها جمع مي شوند. پيشرفت بيماري معمولا" به آهستگي صورت مي گيرد اما خيلي زود عمل جراحي قطع عصب لازم مي شود. به هر حال هميشه اين چنين عملي هم رضايت بخش و مطمئن نيست.

زمين نرم و بانداژ مرطوب با آب سرد مخصوصا" در اطراف شاخمو مقدار درد را کاهش مي دهد.

هجوم الدمي سم

يکي از بيماريهاي مهمي است که در نتيجه اختلال در گردش خود سم اسب پيدا مي شود، زيرا عروق کف و کاسه به نسبتي که فشار خون تغيير مي کند نمي توانند انبساط پيدا کنند و در نتيجه اختلال پيدا مي شود. ميزان اين اختلال به عوامل مختلف بستگي دارد که گاهي خفيف و نامحسوس و گاهي فوق العاده شديد مي باشد. دستها بيشتر از پاها به اين بيماري مبتلا مي شوند. عده اي معتقد هستند که حرارت زياد، ايستادن به مدت زياد روي زمين سخت، يا نوشيدن مقدار زيادي آب سرد موجب اين بيماري مي گردد.

اين بيماري معمولا" به طور ناگهاني ظاهر مي شود. اسب مبتلا از حرکت ناراحت است، درجه حرارت بالا، تنفس سريع، اشتها کم و تشنگي زياد و دست و پاي گرم از علايم اين بيماري مي باشند. اسب مبتلا سنگيني خود را به روي دست يا پاي سالم مي اندازد. اين علايم 4 تا 5 روز باقي مي ماند و اگر فورا" معالجه نشود بيماري به شکل مزمن در مي آيد.

همانطور که بيماري پيشرفت مي کند درد و لنگش از ميان مي رود، اما ساختمان سم به تدريج تغيير مي کند. دواير متعدد و مشخص روي ديواره سم به طور افقي با سطح زمين و کف سم پيدا مي شود. به منظور کاستن درد بهتر است دست و پاي مبتلا را تا بالاي بخلق حداقل به مدت يک ساعت در آب گرم قرار داد و سپس آنرا در آب سردي گذاشت که در آن يخ ريخته شده است. اين معالجه را بايستي ادامه داد تا موقعي که درد تسکين پيدا کند. اسب نبايست زياد سرپا بايستد و هر چقدر بخوابد بهتر است. حضور دامپزشک در حالت شديد براي تزريق محلول آدرنالين ضروري است.

ازتوريــــــــا

ازتوريا بيماري است که علت اصلي آن شناخته نشده است. در بيشتر موارد تجربه نشان داده است که اسبهايي که کارشان کم و جيره غذايي آنها زياد است به اين بيماري مبتلا مي شوند.

علايم بيماري معمولا" بعد از اينکه اسب به کار گرفته شد پديدار مي گردد. حساسيت زياد، عرق کردن و تنفس سريع ناگهان ظاهر مي شود. لنگش سريعا" پيشرفت کرده و به وضعي مي رسد که اسب روي زمين مي نشيند، عضلات کپل و تهيگاه متورم و سخت مي شوند، درجه حرارت بالا مي رود.

موقعي که حيوان به اين بيماري مبتلا مي شود بايستي آن را در محل آرام و راحتي قرار داد و دامپزشک را باخبر ساخت. با پتوي گرم تهيگاه را پوشانده تا از جريان هوا مصون بماند. خوراک قابل هضم و ملين نيز نتيجه رضايت بخشي دارد.

شکم دردها

شکم درد با علايم درد در ناحيه شکم مشخص مي شود. اين بيماري به دليل معده کوچک ، روده هاي بزرگ چين دار، ناتواني در عمل استفراغ در اسب زياد ديده مي شود. معمولي ترين دلايل شکم درد، نامنظمي تغذيه، تغيير ناگهاني رژيم، استفاده از علوفه پژمرده و کهنه و يونجه کپک زده، تغذيه هنگام خستگي، کمبود آب، نجويدن کامل غذا، کار شديد بلافاصله پس از غذا و وجود انگل مي باشد. به اين ترتيب مي توان گفت که مسوول بروز شکم درد اغلب پرستاران و مهتران و مالکان اسبها مي باشند و در صورتي که در مورد تغذيه حيوان مراقبت بيشتري به عمل آيد مي توان از ابتلا به شکم درد جلوگيري کرد.

شکم درد با درد ناحيه شکم آغاز مي شود و اسب با ناآرامي، سم کوبيدن، به پهلو نگاه کردن، خميازه کشيدن، دراز کشيدن، غلتيدن، پشت هم تغيير جا دادن و ناليدن، آنر نشان مي دهد. در دل درد شديد اسب لگد مي زند و شديدا" به دور خود مي چرخد و حرکات غيرارادي مي کند، تنفس مشکل و بدن از عرق پوشيده مي شود. به محض مشاهده اولين علايم شکم درد بايستي غذاي حيوان را قطع کرد و دامپزشک را مطع ساخت. در صورتيکه اسبي تمايل به راه رفتن داشت مي توان به آرامي حيوان را راه برد اما هرگز نبايد در چنين شرايطي اسب را به يورتمه و چهارنعل و غلتيدن وا داشت، اين حرکات ممکنست باعث پارگي روده شوند. استفاده از حوله داغ و پتوي گرم جهت پيچيدن دور شکم و پهلوها ميزان درد را کاسته و عمل روده را تحريک و تسريع مي کند. از خوراندن دارو به اسب يا معالجات ديگر بدون نظر دامپزشک بايستي پرهيز کرد، چه ممکن است خطرناک باشد.

پس از معالجه کامل حيوان بايستي مدت 24 تا 48 ساعت از خوراندن غذاي کامل به آن خودداري نمود، البته اين مدت بستگي به شدت و ضعف شکم درد دارد. سبوس خيسانده گرم براي يکي دو وعده غذا پيشنهاد مي شود. به تدريج به مقدار غذا افزوده تا به اندازه جيره کامل روزانه برسد.

شکم دردهاي نفخي، انقباضي و انسداد روده بزرگ از اقسام شکم درد هستند، ضمن اينکه ورم روده و معده هم جزو بيماريهاي سوء هاضمه محسوب مي شوند.

بيماريهاي انگلي

بيماريهاي انگلي داراي اثرات سوء بسياري مانند کاهش وزن، لاغري، عدم رشد، کاهش توليد و عدم بهره وري کافي در اسب مي شوند.

انگلهاي اسب به دو دسته داخلي و خارجي تقسيم مي شوند، انگلهاي داخلي شامل سه دسته کرمها، مگسها و انگلهاي خوني هستند. کرمها به انواع نواري، لوله اي (مانند استرونژيلوس ها، آسکاريس ها و اکسيور) و پهن تقسيم مي شوند. مهمترين مگسها لارو گاستروفيل و مگس هابرونما مي باشند. از رايجترين انگلهاي خوني هم مي توانيم به تک ياخته هاي عامل بابزيوز، پيروپلاسموز ياد کنيم.

انگلهاي خارجي هم شامل کنه ها، جربها، مگسها، ساسها و شپشها هستند.

عوارض انگلها عبارتند از:

- عوارض مکانيکي: مثل فشار ناشي از انسداد آنها در روده ها (دل درد انگلي)

- تهاجم و تخريب سلولهاي بدن: مثل انگل بابزيوز که گلوبولهاي قرمز را تخريب مي کند

- ايجاد واکنشهاي التهابي در مقابل انگل: مثل نيش کنه ها و جرب ها که ايجاد آماس مي کند

- رقابت براي مواد غذايي با ميزبان: مثل کرم آسکاريس در کره اسب

- ايجاد کم خوني در اثر مکيدن خون و خونريزي

- انتقال برخي از بيماريهاي ديگر: مثل کنه ها که باعث انتقال بابزيوز مي شوند

روشهاي مبارزه با انگلهاي خارجي:

- استفاده از سمپاشي در اصطبلها و محيط نگهداري

- رعايت اصول بهداشت و تخليه کردن کود با فواصل زماني کوتاه

- شعله دادن بستر اصطبلها و آهک پاشي بستر و محل تخليه کود

روشهاي مبارزه و پيشگيري انگلهاي داخلي:

- مصرف داروهاي ضد انگل که بايستي به صورت منظم هر دو ماه يکبار مصرف شوند و سعي کنيم در هر دو تا سه مرتبه مصرف دارو، نوع آن را تغيير دهيم تا ايجاد مقاومت انگلي نکند. هر اسبي که جديد وارد مي شود بايد از داروي ضد انگل مصرف کند و پس از اطمينان از عدم آلودگي با بقيه اسبها همراه شود. در کره اسبها مادرانشان بايد داروي ضد انگل خورده باشند و خودشان بايد بعد از 2 ماهگي دارو مصرف کنند. از مهمترين داروهاي ضد انگل مي توانيم به آيورمکتين، فبانتل، لواميزول، آلبندازول و ... نام ببريم

- رعايت بهداشت بستر

- اگر در مرتع اسبها مي چرند بايد به صورت آيش چرا، از مرتع استفاده کرد

- اسب را باساير حيوانات در يک مرتع نيندازيم

- در صورت امکان پهن اسبها را بلافاصله از مرتع خارج کنيم

- زير و رو کردن بستر خاک مرتع در ماههاي گرم سال

- آزمايش مدفوع اسبها براي شمارش تخم انگلها (در هر گرم مدفوع نبايد بيشتر از 100 تخم انگل وجود داشته باشد)

- آزمايش خون که معمولا" در موقعي که اسب دچار بيماري انگلي باشد تعداد ائوزينوفيل خون زياد مي شود

- برخي داروهاي انگلي پس از مصرف بايد دو هفته بعد هم تکرار شوند تا لاروها را نيز از بين ببرند

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:5  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 

تشريح اندام و عملکرد اعضا

دستگاه گوارش

دستگاه گوارش به ترتيیب از قسمتهاي زير تشکيل شده است:

۱- دهان: با لبها آغاز و به حلق ختم مي شود، در آن زبان و دندانها قرار داشته و غدد بزاقي با ترشحات خود به عنوان اولين عامل شيميايي به هضم کمک مي کنند.

۲- حلق: يک سوراخ به سمت دهان، دو سوراخ به سمت بيني، يک سوراخ به سمت مري، يک سوراخ به سمت حنجره و دو سوراخ به سمت گوش دارد.

۳- مري: از سه ناحيه دهاني، گردني و سينه اي تشکيل شده و بافتي از جنس عضلات صاف غير ارادي دارد.

دستگاه گوارش

۴- معده: از دو بخش پيش معده و معده اصلي تشکيل شده که فقط معده اصلي سلولهاي ترشحي دارد. از بالا توسط دريچه کارديا به مري و از پايين توسط دريچه پيلور به روده کوچک وصل مي شود. در معده سلولهاي مرز نشين اسيد معده ترشح مي کنند و محيط را اسيدي مي کنند. همچنين اين سلولها ماده اي به نام فاکتور دروني ترشح مي کنند که با ويتامين ب۱۲ موجود در غذا ترکيب شده و موجب جذب آن در انتهاي روده باريک مي شود. سلولهاي اصلي پپسينوژن ترشح مي کنند که در محيط اسيدي معده به پپسين تبديل مي شود و بر روي مولکولهاي پروتئيني اثر مي کند. سلولهاي موکوس که پيش ساز سلولهاي مخاطي، مرزنشين و اصلي مي باشند، حاوي موسين هستند.

۵- روده ها:

الف) روده کوچک: که از سه بخش دوازدهه، تهي روده (مياني) و لگني تشکيل شده است. روده باريک دو نوع حرکت دارد که يکي باعث راندن مواد غذايي به سمت روده بزرگ و يکي باعث مخلوط شدن غذا با شيره هاي گوارشي مي شود.

دستگاه گوارش

ب) روده بزرگ: شامل، روده کور، قولون و راست روده که به مخرج منتهي مي شود. در روده کور و قولون هضم ميکروبي که قسمت مهمي از هضم است انجام مي شود و اين دو قسمت از بخشهاي مهم دستگاه گوارشند.

علاوه بر غدد بزاقي، لوزالمعده و کبد هم از غدد ضميمه دستگاه گوارش هستند. در ضمن اسب کيسه صفرا ندارد ولي اين به معني عدم توليد صفرا نيست و فقط عضو ذخيره آن را ندارد ولي صفرا ترشح مي کند.

 

دستگاه تنفس

دستگاه گوارش شامل قسمتهاي ذيل است:

۱- بيني: دو سوراخ نيم هلال با ديواره قابل انبساط و قابليت حلقوي شدن در هنگام فعاليت شديد و افزايش حجم ورود و خروج هوا.

۲- ناي: متشکل از ۶۰-۵۰ حلقه غضروفي ناقص که از حنجره تا ناف شش امتداد دارد و حدود ۸۰-۷۵ سانتيمتر طول و ۶-۵ سانتيمتر قطر دارد.

دستگاه تنفس

۳- ششها: از دو بخش راست و چپ تشکيل شده اند که بخش راست بزرگتر است.

۴- قسمتهاي وابسته به دستگاه تنفس مانند: ديافراگم، سينوسها، حفره سينه اي و پرده جنب.

 

دستگاه ادراري- تناسلي

دستگاه ادراري وظيفه دفع آب اضافي و مواد زايد را از بدن دارد و شامل بخشهاي زير است:

۱- کليه ها: به تعداد دو عدد در دو طرف خط مياني بدن در سمت عقبي مهره هاي سينه اي و جلويي مهره هاي کمري در ناحيه سقف شکم قرار دارند، کليه چپ لوبيايي شکل و کليه راست قلبي شکل است. کليه ها توسط پوششي از جنس بافت همبندي احاطه شده اند و داخل آنها لوله هاي کليوي، کپسول گلومرولي، هرمها و پرزهاي کليوي و همچنين شبکه هاي مويرگي وجود دارد. مواد زايد، خون را ترک گفته و وارد لوله هاي کليوي مي شوند و سرانجام تعداد زيادي از اين لوله ها به مجراهايي به نام مجراهاي جمع کننده مي ريزند.

کليه يک بخش قشري و يک بخش مرکزي دارد.

۲- ميزناي: مواد دفعي را از لگنچه کليه جمع، به سمت عقب بدن رفته و به صورت مورب پس از طي مسافتي در ديواره مثانه در داخل آن باز مي شود.

۳- مثانه: کيسه اي با ديواره ماهيچه اي است و شکل آن به پر و خالي بودنش بستگي دارد و در هنگام پر بودن در کف لگن قرار دارد.

۴- مجراي خروجي ادرار: اين مجرا موجب تخليه ادرار به خارج مي شود.

در حيوانات نر درازتر است و از دو بخش لگني و خارج لگني تشکيل شده و براي هدايت ترشحات دستگاه تناسلي هم استفاده مي شود.

دستگاه تناسلي وظيفه توليد و انتقال سلولهاي جنسي را که لازمه ادامه نسل هستند بر عهده دارد و دستگاه تناسلي ماديان علاوه بر آن، محلي براي بارور شدن اين سلولها و مسوول ايجاد محيط مناسب جهت رشد و تغذيه جنين مي باشد.

دستگاه تناسلي نريان از اندام زير تشکيل شده است:

۱- بيضه ها: در خارج حفره شکمي و داخل کيسه اي قرار دارند. هر بيضه توسط يک پوشش ضخيم احاطه شده که اين پوشش انشعاباتي از جنس بافت همبندي به داخل فرستاده و بيضه را به قطعاتي تقسيم مي کند که در داخل هر قطعه ۴-۳ لوله اسپرم ساز قرار دارد. در داخل اين لوله ها سلولهاي اسپرماتوگوني، اسپرماتوسيت اوليه، اسپرماتوسيت ثانويه، اسپرماتيد و اسپرماتوزوييد در مراحل مختلف تقسيم و رشد مشاهده مي شوند. دنباله اين لوله ها به شبکه بيضه منتهي مي شود و نهايتا" وارد مجرايي به نام اپيديديم مي شود.

۲- مجراي اپيديديم: مجرايي به شدت پيچ خورده است که در طول يک لبه بيضه قرار دارد و به آن متصل است. از سه ناحيه سر، بدنه و دم تشکيل شده که سر محکم به پوشش بيضه چسبيده و مجراي آوران را دريافت مي کند. بدنه اتصال کمتري با بيضه دارد و دم نيز توسط رباط ويژه اسپرم به طور محکم به بيضه متصل است. اپيديديم محل ذخيره شدن و بالغ شدن اسپرم مي باشد و در ناحيه انتهايي خود به مجراي باوران وصل مي شود.

۳- مجراي باوران: در مجاورت مثانه قرار گرفته و به مجراي خروجي ادرار وصل مي شود.

دستگاه تناسلي غدد ضميمه اي شامل غدد کيسه اي، پروستات و کوپر دارد.

دستگاه تناسلي ماده شامل قسمتهاي زير است:

۱- تخمدانها: در شکم و ناحيه زير کمري قرار دارند و لوبيايي شکل هستند. تخمدانها داراي فرورفتگي مختصري به نام گودي تخمک گذاري هستند. هر تخمدان دو سطح داخلي و خارجي و دو انتهاي لوله اي و رحمي دارد.

۲- رحم و لوله هاي رحمي: لوله رحم مجراي ظريفي است که از انتهاي لوله اي تخمدان شروع و به رحم متصل مي شود. طول اين لوله حدود ۳۰-۲۰ سانتيمتر است و لقاح در قسمت متسع آن يعني آمپولا صورت مي گيرد.

رحم، محلي است که تخمکهاي بارور شده پس از عبور از لوله رحمي وارد آن شده و در ديواره آن جايگزين مي گردد و از سه قسمت بدنه، شاخهاي رحم و گردن رحم تشکيل شده است. بدنه آن لوله ماهيچه اي است که از سمت جلو با شاخهاي رحم و از سمت عقب با گردن رحم مربوط مي شود. شاخهاي آن هم لوله عضلاني است که به طرف بالا پيچ خوردگي دارد. گردن رحم از پيچهاي عضلاني زيادي تشکيل شده است که دهانه رحم را هميشه مسدود مي نمايند و فقط در دو موقع، يکي هنگام زايمان و ديگري هنگام فحلي باز مي گردد.

 

دستگاه گردش خون

اين دستگاه از قلب و عروق تشکيل شده است. قلب توده اي از بافت عضلاني است که در حفره سينه قرار دارد. بافت عضلاني قلب حاوي عروق فراواني است که وظيفه تغذيه قلب را بر عهده دارند. قلب چهار حفره دارد که عبارتند از: دهليز راست و دهليز چپ در بالا و بطن راست و بطن چپ در پايين. دهليزها توسط ديواره بين دهليزي و بطنها توسط ديواره بين بطني، دهليز راست از بطن راست توسط دريچه سه لتي و دهليز چپ از بطن چپ توسط دريچه دو لتي جدا مي گردند. ديواره بطن چپ به دليل اينکه بطن چپ وظيفه پمپاژ خون را بر عهده دارد تقريبا" دو برابر ديواره بطن راست است.

سرخرگها خون را از قلب خارج و سياهرگها خون را وارد قلب مي کنند. سرخرگها حاوي خون تازه، روشن و اکسيژن دار و سياهرگها حامل خون تيره، مصرف شده و گاز کربنيک دار هستند به غير از سياهرگ ششي که داراي خون روشن است.

علاوه بر دستگاه هاي فوق دستگاه عصبي شامل مغز و نخاع و انشعابات نخاع و همچنين دستگاه لنفاوي شامل طحال و غدد لنفاوي هم وجود دارند.

 

استخوانها و مفاصل بدن

استخوانهاي دست شامل: کتف، بازو، ساعد (زند زبرين، زند زيرين)، مچ(۷ استخوان در دو رديف)، قلم دست (با مقطع بيضي)، انگشت (بند اول، بند دوم، بند سوم و استخوانهاي کنجدي) *** مفاصل دست: شانه (بين کتف و بازو)، آرنج (بين بازو و زند زبرين و زند زيرين)، مچ (بين زند زبرين و رديف بالايي استخوانهاي مچ).

دست

 بين رديف پاييني مچ و قلم، بين قلم و بند اول انگشت، بخلق (بين بند اول و دوم انگشت)، بين بند دوم و سوم انگشت.

انگشت

استخوانهاي پا شامل: لگن (گوه، ورک، شرمگاهي)، ران (که بزرگترين استخوان کنجدي بدن يعني کشکک هم در قسمت جلويي بالاي آن قرار دارد)، ساق (درشت ني ، نازک ني)، مچ (۶ استخوان در سه رديف که استخوانهاي قاب و پاشنه در رديف بالا هستند)، قلم پا (با مقطع دايره اي)، انگشت (بند اول، بند دوم، بند سوم و استخوانهاي کنجدي) *** مفاصل دست: پيوندگاه که دو نيمه لگن را به هم وصل مي کند، ران (بين لگن و ران)، زانو (بين ران، کشکک، انتهاي بالايي درشت ني و نازک ني)، مچ يا مفصل خرگوشي (بين درشت ني و رديف اول مچ يعني قاب و پاشنه)، بين رديف اول و دوم مچ، بين رديف دوم و سوم مچ، بين رديف سوم مچ و قلم، بين قلم و بند اول انگشت، بخلق (بين بند اول و دوم انگشت)، بين بند دوم و سوم انگشت.

پا

ستون مهره ها: از تعدادي استخوان نا منظم که به صورت زنجيره اي در خط مياني قرار داشته و مهره ناميده مي شوند، تشکيل شده است. ستون مهره ها از سر تا پايان دم کشيده شده و بسته به ناحيه اي از بدن که در آن قرار دارند به نواحي مختلفي تقسيم مي شوند که عبارتند از:

گردني (۸ مهره)، پشتي (۱۸ مهره)، کمري (۶ مهره)، خاجي (۵ مهره)، دمي (۲۱-۱۵ مهره). مهره ها به جز دو مهره اول گردن و مهره هاي آخر دم با وجود دارا بودن اختلافات جزئي و ناحيه اي در طرح و شکل کلي شبيه هم هستند. ساختمان عمومي مهره ها از بدنه مهره، کمان مهره و زائده ها تشکيل شده است.

بدن اسب

دنده ها: استخوانهاي درازي هستند که ديواره استخواني قفسه سينه را مي سازند. تعداد دنده ها برابر تعداد مهره هاي پشتي بوده و يکي بعد از ديگري قرار دارند. انتهاي پشتي دنده ها که با مهره هاي پشتي مفصل مي شوند، انتهاي مهره اي و انتهاي ديگر آنها که به سمت شکم امتداد مي يابد، انتهاي شکمي خوانده مي شوند. انتهاي شکمي به وسيله غضروفهاي دنده اي به جناغ متصل مي شوند، آنهايي که مستقيما" توسط غضروفهاي دنده اي مفصل مي شوند دنده هاي حقيقي يا جناغي خوانده مي شوند که معمولا" ۸ جفت مي باشند و بقيه دنده هاي غير حقيقي يا غير جناغي ناميده مي شوند.

استخوانهاي سر: پس سري، آهيانه، پيشاني، پروانه اي، پرويزني.

سر

استخوانهاي صورت: بيني، فک بالا، فک پايين، اشکي، گونه اي، تيغه مياني بيني، ثنايا.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:54  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 

تغذيه اسب

منابع خوراک

۱- علوفه:

الف) علوفه تازه: که ممکن است به صورت چرا در مرتع يا مستقيما" پس از برداشت به مصرف برسند. علوفه هاي جوان حاوي آب، پروتيين و خوشخوراکي بيشتري دارند. خانواده بقولات از خانواده گراسها پروتيين بيشتر و گراسها از بقولات انرژي بيشتري دارند. پس حالت مطلوب مصرف اين دو خانواده به صورت توام است.

ب) علوفه خشک: به علوفه اي اطلاق مي شود که پس از برداشت در مقابل نور آفتاب يا حرارت مصنوعي خشک مي شود و معمولا" رطوبت آن بايد به کمتر از ۱۵٪ برسد. خشک کردن علوفه در برابر خورشيد باعث افزايش ويتامين د آن مي شود. در هنگام حمل علوفه خشک بايد نهايت دقت بشود که حتي الامکان برگ علوفه که پر ارزشترين قسمت علوفه مي باشد به هدر نرود و اين کار بايد قبل از خشک شدن کامل انجام شود.

ج) علوفه سيلو شده: يکي از روشهاي نگهداري علوفه در طولاني مدت است که در اين روش علوفه تازه با حدود ۷۰٪ رطوبت را روي هم انباشته کرده و با پوشانيدن روي آن عمليات تخمير انجام مي گيرد. عمل تخمير باعث پايداري و ثبات علوفه مي گردد و از فساد آن جلوگيري مي کند. براي تهيه سيلوي خوب ۳ شرط مهم بايد تحقق يابد: ۱- خارج کردن هوا توسط فشردن علوفه، ۲- جلوگيري از ورود و خروج هوا، ۳- پايين آوردن PH تا ۵/۴. هر چه تخمير لاکتيک در سيلو بيشتر باشد مفيدتر است (بوتيريک مفيد نيست).

د) علوفه مرتعي: از چراگاههايي حاصل مي شوند که به صورت طبيعي رويش دارند. علوفه مرتعي بسته به اينکه از چه گونه اي باشد ارزش غذايي آن متفاوت است. مرتع هر چه از بقولات غني تر باشد ارزش غذايي آن بالاتر و حاوي پروتيين بيشتري است.

برخي از علوفه هاي مناسب براي اسب بر اساس خانواده عبارتند از:

بقولات: يونجه، انواع شبدرها، اسپرس و .... از نظر پروتيين، کلسيم، ويتامينهاي آ، اي و کا، غنيند.

گراسها: جو، گندم، ذرت، يولاف، مرغ و .... پروتيين آنها کمتر از بقولات ولي انرژي آنها بيشتر است.

۲- خوراکهاي انرژي زا:

غالبا" الياف خام آنها کمتر از ۱۸٪ و پروتيين آنها کمتر از ۲۰٪ است. انرژي زايي بالايي دارند و مهمترين آنها عبارتند از:

الف)غلات: به بذور گراسها گفته مي شود مثل، جو، ذرت، چاودار، سورگوم، يولاف، گندم و .... در اين دانه ها مقدار قابل توجهي نشاسته ذخيره مي شود، که به عنوان ذخيره انرژي به حساب مي آيد. رطوبت آنها براي انبار کردن بايد به حدود ۱۲٪ برسد. غلات از نظر ويتامين آ ضعيف هستند (به جز ذرت) و اسيدهاي آمينه متيونين و ليزين در پروتيين آنها کم است. عموما" از نظر کلسيم فقير و از لحاظ فسفر غني هستند.

مهمترين غله مورد استفاده در خوراک اسب جو مي باشد. ذرت و يولاف نيز مصرف بسياري دارند.

ب) فرآورده هاي فرعي غلات: مانند جنين ذرت و آرد جنين گندم.

ج) ملاسها: مهمترين آنها ملاس چغندرقند و نيشکر است که محصول فرعي کارخانجات تهيه قند از چغندرقند و نيشکر هستند. به دليل اثر مسهلي که دارند مصرف آنها محدوديت دارد.

د) ريشه ها و غده ها: آب زيادي دارند و به علت پايين بودن سلولز قابليت هضم بالايي دارند. انرژي زايي نسبتا" بالايي دارند. بايد در هنگام مصرف توجه داشت که خاک آلود نباشند. مهمترين آنها چغندر علوفه اي و چغندرقند، سيب زميني و هويج مي باشند. برخي داراري محدوديت مصرفند.

هـ) چربيها و روغن ها: چربيها معمولا" در دماي اتاق جامد و روغنها مايع هستند. ۲۵/۲ برابر کربوئيدراتها انرژي توليد مي کنند. محدوديت مصرف داشته و کاربرد آنها ظرافت خاصي را مي طلبد. به هنگام مصرف آنها ويتامينهاي محلول در چربي مثل آ، د، اي و کا بهتر جذب مي شوند. بر دو نوع دامي و گياهي هستند. نوع گياهي بر نوع دامي ارجحيت دارد.

۳- مکملهاي پروتييني:

به مواد خوراکي اطلاق مي شود که حداقل ۲۰٪ پروتيين داشته باشند. مکملهاي پروتييني يا منشا گياهي دارند يا منشا حيواني. مواد پروتييني دامي از لحاظ تنوع اسيدهاي آمينه تشکيل دهنده آن غني ترند و ارزش بيولوژيکي بالاتري نسبت به دسته گياهي دارند ولي از لحاظ قيمت بالاترند.

مکملهاي پروتييني گياهي، تفاله دانه هاي روغني پس از استخراج روغن آنها هستند که به آنها کنجاله اطلاق مي شود. بسته به روش استخراج روغن که شيميايي يا مکانيکي باشد درصد پروتيين آنها فرق مي کند. مهمترين کنجاله هاي مصرفي عبارتند از: سويا، تخم پنبه، بادام زميني، آفتابگردان، منداب و گلرنگ. اين کنجاله ها هر کدام به علت وجود برخي مواد داراري محدوديت مصرف هستند.

مکملهاي پروتييني دامي: مانند، پودر ماهي، پودر گوشت و استخوان، پودر خون، پودر پر، شير پس چرخ، پودر آب پنير و کشک. اين گروه در خوراک اسب مصرف چنداني ندارند و گران قيمتند.

مکملهاي پروتييني تک سلولي نيز وجود دارند که حاصل کشت ميکرواورگانيسم هاي تک سلولي مثل قارچ، باکتري و جلبک بر روي محيط هاي اختصاصي کاه، کلش، ملاس و ضايعات کشاورزي پرورش مي يابند.

از ازت غير پروتييني مانند اوره هم به ميزان بسيار اندک مي توان استفاده کرد که به دليل خطرناک بودن و جذب بالاي آن در اسب معمول نيست.

۴- ضايعات و پس مانده هاي کشاورزي:

به اقلامي از مواد خوراکي اطلاق مي شود که هدف اصلي، توليد آن محصولات نبوده ولي در کنار محصول اصلي اين اقلام توليد شده اند که به شکلي در غذاي دام کاربرد دارند. تفاله نيشکر، تفاله چغندر قند، ملاس چغندرقند و نيشکر، برگ و طوقه چغندر قند و سبوسهاي گندم و برنج از مهمترين و پر مصرفترين اين اقلام هستند.

۵- مکمل هاي معدني:

تامين کننده کمبود مواد معدني موجود در خوراک هستند و غالبا" به صورت آجر ليسيدني در اختيار اسب گذاشته شده و بعضا" مانند کربنات کلسيم، نمک طعام و مواد معدني به خوراک افزوده مي شوند.

۶- مکمل هاي ويتامينيه:

در صورتي که خوراک از لحاظ ويتامينها ضعيف باشد يا مثلا اسب در معرض آفتاب نباشد تا ويتامين د در بدنش ساخته شود مي توان ويتامينها را به خوراک افزود.

۷- افزودنيهاي خوراک:

موادي که به خوراک افزوده شده و باعث افزايش کارآيي مي شوند جزو اين گروه تعريف مي شوند مانند: آنتي بيوتيکهاي غذايي، هورمونها، آنزيمها و محرک هاي رشد.

 

فرآوري و غني سازي مواد خوراکي

مواد خوراکي را به روشهاي مختلف مي توان فرآوري کرد. اين روشها ممکن است فيزيکي، شيميايي، ميکروبي يا توام باشند.

روشهاي فيزيکي مانند، خرد کردن علوفه، بلغور کردن غلات و .... از روشهاي شيميايي مي توان به غني سازي کاه با آمونياک و بيولوژيکي به اضافه کردن آنزيم سلولاز، پکتيناز، زايلاز و يا قارچهاي تک سلولي و مخمر اشاره کرد. از اين روشها به صورت توام هم مي توان استفاده کرد.

 

روشهاي تعيين مقدار خوراک مصرفي

به منظور تعيين خوراک اسب در دوره هاي مختلف فيزيولوژيکي بايد احتياجات نگهداري و توليد را برآورد نماييم و بر اساس آن مبادرت به تنظيم جيره بنماييم. بديهي است احتياجات توليد نيز مشابه نمي باشد، مثلا" دام جواني که در حال رشد است نياز به پروتيين و مواد معدني بيشتري در جيره غذايي دارد و يک ماديان شيرده به انرژي بالاتري نياز دارد. ميزان احتياجات را مي توان به صورت کمي و يا به صورت درصدي از جيره بيان کرد. همچنين براي بيان احتياجات ممکن است از اشکال مختلف مغذي استفاده شود مانند، پروتيين خام، پروتيين قابل هضم، انرژي قابل هضم، انرژي کل و ...، نکته اي که اهميت دارد اين است که از هر شکلي که براي بيان احتياجات استفاده مي شود بايد از همان شکل نيز در تنظيم جيره استفاده شود.

۱- احتياجات نگهداري: زمانيکه اسب هيچگونه فعاليت و توليدي اعم از شير، کار، افزايش وزن، رشد و ... نداشته باشد، در حال نگهداري است که اصولا" ميزان جيره غذايي بايد به حدي باشد که تغيير در وزن و حتي در ترکيبات بدن ايجاد ننمايد.

۲- احتياجات توليد: نياز هاي غذايي اسب در هنگامي که توليدي دارد بيشتر مي شود و بر اساس آن بايد جيره را تنظيم نمود. مانند، آبستني، کشش، شيرواري، رشد، پرش، اسبدواني و ....

تنظيم جيره

يکي از مهمترين بخشهاي علم تغذيه است. جيره غذايي روزانه متعادل عبارت است از مقدار خوراکي که داراي انرژي و مواد مغذي مختلف به مقدار و نسبت صحيحي باشد به طوري که بتواند احتياجات اسب را به مدت ۲۴ ساعت به نحو مطلوبي تامين نمايد. براي تهيه جيره غذايي بايد جداول استاندارد احتياجات غذايي و که نشان دهنده مقادير مواد مغذي مورد نياز حيوان است را در اختيار داشته باشيم. علاوه بر آن جدولي که ترکيبات خوراک را از نظر مواد مغذي مختلف نشان مي دهد نيز لازم است. جداول استاندارد غذايي دو اطلاعات به ما مي دهند: الف) احتياجات غذايي، ب) تجزيه مواد خوراکي. اين جداول به خوشخوراکي، اقتصادي بودن، وضعيت فيزيکي خوراک، تفاوت هاي فردي اسب، اقليم اسب، وضعيت مديريتي و ... اشاره اي ندارند. مهمترين جدول غذايي و احتياجات، جدول NRC مي باشد که مربوط به کشور آمريکاست.

براي جيره نويسي لازمست که اقلام خوراکي در دسترس را بشناسيم، مواد مغذي هر ماده خوراکي را بدانيم، از قيمت هر کدام مطلع بوده و محدوديتهاي مصرف آنها را با دقت در نظر بگيريم تا بتوانيم جيره اي تهيه کنيم که کليه نيازهاي حيوان را برآورده کرده، خوشخوراک باشد و به لحاظ اقتصادي ارزانترين باشد.

پس از تنظيم جيره استفاده از آن بهتر است ارزيابي مرتب روي بازده آن انجام شود تا چنانچه نياز به اصلاحاتي دارد در جيره نويسي هاي بعدي انجام شود.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:47  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 

رفتارشناسي

۱- رفتارهاي حرکتي:

الف) قدم: هميشه يک دست يا پا بالا و سه دست و پاي ديگر روي زمين

قدم

ب) يورتمه: در هر زمان يک اريب (يک دست و پاي مخالف آن) در هوا و اريب ديگر روي زمين

يورتمه

ج) چهارنعل: پاي خارج، اريب خارج، دست داخل به ترتيب روي زمين قرار مي گيرند و سپس تعليق که اسب در هوا است

چهارنعل

د) تاخت: در اين حرکت اسب کاملا" تخت است. چهار مرحله و پس از آنها يک تعليق بسيار جزئي دارد.

تاخت

۲- رفتارهاي اکتشافي: مانند بو کردن محيط جديد

۳- رفتارهاي اجتماعي: مانند خوش و بش کردن با هم و شيهه کشيدن براي يکديگر

۴- استراحت و خواب:

 

بيداري

خماري

خواب

در طول روز (ساعت)

۹/۱۲

۹/۰

۶/۰

در طول شب (ساعت)

۳/۵

۵/۱

۸/۲

مجموع (ساعت)

۲/۱۸

۴/۲

۴/۳

۵- تيمار:

الف) خود تيماري: توسط خود اسب ب) دگر تيماري: توسط ساير اسبها

۶- رفتار نزاعي: مثل جنگ دو نريان

۷- رفتارهاي تغذيه اي و دفعي: اسب علفخوار است که در طبيعت يکي دو دهان علف را کنده و بعد يک تا دو قدم راه مي رود، به همين دليل چراگاه اسب لکه اي مي شود. حدودا" سه ساعت غذا مي خورد (۸-۷ مرتبه و در هر مرتبه حدود ۳۰-۲۰ دقيقه). تعداد دفعات آب خوردن بسيار کمتر از غذا خوردن است و اسب حدود ۲۰-۱۵ ليتر در روز آب مي خورد که بسته به نوع غذا و فعاليت او مي تواند کمتر يا بيشتر شود.

در موقع دفع ادرار کليه فعاليتهاي بدني اسبي متوقف مي شود. ۶-۳ بار ادرار و ۱۲-۶ بار در شبانه روز مدفوع مي کند که باز به نوع خوراک بستگي زياد دارد.

ناهنجاريهاي تغذيه اي: گاز گرفتن آخور، بلع هوا، خيس کردن آخور، مدفوع خواري، زياد خواري، بستر خواري و آشغال خواري.

۸- رفتارهاي جنسي:

الف) ماديان: جزء پستانداران چند فحلي فصلي است و تخمک گذاري به خودي خود در اواخر مرحله فوليکولر اتفاق مي افتد. فصل توليد مثلي طبيعي از ارديبهشت تا شهريور است و اکثر ماديانها خارج از فصل توليد مثلي تخمک گذاري نمي کنند.

جلب توجه نرينه: پايين نگه داشتن سر، بالا گرفتن دم، باز و نيم خيز کردن پاها، تکرر ادرار، چشمک زدن فرج، که مجموعا" رفتار فحلي ناميده مي شوند.

حالت

دامنه

ميانگين

توضيحات

سن اولين فحلي

۲۴-۱۰ ماهگي

۱۵ ماهگي

بسته به اختلافات نژادي

زمان چرخه فحلي

۲۶-۱۹ روز

۲۱ روز

-

طول دوره فحلي

۱۰-۲ روز

۶ روز

در اوايل فصل جفتگيري طولاني تر

اولين فحلي پس از زايمان

۱۳-۲ روز

حدود ۸ روز

-

سن مفيد ماديان

۲۲-۱۶ سال

۱۹ سال

بسته به اختلافات نژادي

ناهنجاريهاي جنسي ماديان: فحلي طولاني مدت، فحلي منقطع، فحلي خاموش، عدم فحلي، دائم الفحلي.

- پذيرش نرينه: ماديان کاملا" خود را در اختيار نرينه قرار مي دهد و به همديگر بسيار نزديک مي شوند و با پرش نريان بر روي ماديان جفتگيري انجام مي گيرد که در بخش نريان توضيح داده مي شود.

- رفتار بارداري (آبستني): طول دوره آبستني در اسب حدود ۳۴۵-۳۳۰ روز است.

- رفتار زايمان: از ۴-۳ هفته قبل از زايمان پستانها حجيم شده و چند روز قبل از تولد کره ماده شيري رنگ چسبناکي در نوک پستان تجمع مي کند. در ساعات قبل از زايمان ماديان به دور خود مي چرخد، به شکمش نگاه مي کند و گاهي به آن لگد مي زند، سم را به زمين کوبيده، تکرر ادرار داشته و مرتب مي نشيند و بلند مي شود. اکثر زايمانها در شب انجام مي گيرد و ماديان شروع به زور زدن مي کند و کره به صورتي که سر در بين دستها قرار داشته و پاها در زير جمع است خارج مي شود و ساعاتي پس از زايمان جفت نيز خارج مي شود.

- رفتار مادري: ليسيدن کره، شيردادن و محافظت از او، از مهمترين رفتار ماديان در ساعات اوليه پس از زايمان است.

ب) نريان: در تمام طول سال از لحاظ جنسي فعال است. رفتار نريان در هنگام جفتگيري عبارت است از: نمايش تهديد، کشيدن دستها بر روي زمين، پوزه زدن به ناحيه فرج و کپل و نهايتا" پرش که بر دو نوع است، يکي کاذب که براي ارزيابي اوليه و ايجاد نعوذ کامل است و ديگري اصلي که در آن عمل دخول انجام شده و پس از لرزشهاي عضلاني در پاهاي عقب و فشار لگني که حدود يک دقيقه طول مي کشد، تخليه مايع مني انجام مي شود و از علائم آن تکان دادن دم است.

ناهنجاريهاي عمومي:

موج دادن به بدن، کشيدن سم بر روي زمين، قدم زدن يا چرخش مداوم در جايگاه، بالا و پايين انداختن سر، گاز گرفتن، لگد زدن و ....

صداهاي اسب بالغ:

خر کشيدن با استفاده از منخرين، ايجاد صدايي با تن شديدتر با استفاده از منخرين، خوش آمدگويي، شيحه طولاني، شيحه سريع، جيغ زدن، نعره زدن، سوت کشيدن و....

حواس اسب:

۱- بويايي، ۲- بينايي، ۳- چشايي، ۴- شنوايي، ۵- لامسه، ۶- حس ششم!

وقت شناسي اسب بسيار بالاست، اسب بر خلاف انسان فاصله دور را بهتر مي بيند و صداهاي بم را بهتر مي شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:38  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

اسب به‌عنوان حيواني نجيب از گذشته تاكنون در فرهنگ مردم ايران جايگاه ويژه‌اي داشته‌است.

دركتب تاريخي ، ايران (پارس ) به عنوان يكي از شاخص‌ترين اقوام مشرق زمين در تكامل اسب شرقي معرفي شده است.

با پيدا شدن فسيل‌ها ، "اسب‌هاي لاغر" و "باريك اندام" تركمن، اسب‌هاي "متوسط القامت سكائي" و اسب‌هاي "كوچك اندام كوهستاني" ثابت شده كه خاستگاه اصلي آنها فلات ايران بوده است.

همان اسب‌ها كه در تاريخ گذشتگان نسلي متعلق به ايران بودند هم‌اكنون و پس از گذشت سال‌ها امروزه بنام‌هاي "تركمن" ، "يابو" و "خزر" به تعداد كمي در ايران يافت مي‌شود.

كارشناسان معتقدند پرورش و صادرات اسب در ايران قدمتي چهار هزار ساله دارد و مردم ايران دوهزار سال پيش از ميلاد مسيح به كشورهاي ديگر اسب صادر مي‌كردند و مراكز متعدد پرورش اسب در شهرهاي مختلف ايران وجود داشته است.

حال با اين تفاسير و وجود چنين ذخاير ژنتيكي اسب ايراني، اين سوال در ذهن همگان پيش مي‌آيد كه هم اكنون ورزش اسب سواري و پرورش اين حيوان در كشور ما از كدام جايگاه منطقه‌اي و جهاني برخوردار است؟
آري كشوري با اين سابقه در زمينه پرورش و صادرات اسب آيا حتي جايگاهي را در ميان كشورهاي عربي منطقه دارا است يا خير؟
حال با اين واقعيت تلخ روبه‌رو مي‌شويم كه با وجود تاكيد فراوان اسلام به سواركاري متاسفانه نه تنها ورزش اسب‌سواري و ساز و كار استفاده از آن در كشور جايگاه مناسبي ندارد بلكه هم‌اكنون در هيچ كدام از شهرهاي ايران صادرات اسب نيز وجود ندارد.

در اين ميان پس از مدت‌ها از برجاي ماندن اسب ايراني در پس كتاب‌هاي تاريخي، كارشناسان به‌شدت از سياست‌هاي معمول در اين رشته ورزشي گله‌مندند.

و معتقدند هيچگونه فعاليتي براي نجات نسل‌هاي اسب ايراني انجام نشده‌است.

بنا به گزارشات اعلام شده، اسب فلات ايران يكي از نژادهاي اصيل ايراني به‌طور كامل منقرض شده و نسل اسب‌هاي تركمن و عرب نيز در حال محو شدن است.

با اين تفاسير و تاكيد كارشناسان بر ايجاد راه‌حلي براي جلوگيري از انقراض كامل گونه‌هاي باقي مانده نبايد فكري كرد؟
همانطور كه گفته شد يكي از گونه‌هاي اسب ايراني، "عرب" است كه برخلاف ادعاي كشورهاي عربي، مورخان ايراني معتقدند اين اسب به طور قطع ايراني و خاستگاه ژنتيك آن نيز در فلات ايران شكل گرفته است.

رييس هيات سواركاري تهران در خصوص "اسب عرب" كه درگيري‌هاي فراواني در خصوص نژاد اصلي آن وجود دارد، گفت: چگونه ممكن است در محلي كه هيچگونه آب و هواي مناسبي براي رشد و تكثير اسب نيست، پرورش يابد.

"شاهرخ مقدم" به خبرنگار ايرنا، افزود: زمان براي نجات بسياري از گونه‌هاي اسب ايراني گذشته و ديگر نمي‌توان كاري انجام داد.

وي‌با تاكيد بر اين‌كه بايد هرچه سريعتر بر روي گونه‌هاي‌ديگر اسب ايراني مانند "خزر" سرمايه‌گذاري كرد، اظهارداشت:"اسبچه خزر"قديمي‌ترين اسب ايراني است كه تاريخچه‌اي پنج هزار ساله دارد.

به گفته وي، اين اسب به دليل ويژگي منحصر به فرد از ساير نژادهاي ايراني متمايز و قابل تشخيص است.

به گفته بسياري از مورخان، پراكندگي و توسعه اسب خزر را مي‌توان در وسعت ميان رشته كوه‌هاي البرز تا كوه‌هاي زاگرس مشاهده كرد.

"اسبچه خزر" از زمان پادشاهي اشكانيان و ساسانيان در خدمت مردم ايران بوده و اينك به دليل كم‌توجهي ايرانيان ازصحنه روزگار به آرامي محو مي‌شود.

بنابر گفته كارشناسان، به وجود آمدن و تكامل اسبچه خزر در سواحل شمالي ايران است.

حال آيا با توجه به وجود امكانات بالقوه‌اي كه در شمال ايران وجود دارد، اسبچه خزر را كه جزو معدود نژادهاي ايراني موجود است مي‌توان حفظ و تكثير كرد؟ اين سووالي است كه شايد تنها مسوولان امر بايد پاسخگو باشند و بس ؟
"سهيل يوسف نيا" متخصص تكثير و پرورش اسب فدراسيون سواركاري در رابطه با اسب خزر گفت: هم‌اكنون در ‪ ۲۰‬كشور جهان در خصوص تكثير اسب حوزه خزر (كاسپين) كه گونه ايراني آن را برده‌اند، برنامه‌ريزي شده و ايران نيازمند چنين برنامه‌ريزي‌هايي است.

وي افزود: اسب ايراني به سبب اينكه خالصي خونش بسيار بالاست به عنوان باهوش‌ترين نژاد اسب جهان شناخته شده و يكي از مهم‌ترين نژادهاي براي تكثير و اصلاح است.

به گفته وي، اين اسب با هر نوع شرايط آب و هوايي حتي در شرايط سخت، سازگار است و اين ويژگي تنها در اسب‌هاي ايراني يافت مي‌شود.

يوسف نيا اظهارداشت: "اسب خزر" (كاسپين) در شمال، نژاد "اصيل و عرب" در جنوب و نژاد "كرد" در مناطق غربي از مهمترين ذخاير ژنتيكي نژادهاي اسب هاي ايراني هستند.

اين كارشناس اسب گفت: متاسفانه در حفاظت از اين نژادها كم‌كاري شده و نسل اسب‌هاي اصيل ايراني رو به كاهش و انقراض است.

وي با اشاره به‌فعاليت فرانسه در زمينه تكثير و پرورش اسب افزود: در فرانسه پس از صادرات لوازم آرايشي تكثير اسب بيشترين سهم توليد ناخالص ملي اين كشور را به خود اختصاص داده است.

وي اذعان كرد: هم‌اكنون گرانترين اسب ايراني دوميليارد و ‪ ۵۰۰‬ميليون ريال قيمت دارد و اين نشان از ارزش تكثير و پرورش اسب دارد.

يوسف نيا تصريح كرد: بايد ورود اسب خارجي به كشور كنترل شود و نيز تكثير و اصلاح اسب ايراني گسترش يابد تا از نابودي نژاد ايراني جلوگيري شود.

به عقيده كارشناسان و با بيان اين سخنان و نيز تاريخچه‌اي كه در خصوص اسب ايراني وجود دارد متاسفانه تاكنون فعاليت اساسي براي حفظ نژاد ايراني انجام نشده است.

به گزارش هيات سواركاري تهران، هم اكنون ‪ ۸۰‬باشگاه سواركاري در استان تهران وجود دارد كه حدود ‪ ۱۰‬باشگاه در كنار فعاليت‌هاي قهرماني به تكثير اسب مي‌پردازند و بيشتر آنها در منطقه كردان است.

در اين ميان، ورزش زيباي چوگان كه تنها ورزش ثبت شده با نام ايراني است، درجلوي چشم همگان واقعيت تلخ ديگري از انقراض نسل اسب ايراني را رقم مي‌زند.

لازم نيست تلاش زيادي انجام دهيم تا محو شدن تدريجي اين ورزش اصيل را مشاهده كنيم بلكه با كمي دقت به اين نتيجه مي‌رسيم كه كوچكترين جايگاهي به عنوان صاحبان اصلي چوگان در اين ورزش نداريم.

به گفته كارشناسان فعاليت در زمينه ورزش چوگان نيز بسيار ضعيف شده و مسابقات چنداني در اين ورزش انجام نمي‌شود.

درست است حتي باشگاه‌هاي سواركاري ديگر علاقه‌اي به گسترش اين ورزش نشان نمي‌دهند و اين ورزش اصالت خود را از دست داده است.

تنها، چراهايي را كه در ذهنمان مي‌آيد براي خود نگه داشته زيرا ديدن اين همه معضل در يك رشته نشان از آن دارد كه چشم‌ها بر محو شدن تدريجي اسب و اسب سواري بسته شده‌است و حتي نگاهي كوتاه و گذرا بر اين ورزش نمي‌شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:23  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

اسب اصیل (عرب)
Asil horse

اسب اصیل نشأت گرفته از بین‌النهرین بوده كه به گواه تاریخ از این منطقه به سایر نقاط دنیا راه یافته واكنون این نژاد در دنیا به نام اسب عرب معروف شده است این نژاد دارای توانمندی‌های فوق‌العاده است كه عبارتند از تركیب عالی بدنی – دست و پای محكم – خونگرم بودن كه در ورزشهای استقامت و امور اصلاح نژادی از آن استفاده‌های زیادی شده است.

امروزه اسبهای اصیل در همه جای دنیا چشمها را مسحور خود می‌كند. از نكات مهم در این نژاد تیره‌های آن است كه در خیلی از كشورها بدان توجهی نمی‌كنند اما در ایران و برخی كشورها اسبهای اصیل را به 5 و7 و 9 زیر تیره تقسیم می‌كنند.

شامل: 1. همدانی 2. عبیان 3. صگلاوی 4. هدبان 5. كهیدان ارتفاع ایده‌آل این اسب بین 144تا152سانتی‌متر است ورنگهای كرنگ، كهر، سیاه و نیله‌ رنگ‌های غالب این نژاد ایرانی است.


+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:46  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 



اسب تركمن
Turkman horse

اسب سمند بلند بالا، لاغر اندام، كمر دراز تركمن از ذخیره‌های ژنتیكی خالص و با ارزش كشور ایران است كه در گسترده تاریخ به لحاظ چابكی، استقامت و پرش مورد تحسین بوده است. این نژاد دارای ویژگیهای منحصر به فردی از جمله قد 148 تا155 سانتی‌متر، گوشهای بلند و متحرك، سینه فراخ و متناسب، كپل كم پشت با عرض خوب، مفاصل قوی، سم‌های محكم با زاویه درست توانایی تحمل حركات سنگین ورزشی و غیره است. رنگهای اصلی این نژاد كهر، نیله و سمند می‌باشد. تیره‌های تركمن شامل آخال تكه، یموت، چناران و ... می‌باشد.

از بهترین محلهای پرورش اسب تركمن در ایران دشت تركمن صحرا (شهرستان گنبد كاووس، بندر تركمن، آق‌قلا) واستان خراسان شمالی (بجنورد محدوده مرز بین كشور تركمنستان و ایران)می‌باشد.

اسب تركمن ایران به جهت دارا بودن قابلیت‌های ویژه‌اش به خصوص برای استفاده در مسابقات كورس مدرن و مسابقات پرش طرفداران زیادی دارد.

امروزه كورس‌های اسب تركمن در ایران به دو شكل سنتی و مدرن در جریان است. كورس‌های با شكوه سنتی هنوز هم بكر و دست نخورده بر پایه سنت‌های كهن به مناسبت‌های مختلف نظیر جشن عروسی، ختنه سوران یا تولد فرزند اجرا می‌شود.


+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:41  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

اسب خزر
Caspian horse

اسب خزر اصیل‌‌ترین و قدیمی‌ترین اسب ایران و جهان است. حیوانی با قد 90 تا 130 سانتی‌متر كه با وجود قد كوتاه خود، تمام خصوصیات یك اسب كامل را داراست.

ویژگی‌های كاسپین تمام عیار عبارت است از : 1. رام، مهربان با خلق و خوی خوش 2. سر كوچك 3. چشمان درشت 4. گوشهای كوتاه 5. پیشانی عریض و پهن 6. پشت كوتاه و كپل بلند7. پاهای ظریف و خوش فرم 8. سم‌های بیضی شكل و محكم 9. بدن جمع و جور و عضلانی10. دم و یال پر پشت و رنگ یك‌پارچه

تعداد این نژاد در جهان 1300 راس و در ایران حدود 1000 راس تخمین زده شده و موسسه بین المللی ALBC از آن به عنوان یك نژاد در معرض خطر انقراض نام برده است.

از ابتدای كشف مجدد كاسپین در سال 1965 شخصیت های متعددی در حفاظت از این نژاد پایه تلاش كرده‌اند و انجمن‌های بین‌المللی متعددی در كشورهای انگلستان، استرالیا، نیوزلند، برای حفاظت از این ذخیره ارزشمند تشكیل شده و تولیدات آنها به كشورهای متعددی چون ژاپن، كانادا، دانمارك، بلژیك، اردن، برمودا، فرانسه، آلمان، نروژ، هلند و سوئد صادر شده است.

تحقیقات علمی از جمله درKentucky University كاسپین را به عنوان جد اسب اصیل خوزستان (عرب) معرفی می‌كند و آن را یكی از 4 جد اولیه اسب‌های امروزی شناخته بر خلوص ژنتیكی بی مانند آن صحه گذاشته‌اند،این بدان معناست كه اسب خزر ایران در تكامل و بوجود آمدن تمامی اسب‌های خون گرم دنیا نقش اساسی داشته است. امروزه به جز قسمت‌های شمالی ایران (نوار سر سبز حاشیه دریای خزر)كه زیستگاهع اصلی اسب خزر محسوب می‌شود محلهای دیگری از كشور ایران به تولید و پرورش این نژاد می‌پردازند از جمله تهران-كردان كرج،استان گلستان، منطقه تالش و رضوانشهرمی‌باشد.

رنگ تیپیك آن كهر می‌باشد. این نژاد به همت سركار خانم لوئیز فیروز به دنیا معرفی شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:37  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

سرنا اسپدان

نام: سرنا اسپدان

رنگ: مشکي

شماره شناسنامه: 104480

سال تولّد: پاييز 1378

نژاد و تيره: ترکمن

قد: 154 سانتيمتر

پدر: بتو قره تپه

نژاد: ترکمن

مادر: چشمه

نژاد: ترکمن

توليد کننده: ذنوبي

محل تولّد: شيراز

مشخصات کامل مالک:

نام: محمد هادي

نام خانوادگي: کرباسي زاده

سال تولّد: 1360

تحصيلات: فوق ديپلم

نشاني: اصفهان

تلفن: 3740-110-0913

مقامهاي کسب کرده: رده E

نشاني محل نگهداري و تلفن تماس: اصفهان - جاده اصفهان نجف آباد - گلدشت - خيابان نشاط شمالي - باشگاه سوارکاري و پرورش اسب ارجاسب

نتاج و مقامهاي کسب کرده آنها: سورن اسپدان، نر، پدر يادگار گز، قره کهر، 1384

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:20  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:0  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

 

 

رنگ و توارث آن در اسب

 

1- مقدمه

 آيا فکر نکرده ايد که چه خصوصيتي از اسب ذهن شما را بيشتر متوجه خود کرده است؟ ممکن است در نظر شما اسب حيواني خوش اندام، چابک، زيبا و با رنگ جذاب باشد. صحيح است اسب بجز استفاده هاي زيادي که در جنگ، کار و کشاورزي، شکار و مسافرت و غيره در قديم داشته است، در دنياي امروز در ورزش و تفريح مورد استفاده دارد و از نظر رنگ نيز بسيار مورد توجه انسان مي باشد. اغلب انسانها اسبهايي با رنگهاي جالب را بيشتر مي پسندند و امروزه يک خريدار اسب مايل است که مبلغ خوبي براي اسبي با رنگ زيبا و مورد تقاضاي زياد پرداخت کند.

در اصلاح و انتخاب براي صفات اقتصادي، رنگ نيز به عنوان يک صفت مهم مورد توجه و مطالعه مي باشد تا جاييکه اصلاح کنندگان نژادهاي Paint و Appaloosa و ديگر اصلاح کنندگان رنگ، تحقيقات زيادي را براي توليد اسبهاي رنگي خالص انجام مي دهند. علاوه بر اين در ميان ساير خصوصيات حيوان (نظير جنس، سن، علايم و تصوير)، رنگ يکي از مهمترين خصوصيات براي ثبت مشخصات و شناسايي حيوانات مزرعه اي و نيز اسب ها مي باشد. اهميت اقتصادي رنگ پوشش بدن بستگي به ميزان ارتباط اين صفت با ساير صفات مهم دارد و همچنين به تنهايي نوع رنگ، نحوه پراکندگي آن در بدن و علايم سر و دست و پا را مي توان به عنوان صفات اقتصادي به حساب آورد.

پيشينيان ما بر اساس تجربيات خود محاسن و معايبي را براي اسبهاي با رنگهاي مختلف بر شمرده اند. به اين صورت که اسب سياه را بهترين، کميت را سخت ترين، بور را سبکتر و دونده ترين و ابلق را خوبتر و مشهورترين اسبان مي دانستند. کميت را بهترين رنگ مي دانستند چون اسب کميت در کار سخت تر و مقاوم تر، در گرما و سرما و کارزار صبورتر است و طاقت تشنگي و خستگي و گزيدن مگس را دارد و نيز نوشته اند که "...اسب سمند که دهن و ناصيه لبش و سر زانو سياه داشته باشد و بر پشت خط سياه، در غايت نيکويي و خوبي بود... و اسب ابرش هم در گرما و هم در سرما طاقت نياورد..." و گاهي اين متون را به زيور شعر آراسته اند:

دگــــر بهر هر اسب کرنـــگ است                       که او خود شهر در عالم به رنگ است

کــــرنگي را که رنگش سير باشد                       تـــو گويي ديـــــــو در زنجيــــــــر باشد

...نشستن بر سمند آرد سعادت                       خصوصا" هـــــــر که باشد سيـــــــادت  (3)

در اين مجموعه سعي شده است نحوه بروز رنگ، شناخت رنگهاي مختلف و اصول توارث رنگ در اسب بررسي و ارائه شود. اغلب اين مطالب از منابع و تحقيقات انجام شده در مورد نژادهاي غير ايراني است ولي ممکن است در نژادهاي اسب ايران متفاوت باشد که البته نياز به تحقيق و بررسي دارد. در گردآوري اين موضوع که به عنوان درس سيمنار ارائه شده است، از بيشتر منابع در دسترس استفاده شده، لکن بضاعت کم تحقيق اجازه نداد تا بيش از اين کاري انجام شئد. تطبيق اصطلاحات و نکات مربوط به رنگ از منابع مختلف احتمالا" خالي از اشکال نبوده که در جاي خود تذکر و اصلاح دارد. در توصيف رنگها، تهيه عکس رنگي مقدور نبود و ممکن است توضيحات هر رنگ براي درک آن کافي باشد.

اميدوارم اين مجموعه توسط متخصصين اين امر مورد بررسي و نقد قرار گيرد. از استاد ارجمند آقاي دکتر ناصر امام جمعه به خاطر راهنمايي هايشان و از همه کساني که با راهنمايي و در اختيار قرار دادن برخي منابع مرا ياري نمودند صميمانه تشکر مي کنم.

2- رنگ چيست؟ (9)

انعکاس، عبور يا جذب نور توسط پوست و مو اساس رنگ پوشش بدن مي باشد. اگر بدن نور روشن را کاملا" جذب کند رنگ آن براي چشم سياه به نظر مي رسد. اگر نور کاملا" منعکس شود يا عبور داده شود، بدن بدون رنگ (سفيد) به نظر مي رسد. تنوع درجاتي از انعکاس يا عبور نور، درجاتي از رنگ خاکستري را توليد مي کند. اگر جذب نور روشن توسط يک بدن انتخابي باشد، يعني تنها اشعه با طول موج معيني را جذب کند، بقيه نور منعکس شده يا عبور داده شده متممي با رنگ سفيد را نشان مي دهد. براي مثال اگر بدن از طيف نور سفيد، اشعه سبز مايل به آبي را جذب کند (در دامنه طول موج 4500 تا 5000 آنگستروم (Å=10-10 m = 10-8 Cm) رنگ بدن براي چشم قرمز خواهد بود.

رنگدانه در بدن نقش اصلي در جذب کامل، نيمه کامل يا انتخابي نور توسط پوست و مو بازي مي کند. رنگدانه عمده در حيوانات ملانين است. اين ترکيب به دو حالت به نامهاي فائوملانين، رنگدانه اي قرمز و اوملانين که رنگي سياه يا قهوه اي توايد مي کند به وجود مي آيد.

علاوه بر جذب و عبور نور، ساير پديده هاي نوري همانند انعکاس، انکسار و تجزيه نور نيز در ظهور رنگ پوست موثر مي باشد. بسته به شکل و ساختمان مو، اثر درخشش متفاوتي (نقره اي، ابريشمي، براق يا کدر) توسط نور منعکس شده و نور تجزيه شده به وجود مي آيد. ممکن است فقدان رنگدانه در محلي که التهاب رخ داده است يا در نتيجه صدمه پوست، اتفاق بيفتد و سپس موهاي سفيد به جاي موهاي رنگدانه دار در آنجا شروع به رشد مي کنند. تغييراتي که در رنگ پوشش بدن اتفاق مي افتد با سن، فصل، سال يا ساير عوامل تصادفي مرتبط و به هر طريقي، استفاده از رنگ در توصيف و تشخيص حيوان را کاهش مي دهد.

چون در اسب رنگ مو و در نتيجه رنگ پوست، رنگ بدن را تعيين مي کند به نظر مي رسد شناخت پوست و مو ضروري باشد و سپس به بررسي ماهيت بيو شيميايي و مکانيسمهاي سلولي بروز رنگها مي پردازيم.

3- بافت پوست (1)

پوست از چهار طبقه به ترتيب از داخل به خارج تشکيل شده است:

1-      استراتوم ژرميناتوم، 2- استراتوم گرانولوزوم، 3- استراتوم لوسيدوم، 4- استراتوم کورنئوم

استراتوم ژرميناتوم از نظر فيزيولوژي فعالترين طبقه به شمار مي رود. توليد مثل و تغذيه پوست در اين طبقه انجام مي گيرد. استراتوم گرانولوزوم از ذرات آلبوموئيت به نام کراتوهيالين به وجود آمده است. ماده کراتوهيالين در لوسيدوم به ماده الدئين تبديل مي شود. ماده نيمه مايع الدئين نيز در کورنئوم تبديل به ماده کراتين شده و تمامي ماده استراتوم کورنئوم به ماده کراتين تبديل مي گردد. ماده کراتين نيز البوموئيد بوده و در سم، يال و پشم و مو به مقدار زياد وجود دارد. کراتين به مقدار زياد حاوي اسيدهاي آمينه سيستين، ليزين و آرژنين بوده و در دو نوع اوکراتين و پسودو کراتين است. اوکراتين حاوي بيش از 12 درصد سيستين بوده و بوفور در سم و يال وجود دارد در حاليکه پسودو کراتين سيستين کمتري داشته و اغلب در اپيدرميس وجود دارد. پوست حاوي ليپيد کمتري است و يک سوم آنرا کلسترول تشکيل مي دهد. اسيد چرب  فسفوليپيد و کاروتن و نيز پنتوز و گليکوز و گليکوژن در پوست وجود دارند.

4- انواع مو (1)

موها به طور کلي در حيوانات داراي بافت و ظاهري متفاوت بسته به محلهاي مختلف در بدن بوده و اعمال گوناگوني انجام مي دهند. در بدن اسب چهار نوع مو وجود دارد:

1- موهاي پوششي: اين موها همه قسمتهاي سر، گردن، تنه و دست و پاي اسب را مي پوشانند. داراي مدولا، کوتاه، ضخيم و صاف هستند. رنگ اسب را اين موها مشخص مي کنند.

2- موهاي حفاظتي: موهاي يال، کاکل و دم و موهاي موجود در سطح پشتي پاشنه و قسمت پايين مفاصل، قوزک پا و قوزک دست را تشکيل مي دهند که در بعضي از نژادها بيشتر و در برخي کمتر مي باشد. اين موها در يال و دم خيلي دراز، زمخت و ضخيم بوده و داراي مدولا هستند.

3- موهاي حسي: اين موها در اطراف دماغ و دهان اسب بر روي لب ها و دور چشم ها وجود داشته و تعداد آنها بسيار کم مي باشد. در ريشه خود اعصاب بسيار قوي و حساس دارند که مناسب حس لامسه است. طول آنها بين 5-3 سانتيمتر مي باشد.

4- موهاي پشمي: در ميان موهاي پوششي قرار داشته و براي حفظ بهتر دماي بدن اسب مفيد مي باشد. از موهاي پوششي بلندتر و ظريف تر بوده و موجدار و عاري از مدولا مي باشند. ضمن اينکه به رنگ موهاي پوششي هستند اما اندکي کمرنگ تر در اسباني ديده مي شوند که زمستان را در اصطبلهاي سرد گذرانده و از مراقبت خوب محروم بوده اند. اين موها در فصل تابستان به خودي خود مي ريزند. در کره ها تا سن 9-3 ماهگي در بدن وجود دارند.

5- رنگ پوست و مو

رنگ آميزي پوست و پوشش مو در پستانداران، توليد رنگدانه ناميده مي شود. رنگ سمها، شاخها و عنبيه اغلب با توليد رنگدانه مرتبط مي باشد. رنگ پوست و پوشش بدن نقش قابل توجهي در سازگاري حيوان به محيطش بازي مي کند. حيوانات با رنگ تيره نسبت به حيوانات سفيد رنگ در مقابل لطمه گرما مقاومت و دوام کمتري دارند. از طرفي ديگر پوست تيره توليد ويتامين D را محدود مي کند. هر چند که حيوانات تيره رنگ اين ويتامين را دو برابر حيوانات با رنگ روشن در بدن حفظ مي کنند. رنگ پوست تنظيم حرارتي را تحت تاثير قرار مي دهد. سطح سياه به سهولت حرارت را جذب مي کند و نيز به سهولت بيرون مي دهد. اشعه خورشيد در يک سطح روشن منعکس مي شود ولي کمتر بيرون داده مي شود. در بعضي گونه هاي جانوران فقدان رنگدانه در پوست و مو ممکن است در نتيجه دوام کم آن باشد (9).

درجه رنگ به وجود آمده توسط دو شکل ملانين شامل همه درجات، از زرد تا سياه مي باشد. درجه رنگ واقعي پوست به توزيع ملانين در پوست و مو، اندازه ملانين تجمع يافته و اينکه ملانين چقدر دور تر از سطح پوست قرار گرفته باشد بستگي دارد. رنگدانه هايي که يک شکل هستند و گروه هاي فشرده اي با يکديگر به وجود آورده اند، رنگ سيرتري نسبت به آنهايي که پراکنده هستند نشان مي دهند. رنگدانه هاي نزديک به سطح پوست نيز سبب توليد رنگ تيره تر مي شوند (9).

رنگ مو به وجود يا عدم وجود مواد رنگي قرمز، زرد و سياه در سلولهاي مو بستگي دارد. وجود اين رنگها به صورت تنها و يا به صورت جمعي و در نسبتهاي گوناگون و يا فراواني يکي از آنها، انواع رنگهاي مو را به وجود مي آورد. عواملي از قبيل پيري يا جراحت و در نتيجه ايجاد بي نظمي و اختلال در سلولهاي مو باعث تغيير موهاي بدن به رنگ سفيد مي شود.

6- سنتز و انتقال ملانين (7)

به منظور درک درست رنگ پذيري مو، بايد دانست که در سطح سلولي و بيوشيميايي چه اتفاقاتي مي افتد. ملانين گروه پروستتيک ملانوپروتئين کروموپوتئين ها مي باشد و در ملانوسيتهاي موجود در طبقه بازال پوست به صورت گرانولهاي ملانوزوم ديده مي شود. ميزان فعاليت گرانول ملانوزوم، بيشتر از مقدار آنها در رنگ پوست نقش دارد.

بافت شيميايي ملانين به طور کامل معلوم نيست و به نظر مي رسد حاوي آهن باشد. ملانين در ملانوسيت ها از اسيد آمينه تيروزين به وجود مي آيد. تيروزين که از اسيد آمينه هاي آروماتيک است در کبد از اسيد اسانسيل، فنيل آلانين حاصل مي گردد. قبل از تيروزين، دي هيدرو کسي فنيل آلانين 4 و 3 (DOPA)، حاصل از DOPA، دوپاکروم و از دوپاکروم نيز ايندول 5 و کينوم 6 به وجود مي آيد. توسعه فوليکولهاي مو در جنين همراه با ضخيم شدن سلولهاي اپي تليال پوست آغاز مي شود. سلولهايي که درست زير پوست قرار دارند و سلولهاي مزانشيمي ناميده مي شوند در اين موقع شروع به تراکم در نواحي ضخيم مي کنند (شکل 1). طي دوره توسعه، سلولهاي پيگمان يا ملانوسيت درست در زير پوست يافت مي شوند. همينکه تشکيل مخروط مو از سلولهاي اپيدرمي شروع مي شود، تعدادي از ملانوسيت ها به پياز مو منتقل مي شوند و در آنجا شروع به تزريق دانه هاي ملانين به موي در حال رشد مي کنند.

موي بالغ شامل کورتکس و مدولا است. کورتکس از سلولهاي مطبق، بيشتر حاوي کراتين ساخته شده است که ممکن است دانه هاي رنگدانه در آن يافت شود. مدولا حفره اي توخالي با سلولهاي متناوب يا طبقات سلولي در امتداد مرکز است و رنگدانه ها بسيار زياد در اين سلولها وجود داردند.

موهاي بدن شامل موهاي زيرين و موهاي بزرگتر رويي است. شکل و نوع ملانوزوم و پراکندگي آن در اين دو شکل مو متفاوت بوده و اين دو عامل باعث تفاوتهاي رنگ مي شوند. موهاي يال و دوم شکل سوم بوده و باعث انواع ديگر رنگها مي شوند. در رنگ پوست اسب به غير از ملانين، اکسي هموگلوبين، ردوکتو هموگلوبين و کاروتن نيز نقش دارند.

7- کنترل سنتز ملانين (1)

بافت ملانين و رنگ پوست تحت کنترل هورمونها و اعصاب و وابسته به عمل ژن مي باشد. بدينگونه که:

الف) در تغيير تيروزين به ملانين، اکسيد شدن آنزيم تيروزيناز نقش دارد و اين آنزيم بدون اينکه ازت خود را از دست بدهد نقش کاتاليزور را بازي مي کند. در اين عمل کيفيت اشعه خورشيد موثر است.

ب) هيپوفيز قدامي هورموني به نام MSH را در مقدار خيلي کم ترشح مي کند که ملانوسيت ها را تحريک مي کند و در جريان آن ملانوزومها در درون سيتوپلاسم ملانوسيت پخش مي شوند و در چنين حالتي سلول سياه رنگ مي شود. اما در مواقع عدم ترشح MSH ملانوزومها در اطراف نوکلئوس ملانوسيت ها تجمع کرده و در اين حالت سلول رنگ روشن دارد. تاثير هورمون در پوست هاي با رنگ تيره نسبت به ديگر رنگها به مراتب سريع تر و قوي تر است. اشعه خورشيد نيز در اين جريان تاثيري همانند هورمون دارد. هورمون ACTH مترشحه از هيپوفيز قدامي نيز اثري همانند MSH دارد ولي به اندازه يک سي ام آن قوي مي باشد. ترشح توام و به مقدار زياد MSH و ACTH موجب بيماري آديسون مي شود. در اين بيماري رنگ پوست تره تر مي شود.

ج) هورمون ديگري به نام ملاتونين که از هيپوفيز مياني ترشح مي وشد تاثيري خلاف MSH داشته و وظيفه کنترل را به عهده دارد.

تشکيل ملانين توسط ژنهاي مرتبط با توليد آنزيم کنترل مي شود. اگر زنجيز تبديل تيروزين به ملانين به هر دليلي متوقف شود، فردي بدون رنگدانه در پوست پوست يا مو به وجود مي آيد که زال ناميده مي شود.

8- تجمع و توسعه ملانوسيت (7)

ملانوسيت بالغ بيشتر شبيه غده اي تک سلولي است که دانه هاي ملانين را توليد مي کند (شکل 2). اين سلولها، از سلولهاي پيش زمينه اي که ملانوبلاست ناميده مي شوند، ساخته مي شوند. ملانوبلاست ها از اپي درم تشخيص داده نمي شوند اما طي دوران جنيني بيشتر در تاج عصبي تجمع مي يابند. تاج عصبي نخستين ساختمان جنيني است که در طول هر طرف حلقه عصبي قرار دارد بنابراين ساختماني مانند سلولهاي عصبي دارد. تعدادي از ژنهاي لکه دار کردن بدن اثرشان را بر سلولهاي تاج عصبي اعمال مي کنند. پيدايش اين لکه ها همراه با اثرات پليوتروپي سلولهاي عصبي است. هر چند که ملانوبلاست ها از تعدادي سلول اصلي در تاج هاي اصلي منشا مي گيرند، ولي ممکن است که در حين تقسيم ميتوزي در اتصال در مو – اپي درمال به تعداد زيادي سلول تبديل مي شوند. ملانوبلاست ها از اينجا مي توانند در داخل فوليکول هاي مو تجمع يابند و يا در اتصال با دانه هاي ملانين در سلول هاي اپيدرمي باقي بمانند. ملانوسيت در حين تغيير پهن تر شده و به طرف سطح حرکت مي کند. حرکت ملانوسيت ها در طي توسعه در شکل 3 نشان داده شده است.

در جنين موش، انتقال ملانوبلاست ها منجر به طرح معيني شده و چهارده محل براي تجمع ملانوبلاست ها معين شده است. بنابراين در محلهايي از بدن در نتيجه فقدان ملانوسيت لکه هاي سفيد به وجود مي آيد. ژن راه راه نمونه اين عمل است. معلوم نيست که آيا محل اثر تاج عصبي و يا اپيدرم است اما مي توان نتيجه گرفت که ملانوبلاست کاملا" تجمع نيافته است. در نتيجه به جز قسمتهايي که ملانوبلاست در آن جمع شده است، ساير نواحي و لکه ها سفيد مي باشد (شکل 4).

بسياري از پرورش دهندگان و اصلاح کنندگان آپالوزا با انتقال، توسعه و حتي ظهور سريع لکه ها در اين نژاد آشنا هستند. يک ماديان لکه هاي سفيدي از بسيار کوچک تا به اندازه يک سکه دلار نقره اي داشت، طي سه ماه به اندازه يک کف دست، لکه هاي در هر دو طرف کپل ظاهر شد و سپس ناپديد شد. در ماديان آپالوزاي ديگري لکه هاي سياه در دو طرف صورتش از بين رفت و چهار سال بعد دوباره ظاهر شد. اين خصوصيت در بسياري از اسبهاي آپالوزا قويا" ثابت مي کند که با زمينه اي ژنتيکي خاص، ملانوبلاست ها به تجمع طي بلوغ ادامه مي دهند.

9- تجمع و توسعه ملانوزوم (7)

دستگاه گلژي، اندام مرتبط با توليد همه محصولات دانه اي سلول است و در مورد ملانوسيت، دانه ملانين محصول عمل است. ملانين در رتيکولوم آندوپلاسميک دستگاه گلژي ساخته مي شود. محلي که پروتئيني متصل به ريبوزوم سنتز مي شود. طي يک فرآيند تراکم و غليظ سازي، يک ليپيد با پروتئين مزبور ترکيب مي شود و دانه هاي کوچکي به قطر نيم ميکرون را در کيسه گلژي تشکيل مي دهد. دانه هاي کوچک ائوملانين تخم مرغي شکل به اندازه 3/0 تا 7/0 ميکرون توسعه يافته و بدون ملانين مي باشد که ماده پيش زمينه ملانوزوم محسوب مي شود. ملانوسيت هاي اسب زال فاقد رنگدانه هاي توسعه يافته به اين شکب هستند و در پايان ملانين در مکانهاي متعددي در هر يک از دو طرف غشاء داخلي انباشته مي شود. موي حاوي ائوملانين از نظر فنوتيپي بيشتر زرد به نظر مي رسد تا سياه.

فائوملانين در توده در هم پيچيده اي از الياف در کيسه گلژي به حالت تصادفي تر انباشته شده است. طبيعت خصوصيات درست فائولين ناشناخته است. دانه هاي ملانين پس از توليد به سوي دندريت هاي ملانوسيت حرکت کرده و از آنجا به سلول هاي ديگر منتقل مي شوند. اين حرکت و انتقال مي تواند سريع و يا آهسته باشد يا در بعضي ژنوتيپ ها به دليل شکل غير عادي دندريت و يا بي نظمي در دندريت به طور دوره اي قطع شود. در بعضي ژنوتيپ ها ممکن است دندريت ها به گونه اي تشکيل شود که ملانين در محل غير عادي در سلولهاي گيرنده قرار بگيرند و يا دانه ها به صورت بي قاعده انباشته شوند. دلايلي وجود دارد که ثابت مي کند محيط شيميايي سلول ملانوسيت قادر به شروع و خاتمه توليد ملانين مي باشد.

مشخص شده است که طرح رنگ بسياري از پستانداران از فصلي به فصل ديگر و يا پيشرفت بلوغ تغيير مي کند. مثلا" نوزاد آهويي با لکه هايي روي بدن متولد مي شود که ماه هاي کمي ديده مي شود. به نظر مي رسد هورمونهاي سيستميک محيط سلولي در اين مورد به سرعت تغيير مي دهند و سرانجام سبب توليد رنگدانه در محلهاي سفيد مي شوند. بيشتر اصلاح کنندگان آپالوزا تاييد مي کنند که جنس نر بيشتر از جنس ماده آمادگي رنگي شدن را دارد. همانند طاووس يا قرقاول که نرها بسيار رنگي و ماده ها با رنگ روشن مي باشند. در مواردي که ژن مزبور بر روي کروموزوم X قرار گرفته باشد اين روش وراثت "وراثت وابسته به جنس" ناميده مي شود. بعضي از ژنهاي مسوول رنگ در اسب ممکن است به طور نيمه کامل تحت تاثير جنس باشند. ژنهاي تحت تاثير جنس بر روي کروموزوم هاي غير جنسي قرار داشته و تظاهر صفت توسط هورمون هاي جنسي مي باشد. صفات وابسته به جنس نمي توانند از پدر به پسر منتقل شوند چون پسر هميشه کروموزوم X را از مادرش دريافت مي کند.

10- روش عمل ژن (7)

روشن است که رنگ تحت تاثير عمل ژنها مي باشد و طرح هاي رنگ اثرشان را به %

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:0  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

096579.jpg
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 18:3  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 18:0  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

154359.jpgآخرین باز ماندگان پرورش اسب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:51  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

گفت وگو با لوئيز فيروز كاشف اسبچه خزر
بانوى اسب ايران
على گلشن
158622.jpg
بيوگرافى
لوئيز ليلين در سال ۱۳۳۶ با يكى از شاهزادگان ايرانى به نام نرسى فيروز ازدواج و به همراه او به ايران سفر كرد. با كمك همسر خود و با توجه به علاقه اى كه به اسب و سوارى داشت مركزى را به نام نوروزآباد در تهران جهت سوارى فرزندانش تاسيس كرد. لوئيز همواره به دنبال اسبى كوچك اندام بود كه براى سوارى كودكان مناسب باشد. سرانجام جست وجو و كنجكاوى اش در اين باره منجر به كشف مجدد نژادى شد كه قدمتى هزاران ساله داشت. او با پشتكار فراوان توانست اسبى را مجدداً به دنيا معرفى كند كه داراى ارزش فراوانى بود. اسب منحصر به فردى كه به مينياتور اسب عرب شباهت دارد و او آن را اسبچه خزر ناميد.

چشم به پهنه وسيع دشتى دوخته بود كه در انتها به علفزارهاى بزرگ آسياى مركزى مى رسيد. پيكرك سفالين كوچكى به شكل اسب در دست و ذهنى غوطه ور در هزاره هاى پيش از تاريخ داشت. شايد به زمانى مى انديشيد كه اسب يكى از مهمترين عناصر زندگى ساكنان اين دشت ها بود. همان حيوانى كه يمن حضورش خود نعمتى ارزشمند بود و بدون حضور او فرمانروايى قبايلى چون قبايل هند و اروپايى به مدت هزاران سال بر استپ هاى پهناور آسياى مركزى پايدار نمى ماند. چهل دهه زندگى در اين منطقه خود دليل عشق او به اين حيوان است. علاقه او به اسب و آشنايى با اسب هاى شرقى خود داستانى دل انگيز دارد. لوئيز ليلين (Louise Laylin) در سال ۱۳۳۶ با يكى از شاهزادگان ايرانى به نام نرسى فيروز ازدواج و به همراه او به ايران سفر كرد. با كمك همسر خود و با توجه به علاقه اى كه به اسب و سوارى داشت مركزى را به نام نوروزآباد در تهران جهت سوارى فرزندانش تاسيس كرد. لوئيز همواره به دنبال اسبى كوچك اندام بود كه براى سوارى كودكان مناسب باشد. سرانجام جست وجو و كنجكاوى اش در اين باره منجر به كشف مجدد نژادى شد كه قدمتى هزاران ساله داشت. او با پشتكار فراوان توانست اسبى را مجدداً به دنيا معرفى كند كه داراى ارزش فراوانى بود. اسب منحصر به فردى كه به مينياتور اسب عرب شباهت دارد و او آن را اسبچه خزر ناميد.
• • •
•سابقه فعاليت شما در ارتباط با نژادهاى اسب ايران به چه زمانى برمى گردد؟
سابقه آشنايى من با اسب هاى ايران به سال ۱۳۵۴ برمى گردد. ما در ابتدا مركزى را براى آموزش سواركارى به كودكان در نوروزآباد افتتاح كرديم. كار آموزش سواركارى را با اسب هاى بومى ايران آغاز كرديم به دليل اين كه اين اسب ها اخلاق خوب و رفتار آرامى دارند و براى آشنايى كودكان با اسب اين مسئله مهمى است. اسب هايى كه در مزارع و روستاهاى ايران وجود دارند برخلاف اسب هاى خارجى كه در باشگاه هاى تهران مى بينيم بسيار فرمانبردار و صبور هستند. در ابتدا كار را با اسب تركمن شروع كرديم. از منطقه قصر شيرين هم تعدادى اسب كه براى حمل و نقل و قاچاق كالا استفاده مى شدند خريدارى شد. فعاليت هاى ما در حدود پنج سال ادامه داشت. پس از آن نوروزآباد را به انجمن سلطنتى اسب فروختيم. پس از فروش آن محل ناچاراً اسب ها را براى مدت يك سال به كردستان برديم. اسطبل اسب ها در محل نامناسبى در زير زمين قرار داشت، سرماى زمستان هم در آن منطقه براى اسب ها كشنده بود ناچار به نقل مكان اسب ها به محلى مناسب بوديم. روزى يكى از دوستان همسرم به نام حاجى احمد صفايى كه سيس (مربى) اسب بود، ما را براى شكار گراز به تركمن صحرا دعوت كرد. با كمك او زمينى در منطقه قره تپه شيخ از توابع شهر كلاله خريديم. اسب ها به محل جديد برده شدند و فعاليت جدى ما در اين زمينه آغاز شد.
158625.jpg
•امروز در دنيا شما را به نام فردى كه نژاد اسب كوچك كرانه هاى درياى خزر را مجدداً كشف كرد، مى شناسند اين كار چگونه شكل گرفت؟
من همواره براى آموزش سوارى به كودكان دنبال اسبى آرام، صبور و كوچك اندام مى گشتم. در سفرى كه به همراه همسرم به شهر شيراز داشتم، اسب گمشده روياهاى خود را در نگاره هاى تخت جمشيد يافتم. اسب هاى نقش بسته بر روى سنگ مرا بسيار شگفت زده كرد. شگفتى همراه با افسوس زيرا ديگر چنين اسبانى در ايران وجود نداشت. تصوير اين اسب ها هميشه در ذهن من بود تا اين كه روزى در يكى از روستاهاى شهر آمل اسب كوچك اندامى را ديدم كه جهت حمل سيمان به يك گارى بسته شده بود. گويى نگاره هاى تخت جمشيد را از روى اين اسب ساخته بودند. اسب را همانجا از صاحبش خريدم. خوشحالى من در آن لحظه وصف ناپذير بود، زيرا اسب روياهاى خود را يافته بودم. شباهت بيش از حد اين اسب ها با اسب هاى امپراتوران هخامنشى من را تشويق به انجام تحقيقات مفصلى بر روى آنها كرد. تحقيقات خود را با همكارى دامپزشكان، متخصصان ژنتيك و باستان شناسان آغاز كرديم. يكى از موسسات انگليسى به نام (The British Institute of Persian Studies) درباره تحقيقات باستان شناسى بر روى اين اسب ها اظهار علاقه كرد. در اين راستا دكتر «ساندار بوكينى» (Sandor Bokanyi) كه يك جانورباستان شناس (Archaeozoologist) بود و سال ها در روسيه، لهستان، مجارستان و عراق بر روى اسب ها كار كرده بود همكارى خود را با ما آغاز كرد. نتيجه تحقيقات او نشان داد كه اين اسب حلقه واسطى ميان نژاد پرژوالسكى و اكوئوس كابالوس است. عدد كروموزومى اسب خزر ۶۵ بود، در حالى كه كروموزوم هاى دو نژاد ديگر به ترتيب ۶۶ و ۶۴ است. پس از جمع آورى تعدادى از اين اسب ها كار پرورش و اصلاح نژاد آنها آغاز شد. تعدادى نيز به كشورهاى ديگر از جمله انگلستان صادر شد. علاقه خاندان سلطنتى انگليس به اين نژاد منجر به تاسيس انجمن سلطنتى اسبچه خزر شد و به اين ترتيب پرورش اين نژاد در خارج از ايران نيز صورت گرفت.
•علاوه بر مطالعات انجام شده بر روى اسبچه خزر آيا مطالعات ديگرى نيز درباره ساير اسب هاى موجود در ايران انجام گرفت؟ و نتيجه آن چيست؟
بله، در راستاى مطالعات ژنتيكى كه بر روى استخوان اسبچه خزر انجام شد مطالعات ديگرى نيز درباره ساير اسب هاى ايران صورت گرفت. مقايسه اندازه هاى استخوان اسبچه با استخوان هاى يافت شده از مناطق مختلف ايران به خصوص مناطق زاگرس و دامغان نشان داد كه در گذشته سه نوع اسب به عنوان نژادهاى پايه اسب هاى امروزى در فلات ايران وجود داشته است. اين حقيقت آشكار شد كه اسبچه خزر، اسب تركمن و يابو نژادهاى اصلى اسب هاى شرقى بوده اند و از لحاظ ژنتيك چنين چيزى را نمى شود در جاى ديگرى يافت. همچنين تحقيقات دكتر«بوكينى» نشان داد كه اسب عرب در حدود ۲۰۰۰ سال پيش از ميلاد در منطقه زاگرس وجود داشته و اجداد آنها اسب هاى كوچك اندام كرانه هاى درياى خزر بوده اند. براساس مطالعات استخوان شناسى جدولى نيز از سير تكاملى اسب ها در ايران تهيه شد. اين جدول سير اشتقاق نژادهاى اسب ايران را نشان مى دهد. به عنوان مثال نشان مى دهد اسب سنگين وزن نسايى كه هرودوت بسيار از آن سخن گفته است از سه نژاد پايه نام برده به وجود آمده است. همان اسبى كه امروزه آن را به نام اسب كرد مى شناسيم.
•طبق نظر شما يابو يكى از سه نژاد پايه اسب هاى شرقى است. قابليت اين نژاد چيست و آيا غير از ايران در كشور ديگرى وجود دارد؟
يابو نژاد بسيار خوبى است. استقامت بالا و قدرت خوبى دارد. امروز در مناطق تركمن نشين ايران از آن استفاده زيادى مى شود، به خصوص براى باربرى. امروز در قزاقستان نيز از يابو استفاده مى شود. حتى در مناطق سردسير قزاقستان كه نگهدارى گاو مشكل است، از گوشت يابو استفاده مى شود.
•آيا بين يابوهاى موجود در ايران و قزاقستان تفاوتى وجود دارد؟
تفاوت فنوتيپى بارزى وجود ندارد اما از نظر تفاوت هاى ژنتيكى نمى توان اظهارنظر كرد زيرا هنوز نمونه هاى مو و خون آنها آزمايش نشده است.
•امروز شما يكى از بزرگترين پرورش دهندگان اسب تركمن در ايران هستيد، چه شد كه به پرورش و مطالعه بر روى اين نژاد علاقه مند شديد؟
قبل از انقلاب ما با اسب كرد، اسبچه خزر و تركمن كار مى كرديم. پس از گذشت چند سال و بهبود وضعيت نگهدارى اسب مجدداً كار را با اسب تركمن آغاز كرديم. به تدريج متوجه شديم كه اين اسب استعداد بالايى در پرش دارد. اصولاً اسب تركمن به واسطه هوش زيادش مى فهمد كه چه زمانى و چگونه بايد بپرد و مانند نژادهاى خارجى لزومى ندارد كه تمامى اصول پرش به او آموخته شود.
تحقيقات ما با همكارى دكتر «گاس كاتران» از دانشگاه كنتاكى نشان داد، اسبى كه ما امروز به نام اسب تركمن مى شناسيم، همان اسبى است كه روزگارى به نام اسب تورانى، سكايى و يا پارتى شناخته مى شد. بدون شك اين اسب يكى از قديمى ترين و خالص ترين نژادهاى اسب در جهان است. قدمت و اصالت اين اسب همراه با خصوصيات پسنديده اش از جمله استقامت،  سرعت و هوش سرشارش ما را بر آن داشت كه عمده فعاليت خود را به پرورش و كار با اين نژاد اختصاص دهيم.
•در كشور تركمنستان هم اسب تركمن يا به قول خودشان اسب آخال تكه وجود دارد، آيا تفاوتى ميان اسب هاى اين كشور با اسب هاى تركمن ايران وجود دارد؟
به طور كلى منشاء نژادى اسب هاى تركمن ايران و تركمنستان يكى است، اما در زمان سلطه روس ها در تركمنستان صدمات فراوانى به اسب ها خورد. به طورى كه اكثر اسب ها از بين رفتند و كار به جايى رسيد كه تعداد ۲۴ راس اسب بيشتر باقى نماند. اسبى كه امروز به نام آخال تكه مى شناسيم توسط روس ها با نژادهاى ديگرى آميخته شد و خلوص خود را تا حد زيادى از دست داد. اين مسئله سبب بروز مشكلات ژنتيكى فراوانى براى اين اسب ها شد. در مقابل تركمن هايى كه به سمت ايران مهاجرت كردند اسب هاى خود را نسبتاً خالص نگاه داشتند. به طور كلى تفاوت ژنتيكى بارزى بين اسب هاى ايران و تركمنستان وجود ندارد تنها تفاوت تا حدودى در فنوتيپ آنها است. به رغم ظاهرى زيبا، آخال تكه هاى تركمنستان اسب هاى خالصى نيستند.
•در حال حاضر به پرورش اسب تركمن اشتغال داريد. لطفاً در اين مورد و همچنين درباره مشكلاتى كه در اين كار با آن روبه رو هستيد، توضيح دهيد؟
ما در ابتدا شروع به جمع آورى اسب هاى خالص تركمن در مناطق مختلفى از تركمن صحرا كرديم. براى توليد كره از يك سيلمى به نام ارونت كه در زمان شاه از روسيه وارد شده بود استفاده كرديم. ارونت را براى كشش ماديان هاى تركمن در گنبد گذاشتيم اما متاسفانه تركمن ها از اين اسب استفاده نكردند و ماديان هاى خود را با اسب هاى نژاد تروبرد وارداتى مخلوط كردند. پس از ارونت توسط آقاى سينا ظهير يك سيلمى آخال تكه به نام دل دل خريدارى كرديم. دل دل احتمالاً در شكم مادرش از روسيه به ايران آمده بود. نتايج آزمايش هاى مو و خون دل دل نشان داد كه آن اسبى خالص است و جهت كشش با ماديان هايمان از او استفاده فراوانى كرديم. در حال حاضر تعداد ۴۵ راس اسب تركمن داريم. سه رأس سيلمى،  دو رأس اخته و ۴۰ راس ماديان. تمام اسب داران اطراف اين منطقه از سيلمى هاى ما براى كشش ماديان هاى خود استفاده مى كنند. اين مسئله به خالص نگاه داشتن اسب هاى منطقه كمك بزرگى مى كند. در امر پرورش اسب مشكلات زيادى بر سر راه ما وجود دارد. نبود بازار مناسب فروش اسب يكى از مهم ترين مشكلات ما است. صادرات اسب از ايران ممنوع است در حالى كه واردات اسب هاى خارجى آزاد است. صادرات اسب براى توليدكنندگان داخلى مسئله اى بسيار مهم است زيرا بازار فروش داخلى رونق چندانى ندارد.
•به نظر شما با آزاد شدن قانون صادرات، مشكل صنعت پرورش اسب در ايران حل خواهد شد؟
تا حدود زيادى بله. نگهدارى اسب كارى پرهزينه است و اگر توليد كننده از محل فروش اسب نتواند هزينه هاى خود را جبران كند ديگر ادامه كار برايش ميسر نيست. اين مشكلى است كه تمامى توليدكنندگان بومى نيز با آن دست به گريبان هستند. امروز قيمت اسب تركمن بسيار پايين است و هزينه نگهدارى خود را برنمى گرداند. اين مسئله و عدم تمايل تركمن ها به پرورش اسب هايشان نسل اسب تركمن را با خطرى جدى مواجه كرده است. مشكل اين جا است كه راه براى ورود اسب هاى خارجى باز است و اكثر مردم متاسفانه داشتن يك اسب خارجى را براى خود نوعى افتخار يا پرستيژ مى دانند. اين در حالى است كه قيمت اين اسب هاى وارداتى بسيار بالا و در حدود ۳۰ تا ۵۰ ميليون تومان است. اگر توليدكننده داخلى بتواند تنها يك كره در سال با قيمتى مناسب بفروشد تمام هزينه اسب هاى خود را براى يك سال تامين مى كند. اما وجود اسب هاى خارجى، بازار فروش داخلى را فلج كرده است. در نتيجه براى توليدكنندگان داخلى چاره اى جز صادرات نمى ماند.
•آيا تاكنون از بخش دولتى كمكى دريافت كرده ايد؟
بخش دولتى تا امروز هيچ كمكى در جهت توليد اسب به ما نكرده است. حتى ما هنوز بعد از اين همه سال توليد و پرورش اسب پروانه توليد نداريم. ما هر سال براى خريد يونجه يك وام پنج ميليون تومانى از بانك كشاورزى مى گيريم اما اين هم مشكل است. زيرا به ما مى گويند، اسب دام نيست و وام براى آن داده نمى شود!
ما در جهت پيشبرد توليد و پرورش اسب از توريست ها استفاده مى كنيم. هميشه پانزده اسب براى توريست ها آماده داريم. آنها براى آشنايى با اسب تركمن و سوارى با آنها پيش ما مى آيند. درآمد حاصله از اين كار است كه ما را تا امروز در امر پرورش اسب تركمن موفق نگاه داشته است. اكثر توريست ها مجذوب اين اسب و سوارى دلپذير آن مى شوند. وقتى از من مى پرسند كه چه برنامه اى براى آينده اين اسب ها داريد من ناچاراً به آنها مى گويم هيچ. توريست ها اكثراً به خاطر من مى آيند و اگر من ديگر نباشم هيچ توريستى نمى آيد. اگر در طول يك سال توريستى نداشته باشيم مجبور خواهيم شد تمام اسب ها را بفروشيم. من الان ۷۱سال دارم و بيشتر از اين نمى توانم اين كار را ادامه دهم. وقتى من نباشم ساير پرورش دهندگان هم در اين منطقه كار پرورش اسب را رها مى كنند. من واقعاً خسته شده ام. وقتى اميد نيست آدم ديگر دل كار كردن ندارد. در تركمن صحرا گاهى اسب هاى نحيف و كوچكى را مى بينيم كه در اثر كمبود تغذيه سوخته اند. من هم سوخته ام.
•وضعيت اسب تركمن را در ايران چگونه ارزيابى مى كنيد؟ آيا نسل اسب تركمن در خطر انقراض قرار دارد؟
وضعيت اسب تركمن در ايران خيلى بد است. اگر كمتر از ۱۰۰۰ ماديان از يك نژاد اسب در منطقه اى وجود داشته باشد بايد اين نژاد را منقرض شده يا در حال انقراض تلقى كرد. من فكر مى كنم در منطقه تركمن صحرا چيزى بيش از ۲۰۰ ماديان وجود ندارد و بدون شك با اين روال نسل اسب تركمن تا چند سال ديگر به طور كلى از بين مى رود. تركمن ها نيز ديگر علاقه اى به پرورش اسب ندارند. تنها اميد آنها به مسابقات كورس است. اما مسابقات هم دردى را دوا نمى كند زيرا جوايز كورس هاى اسب تركمن بسيار ناچيز و در بيشتر مواقع فقط سبوس است. در حالى كه براى مسابقات اسب هاى خارجى جوايز كلانى در نظر گرفته مى شود.
•براى جلوگيرى از انقراض اين اسب ها چه راهكارى را پيشنهاد مى كنيد؟
به نظر من براى رفع اين مشكل احتياج به كمك دولت نيست. اگر به بخش خصوصى هر ساله اجازه صادرات چند رأس اسب داده شود خود به خود بازار اسب در ميان توليدكنندگان بهتر مى شود. براى حفظ اين اسب ها يك پايه اقتصادى لازم است. اين كار توليدكنندگان محلى را نيز به حفظ و پرورش اسب هايشان تشويق مى كند. در غير اين صورت نسل اين اسب براى هميشه از بين مى رود. اگر اين اسب از نظر ژنتيكى از بين برود در هيچ جاى ديگر نژادى مانند آن يافت نمى شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:47  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

در سال 1345 پيش از ميلاد، مردي از قوم ميتاني به نام كيكوليش، كهن‌ترين رساله را درباره‌ي پرورش اسب به خط ميخي نوشت. بر پايه‌ي اين رساله كه بر لوح‌هاي گلي برجاي مانده است، دوره‌ي پرورش اسب شش ماه بوده است و بهترين اسب‌ها پس از يك اسب دواني آزمايشي برگزيده مي‌شدند. پس از آن، اسبان را زير روپوش پشمي مي‌تازاندند تا عرق كنند و از وزن آن‌ها كاسته شود.

 اسب‌ها را پيوسته در مسافت‌هايي كه به تدريج زيادتر مي‌شد، به حال چهارنعل يا يورتمه مي‌دواندند تا به راه رفتن و دويدن عادت كنند. براي خوراك دادن و آب دادن دستورهاي ويژه‌اي داده شده كه به هنگام معين و به اندازه آب و خوراك به آن‌‌ها بدهند. همراه خوراك آن‌ها بايد كاه خرد شده باشد تا بهتر بتوانند خوراك خود را بجوند.  بايد به ياد داشت كه اين رساله در سده‌ي 14 پيش از ميلاد نوشته شده و بايد يادآور شد كه كهن‌ترين كتاب پرورش اسب يوناني 1700 سال پس از اين نوشته شده است.(1)

  ميتاني‌ها دسته‌اي از آريايي‌ها بودند كه در شمال عراق كنوني ساكن شده بودند و از 1500 تا 1360 پيش از ميلاد بر اين منطقه فرمان‌ مي‌راندند. آن‌ها زماني بر كاخ‌هاي آشوريان دست يافتند، اما سرانجام  به زير فرمان هيتي‌ها(دسته‌ي ديگري از آريايي‌ها) رفتند. ميتاني‌ها در پرورش اسب و ذوب آهن مهارت زيادي داشتند و اين مهارت را به هيتي‌ها و مردمان ميان‌رودان آموختند. كتاب پرورش اسب نيز براي يكي از فرمان‌رويان هيتي نوشته شده است.(3)

  بايد يادآور شد كه كتاب‌هايي كه به روزگار تمدن اسلامي درباره‌ي پرورش اسب نوشته شده است، همگي نام "فروسيه" دارند كه فروسيه به معناي پرورش فرس(به فتح ف و ر) و فرس به معناي جانوري است كه از فارس آمده. مهم‌ترين رساله‌ي فروسيه را نجمالدين ايوب الاحدب الرامه(وفات 694 هجري/1294 ميلادي) نوشته است كه "كتاب الفروسيه في رسم الجهاد" نام دارد و از ويژگي‌هاي آن داشتن تصويرهاي فراوان است. اين كتاب منبع اصلي كتاب‌هاي ديگري است كه در اين باره نوشته شده است.(2)

  منبع:

 1. سارتن، جرج. تاريخ علم. احمد آرام. اميركبير، 1346

  2. يوسف حسن، احمد. تاريخ مصور تكنولوژي اسلامي. علمي و فرهنگي، 1375

  3. Encyclopedia Britannica, 2006

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:36  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  | 

سوگند به اسبان دونده ای که نفسهایشان به شماره می افتد وهنگام برخورد سم هایشان به سنگ ها آتش بر می خیزد                           عادیات
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 17:32  توسط سید مجتبی خسروانی نیک  |